|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/3/7: به بهانه انتشار كتاب شناختنامه دكتر طاهره صفارزاده: من اهل مذهب بيدارانم
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7000
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3649 7/3/86 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


به بهانه انتشار كتاب شناختنامه دكتر طاهره صفارزاده: من اهل مذهب بيدارانم


نويسنده: مهدي طاهري


    
    «تعريف من از شعر همان است كه در «طنين در دلتا» گفته ام. طنين حركتي است كه حرف من در ذهن خواننده مي آغازد.» طاهره صفارزاده را اگر از ديرباز بشناسيد، مي دانيد، هميشه نگاهش به ادبيات، هنر و مذهب، صادقانه و بي آلايش بوده است. اگر كساني با بادهاي موسمي تغيير مي كنند، صفارزاده همان است كه بود، به اضافه تكامل معنوي كه در مسير زندگي پيموده است. او هدايت الهي و پشتيباني اوليا را به همراه خستگي ناپذيري روح و جسم از عوامل موفقيتش برمي شمارد و مي گويد: «قائم به ذات بايد بود، قائم به ذات او. »
    اگر بخواهيم به دقت شعر او را واكاوي كنيم به مشخصه هايي چون «سادگي بيان، احتراز از استعاره هاي مبهم و پيچيده، كاربرد انديشه در طرح مطلب و فراهم آوردن ساختار مناسب براي مضمون شعر» خواهيم رسيد ؛ ويژگي هايي كه خود صفارزاده براي اشعارش برشمرده است. او وقتي از خواندن و نوشتن خودش مي گويد، معلوم مي شود مطالعاتش منحصر به يك حوزه كوچك و محدود نبوده است: «من شعر جديد و قديم هر دو را مي خواندم. روي هم رفته علاقه وافري به مطالعه در همه زمينه ها داشتم . تا حالا از حافظ و سعدي گرفته تا هدايت و ترجمه هاي رايج داستاني با مضامين عاشقانه، سياسي و اجتماعي و همچنين نشريات مختلف روز و هرچه قابل دسترسي بوده است ، همه را خوانده ام».

    
    بازتاب نخستين سروده هايش:
    صفارزاده در كتاب شناختنامه درباره بازتاب نخستين شعرهايش مي گويد: «نخستين نمونه شعرهايم كه در محافل شاعران خوانده شد، توجه همه را جلب كرد و در كمتر از ۲ سال به شهرت قابل توجه رسيدم. شاعران و نويسندگان برجسته و متعهد با تواضع و ستايش خاصي با شعر من برخورد مي كردند و در آن اميد جهاني شدن مي ديدند و به زبان هاي خود ترجمه مي كردند. به فرضيات ادبي من مانند يك منتقد احترام مي گذاشتند و حتي برخي آثارشان را قبل از چاپ به من نشان مي دادند. به همان نسبت كه شعر من ارج مي يافت، نسبت به حرف هايم عكس العمل جدي و مثبت نشان داده مي شد. » بيراه نرفته ايم اگر بپنداريم طاهره صفارزاده شعر را نه براي شهرت مي خواست، زيرا اگر چنين بود منتقد ادبي بودن يا پژوهشگر بودن يا هر مقام و منصب ديگر مي توانست شهرت طلبي وي را اغنا كند. صفارزاده خود مي گويد: «من به عنوان يك وسيله مبارزه به شعرم توجه داشتم و از آن استفاده مي كردم نه به عنوان وسيله شهرت كه خداوند مرا از اين مسائل بي نياز كرده است.»
    
    تفكر پويا در عرصه فرهنگ:
    وي در مورد استقرار او و پويايي تفكرش در فرهنگ اين گونه اظهارنظر مي كند: «پس از سير و سفرهاي بروني و دروني، در فرهنگ مذهبي خودمان استقرار پيدا كردم. اين دريافت تدريجي آن گاه به يقين واصل شد كه در آن پايگاهي كه بودم باز مبارزه كردم و درصدد راهي براي نوشتن «شعر مقاومت» برآمدم. حالا كه به شعرهاي سال هاي خيلي پيش نگاه مي كنم، گويي همه كلمات در اشراق يك انقلاب معنوي نفس مي كشيده اند. در اين مسير، گروه، شخص يا جريان سياسي خاصي پيش رو و در حمايتم نبوده، بلكه هدايت الهي و دروني وجود داشته است كه در آن مجموعه اي كه عنوان شد، جايگاهش خيلي بالاست. من در طلب و توسل خالصانه مدام از پاداش معجزه و عنايت برخوردار مي شدم، آنها كه مي دانند، مي دانند چه مي گويم.»
    
    انديشه در شعر
    بي شك تكامل انديشه شاعر بر نوع نوشتن او نيز تأثيرگذار است. آن گونه كه شاعران در زندگي هنري شان فصل بندي هاي زيادي دارند كه آنها را نقاط عطف زندگي هنري خود مي دانند، صفارزاده هم اين گونه تغييرات را در انديشه تأييد مي كند و مي پندارد: «تغييرات شعر با تغييرات انديشگي شاعر در بسياري موارد متناسب است. در آغاز شاعر يك جوان پرشور و شوق است با عواطف مذهبي به معني متداول كلمه. او آدمي صادق و بي خبر از نقش سياسي هنر و سياست بازي ها، «كودك قرن» (يكي از معروف ترين شعرهاي صفارزاده) را مي نويسد. شعر «كودك قرن» در ميان شعرهاي اجتماعي مورد استقبال مردم قرار مي گيرد. اما آنها كه اخلاقيات را بدآموزي مي دانستند، شعر را با برچسب «احساساتي» رد مي كردند. اما در همه اين احوال شعر به عنوان يك كار اصلي براي من مطرح بوده و در همين مسير و با ۷ سال كار مداوم و حتي با احتراز از چاپ كتاب تا حصول نتيجه به زبان مشخصي مي رسم. از طرفي تشويق آدم هاي صادق و صاحب نظر را در خارج فراموش نمي كنم كه به من اعتماد به نفس مي بخشيد. من هيچ گوشه اي از زندگي شاعريم را انكار و پنهان نمي كنم، در اشعارم حتي اگر تجربه اي سطحي هم وجود داشته است، تلاش من به عنوان يك انسان جستجوگر، يافتن حقيقت بوده است. من يك نويسنده ام (به معناي عمومي يعني كسي كه مي نويسد) بايد بنويسم و همان چيزي را هم كه فكر مي كنم بايد بنويسم مي نويسم و قرار نيست وقت تلف كنم و خود براي عرضه كردن چيزي كه مي نويسم راه بيفتم. اين وظيفه رسانه هاي گروهي است كه رابطه هنرمند را از طريق عرضه درست هنر او، با مردم برقرار كنند تا آن كه حرفي دارد و آن كه حرفي براي او زده شده در ارتباط لازم و معنوي قرار گيرند. من كه فقط شعر احساسي نمي سرايم. شعر من برخوردار از انديشه است. نظرياتم را در شعرم منعكس مي كنم. يك خط شعر گاهي مي تواند محتواي چند سخنراني ومصاحبه باشد. ولي باز مي گويند شعر به جاي خودش، بياييد سخنراني كنيد . يعني چه ؟ من اگر ۵۰ سخنراني هم درباره ارزش انقلاب بكنم به اندازه شعر «سفر بيداران» محتوا و جوهر فكري نخواهد داشت. «كلود فساگر» نويسنده فرانسوي كه شعر مرا به زبان فرانسه ترجمه كرده است در يكي از برنامه هايش به من نوشت: «من معتقدم بايد شعر تو در جهان شناخته شود ولي حيف كه تو عيب بزرگي داري كه از تبليغات بيش از آنچه لازم است مي گريزي. » يادم هست يكي، دو مصاحبه را كه به وسيله او قرار بود انجام شود به هم زده بودم. او همسايه من بود، البته در خارج براي شناساندن يك اثر هنري، تماس و تبليغات بسيار مؤثر است اما اين جا اين كارها لازم نيست، هنر كه در اختيار مردم قرار گرفت اگر بپسندند شناخته مي شوي اگر هم نپسندند، تبليغات ذره اي ارزش ندارد. دست كم نفوذ عميق ندارد.»
    
    مشخصه هاي شعر صفارزاده:
    ياد سيدحسن حسيني شاعر امروز و هميشه به خير كه چند و چون و نظريات طاهره صفارزاده را جمع آوري كرده و اين گونه شمرده است : «شعر بايد توازن بين سه اصل تخيل، انديشه و احساس باشد و نيز لحن شعر بايد غيرخطابي و به طبيعت راحت و بي پيرايه و صميمي مانند يك زمزمه باشد. ايجاز شرط ديگر است و آن يعني حذف غيرلازم و نه افراط در خلاصه كردن ترجمه، آدمي كه كار هنري مي كند به فضاي هنري احتياج دارد، برخوردهاي مفيد كه بين افراد يك رشته هنري به وجود مي آيد در ساختن آنها خيلي مؤثر است. در شعر من، پروازهاي ذهني عامل ارتباط بعيدترين دريافت هاست و مي شود گفت در عين حال فلسفه اي است از تداوم و ارتباط هرچيز با همه چيز. همه تلاش من در زندگي به عنوان يك شاعر اين است كه در زمان خود بي طرف نباشم، شاعران خوب هميشه صادق ترين مورخ عصر خويش بوده اند. ما زمان حافظ را از شعر او در مي يابيم .
    شعر امروز ما اما افزون بر محتواي زندگي امروز، بايد به تجربه هاي مختلفي در شيوه بيان برسد. مكتب (شعر امروز) جوان است. هر شاعر بايد با ارائه نمونه هاي تازه بر مجموعه اين مكتب جوان بيفزايد تا به تدريج نظام خاصي پيدا كند، همان طور كه مي دانيد فكر شكستن قالب هاي سنتي كه شاعران شعر مقاومت، امروز آن را پذيرفته اند، از دل شاعران آزادي خواه خارج شده نه از دنيايي به نام «خارج» يا «غرب» و در شعر امروز ايران شاعراني چون «نيما» و ديگران سعي كرده اند كه قالب هاي خودشان را به تناسب حال و محتوا بسازند. هر هنرمندي كه «نيما» را به هر زباني بخواند، خيلي زود متقاعد مي شود كه رستگاري هنري تنها در اين است كه آدم به زبان خودش حرف بزند. وقتي به «نيما» فكر مي كنم به ترس ها، اجتناب ها، وسواس ها، گوشه گيري ها و سرسختي هاي او، روحيات و خصوصيات يك هنرمند متعالي و كامل را در او مي بينم .»
    طاهره صفارزاده به تفصيل معيارهاي شعر و شاعري را برشمرده است، معيارهايي كه به قبل از نوشتن شعر و زمان نوشتن برمي گردد، در اين معيارها به دقت اصول شعر مورد توجه قرار گرفته و معرفي شده است. بخش هايي از اين معيارها كه توضيح تفصيلي آن در كتاب شناختنامه صفارزاده آمده است عبارتند از پيش نيازهاي هنر شاعري شامل:
    ۱- مهارت در نگارش شناخت و كاربرد صحيح دستور زبان و علامات نقطه گذاري
    ۲- سابقه دريافت تشويق از معلم انشاء در دوره هاي پيش از دانشگاه
    ۳- سابقه اندوخته ها از مطالعات ادبي و معلومات عمومي
    ۴- دارا بودن نشاط ذهني براي حفظ اشعار زيبا و آموزنده از قديم و جديد
    ۵- شيفتگي به درك مطالب اجتماعي و تاريخي و نيز مربوط ساختن آنها به يكديگر حتي در تجزيه و تحليل هاي شفاهي
    ۶- انسان حساس و اهل فكر بودن
    ۷- ميل و خواست شديد به نوشتن.
    صفارزاده اصول شعر و شاعري در شعر امروز را اين گونه برمي شمارد:
    ۱- شاعري پديده اي ناگهاني نيست، استعداد كه ظاهر شد كوشش علمي و مطالعاتي تمرين در نوشتن و ثبت احساس انديشه، ظهور الهامات را به تدريج فراهم مي آورد.
    ۲- جدا نگاه داشتن حرفه اي براي معيشت از حرفه اي عمل كردن در تخصص شعر و شاعري، پديداري هنر خالص و خلوص شاعر را سبب مي شود.
    ۳- مضامين و واژگان تكراري در شعر نشانه كمبود ذخاير فرهنگي، علمي و ذهني شاعر است و اين كاستي شايسته شاعران ملتي نيست كه به گواه تاريخ از لحاظ تمدن و فرهنگ معارف غني از سرآمد ملل جهان به شمار مي آيد.
    ۴- شعر بايد به جامعه علم، اطلاع و معرفت ببخشد.
    ۵- تمركز گسترده و مداوم انديشه روي ناهنجاري هاي جوامع انساني و كوشش براي شناساندن و برانداختن آنها به وسيله شعر بايد نخستين مشغله ذهني شاعر و نويسنده متعهد و آگاه باشد.
    ۶- شاعر متعهد، فرهنگ سرزمين خود را به مخاطب داخلي و خارجي تعليم مي دهد. غفلت از اين بهره دهي، كلام را بي محتوا و ابزار تفنن خواننده مي سازد.
    ۷- تاريخ شعر نو برجسته ترين دليل بريدن از وزن و قافيه و قالب هاي قراردادي را رسيدن به آزادي در بيان واقعيات اجتماعي عنوان مي كند و زندگي انسان را موضوع اصلي آثار شعري قرار مي دهد.
    ۸- در شعر واقعگراي اجتماعي، اغراق جاي خود را به حفظ تعادل ميان احساس و انديشه مي دهد.
    ۹- براي حفظ طنين انديشه، شدت توجه به مضمون، پرهيز از ضد و نقيض گويي و تفنن در پرداخت شعر، ضرورتي آشكار دارد.
    ۱۰- روح و ذهن خواننده، در اثر معنابخشي شعر جلب مي شود، معناگريزي از سوي شاعر به گريز مخاطب از خواندن شعر مي انجامد.
    ۱۱- شاعر بايد نگاه شاعر به واقعه هستي و نبض واقعه هستي باشد. پس بي تفاوتي و خاموشي او در برابر وقايع و حوادث جامعه انساني و سرزميني همچون از كار افتادن نبض در بدن انسان به حساب مي آيد. اين موارد تنها نمونه هاي اندكي از نگاه طاهره صفارزاده به تولد شعر است. تولدي كه شاعر آن بايد متعهد باشد. متعهد به دانايي، ايمان و صداقت در گفتار. از نظر وي عنصر انديشه بايد در ذات شعر و هدايتگر آن باشد. در مقاله اي مي نويسد: «انديشه رو به جان و خرد دارد و متفاوت از گمان و خيال است كه «گمان» به فرمايش قرآن كريم انسان را از حقيقت بي نياز نمي سازد.»
    
    شعر امروز
    و درباره شعر امروز مي گويد: «در شعر امروز يا شعر نو، اگرچه «ضرورت قافيه» سد راه شاعر نيست اما بيهوده گفتاري و گريز از ضابطه و معيار هم عذري ندارد، ضرورت شعر در بيان انديشه و احساس گوينده است، براي انعكاس حقايق انساني، آرماني و اجتماعي. محتوا و شيوه بيان، در مجموع زبان شعري يك شاعر را كه مقوله اي تجربي است فراهم مي آورند، به واسطه زبان شعري است كه نگرش به هستي، تجربيات، معلومات عمومي و هنري و خط فكري شاعر نمودار مي شود و سبب تمايز او از ديگران مي گردد.»
    همان طور كه مي دانيم شعر ايران در صد سال گذشته تحولات بسيار به خود ديده است، يكي از اين تحولات عمده، پيدايش شعر «نيمايي» و نگاه تازه به مفاهيم در گستره اجتماعي و فرهنگي ـ سياسي است. طاهره صفارزاده مي گويد: «نيما يوشيج پيشگام گرامي شعر نو بود، شاعراني راهش را شناختند و عده اي فقط از او تقليد كردند.
    
    نظريه شعر «طنين»
    وي درباره نظريه «شعر طنين» كه خود واضع آن است و از جريان نيما نشأت گرفته، معتقد است: انسان وقتي به مضمون فكر مي كند موضوعات مربوط يا غيرمربوط ديگر هم در ذهنش آمد و رفت دارند، اگر شاعر بتواند آن «پروازهاي ذهني» را به كمك تمهيد انديشه در ارتباط با يكديگر قرار دهد و تداعي ها را به يكديگر نزديك سازد مخاطب از مسير اين كوشش با دريافت هاي واقعي و زنده رابطه برقرار مي كند و «طنين انديشه» گوينده در ذهن شنونده مي تواند حركتي سالم و رغبت انگيز پديد آورد كه آفرينش اثر، با كناره جويي از حرف هاي تقليدي و تكراري متداول و يا سوررئاليسم عاري از هدف، به نوآوري مثبت بيانجامد. من معتقدم نوگرايي در هنرهاي ديگر نيز اگر در جست وجوي مثبت گرايي باشد به تأثيرگذاري مي رسد.
    
    
    در شعر طنين طرح يك موضوع و نقاط رجوع شاعر از موضوع مكاني و موضع انديشگي در مجموع كليتي را به وجود مي آورند و اين كليت اگر به انسجام كامل برسد حتي جملات محاوره اي ساده هم از فرصت بعد معنايي و بازتاب انديشه و مقصود شاعر برخوردار مي شوند، فضايي كه شاعر با پردازش انديشه ها، آن را موضوع بيان و خطابه خود قرار دهد از عهده چنين هنري برمي آيد. در عصر ما واقعيت ها چنان توفنده اند كه مدام از كارايي شعرهاي تخيلي و احساسي محض مي كاهند و انديشه ميدانگاه گسترده تري مي طلبد. وقتي كه در اواخر سال هاي ۴۰ شعر «طنين» را با همين شعرهاي سفر اول و سفر زمزم به عنوان يك سبك شعري معرفي كردم دو نوع مقابله برانگيخته شد. اولي، طبيعي بود كه در برابر هر شيوه تازه عكس العمل اظهار مي شود و اما به همين بهانه عواملي كه از رواج شعر سياسي صريح، خطرهايي ادراك مي كردند با استفاده از وجهه دانشگاهي شان و به عنوان حمايت از كيان فرهنگي، كتاب «طنين در دلتا» را نزد مقام هاي فرهنگي بردند و آن را مخرب زبان فارسي قلمداد كردند و چنان هيجاني به راه انداختند كه پخش شعر نو از رسانه هاي صوتي و تصويري براي مدتي قبل از وساطت مقام ديگر مشمول توقيف شد.
    صفارزاده در گفتگويي كه محمد حقوقي با او انجام داده و در مجله فردوسي آن زمان منتشر شده است درباره «طنين در دلتا» مي گويد: معناي لغوي طنين صداي ناقوس است و معناي استعاري كه من گرفته ام بازتاب گسترده معنا و يا ابعاد معناست كه همچون صداي زنگ پخش مي شود ، ضربه مي زند و ذهن را به حركت و بيداري مي كشد. طنين در اثر تداوم و حركت دقيق دريافت ها از مرحله اي به مرحله ديگر در شعر پيدامي شود و اگر كليت در شعر مطرح باشد، يعني همه شعر در نظر گرفته شود، حتي يك خط محاوره اي هم از اين حركت و بعد معنايي برخوردار مي شود. حرف ديگر اين كه شعري كه مايه شكل دهنده آن بيداري است با خاصيت يكنواخت و تخديري وزن در تعارض است و در چنين شعري وزن ضرورت پيدا نمي كند واگر شعر آهنگين نيز شود اين آهنگ و وزن عارضي و تصادفي است و نقش معكوس اوزان قراردادي را دارد ؛ يعني در حوزه تسلط دريافت ها و مفاهيم است.
    
    شعر نو و مفاهيم اسلامي:
    صفارزاده مي گويد : گاهي از او سؤال مي شود آيا شعر نو با مفاهيم اسلامي در تعارض است؟ و پاسخ مي دهد: «خير، چه تعارضي؟ قرآن كريم به ايمان شاعر، به محتواي فكري او و به طور كلي به محتواي شعر اهميت مي دهد و هيچ جا بيان نكرده است كه چگونه قالبي براي بيان محتوا به كار برده شود. وانگهي اين قالب ها كه اشعار درباري و مدح سلاطين را يدك كشيده اند، بديهي است كه مورد توصيه قرآن كريم نيست. استاد شريعتي پدر مرحوم دكتر شريعتي در ضيافتي كه به عنوان تجليل و يا تشويق از شعر قبل در چندين دهه قبل برپا داشتند با يك سخنراني به همين موضوع اشاره كردند و بدون توجه به قالب و فرم، شعر مرا كه شاعر نوپرداز هستم در زمره اشعاري كه اهداف قرآن كريم را دنبال مي كند، برشمرده اند. اگر نوار سخنراني ايشان را پيدا و گوش كنيد نكات بسياري روشن مي شود. منظورم تعريف ايشان از شعر من نيست بلكه صلاحيت استاد از نظر دانش اسلامي و تقوا، پاسخي است به اين گونه سؤال ها.
    
    زندگينامه طاهره صفارزاده
    متولد ۲۷ آبان ۱۳۱۵ خورشيدي است. پدري اهل عرفان و علم داشته كه در ۵ سالگي طاهره درگذشته است. دختر ۵ ساله كه مادرش را نيز ۴۰ روز پس از پدر از دست مي دهد در كنار بي بي مرصع حكيم چشم پزشك و شاعر بزرگ مي شود.
    در ۶ سالگي تجويد، قرائت و حفظ قرآن را در مكتب مي آموزد و در ۱۳ سالگي نخستين شعرش با عنوان «بينوا و زمستان» را مي سرايد. نخستين مجموعه شعرش «رهگذر مهتاب» در سال ۱۳۴۱ منتشر مي شود و صفارزاده در سال ۱۳۳۹ ليسانس زبان و ادبيات انگليسي را از دانشگاه شيراز گرفت. و سپس با فرزند خود به تهران آمد و در يك شركت بيمه مشغول به ترجمه شد. سپس مترجم متون فني در شركت نفت شد. پس از درگذشت فرزندش براي تكميل تحصيلات و يادگيري فنون فيلمنامه نويسي در يكي از مؤسسات آموزش تلويزيون بي.بي.سي به انگلستان رفت. وي پس از چندين مكاتبه توانست در دانشگاه «آيوواي آمريكا» مدرس MFA را كه درجه اي مستقل از PHD است، دريافت كند. طاهره صفارزاده با گذراندن دروس ديگر، براي درس هاي اصلي شعر امروز جهان موضوع هاي نقد ادبي و نقد عملي ترجمه را برگزيد و سينما را نيز به عنوان هنر دوم فرا گرفت، او حتي براي گذراندن دو واحد سينما ملزم شد دو فيلم كوتاه ۸ و ۱۶ ميلي متري به ترتيب ۵ و ۱۵ دقيقه بسازد. صفارزاده پس از بازگشت به ايران براي تدريس ترجمه روشي مبني بر شناخت و تطابق مفهومي، دستوري و ساختاري ابداع كرد كه پس از انقلاب با نام «اصول و مباني ترجمه» به عنوان كتاب درسي در شناخت نظريه ها و نقد عملي مورد استفاده قرار گرفت. از طرفي درون مذهبي صفارزاده بيش از پيش او را مورد عنايت خداوند قرار داد و او ديگر بيشتر وقت خود را صرف مطالعات قرآني و خواندن تفسير مي كرد.
    وي با آگاهي از خلأ فرهنگي نهضت اسلامي در آغاز نهضت به كمك نويسندگان سرشناس و متعهد مسلمان به تأسيس مركزي با نام «كانون فرهنگي نهضت اسلامي» اقدام كرد. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همراهان او درگير مسئوليت هاي سياسي شدند. در دوران مسئوليت او حدود ۳۰۰ هنرجو در رشته سينما، عكاسي، تئاتر، نقاشي، شعر و داستان در مركز، پرورش يافتند كه از چهره ها و مسئولان فرهنگي انقلاب اسلامي شدند.
    كانون فرهنگ نهضت اسلامي پس از آن كه صفارزاده آن را به جوان ها سپرد به «حوزه انديشه و هنر اسلامي» و بعد ها به «حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي» تغيير نام داد. طاهره صفارزاده در سال ۱۳۷۱ از سوي وزارت علوم و آموزش عالي به عنوان «استاد نمونه» معرفي شد. در سال ۸۰ نيز پس از انتشار ترجمه «قرآن حكيم» به افتخار عنوان «خادم القرآن» نائل آمد.
    كتاب هاي شعر او عبارتند از: رهگذر مهتاب، چتر سرخ (انگليسي)، طنين در دلتا، سد و بازوان، سفر پنجم، بيعت با بيداري، مردان منحني، ديدار صبح، روشنگران راه، در پيشواز صلح و از جلوه هاي جهاني كه سال ۸۶ منتشر شده است.
    جلد اول كتاب «بيدارگري در علم و هنر» كه شناختنامه طاهره صفارزاده است به كوشش سيدعلي محمدرفيعي از طرف نشر «هنر بيداري» منتشر شده است.
    پيكر بندي نوشتاري كه خوانديد براساس كتاب شناختنامه بود كه تلاش شد برخي از آراي دكتر طاهره صفارزاده را در حوزه شعر معرفي دوباره كند.
    
    
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3649 به تاريخ 7/3/86، صفحه 17 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 830 بار
    



آثار ديگري از "مهدي طاهري"

  اقيانوس خاك
مهدي طاهري، رسالت 18/5/97
مشاهده متن    
  آزادي شهري كه پيشاني ايران است / ناگفته هاي عمليات كربلاي يك و آزادسازي مهران به روايت سردار مرتضي قرباني
مهدي طاهري، ايران 10/4/94
مشاهده متن    
  خوشبختي در گرو اخلاق / از نگاه فارابي، سعادت آدمي در گرو اخلاقي بودن اوست
مهدي طاهري تنها، جام جم 23/5/91
مشاهده متن    
  دو معنا از «علم» / سخني پيرامون علوم انساني
مهدي طاهري، رسالت 2/5/90
مشاهده متن    
  نگاه اروپا و غرب به حافظ ما/ مرزي براي حافظ نيست
مهدي طاهري، ايران 1/8/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بوم شناسي گياهان زراعي
متن مطالب شماره 4 (پياپي 53)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است