|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/4/14: گفت وگو با «زهرا جواهري» كارگردان مجموعه عروسكي «خونه گلپراينا»: انرژي مضاعف
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7003
چهار شنبه 1 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3679 14/4/86 > صفحه 18 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


گفت وگو با «زهرا جواهري» كارگردان مجموعه عروسكي «خونه گلپراينا»: انرژي مضاعف


نويسنده: احمدرضا حجارزاده

بيش از يك سال است كه كودكان جمعه ها صبح، در تلويزيون شاهد برنامه اي عروسكي هستند كه به لحاظ ساخت و كيفيت، ويژگي هاي قابل اعتناتري نسبت به آثار مشابه دارد. «خونه گلپراينا» كه «زهرا صبري» نويسندگي و «زهرا جواهري» كارگرداني آن را برعهده دارد توانسته طي مدت نمايش خود، با اقبال و توجه چشمگير بچه ها روبه رو شود و جاي خود را در دل آنها باز كند. به همين مناسبت برآن شديم با نويسنده و كارگردان آن گپ وگفتي داشته باشيم.
    
    
    

    درآغاز بهتر است معرفي مختصري از خودتان داشته باشيد.
    من متولد سال ۵۶ هستم و از دانشكده جهاد دانشگاهي، ليسانس كارگرداني نمايش دارم. از سال دوم دانشگاه به بعد، گرايشم خيلي به سمت كارهاي عروسكي و كار براي كودكان و حتي بزرگسالان به شيوه عروسكي بود. يعني هميشه در ذهنم يك جورايي همه چيز را عروسكي مي ديدم.
    يعني كار بزرگسال هم كه مي كرديد، عروسكي بود؟
    بله. عروسكي انجام مي دادم. حتي يك كار از چخوف كارگرداني كردم به نام «بازيگر تراژدي، علي رغم ميل خود» متن چخوف كاملاً يك كار بزرگسال است ولي عروسكي اجرا كردم كه در دو جشنواره اجرا رفتيم و خيلي موفق بود و بعد در تئاتر شهر اجراي عمومي رفتيم. من ورودي سال ۷۴ دانشگاه بودم و از همان سال هم با تئاتر عروسكي شروع كردم به كار كردن. مدتي در كانون پرورش فكري كودكان كار مي كردم. بعد در سال ۷۶ با سريال «دنياي شيرين» وارد دنياي بازيگري شدم و يك كم حرفه اي تر به اين قضيه نگاه كردم. چون دو سال درگير كارهاي دانشجويي بودم البته يك فيلم سينمايي هم بازي كردم به نام «حريف دل» اما نقش خيلي گذرا و كوتاهي داشتم.
    چرا از ميان اين همه تنوع مخاطب و گستردگي موضوعات، كودك و كار عروسكي را انتخاب كرديد؟
    براي اين كه فكر مي كنم اصلاً آدم ها با عروسك بزرگ مي شوند، هنوز خودشان كوچولو هستند. اگر ۸۰ سالشان هم بشود باز بچه اند، باز هم عروسك ها و كارتون را كه مي بينند دوست دارند. يعني هميشه كودك درونشان تا آخر عمر با آنها هست. خود من فكر مي كنم اين كودك درونم خيلي بازيگوش است و با اين كه من وقتي بچه بودم خيلي بازي و شيطنت مي كردم و به اندازه كافي تخليه شدم ولي هنوز حس مي كنم دوست دارم با عروسك ها بازي كنم. يك جورايي وقتي در اين فضاها قرار مي گيرم حس مي كنم هنوز دارم بازي مي كنم... خاله بازي ، عروسك بازي و ...
    خانم جواهري ، چرا شخصيت هاي عروسكي مجموعه، تمساح و سمور آبي هستند؟ احساس مي كنم اين حيوانات خيلي به فضاي ذهني و سليقه بچه هاي ايراني نزديك نيست.
    بله، نزديك نيست. اتفاقاً دليلش همين بود. چون ديدم بچه ها خيلي با آنها آشنا نيستند. آشنايي شان فقط درحد مرغ و خروس و گربه و اينهاست. ما دوست داريم چيزهاي جديد بياوريم. من دوست داشتم حيوان هاي ديگري بياورم. اين طرح از اول در ذهنم بود كه چون اين حيوانات عجيب و غريبند، ما ماجراي حيوانات ديگري كه عجيب و غريب ترند را براي بچه ها تعريف كنيم.
    در مورد قارچ ها چطور؟ آنها هم به نوعي با ذهنيت بچه هاي ما غريبه اند.
    اينها همه نشان مي دهندكه ما بايد به طبيعت نگاه كنيم. مثلاً خود درخت، تا حالاچنين چيزي را نداشتيم . به نظرم اين يعني «توجه كنيد» يعني تمام اين چيزهايي كه شما اطرافتان مي بينيد، موجودات زنده اي هستند كه مي توانند حرف بزنند، براي خودشان زندگي دارند، اگر آنها را جدا كنيد، دردشان مي آيد. مي خواستم به بچه ها بگويم كمي به اين زندگي توجه كنند، به طبيعت و محيط اطرافشان.
    كل مجموعه چند قسمت شد؟
    اين سري دوم كه شما ديديد، قرار بود ۵۲ قسمت باشد. حدود سي و يك يا سي و دو متن هم نوشته شد. منتهي من گفتم اگر قرار است ۵۲ قسمت باشد ما نمي توانيم در يك ماه كار را ببنديم. بايد ۳ ماه به ماوقت بدهند. خوشبختانه با اين موضوع موافقت نكردند و گفتند همان ۲۶ قسمت. به نظرم خيلي بهتر شد.
    با توجه به اين كه قبلاً سابقه كارگرداني و بازي در عرصه تئاتر را داشتيد، در تلويزيون اين نخستين تجربه كارگرداني تان محسوب مي شد؟
    بله. البته من به عنوان دستيار برنامه ريز فعال بودم. از سال ۷۶ و بعد از مجموعه دنياي شيرين، در «سيب خنده» (به كارگرداني رضا عطاران)، «جشن خاطره ها»، «باغ ستاره ها»، كارهاي خانم محبوب مثل «قلعه وروره گيو» و كارهاي آقاي فياضي دستيار برنامه ريز بودم. يعني در اين حوزه تجربه زياد داشتم، حتي خيلي بيشتر از بازيگري.
    براي دو بازيگر زنده مجموعه - دايي و گلپر - چرا از بازيگران سرشناس تر و چهره استفاده نكرديد؟ آيا اين بيم وجودداشت كه حضور عروسك ها در سايه شهرت بازيگران اصلي، كمرنگ شود و كاركرد و تأثير لازم را نداشته باشند؟
    نه، يكي از بازيگرها كه خودم بودم. به اين دليل كه در سري پخش زنده، اصرار داشتند خودم حضور داشته باشم. آن موقع نمي خواستم قبول كنم چون مي خواستم كارگرداني كنم و از بيرون كار را ببينم. ولي چون قبلاً در شبكه جام جم به عنوان مجري هم كار كرده بودم خيلي اصرار داشتند كه خودم بيايم. روي اين حساب، چون آنجا خودم «گلپر» بودم ديگر مجبور شدم بعداً هم باشم كه در اين سري به خاطر اين موضوع خيلي اذيت شدم. چون بيشتر موقع ها حواسم به حفظ كردن ديالوگ هاي خودم بود و همزمان حواسم به بازي اين بازيگر و عروسك گرداني آن بود و واقعاً من بخصوص در سري دوم كه در خانه بود خيلي خسته شدم. خيلي انرژي از من گرفته شد. درباره نقش دايي هم، ما در پخش زنده دايي نداشتيم. در توليدي سري اول گفتيم يك دايي بياوريم. خب اول يكسري بازيگرهاي معروف تري ذهنم بود كه بياورم. حتي سراغ برخي از بچه ها هم رفتيم، با آنها تماس هم گرفتيم كه وقتي متن را خواندند خيلي هم استقبال كردند. منتهي من كسي را مي خواستم كه موسيقي بداند و بتواند شعر بخواند و حتي خودش شعر بگويد.
    
    
    «امير سلطان احمدي» خودش شعر مي گويد، ريتم را هم مي شناسد. بخصوص در سري قبل، كار خيلي موزيكال تر بود و آهنگهايي كه دايي مي خواند بيشتر بود.
    در يك برنامه عروسكي خارجي - كه اتفاقاً از همين تلويزيون خودمان پخش شد - عروسكي ديدم درست شبيه به عموجون جون. اين نمونه برداري آگاهانه بود يا خيلي اتفاقي اين درخت طراحي شد؟
    نه، اصلاً نمونه برداري نبود. ببينيد فكر درخت در همان سري پخش زنده ايجاد شد. آنجا همه چيز ما طبيعت بود. اصلاً اسم برنامه هم «كلبه جنگلي» بود. در دكورهايمان يك هزارپا داشتيم كه حوض برايش درست كرديم و از آن آب مي ريخت، يك فيل بود كه خرطومش تكان مي خورد، به نوعي همه چيز برمي گشت به حيوانات و طبيعت و...
    عمو جون جون به عنوان يك پيردانا هم كاركرد خوبي دارد. آيا از همان ابتدا با همين منظور وارد قصه شد؟
    عمو جون جون يك جورايي از همان ابتدا اين مدلي بود و اطلاعات دقيق تري داشت. مخصوصاً كه من و دايي هم به نوعي جوان به حساب مي آمديم در برنامه. آن ۱۳ قسمتي را هم كه يوسفي پور نوشت، من و خانم صبري بازنويسي كرديم كه متن يكدست بشود. ولي خود عمو جون جون، شخصيت و شناسنامه اش و اين كه كاملاً پيردانا باشد در سري اول توليدي شكل گرفت.
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3679 به تاريخ 14/4/86، صفحه 18 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 17239 بار
    



آثار ديگري از "احمدرضا حجارزاده"

  پوست انداختم و بزرگ شدم... / گفت وگو با رامونا شاه، بازيگر نمايش «هاله نور» به كارگرداني «ژوفي برتزي» در مجارستان
احمدرضا حجارزاده، ايران 29/10/95
مشاهده متن    
  در تئاتر امروز بايد خراب كرد، دور ريخت و دوباره ساخت / گپ وگفتي با وحيد نفر، كارگردان نمايش «همه چيز مي گذرد، تو نمي گذري»
احمدرضا حجارزاده، ايران 28/7/95
مشاهده متن    
  تئاتر خوب، پس از پايان، تازه شروع مي شود! / گفت وگو با «ابراهيم پشت كوهي»، نويسنده و كارگردان نمايش «مثل آب براي شكلات»
احمدرضا حجارزاده، اعتماد 2/6/95
مشاهده متن    
  از اين قصه ها خون مي چِكه قربان / نگاهي به مجموعه داستان «معماي كلاه فروش»
احمدرضا حجارزاده، اعتماد 21/5/95
مشاهده متن    
  سرخوردگي هاي انسانِ امروز / درباره نمايش «مستاجر» به نويسندگي و كارگرداني ستاره امينيان
احمدرضا حجارزاده، جام جم 18/5/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات اقتصاد كشاورزي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 41)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است