|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/3/31: مصاحبه اعتماد با پرويز خرسند / شريعتي در خاطرات يک دوست
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4304
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1422 31/3/86 > صفحه 2 (ايران) > متن
 
      


مصاحبه اعتماد با پرويز خرسند / شريعتي در خاطرات يک دوست


نويسنده: زهره آقاياني


    از ابتداي انقلاب تاکنون افکار شريعتي از زبان هاي مختلف به رشته نقد و تحليل درآمد، اما شنيدن صحبت هاي يک دوست که شريعتي دردها و دغدغه هايش را با او تقسيم مي کرد و اهداف و آرمان شان از يک جنس بود، در جاي خود شنيدني و شيرين است. پرويز خرسند محرم و يار شريعتي که تا واپسين فعاليت هاي او در کنارش بود الاموقع مرگ، از او مي گويد. مطلب پيش رو حاصل گفت وگويي طولاني با او است که هر بار سخني از شريعتي به ميان مي آيد، هنوز چشمان او از يادش تر مي شود.
    
    در ابتدا از آشنايي تان با دکتر بگوييد.
    
    دکتر داراي دوره يي است که در آن دوره حضوري بالقوه داشت يعني من مي دانم استاد شريعتي يک پسر دارد، اين پسر تنها پسر او است، نبوغ دارد و ابوذر را ترجمه کرده است. در دوره دانش آموزي اين آدم رهبر دانشجويان بوده يعني در حالي که خود هنوز يک دانش آموز بود در نهضت ملي، رهبر دانشجويان مي شود. در پاريس هم با کساني مانند سارتر، فانون، ماسينيون و... ارتباط دارد در صورتي که خيلي افراد در آنجا بودند، اما اين ارتباط با بزرگان را نمي توانستند داشته باشند. يادم مي آيد با امير پرويز پويان )پايه گذار چريک هاي فدايي خلق( با مسعود و مجيد احمدزاده که اينها هر کدام در دوره خود غولي بودند و اگر زنده مي ماندند واقعاً از چه گوارا بزرگ تر بودند )مخصوصاً مجيد احمدزاده(، شريعتي اينها را دقيقاً مي شناخت و پس از شهادت آنها به خوبي از آنها ياد مي کرد چرا که مي دانست آنها چه تحفه هايي بودند. از طرفي ما از شريعتي خبر داشتيم، مي دانستيم که مي آيد و او را خواهيم ديد اما در اثناي سال 1341 که من در آن زمان فعاليت هاي بسياري کرده بودم و مشهور شده بودم و... شريعتي آمد و من او را از روي چهره شناختم. و او هم همين طور. البته اين اولين ملاقات ما در مشهد صورت گرفت. کانون را بسته بودند و جلسات کانون را در خانه ما برگزار مي کردند، يعني جلسات دهه محرم هردفعه در خانه يک نفر تشکيل مي شد. در آن جلسات شريعتي چهره مرا شناخت و بعد آن نامه را در وصف من نوشت.
    
    اولين گفت وگوي شما با دکتر در کجا و چگونه شکل گرفت؟
    
    سال ها گذشت و پس از دوره هايي ديگر چهره شريعتي برايم شناخته شده بود و او هم مرا مي شناخت. زماني از ترس ساواک به تهران فرار کردم و اتفاقاً حتي يک ريال پول هم نداشتم يعني اگر شب يکي از دوستان مرا به خانه اش دعوت نمي کرد و به من شام و مکان نمي داد بايد کنار خيابان يا مسجد مي خوابيدم.
    
    در تهران به خانه شيخ حسين لنکراني که مرجع تقليد بود و زندگي فقيرانه يي داشت، رفتم. او فردي روشنفکر و آزاده بود و اجازه نمي داد او را با لقب آيت الله بنامند. او به شدت به من علاقه مند بود. او مريدهايي داشت که مرتب در آنجا آمد و شد مي کردند و برخي از آنها افراد متمولي بودند. يکي از اين مريدان ثروتمند حاجي محمدي بود که فيلمساز بود و اتفاقاً براي اولين بار فيلم محمد رسول الله )ص( را به ايران آورد. او ميهماني يي ترتيب داده بود. حاج شيخ حسين لنکراني به من اطلاع داد که من هم در آن ميهماني دعوت شده ام و به خاطر اينکه من در اين ميهماني تنها نباشم استاد محمدتقي شريعتي را نيز دعوت و به خاطر اينکه استاد شريعتي تنها نباشد، فخر الدين حجازي را هم دعوت کرده بود. استاد شريعتي هم بدون اطلاع دست دکتر علي شريعتي )پسرش( را گرفته و با خود آورده بود و من براي اولين بار کنار او نشسته و به کلامش گوش دادم.
    
    شما در آن زمان از دکتر چه شناختي داشتيد؟
    
    من در اين ميهماني مي دانستم که در سال اول دانشگاه او استادم خواهد بود و اين سال يعني 1343، سال اول تدريس او در دانشگاه بود. تا قبل از اين در روستاها و در مقطع ابتدايي براي بچه ها معلمي مي کرد و همچنين تا پيش از اين ميهماني من با او هم کلام نشده بودم و اين ميهماني آغاز آشنايي من با دکتر شريعتي شد تا اول مهر که من وارد دانشگاه شدم. بدين ترتيب اولين ساعت شروع دانشجويي من در رشته ادبيات آغاز شد و او نيز اولين ساعت تدريسش در درس اسلام شناسي را آغاز کرد. در آن زمان درس اسلام شناسي جزء درس هاي دانشجويان در دانشگاه مشهد نبود و دکتر شريعتي اين درس را به اين دانشگاه تحميل کرد.
    
    تا چه اندازه در فعاليت هاي سياسي و در زندگي خصوصي او نقش داشتيد؟
    
    من محرم او بودم و از تهيه سيگارش گرفته تا مراقبت از او که شامل هشدارهايم درخصوص اينکه از 10 نفر اطرافيان شما 9نفرشان ساواکي هستند، برعهده من بود و به او هشدار مي دادم که مراقب خودش باشد و تا اين حد به او نزديک بودم. بعد هم در دوره زندان که با هم بوديم و در مقدمه کتاب «من و يگانه و ديوار» به آن اشاره کردم، اين دوره از اول بهمن شروع شد که بايد خودم را به زندان معرفي مي کردم و مدت آن يک سال بود.
    
    چه موانعي بر سر راه دکتر براي تحقق اهدافش بود؟ آيا مانع فقط رژيم بود؟
    
    وقتي در مشهد استاد بود، رژيم با شريعتي کاري نداشت. يعني حساسيت رژيم در آن زمان هنوز برانگيخته نشده بود. اما قبل از رژيم و بيش از رژيم رئيس دانشکده دکتر جلال متيني که البته سواد چنداني نداشت و خودش هم به آن اقرار مي کرد، اولين مانع او بود. به اين صورت که دانشجويان کلاس دکتر که بايد 50 نفر مي بود، گاهي به 200 نفر مي رسيد و دکتر متيني عملاً با اين بهانه که چرا حضور و غياب نمي کنيد و دانشجويان مرتب در سر کلاس حاضر نمي شوند به دکتر گير مي داد. شريعتي هم مي گفت 150 دانشجو براي شما و 50 دانشجو هم که حضور دارند براي من و در ثاني کساني که دوست ندارند در کلاس حضور داشته باشند چرا مجبورشان کنيم تا حاضر شوند و کساني که عاشق هستند جلوي آنها بگيريم؟
    
    آيا شريعتي در کلاس درس حرف هاي ضد رژيم را در قالب درس به دانشجويان مي زدند؟
    
    دکتر حرف هاي ضدرژيم نمي زد و حرف هاي او عقيدتي بود. تا سياسي. او اسلام را راحت باز مي کرد يا اسطوره را مي شناساند و تحليل مي کرد و اين زبان شريعتي بود. به رژيم کاري نداشت و اين خود دانشجويان بودند که تشخيص مي دادند. شعرا و نويسندگان ما در آن زمان اين زبان را بلد بودند حتي صادق چوبک که در شرکت نفت کار مي کرد. او در نوشته هايش نمي توانست طنز ضدحکومتي ننويسد. شرکت نفت آن را چاپ مي کرد و صدايش را در نمي آورد.
    
    دکتر چند سال در زندان رژيم بود آيا هم سلولي دکتر بوده ايد؟
    
    شريعتي بسيار زنداني کشيد اما به مدت 8 ماه بعد از سال 1332 به خاطر نهضت ملي در قزل قلعه زندان بود. البته بعداً من و شريعتي وقتي به حبس محکوم شديم هيچ گاه هم سلولي نبوديم و هر دوي ما رگ خواب نگهبانان يا حتي شکنجه گران را مي دانستيم.
    
    به اعتقاد شما دکتر چه ميزان در تحقق آرمان هايش موفق بود و چقدر تلاش مي کرد؟
    
    زماني که کتاب «فاطمه فاطمه است» را تنظيم مي کرديم سه شبانه روز طول کشيد. ما بايد حداقل اندکي مي خوابيديم اما شريعتي تکان نمي خورد و کار مي کرد. شب سوم نزديک صبح سيگارمان تمام شد. چون هر دو ما بدون سيگار نمي توانستيم کار کنيم از فرصت استفاده کردم و به دکتر گفتم يک چرت کوتاهي بزنيم تا مغازه ها باز شوند. بعد سيگار بخريم و شروع به کار کنيم. من حتي نگفتم ما سه شب است که غذا نخورديم و بايد غذا تهيه کنيم فقط گفتم سيگار تهيه کنيم. براي اولين و آخرين بار شريعتي تند حرف زد و گفت: خرسندجان تو فکر مي کني اگر من و تو چشمان مان را به هم بزنيم باز هم حسينيه مال ماست و باز هم مي توانيم کار کنيم. به نسل آينده چه بگوييم؟ بگوييم خواب مان مي آمد و چشمان مان را بستيم و کارمان را ناتمام گذاشتيم. آيا نسل آينده ما را مي بخشد. تا اين حد که من پذيرفتم و البته برخلاف تصوري که وجود داشت او خود را بزرگ نمي دانست و از خود تعريف نمي کرد.
    
    آيا نسل ما و جامعه امروز ما هنوز به شريعتي نيازمند است؟
    
    شريعتي يک ايدئولوگ بود. 30 سال از مرگ او گذشته است و در اين مدت بلوک شرق فروپاشيد. سرمايه داري بيشتر از آن. او اگر زنده بود قطعاً رويکردي متناسب با اوضاع و احوال اکنون داشت.
    
    اگر در حال حاضر دکتر شريعتي به نوعي حضور داشت آيا هنوز حرفي براي گفتن به مردم و جامعه داشت؟
    
    البته چون فضاي حال را تجربه کرده و قطعاً او نيز رشديافته تر از گذشته بود، همين طور که ما به شکل گيري حال حاضر کشورهاي شرق و غرب واقفيم و امکانات اکنون را مي شناسيم. او نيز همين علم را مي داشت و آگاهي بخشي او بر همين اساس بود. اما يک چيز مسلم است. او اگر مي بود مصمئناً استاد انقلابي مي شد که آن را به شکل هايي که بتواند خود را حفظ کند، ترويج مي کرد. يعني شعور انقلابي را مهمتر از خود انقلاب براي مردم مي دانست.
    
    شريعتي مي دانست عمر درازي ندارد او چگونه با مخاطبانش سخن مي گفت؟
    
    شريعتي در اولين حرف هايش در اولين جلسات درسش گفت که من اطمينان دارم عمر درازي نخواهم داشت. او 7 سال از من بزرگ تر بود و در سن 44 سالگي فوت کرد. بنابراين فرصتي نداشت. او اصلاً وقتي نداشت که براي شخصي مثل حکيمي و ديگران درخصوص اثبات حرف هايش سند و مدرک تهيه کند. وقتي از او براي اثبات حرف هايش مدرک مي خواستند او برمي آشفت و مي گفت مثل اينکه عمر شما دراز است ولي من فرصت اين کارها را ندارم و... شريعتي يک جامعه شناس است وقتي که لازم است فيلسوف است وقتي ضرورت ايجاب مي کند روانشناس و... ولي در يک سخنراني ممکن است هر سه را داشته باشد. او وقتي در سپاه دانش تدريس مي کرد در مورد منحني تعليم و تربيت سخن مي گفت و او اينچنين بود.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1422 به تاريخ 31/3/86، صفحه 2 (ايران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2683 بار
    



آثار ديگري از "زهره آقاياني"

  نماينده ويژه ايران در امور درياي خزر در گفت وگو با «شرق»: قسمت هاي مشاع خزر، دست نخورده باقي مانده است
زهره آقاياني، شرق 5/7/93
مشاهده متن    
  چرا پيشنهاد دلجويي از گروگان هاي امريكايي دادم؟ / در گفت وگو ي «اعتماد» با ابراهيم اصغرزاده مطرح شد
زهره آقاياني، اعتماد 26/1/93
مشاهده متن    
  سيد شمس الدين خارقاني، كاردار سابق ايران در انگلستان و سفير در آلمان و هلند:انگلستان دوباره گروكشي نمي كند
زهره آقاياني، اعتماد 24/12/92
مشاهده متن    
  2 وزير اروپايي پس از10 سال در تهران / سايه بحران اوكراين بر مذاكرات تهران و ورشو
زهره آقاياني، اعتماد 11/12/92
مشاهده متن    
  ترافيك ديپلماسي در تهران / وزيران خارجه كشورهاي اروپايي، آسيايي و آفريقايي يكي پس از ديگري از راه مي رسند
زهره آقاياني، اعتماد 6/12/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Chronic Diseases Journal
شماره 4 (پياپي 604)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است