|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/4/10: درباره جان کيج: آزادسازي اصوات
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1430 10/4/86 > صفحه 11 (موسيقي) > متن
 
      


درباره جان کيج: آزادسازي اصوات


مترجم: مانيا کريميان پور

جان ميلتون کيج جونيور )1993-1912( آهنگساز، طراح و تئوريسين امريکايي شخصيتي است پيشرو که موسيقي را به عنوان عاملي زيبا و فلسفي مورد استفاده قرار داد. وي در سال 1930 آموزش هاي خود را در نيويورک نزد هنر کاوول آهنگساز تجربه گرا آغاز کرد و سپس تحت نظارت آرنولد شوئنبرگ آهنگساز برجسته و مبتکر شيوه 12 تني در UCLA به فراگيري آهنگسازي مدرن و نوازندگي پيانو پرداخت. معروف ترين و البته جنجالي ترين اثر کيج 33/4 قطعه يي است براي يک پيانوي بي صدا. سکوت در اين قطعه بستر مناسبي است تا اصوات اتفاقي و سروصدايي که در سالن به هر شکل ايجاد مي شود به عنوان مواد موسيقايي معرفي شود. ايده اين قطعه در ذهن کيج زماني شکل گرفت که او شروع به شناخت و مطالعه دقيق مکتب ذن بوديسم کرد.
    درس گفتارهاي سوزوکي در دانشگاه کلمبيا درباره ذن باعث آشنايي کيج با فرهنگ و جهان نگري شرقي شد. کيج با استفاده از کتاب تقديرات چيني )آي چينگ( دو قطعه را براساس کاربست هاي تصادفي )Happening( تصنيف کرد. قطعات چهار موومان براي پيانو به وسيله طرح سوالاتي از کتاب تقديرات، آغاز و با پاسخ هاي اخذ شده از کتاب تکميل مي شد. تمامي عوامل مانند سرعت، مواد، تاکيدات براساس پاسخ هاي تصادفي طراحي شده بود. ارتباطات بيان شده او بين ايده هاي مختلف و متضاد بازتابي است از تمايلات دائمي او به ذن بوديسم. تمايلاتي که باعث اتصال دائمي موسيقي و حرکت در ذهن کيج شده بود. کيج به گونه يي ما را به سمت انديشيدن به ناانديشه ها سوق مي دهد. نگاهي که به وسيله ارائه امور غيرقابل پيش بيني اتفاقات، تصميمات آني گستره نويني را طراحي مي کند.
    
    -
    
    کوتاه و خواندني از جان کيج
    
    1- روزي به سراغ دندانپزشک خود رفتم. گزارشگر هواشناسي در راديو اعلام کرده بود که آن روز گرم ترين روز تابستان خواهد بود اما من يک ژاکت پوشيدم. دندانپزشک اواسط کار روي دندان هايم پرسيد: چرا ژاکت را از تن درنمي آوري؟ گفتم پيراهنم سوراخ است به همين دليل ژاکت پوشيده ام. دکتر گفت: خب جوراب من هم سوراخ است اگر مايلي کفش هايم را در مي آورم.
    
    2- طي کلاس هاي کنتر پوان شوئنبرگ وي دانشجويان را پاي تخته سياه مي فرستاد تا مساله يي را حل کنند. نوبت به من رسيد، پاي تخته رفتم، مساله را با راه حلي پاسخ دادم. شوئنبرگ گفت: «خيلي خوبه، حالابراي همين مساله راه حل ديگري پيدا کن.» من هم پيدا کردم. چندين بار اين کار تکرار شد. در نهايت گفتم ديگر راه حلي باقي نمانده. او گفت: «حالاراه حلي را براي زير پا گذاشتن همه اين راه حل ها پيدا کن.»
    
    3- بر سر کلاس هاي موسيقي شرقي «هنري کاوول» از او پرسيدم از اين موضوعات سر درنمي آورم. جواب داد: طبيعي است. به جاي حرف زدن سعي کن موسيقي را خودت اجرا کني و بعد سر کلاس درباره اش بحث کن. چند قطعه بودايي پيدا کردم. يکي از اين قطعات آواز ساده يي بود به شيوه ميکروتونال با اصواتي که روي هم مي لغزيدند که پس از چند دقيقه ساز کوبه يي نيز به آن اضافه مي شد. اين صداي ساده بدون وقفه به مدت يک ربع و بدون هيچ تغييري ادامه مي يافت. يکي از دوستان در کلاس ناگهان صبرش تمام شد و فرياد زد اين صدا را قطع کن، نمي توانم تحمل کنم. من هم فوراً قطع کردم. يکي ديگر از دوستانم گفت چرا قطع کردي؟ قطعه زيبايي است. ديروز آن را نت نويسي کرده بودم. ياد تذکر هنري کاوول افتادم: بايد موسيقي را اجرا کني بعد درباره اش بحث کني.
    
    4- در ساحل دريا مردم به راديوي ترانزيستوري گوش مي دهند. همهمه يي از اصوات مختلف به گوش مي رسد. اخبار، راک اندرول، کلاسيک و... بعضي مواقع که به ساحل مي روم فکر مي کنم يک گروه موسيقي مشغول نواختن يکي از قطعات من است.
    
    5- مايلم وقتي کنسرتي مي دهم يا ديگران آثار مرا اجرا مي کنند، درهاي سالن کنسرت باز باشد. آنقدر باز که صداي محيط بيرون بر صداي قطعه در حال اجرا تاثير بگذارد. آن زمان موسيقي من کامل خواهد بود.
    
    6- موسيقي کوبه يي يک انقلاب است. اصوات و ريتم ها از مدت ها پيش مطيع و فرمانبر دستورات معدود قرن نوزدهم باقي مانده اند. امروز ما، در حال مبارزه هستيم. مبارزه يي جهت آزادسازي اصوات و فردا: با موسيقي الکترونيک آزادي را نيوشا خواهيم بود.
    
    7- پروفسور سوزوکي در کلاس هاي دانشگاه کلمبيا مي گفت: «قبل از مطالعه ذن انسان، انسان است و کوهستان، کوهستان. در حين مطالعه ذن همه چيز سردرگم مي شود. بعد از مطالعه ذن انسان، انسان است و کوهستان کوهستان.» روزي دانشجويي پرسيد: «بين قبل و بعد چه تفاوتي وجود دارد؟»
    
    پروفسور جواب داد: «هيچ، تنها گام ها کمي بلندتر شده است.»
    
    8- آنچه زيبا است، فکري است که فرد در آن غوطه ور مي شود. ميلي است که او تجربه خواهد کرد. بگذاريد ذهن و ميل با اتفاق همراه شود.
    
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1430 به تاريخ 10/4/86، صفحه 11 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1309 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه آموزش و توسعه منابع انساني
متن مطالب شماره 18، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است