|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/3/13: گفت و گوي «ايران »با منير حداد قاضي دادگاه صدام: نا گفته هاي اعدام ديكتاتور
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6951
سه شنبه 27 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3654 13/3/86 > صفحه 7 (ديپلماتيك) > متن
 
      


گفت و گوي «ايران »با منير حداد قاضي دادگاه صدام: نا گفته هاي اعدام ديكتاتور


نويسنده: احسان تقدسي ـ مختار پرتو

«او آخرين مقام قضايي عراق بوده كه حكم اعدام ديكتاتور را امضا كرده است.» با دريافت همين خبر كوتاه روي تماس تلفني براي مصاحبه اي كه شايد ۵ ماه در انتظار آن بوديم آماده شديم. قاضي منيرحداد كه نه فقط بزرگ ترين پرونده قضايي عراق كه مهم ترين محاكمه عصر ما را قضاوت كرده است. از ميان
    ۹ حقوقدان عراقي كه قضاوت پرونده ديكتاتور عراق و همدستانش را برعهده داشتند او تنها فردي بوده كه تا پاي دار مجازات، صدام را همراهي كرده است. منيرحداد۵ ماه پس از واقعه تاريخي اعدام صدام به جمع همكاران خود در اجلاس دادستان هاي جهان اسلام آمده است و فرصتي گرانبها براي ما خبرنگاران است كه حكايت هاي فراوان از قاطعيت او در طيف قضات و رودررويي اش با صدام شنيده بوديم.

    
    
    

    منيرحداد به اتفاق همكارانش نزديك ۲سال دوران محاكمه صدام را زير تهديد مرگ و ترور به سر كردند ، اما گويي رسالت محاكمه بي رحم ترين ديكتاتور عراق آن قدر براي او و دوستانش قداست و ارزش داشته كه حتي در اين راه خطر مرگ را هم به جان بخرند. مي گويد روزي نبود كه پيامي حاوي تهديد به ترور دريافت نكنيم. حتي پس از اعدام نيز هواداران ديكتاتور گريبان ما را رها نكردند. نام منيرحداد در كنار نوري مالكي به عنوان دو مقام مسئولي كه حكم عدالت را درباره يكي ديگر از متهمان بزرگ جنايت بر ضد بشريت اجرا كردند ثبت است. قاضي عراقي اسرار گران قيمتي را همراه دارد، از لحظه اي كه صدام را به عنوان متهم بر كرسي بازجويي نشاند، تا زماني كه متن حكم را به او تفهيم كرد. ۵ ماه از بامداد روزي كه جهان خبر اعدام ديكتاتور را دريافت كرد مي گذرد و اينك در تهران قاضي دادگاه صدام روبه روي ما نشسته است و ناگفته هاي آن روزهاي سخت و حساس را بازگو مي كند.
    
    گروه بين الملل
    
    
    افراد زيادي به عنوان قاضي در پرونده صدام ايفاي نقش كردند اما گويا حكم نهايي يعني حكم اعدام در دادگاه تجديدنظر از سوي شما امضا شد. در آغاز گفت وگو ترجيح مي دهم از نحوه ورود شما به پرونده صدام بپرسم؟
    من اولين قاضي اي هستم كه براي فعاليت در دادگاه جنايي ويژه تعيين شدم و از مؤسسان اين دادگاهم. من قبل از سقوط صدام در عمان به وكالت مشغول بودم و پس از سقوط رژيم بعث به عراق بازگشتم. با شروع دادگاه صدام جزو اولين قضاتي بودم كه با اين پرونده درگير شدم. ابتدا قاضي تحقيق اين پرونده بودم اما پس از چندي توسط شوراي عالي قضايي كه رئيس جمهور و ۲ معاونش عضو آن هستند، به رتبه قاضي ارشد ارتقاي مقام پيدا كردم.
    پيش از اين مسئول پرونده اخراج عراقي هاي ايراني الاصل توسط حزب بعث بودم. رژيم بعث شناسنامه هاي عراقي و تمام اموال اين افراد را مصادره كرده بود. در اين پرونده با بسياري از شاكيان از ايران، هلند، بلژيك، سوئد و دانمارك يك به يك گفت وگو و تحقيق كردم. پس از نقل مكان به دادگاه تجديدنظر، جزو ۹ قاضي اي بودم كه حكم اعدام صدام، طه ياسين رمضان، عواد البندر و برزان التكريتي را امضا كردند. من تنها قاضي بودم كه از طرف مالكي در مراسم اجراي حكم اعدام صدام حضور يافتم و آخرين شخصي بودم كه صدام را پيش از مرگ ديدم.
    
    
    براي چنين پرونده هايي قطعاً قضات از فيلترهاي گوناگوني عبور مي كنند. شما چگونه براي اين پرونده بسيار مهم انتخاب شديد؟
    من نمي خواهم از خودم تعريف كنم و بگويم كه انسان شجاعي هستم ولي من و قضات قهرماني كه براي اين پرونده انتخاب شدند، با توجه به حجم مشكلات و سختي هاي آن و تهديدهاي مستمري كه از سوي تروريست ها عليه ما انجام مي شد، توانستيم به بهترين نحو ممكن اين مأموريت را به سرانجام برسانيم. ما توانستيم صدام را به پاي چوبه مجازات بكشيم. معتقدم صدام مستحق هزاران بار اعدام بود.
    به مشكلات زمان رسيدگي به پرونده اشاره كرديد. اين مشكلات از چه نوعي بود؟
    هر كسي در اين دادگاه شركت داشت خوب مي دانست كه آنجا محل تفريح نيست. مرگ صدام جاي تأسفي ندارد. متأسفانه، مي بينم كه بسياري از رسانه هاي عرب براي مرگ صدام ماتم گرفته اند. همين رسانه ها و افراد هنگامي كه به ديدن من مي آيند، نظر ديگري دارند. رأي دادگاه صدام طرفداران زيادي در عراق دارد. چون مردم عراق معتقدند ما آنها را از يك ميكروب كشنده كه ۳۵ سال بر سينه عراقي ها نشسته بود، نجات داديم. صدام همه را اعم از مردم خود و همسايگانش را آزار مي داد. او دوجنگ بي رحمانه عليه ايران و كويت به راه انداخت. با يك امضا، كويت را استان نوزدهم خود قرار داد. صدام نه به قانون احترام مي گذاشت و نه به هيچ يك از اديان الهي.
    اجازه دهيد به قبل از اعدام صدام اشاره كنم. اولين باري كه صدام را ديديد، چه احساسي داشتيد؟
    اگر بخواهم راستش را بگويم براي اولين باري كه او را ديدم نوعي ترس داشتم، چرا كه او ۳۵ سال حاكم مطلق عراق بود. وقتي وارد دادگاه شد، به او سلام كردم اما جوابم را نداد. به او گفتم چرا جواب ندادي كه پاسخي نداد. سپس به وي اتهام اخراج عراقي ها را تفهيم كردم و گفتم كه چرا شيعيان و كردها را از عراق اخراج كردي؟ صدام پاسخ داد: «تو سياستمدار هستي نه قاضي. براي من شيعه و سني و كرد فرقي نمي كند. همه ملت من بودند.» من هم به شوخي به او گفتم: «پس مادر من اين همه آدم را اخراج كرده است؟» من با صدام بسيار صبورانه برخورد مي كردم. اما در پرونده هايي مثل انتفاضه ۱۹۹۱ (قيام شيعيان) ميان صدام و قاضي و بازپرس كتك كاري هم شد.
    به طور مشخص مشكلات و مزاحمت هايي كه در سير كار قضايي شما در محاكمه صدام صورت مي گرفت چه بود؟
    
    
    بسياري از سياستمداران عراقي كوشيدند در برخي تصميم هاي ما دخالت كنند. برخي كوشيدند با استفاده از نفوذ سياسي خود در حكم دادگاه دخالت و براي برخي از مجرمان تخفيف در مجازات بگيرند. درمورد دخالت هاي آمريكا و برخي كشورهاي غربي در اين پرونده برخي اغراق ها صورت گرفت كه با توجه به نزديكي من به ماجرا و اشرافي كه به اين پرونده داشتم بايد بگويم چندان جدي نبود. آمريكايي ها فقط در مسائلي چون حفاظت از متهمان دخالت مي كردند. البته گله هايي هم از آنها داريم مثل اين كه برخي متهمان را دير به دادگاه مي آوردند و علت آن را مسائل امنيتي بيان مي كردند. مثلاً در روز تأييد حكم صدام در دادگاه تجديدنظر، من و دوستان قاضي جلسه اي محرمانه داشتيم. در آن جلسه حكم را آماده و امضا كرده بوديم. در ميان جلسه، ناگهان يك هيأت آمريكايي وارد شد كه در رأس آن ها يك خانم حقوقدان آمريكايي بود. آمريكايي ها مي گفتند اين خانم حقوقدان را آورده ايم تا شما را در اجراي بهتر عدالت ياري كند اما ما در پاسخ به آمريكايي ها گفتيم دير آمديد، حكم را نوشتيم و امضا هم كرده ايم. با گذشت چند ماه فكر مي كنم دادگاه صدام يك پيروزي بزرگ براي ملت عراق بود. بهترين و مستقل ترين نهاد پس از سقوط صدام همين دادگاه بود.
    ولي درباره دخالت آمريكايي ها در روند دادگاه صدام خبرهاي دقيقي هم منتشر شد به طور مثال، در يك مرحله آمريكايي ها كوشيدند تا اجراي حكم صدام را به تأخير بيندازند. آيا اين امر صحت داشت؟
    تا حدي بله؛ آمريكايي ها برخي شرط ها براي تحويل متهمان و اجراي حكم داشتند كه از جمله آنها موافقت رئيس جمهور، حضور پزشك، دستور مالكي، كارت قرمز اعدام كه توسط وزير دادگستري امضا شده باشد و ... بود. من و مالكي (نخست وزير) تنها كساني بوديم كه زمان دقيق اعدام صدام را مي دانستيم. روز جمعه قبل از اعدام برنامه سفر خارجي داشتم قرار بود به ايران و اروپا بروم كه مالكي از من خواست با حضور در جلسه اعدام، سفرم را به تأخير بيندازم. در روز جمعه و شنبه بارها و بارها با دفتر نخست وزيري و شخص مالكي در ارتباط بودم و هماهنگي هاي لازم را براي اعدام ديكتاتور انجام مي داديم. علاوه بر اين، برخي از طيف هاي دولت آمريكا به دليل اهداف سياسي مي كوشيدند زمان اعدام را به تأخير بيندازند. به نظر من مالكي تصميم شجاعانه و مهمي گرفت و افتخار اعدام صدام مال اوست. اگر شجاعت مالكي و تصميم او نبود، مطمئن باشيد صدام اعدام نمي شد.
    شما از اعمال فشار گروه هاي سياسي در عراق هنگام محاكمه صدام سخن گفتيد و اين كه تهديد مخالفان اعدام و مجازات صدام سايه به سايه شما مي گشت، اين طيف ها و گروه ها چه كساني بودند و چرا مخالفت مي كردند؟
    در ميان گروه ها چه كرد، چه سني و چه شيعه ملاحظات زيادي درباره اعدام صدام بود. از جمله افرادي كه تلاش فراواني كردند تا حكم صدام اجرا نشود، اياد علاوي و جلال طالباني بودند. طارق الهاشمي هم خيلي تلاش كرد تا براي سلطان هاشم، وزير سابق دفاع عراق، تخفيف بگيرد.
    مخالفان اعدام صدام آيا از راه تطميع هم وارد شدند يعني آيا پيشنهاد رشوه هم به شما شد؟
    ما قاضيان زندگي راحتي داريم و حقوق هاي بسيار بالايي مي گيريم و به اين مسائل فكر نمي كنيم. مطمئن باشيد كسي نمي توانست با ابزار پولي ما را فريب دهد.
    صدام ظهر جمعه به شما تحويل داده شد و كمتر از ۲۴ ساعت بعد به دار آويخته شد. چرا اين همه عجله براي اعدام صدام وجود داشت؟
    صدام ساعت ۶:10 صبح شنبه اعدام شد كه اعراب گفتند مصادف با عيد قربان در مكه مكرمه بود. دولت عراق اطلاعاتي را به دست آورده بود كه گروهي خود را آماده فراري دادن ديكتاتور كرده بودند و هر لحظه كه صدام را بيشتر نگه مي داشتيم، اين احساس خطر بيشتر و جدي تر مي شد.
    براي مخاطبان ايراني بسيار جالب است كه بدانند در روز اعدام چه گذشت؟ شما و مسئولان اجراي قانون و عدالت درباره يك ديكتاتور در آن روز تاريخي با چه مسائلي روبه رو بوديد؟
    من در منزل مشغول استراحت بودم. ساعت ۱۱ صبح جمعه در حالي كه خود را آماده سفر مي كردم، نخست وزير از من درخواست لغو سفر را كرد.
    تماس ها و گفت وگوهاي زيادي با دفتر نخست وزير انجام شد تا اين كه ساعت ۵ بعدازظهر همان روز به دفتر مالكي احضار شدم. گفت وگوهايي آنجا انجام شد. همان شب ساعت ۲۴‎/۱۰ به من خبر دادند كه ساعت ۳ بامداد براي رفتن به محل اعدام، به خانه مالكي بروم. ما ۱۴ نفر بوديم كه در منزل نخست وزير عراق جمع شده بوديم. من مسئول مراسم اعدام بودم. منقذ الفرعون دادستان دادگاه انفال و معاون وزير دادگستري و تعدادي از وزرا و نزديكان مالكي براي حضور در مراسم اعدام صدام انتخاب شدند. از ۳‎/۳۰ بامداد تا ۵‎/۱۰ در منزل مالكي در مورد نحوه اعدام صحبت مي كرديم. برخي معتقد بودند صدام روحيه خود را از دست خواهد داد، برخي مي گفتند از اعمال خود پشيمان مي شود و عذرخواهي مي كند و برخي هم مي گفتند به گريه خواهد افتاد. پس از اين جلسه، با دو هلي كوپتر از منطقه الخضرا و مقر حكومت عراق به الكاظميه مقر مديريت اطلاعات نظامي ارتش سابق عراق منتقل شديم. اين مركز در دوران صدام محل مخوف زندانيان سياسي بود. در مكان اعدام صدام، قبلاً محمدباقر صدر اعدام شده بود. ۵‎/۳۰ بامداد بود كه وارد اين منطقه شديم. من، معاون وزير دادگستري و دادستان را به عنوان مسئولان اصلي اعدام به اتاقي منتقل كردند و ديگران را به اتاق ديگر كه همان سالن اجراي مراسم اعدام بود، راهنمايي نمودند. چند دقيقه اي در همان اتاق نشستيم تا اين كه صدام حسين درحالي كه پالتوي سياهي پوشيده بود و يك دستمال بغدادي مشكي به سرش بسته بود و قرآني در دست داشت، به اتاق ما آورده شد. كل عمليات اعدام توسط دوربين دولت مالكي فيلمبرداري شد كه هم اكنون در بايگاني محرمانه دولت موجود است.
    
    
    از حالات و نحوه رفتار صدام در ساعت اعدام بگوييد؟
    چشمان صدام از شدت ترس به شدت گشاد شده بود و چهره يك مرده را به خود گرفته بود. او نااميد بود و حيران همه را نگاه مي كرد. پس از ورود براي تفهيم حكم روبه روي من نشست، پرونده را باز كردم و حكم دادگاه را براساس ماده ۴۰۶ قانون جزايي و ماده ۱۲ قانون جنايات ضدبشري قرائت كردم. درحالي كه حكم اعدام را براي صدام مي خواندم او با صداي بلندي مي گفت: «ايران و آمريكا دشمنان عراق هستند و بايد نابود شوند؛ ما در بهشت هستيم و شما در جهنم.» در اين هنگام، صداي من ازصداي صدام بلندتر بود. صدام ديگر از ادامه زندگي نااميد شده بود. به يكي از مأموران امنيتي گفتم او را به اتاق اعدام ببريد. سپس وارد اتاقي ۱۵*۱۰ شديم كه بسيار سرد بود و بوي مرگ مي داد. قبل از اعدام صدام، ۶۳ نفر ديگر از تروريست ها در آنجا اعدام شده بودند.
    به صدام گفتم وصيتي داري؟ و او پاسخ داد: «متشكرم. زنده باشي.»
    من و صدام بارها با يكديگر ديدار كرديم و ميان ما هيچ مشكلي وجود نداشت. من با او مانند يك قاضي حرفه اي رفتار كردم. صدام باور كرده بود كه زمان مرگش نزديك است. البته ميان برخي سياستمداران از جمله موفق الربيعي و صدام بارها بحث و جدل به وجود آمد. اين بحث ها اغلب حول كارنامه صدام بود. سخن مقام هاي عراقي به صدام اين بود كه تو عراق را نابودي كردي و مردم عراق را گرسنه نگاه داشتي. با ايران و كويت جنگيدي، كرد و شيعه و سني را سر بريدي. صدام نيز در مقابل مدعي بود كه من با كرد و شيعه نجنگيدم بلكه با دشمنان ملت عراق جنگيدم. سپس به مأموران امنيتي گفتم دستان اعدامي راباز كنيد و از پشت ببنديد. يكي از مأموران امنيتي در بستن دست صدام قدري تندي به خرج داد كه باعث واكنش صدام شد. سپس براي اجراي حكم مأموران مجري اعدام دو پاي صدام را بستند. او سپس از پله هاي منتهي به طناب دار بالارفت. ما قرآن را از او گرفتيم و او از ما خواست اين قرآن را به عنوان هديه به پسر عوادالبندر بدهيم. در حين اجراي حكم، صدام با پوشاندن صورتش و كشيدن كيسه سياهي بر سرش مخالفت كرد. مأموران اجراي حكم گردن صدام را با پارچه اي بستند تا آسيبي از ناحيه فشار طناب بر گردن او وارد نشود البته با وجود اين احتياط ها پس از اعدام مشخص شد بخشي از گردن صدام آسيب ديده است.
    در فيلم غيررسمي كه از مراسم اعدام صدام توسط رسانه هاي غرب پخش شد، صداي افراد معترض عليه صدام شنيده مي شود. واقعيت اين ماجرا چه بود؟
    برخي افراد حاضر در محل اعدام فرياد كشيدند: «زنده باد محمدباقر صدر و به جهنم برو صدام.» صدام به آنها بد و بيراه گفت. اما اين حرف هاي پرخاشگرانه در طول مراسم اعدام وجود داشت تا زيرپاي صدام خالي شد و او مرد. پس از ۵ دقيقه وي را پائين كشيدند و با پارچه سفيدي پوشاندند و با يك هلي كوپتر به منزل مالكي بردند. بعد جنازه براي دفن تحويل خانواده و فاميلش شد.
    هنگامي كه حكم اعدام صدام را امضا كرديد، چه احساسي داشتيد؟
    من به عنوان يك قاضي فقط در حال انجام وظيفه و قضاوت عليه يك مجرم بودم. اين مسأله در زندگي من كوچك ترين تأثيري نداشت، چون من يك قاضي هستم.
    موفق الربيعي در توصيف صحنه هاي مراسم اعدام از ترس صدام هنگام اعدام سخن گفته بود و اين كه هنگامي كه صدام فهميد دوربين در محل اجراي حكم است، ناگهان شجاع شد و خواست رفتاري نمادين از خود نشان دهد. آيا اين گفته ها واقعيت دارد؟
    موفق الربيعي حرف هاي متناقضي زده است. او يك بار مي گفت صدام ترسو است و بار ديگر از شجاعت او حرف مي زد. اين دست گفته ها و صحبت هاي الربيعي براي ما دردسرساز شد ودر رسانه ها مشكلاتي را ايجاد كرد تا اين كه دولت از او خواست در امور قضات دخالت نكند.
    اطلاع داريد كه بيشتر تخريب ها و بهره برداري سياسي از ماجراي اعدام صدام از سوي دولتمردان جهان عرب صورت گرفت. رسانه هاي عربي جريان سازي رسانه اي عجيبي را در مورد اعدام صدام انجام دادند تا حدي كه از او يك قهرمان ساختند يا آن كه اعدام او را نوعي انتقام جويي شيعيان و كردها وانمود كردند، دلايل اين برخوردها چه بود؟
    رسانه هاي عربي نان خود را از فيلم هاي مونتاژ شده مي خورند. البته ما پيش بيني مي كرديم كه اعدام صدام در محور خبرها قرار خواهد گرفت. صدام حاكم ثروتمندي بود، هر چند ملتش فقير بودند. او در جهان عرب با دو ابزار پول و ارعاب، نفوذ بسياري كسب كرده بود و از اموال ملت عراق سهم زيادي را ميان برخي روزنامه نگاران و سياستمداران عرب توزيع كرده بود. صدام به هيچ كس حتي برخي بعثي ها رحم نكرد. من سياستمدار نيستم ولي مفهوم رفتار اين رسانه هاي عربي را مي فهمم. اين دست رسانه ها به انتشار اخبار فريبنده عادت كرده اند و اين گونه مخاطب جمع مي كنند. ببينيد كه ما چگونه صدام را به دادگاه كشانديم ولي توجه كنيد كه الجزيره و العربيه با اخبار دروغين خود چه شايعات و داستان هايي غيرواقعي در اين باره منتشر كردند.
    درباره مسائلي كه محافل عرب در باره نگاه خصمانه صدام در دادگاه يا حين اعدام نسبت به ايراني ها نشان داده توضيح دهيد؟
    صدام به ايرانيان و شيعه كينه داشت و فكر مي كرد كه همه شيعيان عراق ايراني هستند. اگر ما بگوييم همه شيعيان ايراني هستند، پس بهتر است عراق را تحويل ايران بدهيم.
    برخي رسانه هاي عربي باز مدعي حضور مقتدا صدر در مراسم اعدام بودند اين ادعا درست بود؟
    نه در اين مراسم فقط عده اي از مأموران امنيتي حاضر بودند. مقتدا صدر اصولاً امكان حضور نداشت چرا كه اين منطقه تحت كنترل آمريكايي ها بود.
    پس از دفن صدام، اخباري مبني بر نبش قبر وي در رسانه ها انتشار يافت. اين اخبار تا چه حد صحيح بود؟
    بله، صدام با پسرعموهايش اختلافاتي داشت. عده اي از تكريتي ها او را نبش قبر كردند و البته بعد جنازه دوباره به خاك سپرده شد.
    در پايان اين مصاحبه فارغ از آن جوسازي ها دوست دارم ارزيابي شما را به عنوان يك حقوقدان بشنوم آيا سير رسيدگي قضايي پرونده صدام عادلانه بود؟
    بله كاملاً؛ او به سزاي اعمال خود رسيد.
    يعني اگر بار ديگر به زمان اعدام برگرديم، باز هم حكم اعدام را امضا مي كنيد؟
    بله، اگر هزار بار هم به عقب برگرديم، در رسيدگي قضايي به همين حكم خواهيم رسيد.
    شنيدني ترين خاطره تان از دادگاه صدام چيست؟
    هنگامي كه قاضي تحقيق بودم، طه ياسين رمضان كه يك كرد است با لباس عربي وارد دادگاه شد. به او گفتم تو كه كرد هستي چرا لباس عربي به تن كرده اي؟ او گفت من «عباسي» هستم كه من هم به شوخي گفتم من هم «اموي» هستم.
    
    
    شما از ابتداي بازپرسي تا زمان اعدام صدام قاضي او بوديد. در مجموع، شخصيت او را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    بيش از همه دروغگويي صدام در ذهن من نقش بسته است. صدام بسيار متقلب بود. در يكي از روزهاي جنگ ايران و عراق به فرانسوا ميتران گفته بود كه من با جهل و ناداني كه منظورش اسلام بود؛ مشغول جنگيدن هستم. بعد از جنگ كويت اما صدام با دست خود روي پرچم «الله اكبر» نوشت و از يك بي دين تبديل به يك ديندار شد. او يك فرد دروغگو بود.
    در مورد داستان اعدام همدستان صدام، برزان التكريتي و عوادالبندر اطلاعات اندكي وجود دارد، چنان چه موافق هستيد در اين زمينه هم توضيح دهيد؟
    دوست قاضي من كه در محل اعدام برزان التكريتي حضور داشت، تعريف مي كرد كه من از برزان خواستم تا شهادتين خود را بگويد و او نمي پذيرفت تا اين كه اعدام شد. او سرش را از ترس به ديوار مي كوبيد و كافر مرد.
    ماجراي قطع گردن برزان در حين اعدام چه بود؟
    اين اتفاق دو دليل داشت هر چند برزان التكريتي جنايات بسيار بيشتري از صدام انجام داده بود اما جسم او به دليل بيماري سرطاني كه سال ها او را آزار داده بود، تحليل رفته بود و از اين نظر طبيعي بود كه گردن او هنگام اعدام دچار آسيب شود. عواد البندر اما دست به حركات نمايشي در هنگام اعدام زد. او سرش را آنچنان به ديوار كوبيد كه خون از سرش جاري شد. او با توجه به اين كه رسانه ها زماني فيلم اعدام او را پخش خواهند كرد، كوشيد با مظلوم نمايي اين گونه وانمود كند كه شكنجه شده است.
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3654 به تاريخ 13/3/86، صفحه 7 (ديپلماتيك)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1015 بار
    



آثار ديگري از "احسان تقدسي ـ مختار پرتو"

  در گفت و گوي «ايران » با كارشناسان مطرح شد: متحدان اسرائيل در جنايات غزه
احسان تقدسي ـ مختار پرتو، ايران 14/12/86
مشاهده متن    
  گفت وگوي «ايران» با فوزي برهوم سخنگوي رسمي حماس: ابعاد عمليات ديمونا
احسان تقدسي ـ مختار پرتو، ايران 17/11/86
مشاهده متن    
  گفت و گوي «ايران» با ابراهيم جعفري ، نخست وزير پيشين عراق: ديپلماسي ؛ كليد حل غائله پ ك ك
احسان تقدسي ـ مختار پرتو، ايران 8/8/86
مشاهده متن    
  گپ وگفت « ايران » با ۳ ميهمان بلند پايه اجلاس: اجلاس تهران منسجم و كارآمد است
احسان تقدسي ـ مختار پرتو، ايران 13/6/86
مشاهده متن    
  گفت وگوي «ايران» با ابراهيم جعفري نخست وزير پيشين عراق: اربابان حلقه ترور در عراق
احسان تقدسي ـ مختار پرتو، ايران 19/2/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Iranian Journal of Genetics and Plant Breeding
شماره 2 (پياپي 602)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است