|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/3/1: گفت وگو با امير مسعود بختياري از فرماندهان: ۸سال دفاع مقدس كالبد شكافي فتح
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7002
سه شنبه 30 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3644 1/3/86 > صفحه 15 (ادب فرهنگ و پايداري) > متن
 
      


گفت وگو با امير مسعود بختياري از فرماندهان: ۸سال دفاع مقدس كالبد شكافي فتح


نويسنده: اسماعيل علوي


    با گذشت ربع قرن از آزادي خرمشهر هنوز ناگفته هاي بسياري پيرامون اين حادثه بزرگ قرن وجود دارد كه در سينه حماسه آفرينان آزادي خرمشهر باقي مانده است. به مناسبت سوم خرداد سالروز اين فتح الفتوح رو به روي امير سرتيپ مسعود بختياري از همر زمان شهيد صياد شيرازي و از جمله فرماندهان دوران جنگ نشسته ايم تا با طرح سؤال هايمان گوشه اي از ناگفته ها را بر زبان آورد و با تبيين ابعاد پيروزي رزمندگان در بازپس گيري خرمشهر، مختصات اين حماسه را ترسيم كند. او دوره هاي مختلف رزمي را در دانشكده هاي جنگ آموخته و در آغاز جنگ در توپخانه لشكر۲۱ پياده دزفول خدمت مي كرد و پس از انتصاب شهيد صياد شيرازي ، به فرماندهي نيروي زميني ارتش در قرارگاه اين نيرو درآمد و علاوه بر مسئوليت افسر عمليات، به عنوان مشاور عملياتي قرارگاه سرفرماندهي نيروي زميني ارتش ، انجام وظيفه كرده است.
    
    با توجه به احتمال وقوع جنگ ميان ايران و عراق تدبير ارتش براي دفاع ازخوزستان در پيش از انقلاب چه بود؟
    پيش از انقلاب دفاع از خوزستان بر عهده لشكر۹۲ زرهي خوزستان بود و در صورت لزوم گردان هايي هم از لشكرهاي پياده و زرهي از ساير نقاط كشور براي حمايت از لشكر۹۲ به منطقه اعزام مي شدند. البته در همين جا لازم به ذكر است كه لشكر۹۲ زرهي خوزستان قوي ترين لشكر منطقه خاورميانه بود.
    تدابير اين لشكر براي پدافند بدين ترتيب بود كه يك سد دفاعي به نام دژ در مقابل تهاجم احتمالي عراق تدارك ديده بود و پادگاني هم به همين نام در خرمشهر ايجاد شده بود.
    پدافند يگان هاي عمل كننده در سه رده به سمت عمق سرزميني پيش بيني شده بود كه در صورت جنگ و هر يك از رده ها بنا بر پيش بيني هاي قبلي به دفاع و دفع تجاوز مي پرداختند البته اين طرح متعلق به دهه۴۰ بود و در دهه بعد به دليل مدرن شدن ارتش، استراتژي صيانت از تماميت ارضي از حالت تدافعي به تدبير بازدارندگي تغيير يافت و نيروي هوايي ارتش نقش اصلي را بر عهده گرفت و طرحي به نام «كمان البرز» و يا «كمان۹۹» طراحي و در پي آن پايگاه وحدتي در دزفول و پايگاه هوايي همدان ايجاد شد. براساس اين طرح به محض خطر حمله از سوي عراق، جنگنده هاي نيروي هوايي، اهداف نظامي- اقتصادي زيادي را در خاك عراق بمباران كرده و با هدف بازدارندگي ارتش عراق را در مراحل اول تحرك نظامي زمين گير و از هرگونه اقدام جدي مانع مي شدند. ضمن آن كه لشكر۹۲ زرهي خوزستان نيز بر روي زمين حضور داشت و مانع تحرك قواي دشمن مي شد.
    ادعاهاي مرزي عراق عليه ايران بر چه اساس بود؟
    عراق با وجود آن كه در سال۱۹۲۰ پس از تجزيه امپراتوري عثماني به وجود آمد، خود را ميراث دار دولت عثماني مي دانست و مدعي بود به رسميت شناختن حق حاكميت دولت ايران بر خرمشهر به وسيله دولت عثماني در معاهده ۱۸۴۷ «ارض روم» بي جهت بوده است. در صورتي كه خرمشهر در طول تاريخ متعلق به ايران بوده است وخوزستان نيز به گواهي آثار بسياري كه از دوره عيلاميان ، يعني بنيانگذاران ايران باستان در جاي جاي اين خطه از كشور باقي مانده، مهد تمدن ايراني است تا جايي كه برخي از مورخان و باستان شناسان شوش را پايتخت تمدن ايراني ناميده اند. بنابراين ادعاهاي رژيم سابق عراق و بعثيان كه خرمشهر را محمره ناميده و آن را جزئي از امپراتوري عثماني مي شناختند كه دولت عثماني آن را در قرارداد «ارض روم» به ايران بخشيده، ادعاي بي اساس و غيرقابل تطبيق با واقعيت هاي تاريخ است.
    در هر حال رژيم سابق عراق ادعاي كذبي را مطرح كرد و بر مبناي آن چشم طمع بر اروندرود داشت كه در جريان جنگ تحميلي با وجود تلاش هاي فراوان براي ضميمه كردن اين بخش از خاك كشورمان به جغرافياي عراق، با طرح شعار بازپس گيري بخشي از ميهن اعراب كه از دامن مادر جدا شده است به همت رزمندگان اسلام نتوانست به هدف خود نائل شود.
    آيا پيش از اين هم عراق ادعاهاي ارضي خود را مطرح كرده بود؟
    رژيم بعث عراق به پشت گرمي شوروي سابق در سال۱۳۴۸ ادعاي خودش را مبني بر حق حاكميت بر تمامي اروندرود اعلام كرد و اخطار كرد كشتي هاي تجاري با پرچم ايران اساساً نمي توانند وارد اروندرود شوند و يا به سمت خرمشهر و آبادان حركت كنند. اما با وجود
    اولتيماتومي كه داده بود، نتوانست هيچ اقدامي انجام دهد و شناورها با پرچم ايران آزادانه در اروندرود به تردد خود ادامه دادند.
    آيا جنگي هم ميان ارتش ايران و عراق در گرفته بود؟
    در سال۱۳۵۳ ايران بر روي رودخانه كنجانچم مشغول ساخت سد بود و عراق با عنوان اين كه آب اين رودخانه به آن كشور تعلق دارد به تپه مرزي ۳۴۳ حمله كرد و موفق شد تپه را براي مدت محدودي به اشغال خود درآورد. پس از اين تعرض نيروهاي منطقه كه عمدتاً يگان هايي از ژاندارمري بودند حمله كردند و تپه را پس گرفتند و تعدادي هم تلفات به عراقي ها تحميل كردند، اين تنها موردي بود كه تجاوز عملي محسوب مي شد والا همواره از بدو تأسيس عراق جنگي لفظي با تكرار ادعاهاي حاكميت بر اروندرود از سوي عراقي ها مطرح بوده است كه آن هم با امضاي قرارداد۱۹۷۵ زمينه ادعاهاي لفظي از ميان رفت و يك سند حقوقي محكم ميان دو كشور به وجود آمد كه نقطه پاياني بر ادعاهاي ارضي عراق گذاشت و عراق پذيرفت كه ايران داراي حق حاكميت مساوي با عراق در اروندرود است.
    موضوع قرارداد۱۹۷۵ الجزاير چيست و چرا عراق بعد از انقلاب دوباره ادعاهاي ارضي خود را مطرح كرد؟
    در سال۱۳۵۷ يعني بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران، دولت بعث عراق با وجود امضاي قرارداد۱۹۷۵ الجزاير ادعاهاي سابق خود را كه مغاير با قوانين بين المللي مرزبندي مشترك بر روي رودخانه اروند است را زير پا گذاشت و دوباره ادعاي حاكميت كامل بر اروندرود را تكرار كرد و رسماً از ايران خواست آن بخش از قرارداد ۱۹۷۵ كه ناظر بر نحوه مرزبندي مشترك ميان دوكشور بود را ملغي تلقي كند. طبعاً چنين چيزي امكانپذير نبود چون هيچ يك از مواد قرارداد۱۹۷۵ قابل فسخ نيست و غيرقابل فسخ بودن جزئي از اين عهدنامه است. يعني در قرارداد بالصراحه پيش بيني شده است كه اين قرارداد قابل فسخ نيست.
    در ماده چهارم بيانيه الجزاير آمده است كه دولت هاي ايران و عراق هرگاه اختلاف پيدا كردند، بايد مراحل مختلفي را براي حل اختلاف طي كنند و روح قرارداد مانع فسخ و يا درگيري و جنگ است. در اينجا لازم است به اين نكته اشاره كنم كه يك بيانيه الجزاير وجود دارد و يك قرارداد الجزاير. بيانيه الجزاير در سه ماده و در ۱۶ مارس ۱۹۷۵ ميان شاه سابق ايران و صدام حسين معاون رئيس جمهور وقت عراق و با ميانجيگري حواري بومدين، رئيس جمهور وقت الجزاير به امضا رسيد و قرارداد الجزاير بعدها ميان كارشناسان دوكشور در چند سند در تهران و بغداد مورد موافقت دوطرف قرار گرفت و به امضاي سران دوكشور رسيد.
    بيانيه الجزاير در چهار ماده تنظيم شده است. ماده يك مربوط به مرزهاي خشكي دوكشور بوده و ضمن آن آمده است:
    مرزهاي خشكي ايران و عراق براساس موافقتنامه ۱۹۱۳ ميان تهران و قسطنطنيه كه مربوط به دوران امپراتوري عثماني و دولت قاجاريه در ايران مي شود تعيين مي گردد.
    در ماده۲ آمده است، مرز مشترك ايران و عراق در رودخانه اروند بر مبناي خط تالوگ (عميق ترين نقطه رودخانه) خواهد بود. اين ماده بخش عمده اختلاف هاي مرزي ايران و عراق را فيصله مي دهد و زمينه را براي ثبات دائمي فراهم مي كند. و ماده سه بيانيه مي گويد: روابط دوكشور بر مبناي حسن همجواري وعدم دخالت در امور يكديگرو جلوگيري از ترددهاي غيرقانوني است. در واقع اين ماده ناظر به افراد و گروه هاي مخالف هر دو كشور است كه ممكن بود از مرز عبور كنند و اقدام هايي را عليه دولت مقابل انجام دهند.
    من مي خواهم توجه شما را به ماده چهارم اين بيانيه جلب كنم كه ضمن آن آمده است؛ مواد سه گانه فوق الاشاره، سه جزء هستند از يك كل كه البته لفظ سه جزء هستند از يك كل بارحقوقي مخصوص خود را دارد و معني آن اين است كه شما نمي توانيد يك ماده از اين قرارداد را قبول داشته باشيد و ۲ ماده ديگر را قبول نداشته باشيد و يا بالعكس. درواقع ماده چهارم بيانيه مي گويد به دولتي كه سه ماده اول را پذيرفته است، يعني مرز خشكي را پذيرفته، مرز آبي را هم پذيرفته، عدم تردد غيرقانوني افراد و گروه هاي مخالف دولت مقابل و عدم دخالت در امور داخلي يكديگر را پذيرفته است، نمي تواند پس از مدتي بگويد من يكي از اين سه مورد را قبول ندارم و فقط دو مورد ديگر را مي پذيرم.
    قرارداد الجزاير شامل چه جزئياتي است؟
    بعد از انعقاد اين بيانيه ۹ قرارداد ميان ايران و عراق منعقد شد كه مجموعه آنها به قرارداد الجزاير موسوم شده است. در صورتي كه اين قراردادها در الجزاير منعقد نشده اند و در تهران و يا بغداد به امضاي دوطرف رسيده است. اين قراردادها مربوط به بروز اختلاف هاي احتمالي ميان ايران و عراق است و ضمن يكي از آنها آمده است: هرگاه ميان دولت هاي ايران و عراق اختلافي پديدآمد، ابتدا دوطرف تلاش مي كنند كه با مذاكره موضوع را فيصله دهند، اگر توافق حاصل نشد، از دولت ناظر يعني الجزاير مي خواهند به عنوان ميانجي به حل موضوع بپردازد و اگر داوري الجزاير هم مورد قبول يكي از دوطرف قرار نگرفت، موضوع به يك دادگاه بين المللي مانند ديوان بين المللي لاهه ارجاع داده مي شود و اگر باز هم رأي اين دادگاه موردقبول يكي از دوطرف نبود، دو كشور يك دولت ثالث را به عنوان داور تعيين مي كنند كه رأي و نظر آن دولت لازم الاجرا خواهدبود و دوطرف بايد به داوري آن كشور ثالث گردن نهند.
    براساس اين قرارداد هيچگاه جنگي ميان ايران و عراق نبايد دربگيرد. چون سازوكار حل اختلاف به حدي روشن و حقوقي پيش بيني شده كه كاملاً بازدارنده است. بنابراين پاره كردن قرارداد از سوي صدام در مقابل دوربين تلويزيون و اعلام اين كه من خط تالوگ را به عنوان مرز مشترك آبي قبول ندارم، اقدامي غيرقانوني و مغاير با موازين حقوق بين الملل بود و درمراجعه به هر دادگاهي عراق محكوم آن محكمه خواهدبود چون مجموعه بيانيه و قرارداد الجزاير مجموعه اي كاملاً قانوني است كه در دبيرخانه سازمان ملل به عنوان قرارداد رسمي ثبت شده است و مشروعيت حقوقي دارد. يعني دولت هاي بعدي عراق و ايران هم نمي توانند از آن سرباز زنند.
    با توجه به جايگاه بيانيه و قرارداد الجزاير در حقوق بين الملل چرا صدام راهكار جنگ و تجاوز را پيش گرفت و اين اقدام صدام با عكس العمل محافل بين المللي روبه رو نشد؟
    من مايلم به اين سؤال بدين ترتيب پاسخ بگويم كه نهايتاً عراق در پايان جنگ از سوي دبيركل سازمان ملل آقاي خاوير پرز دكوئيار به عنوان متجاوز شناخته شد و اين به معني محكوميت اقدام تجاوزكارانه عراق از سوي محافل بين المللي است. اين اعلام را اگرچه ديرهنگام اما به عنوان يك سند رسمي مي شناسيم كه در تعيين روابط ميان دو كشور داراي آثار حقوقي مثبتي است.
    اما اين كه چرا صدام به ايران حمله كرد موضوعي است كه احتياج به توضيحات مبسوطي دارد، اما اجمالاً مي توان گفت كه وقوع انقلاب اسلامي در ايران، نظم امنيتي منطقه را برهم زد، قبل از آن ايران به عنوان حافظ منافع غرب و ژاندارم منطقه مطرح بود.
    وقتي جمهوري اسلامي سياست نه شرقي، نه غربي را به عنوان استراتژي جديد خود اعلام كرد، نظم مطلوب آمريكا در منطقه برهم خورد، شوروي هم نقطه اتكايي براي خود در منطقه نمي يافت، لذا يك خلأ قدرت در منطقه به وجودآمد. در چنين شرايطي صدام حسين كه ساليان درازي رؤياي زعامت و قيادت جهان عرب را درسر داشت و مدعي بود حزب بعث عراق حزبي پيشرو در جهان عرب است و بايد رهبري سياسي جهان عرب نيز در دست عراق باشد، تلاش كرد از اين خلأ قدرت استفاده كند و عنوان قدرت برتر منطقه و جهان عرب را به خود اختصاص دهد و بدين ترتيب حس جاه طلبي خود را ارضا كند. از سوي ديگر اساساً خط مشي حزب بعث عراق اين بود كه خوزستان ايران به عنوان بخشي از منطقه عمومي استان بصره و متعلق به عراق است كه به زور از سوي ايران از عراق جداشده است و شرايط جديد موقع مناسبي براي الحاق خوزستان به عراق فراهم كرده است.
    قدرت هاي بزرگ و حكام منطقه هم كه منافع خود را با وقوع انقلاب اسلامي در معرض تهديد جدي مي ديدند، لازمه حفظ سلطه و حفظ منافع خود را تضعيف و نهايتاً حذف جمهوري اسلامي مي دانستند. زيرا آنان به شدت نگران بودند دامنه انقلاب اسلامي ايران به ساير كشورها نيز كشيده شود. بنابراين براي محدودكردن امواج انقلاب اسلامي در مرزهاي داخلي ايران، بي ميل نبودند جنگي تمام عيار را به ايران تحميل كنند و از اين طريق از امواج انقلاب اسلامي در امان بمانند.
    مجموعه اين عوامل و شرايط زمينه را براي امتحان شانس صدام فراهم كرده بود و صدام سرمست از جاه طلبي هايش به دنبال تحقق رؤياي قيادت امت عربي با چراغ سبز قدرت هاي بزرگ و قارون هاي منطقه دست به تجاوز به ايران زد.
    در اين شرايط اوضاع داخلي به چه شكل بود؟
    در داخل ايران انقلاب درگير مسائل خود بود، كما اين كه هر كشور انقلابي درماه ها و سال هاي اوليه درگير مسائل داخلي خود است. زيرا نظم پيشين به واسطه انقلاب برهم خورده و تا استقرار نظم نوين ماه ها و بلكه سالها وقت لازم است. همچنين مخالفان انقلاب اينجا و آنجا آشوب هايي برپاكرده بودند و مطالبات زودتر از موعد را دستاويز ايجاد شكاف و بلوا ساخته بودند و به تضعيف اساس نظام مي پرداختند در چنين وضعي صدام تصور مي كرد دولتمردان انقلابي قادر نخواهندبود در مقابل تهاجم عراق با يك آرامش خاطر تصميم گيري كنند و او با يك اقدام قاطع مي تواند در ظرف مدت كوتاهي به رؤياهايش دست يابد و پس از كسب موفقيت به دليل همداستاني با قدرت هاي بزرگ به تثبيت وضع جديد خود بپردازد. صدام در آستانه تهاجم به خاك كشورمان در مجلس ملي عراق خطاب به نمايندگان مجلس گفته بود: «اكنون شرايط براي تغيير وضع ژئوپلتيكي عراق فراهم است اما نبايد اين فرصت را از دست بدهيم.» منظور صدام از تغييروضع ژئوپلتيكي، تسلط عراق بر خوزستان و يا حداقل به دست آوردن حاكميت هردو ساحل اروندرود بود چرا كه در اين شرايط عراق واقعاً دچار وضع جديد و موقعيت مطلوبي درخليج فارس مي شد. زيرا عراق از يك فقر ساحلي در خليج فارس رنج مي برد و ساحل مناسبي با كاربرد بندري دراختيار ندارد، سواحل عراق كه در حدود ۲۰ مايل است بسيار كم عمق اند و براي پهلوگرفتن كشتي هاي بزرگ مناسب نيستند، بنابراين اگر مي توانست به خوزستان و يا حداقل به اروندرود دست يابد، عرصه بازتري را براي جولان در منطقه پيدا مي كرد، بويژه آن كه اگر به خوزستان دست مي يافت، به ۵۰۰ كيلومتر ساحل بسيار مناسب دست يافته بود كه از نظر ژئوپلتيكي براي عراق بسيار بااهميت بود.
    درواقع مي توان علت حمله عراق به كويت را در چارچوب تلاش عراق براي فرار از تنگناي فقر ساحلي دانست؟
    البته، صدام براي ارضاي جاه طلبي هايش اگر امكان حمله به ايران را نمي يافت در نهايت به سراغ كويت مي رفت، كما اين كه با وجود مساعدت ها و حمايت هايي كه از ناحيه اعراب حتي دولت كويت شده بود، پس از ناكامي در جنگ با ايران با هدف دستيابي به جزاير بوبيان و وروه به كويت هجوم برد و اين جزاير را اشغال كرد كه با دخالت قدرت هاي بزرگ مجبور شد مناطق اشغالي را ترك گويد و به پشت مرزهاي بين المللي بازگردد.
    ظاهراً صدام همچون اغلب ديكتاتورهاي تاريخ كه شخصيتي دوگانه دارند در نقطه مقابل جاه طلبي اش احساس حقارت هم داشت، تلاش جبران احساس مقاومت صدام در جنگ چگونه بروز يافت؟
    صدام به عنوان نماينده دولت عراق درامضاي قرارداد و بيانيه الجزاير و پذيرش خط تالوگ براي مرز مشترك آبي در اروندرود همواره احساس حقارت مي كرد و انتقادهاي مخالفانش كه وي را عامل انعقاد قرارداد الجزاير مي دانستند بر عمق اين حقارت مي افزود، به طوري كه يكي از محرك هاي صدام در پاره كردن قرارداد ۱۹۷۵ و اعلام هجوم سراسري به ايران را بايد در اين عامل جست وجو كرد. درواقع صدام با تحت حاكميت درآوردن اروند و با تسلط بر شمال اروند مي توانست از اين حقارت و كنايه هاي نيش دار مخالفانش نجات يابد.
    
    
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3644 به تاريخ 1/3/86، صفحه 15 (ادب فرهنگ و پايداري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 158 بار
    



آثار ديگري از "اسماعيل علوي"

  انسانيت، مخاطب نهضت عاشورا
اسماعيل علوي*، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  امام حسين (ع) و علم به شهادت / حماسه عاشورا به روايت عالمان دين(1)
اسماعيل علوي، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  17 شهريور نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي
اسماعيل علوي*، ايران 17/6/97
مشاهده متن    
  مباهله فضيلتي ديگر براي علي (ع)
اسماعيل علوي*، ايران 14/6/97
مشاهده متن    
  ضرورت توجه به روايت هاي تازه در ادبيات دفاع مقدس / به بهانه برگزاري نشستي با موضوع ادبيات جنگ تحميلي
اسماعيل علوي*، ايران 13/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه علوم و مهندسي آب و فاضلاب
متن مطالب شماره 2 (پياپي 7)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است