|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/3/9: گفت وگو با کاظم راست گفتار، کارگردان «نقاب» / حکايت يک بازي نابرابر
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1406 9/3/86 > صفحه 10 (سينما) > متن
 
      


گفت وگو با کاظم راست گفتار، کارگردان «نقاب» / حکايت يک بازي نابرابر


نويسنده: سميه عليپور


    به کار بردن عنوان «پوکر» براي يک فيلم سينمايي اين تصور را به وجود مي آورد که اين فيلم چندان هم بي سرو صدا ساخته نشود. تغيير نام فيلم، حرف و حديث ها در مورد انتخاب بازيگران، سکوت سه ساله و بالاخره اکران پس از اعمال حذفيات و اما در نهايت آنچه اين روزها در کمين فيلم هاي سينمايي روي پرده است، انتشار نسخه سي دي قاچاق فيلم، سرنوشت عجيبي را براي نقاب رقم زد. کاظم راست گفتار پس از آنکه با «عروس خوش قدم» توانسته بود يکي از فيلم هاي پرفروش سال را بسازد سراغ ساخت «نقاب» آمد تا اين بار پروژه يي عظيم تر را در دست بگيرد، اما آنچه عنوان شد اجازه نداد نام راست گفتار در جمع فهرست کارگردان هايي قرار گيرد که فيلم هاي شان گيشه نسبتاً تضمين شده دارد. در گفت وگو با راست گفتار آنچه در سه سال اخير براي «نقاب» رخ داده است مورد بررسي قرار مي گيرد.
    
    براي ساخت «نقاب» بودجه يي بيش از «عروس خوش قدم» صرف شد اما با اين وجود «نقاب» تا کنون نتوانسته فروشي در حد و اندازه فيلم اول تان داشته باشد. علت آن را چه مي دانيد؟
    
    CD فيلم که از نسخه کامل آن تهيه شده و حذفيات موجود در فيلم روي پرده را ندارد در حال حاضر به صورت گسترده در بازار قاچاق عرضه شده است. در اين شرايط نمي توان انتظار داشت که نقاب همانند عروس خوش قدم جزء پرفروش هاي سال قرار گيرد.
    
    يعني معتقديد اگر اين اتفاق براي فيلم نمي افتاد مي توانست فروش رکوردشکني داشته باشد؟
    
    نقاب در سطح استانداردهاي سينما و حتي مي توان گفت در سطحي بالاتر از اين استاندارد توليد شده است. در اين شرايط با در نظر گرفتن فروش فيلم در آغاز اکران مي توانستيم فروش بالايي را براي آن متصور شويم اما تمامي اين جريان با ورود نسخه غير قانوني فيلم به بازار دچار مشکل شد. بنابراين نمي توانيم بگوييم که اين فيلم قابليت فروش بالايي نداشته است، شرايط اجازه نداد تا نقاب به درستي امتحان خود را پس دهد.
    
    در اين سه سالي که نقاب در انتظار اکران بود چه بر سر آن آمد؟
    
    من به همراه علي آشتياني پور، تهيه کننده، در اين سه سال همانند کارمندان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي راهي ارشاد مي شديم. از 8 صبح تا 9 شب در مقابل دفتر مديرها و معاونان مختلف به انتظار مي ايستاديم تا بعد از جلسه هاي مختلف بالاخره به وضعيت نقاب هم رسيدگي کنند. تحقيرها و بحث هاي بي نتيجه هر روز و هر روز ادامه داشت و حاصل آن غير از گيج و سردرگم شدن ما چيز ديگري نبود. ما بايد هدف خود را از وجود هر بخش از فيلم توضيح مي داديم اما بالاخره فيلم پس از اعمال حذفيات روي پرده آمد.
    
    در مقابل اعمال حذفيات مقاومت کرديد؟
    
    در آغاز راه سر پرسودايي داشتم. احساس مي کردم با افرادي روبه رو هستم که مي توانم بعد از بحث و گفت وگو آنان را در مورد فيلم متقاعد کنم اما وقتي پا در ميدان گذاشتم با واقعيت هايي روبه رو شدم که انتظار مواجهه با آنها را نداشتم.
    
    آن واقعيت ها چه بود؟
    
    آنها مسائلي را مطرح مي کردند که من هم بايد آن را مي پذيرفتم.
    
    حذفيات اعمال شده را تا چه حد بر ساختار و روايت داستان فيلم تاثيرگذار مي دانيد؟
    
    حرف اصلي فيلم حتي با اين تغييرات هم به مخاطب منتقل مي شود اما به هر حال اين تغييرات بر حاصل کار بي تاثير نبوده است.
    
    با آن که اعلام مي کنيد اين تغييرات چندان فيلم را تحت تاثير قرار نداده اما جا به جا هنگام تماشاي فيلم بيننده اين حذفيات را احساس مي کند و به طور خاص پايان فيلم که در سينما الکن است.
    
    حذف سکانس پاياني فيلم مشکلاتي را براي برخي از بينندگان به وجود آورده است. تماشاگر پس از ديدن 90 دقيقه فيلم انتظار ندارد در آن زماني که تيتراژ روي پرده مي رود پايان فيلم را شاهد باشد اما وقتي مسوولان در اداره کل نظارت و ارزشيابي خواستار حذف اين بخش هستند نمي توانيم 500 ميليون بودجه را به خاطر اين بخش بي مصرف نگه داريم. همچنين از آنجا که در اين مواقع کسي نيست که از من و خواسته ام براي حذف نشدن بخشي از فيلم دفاع کند در نتيجه کاري غير از انجام دادن خواسته مسوولان ندارم و اين را حتي به شرط ضربه خوردن فيلم و تغيير ساختار آن بايد بپذيرم.
    
    البته نقاب در حالي اکران شد که اتفاقاتي همانند آنچه که در فيلم رخ مي داد را در سطح جامعه شاهد بوديم، حتي مجلس براي رسيدگي به امور اين افراد قانون تصويب کرد. شايد بتوانيم بگوييم عمومي شدن حرفي که در فيلم مطرح مي شد بالاخره مسوولان را بر آن داشت که اين فيلم روي پرده برود.
    
    من و تهيه کننده با مسوولان مشکل شخصي نداريم و حتي در روابط غير اداري با يکديگر کاملاً دوست هستيم. مي دانم وقتي اين افراد بدون در نظر گرفتنن مسووليت خود به تماشاي فيلم بنشينند آن را بسيار مي پسندند اما واقعيت اينجا است که مديران دولتي ما به دليل جايگاه شغلي خود توان ريسک چنداني ندارند. اکران کردن نقاب در شرايطي که اتفاقات موجود در فيلم هنوز در جامعه علني نشده بود يک ريسک محسوب مي شد و مديري که اهل ريسک کردن باشد در سيستم هاي اداري چندان دوامي نخواهد داشت. براي رهايي از اين شرايط بايد سيستم اداري موجود تغيير کند.
    
    اما در مورد خود فيلم. زمان ساخت نقاب از آن به عنوان فيلمي ياد مي شد که قرار است به صورت کامل در دوبي فيلمبرداري شود و اينچنين به نظر رسيد که زيبايي هاي بصري دوبي علت اين تصميم بوده است. به چه دليل براي فيلمبرداري راهي دوبي شديد؟
    
    لوکيشن هاي زيبا در ايران هم به وفور يافت مي شود اما متاسفانه کارگردان هاي ما غير از اتوبان نيايش سراغ مکان ديگري در تهران نمي روند و همين مساله تصور نبود لوکيشن مناسب را در تهران به وجود مي آورد.
    
    با اين تفاسير خودتان چرا دوبي را انتخاب کرديد؟ با اين وجود که يکي از انتقادهاي جدي که از سوي مسوولان به فيلم وارد مي شد همين وجود تصاويري از دوبي در فيلم بود.
    
    متاسفانه مسوولان ارشاد در حالي که من فيلم انتقاد آميز در مورد دوبي ساخته ام آن را به عنوان تبليغات ارزيابي مي کنند. اما دو دليل عمده براي انتخاب دوبي به عنوان لوکيشن اصلي داشتم: اولاً اينکه به طور کلي داستان فيلم در اين منطقه اتفاق مي افتاد، به اين شکل که کامران )امين حيايي( از کاري که به آن مي پردازد و تهديد آدم ها خسته شده است و به نيما )پارسا پيروزفر( مي گويد که قصد دارد از اين کار کناره گيري کند. سفر به دوبي و ادامه کار در آنجا واسطه يي است تا کامران از کار خود کناره گيري نکند. بنابراين، داستان ما را ملزم به اين سفر مي کرد. علاوه بر آن همان طور که در طول فيلم هم بارها به آن اشاره مي شود، دوبي سرزميني است در کنار ايران که از سوي انگليسي ها در آن سرمايه گذاري شده و کاملاً رشد کرده است و به اين شکل تمامي سرمايه گذارهايي که از سرمايه گذاري در ايران خسته شده اند دارايي خود را وارد آن مي کنند و همين مساله به اقتصاد کشور ما لطمه مي زند. من به واسطه سفر به دوبي قصد نمايش اينها را داشتم.
    
    البته بيننده زمان تماشاي فيلم بيشتر سرگرم زيبايي هاي تصويري آنجا مي شود و به طور خاص وجود سکانس ماشين سواري روي ماسه چندان هم با اهدافي که عنوان کرديد هماهنگي ندارد.
    
    به هرحال به دليل سير منطقي داستان بايد بعضي از قسمت ها را در فيلم جاي مي دادم و راهي غير از آن نداشتم. آنچه بيش از ساير نکات تلاش شده در مورد دوبي در فيلم مطرح شود آن است که اين سرزمين برزخي است بين ايران و غرب و هنوز هيچ چيز در آنجا به ثبات نرسيده است و فرهنگ خاصي در جامعه آن حاکم نيست. ما در ايران نمي توانستيم نشان دهيم که يک زن همسردار سوار ماشين مرد غريبه يي مي شود و با او به رستوران و تفريح مي رود اينها برخلاف فرهنگ جامعه ما است و نمايش داستان در دوبي مي تواند اين اتفاقات را باورپذيرتر کند. با اين وجود ساخت فيلم در دوبي ما را از دو سو دچار مشکل کرد: از يک طرف در ايران عنوان مي شد فيلم تبليغاتي براي دوبي است و از سوي ديگر در جشنواره دوبي فيلم رد مي شود زيرا که مسوولان جشنواره آن را ضد دوبي ارزيابي مي کنند. به هر حال براي پروانه گرفتن فيلم بسياري از بخش هايي را که مربوط به تصويرهاي خارجي در دوبي مي شد حذف کرديم.
    
    نقاب از آغاز فيلمي پر حاشيه و پرسر و صدا بود. همان طور که در تيتراژ فيلم نوشته شده است اينچنين خبر داشتيم که طرح اوليه فيلم از سوي پيمان قاسم خاني عنوان شده و حتي شنيده مي شد فيلمنامه هم توسط او تکميل شده است اما شما مي گوييد طرح از سوي خودتان بوده و بازنويسي فيلمنامه را هم خودتان انجام داده ايد. بالاخره واقعيت فيلمنامه نقاب چيست؟
    
    طرح اوليه فيلم متعلق به خودم است. من و پيمان قاسم خاني به صورت همزمان و بدون اطلاع يکي از کار ديگري نگارش فيلمنامه هايي را آغاز کرده بوديم که موضوعي مشترک داشتند. فيلمنامه اوليه قاسم خاني بهتر از آن چيزي بود که من نوشته بودم اما هر دوي اين کارها در آن مقطع تبديل به يک فيلمنامه کامل نشده بودند و نياز به بازپروري داشتند. با توجه به اينکه طرح پيمان قاسم خاني در ساخت فيلم تاثيرگذار بوده است نام او به عنوان طراح فيلمنامه نوشته شده است.
    
    اين بازپروري فيلمنامه توسط قاسم خاني هم اتفاق افتاد؟
    
    نه، در اين مقطع فيلمنامه اوليه به بهروز افخمي ارائه شده بود تا بازنويسي را انجام دهد اما آنچه او نوشت، کاري نبود که قابليت ساخت داشته باشد. پس از اين مرحله نگارش فيلمنامه را آغاز کردم و شخصيت ها، انگيزه ها و تم داستان شکل گرفت.
    
    فرم موجود در فيلم در چه مقطعي از بازنويسي فيلمنامه شکل گرفت؟
    
    در طول بازنويسي هاي مکرر به اين نتيجه رسيدم که فرمي که اکنون مشاهده مي شود بهترين شيوه براي روايت کردن داستان مورد نظر است.
    
    چرا احساس کرديد اين بهترين شيوه است؟
    
    ما انسان ها در عصر حاضر يک معضل داريم و آن هم متحير نشدن است. انسان امروز دليل همه چيز را مي داند و از همين رو هر اتفاقي که برايش و يا در اطرافش رخ مي دهد او را متحير نمي کند. در اين مرحله پاي هنر به ميان مي آيد که بايد مسووليت اين متحير کردن را به دوش بکشد. زماني که نگار )سارا خوئيني ها( با تلفن صحبت مي کند و به نيما مي گويد که مي خواهد نزد او برود بيننده با اين سوال روبه رو مي شود که کارگردان قصد دارد اين داستان را تا کجا پيش ببرد و دقيقاً در همين جا است که تماشاگر پس از اعتماد نسبي به شخصيت ها با اتفاقي دور از انتظارش روبه رو مي شود و سکه برمي گردد. رسيدن به اين ايجاد تحير در بيننده آن چيزي بود که به صورت عمده هنگام نگارش فيلمنامه مد نظر داشتم.
    
    و معتقديد بيننده در آن لحظات متحير مي شود؟
    
    من تمام تلاشم را براي رسيدن به اين هدف انجام داده ام.
    
    اين تمام تلاش به چه شکل انجام شده است؟
    
    سعي کردم اتفاقات داستان را به درستي در جاي خود قرار دهم و بر اساس زمان بندي دقيق يعني هنگامي که ديگر تماشاگران شخصيت ها را باور کرده است، روي ديگر سکه را براي آنان به نمايش مي گذارم. علاوه بر اينها انتخاب بازيگران را در رسيدن به اين هدف موثر مي دانم زيرا تماشاگري که از آغاز با فيلم همراه شده از پارسا پيروزفر با آن چهره و حجب و حيايي که در آن ديده مي شود انتظار ندارد که کلاهبردار باشد اما نوع بازي پيروزفر در دو بخش فيلم به گونه يي است که بيننده هر دو شخصيت را در مورد او مي پذيرد. اينها تمامي متريالي بود که من در اختيار داشتم و سعي کردم به درستي از آنها استفاده کنم.
    
    مخاطب ايراني بارها ثابت کرده است که به مراتب بيشتر از فيلم هايي که داستاني غيرخطي دارد با آثاري ارتباط برقرار مي کند که داستان آنها سر راست و خطي روايت شده است. با توجه به اينکه نقاب براي تصاحب گيشه ساخته شده است، ساختار را نامتناسب با اين هدف ارزيابي نمي کنيد؟
    
    شايد اين فرضيه درست باشد که مخاطب ما بيشتر با داستان هاي خطي ارتباط برقرار مي کند اما در مورد نقاب احساس نمي کنم اين مساله به ضرر آن تمام شده باشد: چون تا زماني که هنوز سي دي هاي فيلم به بازار نيامده بود، مشکلي در مورد ميزان استقبال مخاطب نداشتيم. علاوه بر اينها شکل کنوني روايت داستان در نقاب بهترين نوعي است که مي توانستم براي آن انتخاب کنم چه اشکالي دارد يک فيلم سرگرم کننده ساختاري متفاوت هم داشته باشد و از تکرار دوري کند؟ به اين شکل ما مي توانيم آثاري ميانه بين سينماي هنري و سينماي بدنه داشته باشيم.
    
    بر چه اساسي نقاب را در اين مرز مي بينيد؟
    
    در مورد نقاب قصد داشتم به هيچ سمت خاصي گرايش صد درصد نداشته باشم. نقاب فيلمي بي مفهوم و فقط سرگرم کننده نيست و حداقل مفهومي که از آن منتقل مي شود، قضاوت نکردن در مورد افراد است. ما ايراني ها يا چهل ستون مي سازيم يا بي ستون، معمولاً حد وسط را نمي گيريم و از همين رو يا فيلم هاي هنري مي سازيم که در سالن هاي خالي سينما به نمايش در مي آيد يا فيلم هاي پر بيننده يي که هيچ مفهومي را به بيننده انتقال نمي دهد. در اين شرايط من خواستم فيلمي بسازم که حد وسط را گرفته باشد.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1406 به تاريخ 9/3/86، صفحه 10 (سينما)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1598 بار
    



آثار ديگري از "سميه عليپور"

  محكوم به جرم خاطره سازي / وضعيت لابراتوارهاي نگاتيو در دنياي ديجيتال
سميه عليپور، اعتماد 13/11/93
مشاهده متن    
  تجربه حساس كارگردان / تبريزي از «مارمولك» تا «طبقه حساس»
سميه عليپور، اعتماد 17/7/92
مشاهده متن    
  شعارزده خواندن فيلم هاي جنگي بي انصافي است / گفت وگو با نيكي كريمي درباره تصوير زنان در سينماي دفاع مقدس
سميه عليپور، اعتماد 7/7/92
مشاهده متن    
  بهار، تابستان، پاييز، زمستان و دوباره بهار... / نگاهي به حال و روز سينما، از گذشته تا آينده
سميه عليپور، اعتماد 27/6/92
مشاهده متن    
  بالاخره دم خروس بيرون مي زند / گفت و گو با همايون اسعديان در واكنش به اظهارات عليرضا رئيسيان
سميه عليپور، اعتماد 12/6/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه دانش بنيان
متن مطالب شماره 29، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است