|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 در    جستجو:  
روزنامه ايران86/4/17: مجسمه زيرخاكي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5772
دوشنبه بيست و هشتم مهر ماه 1393



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3681 17/4/86 > صفحه 14 (ماجرا) > متن
 
 


مجسمه زيرخاكي




    فروشنده مغازه امانت فروشي در انتهاي مغازه و پشت ميزش مشغول روزنامه خواندن بود. با صداي بازشدن در، نگاهش را از روي صفحات روزنامه برداشت و به تازه وارد كه مرد جواني با لباس هاي كهنه و رنگ و رو رفته بود نظري انداخت.
    مرد جوان كه از لهجه اش مشخص بود شهرستاني است، پس از سلام و عليك با فروشنده، بقچه اي را كه در دست داشت روي ميز گذاشت و از داخل آن مجسمه گاو بالداري را كه حدود ۱۵ سانتي متر بود بيرون آورده و در حالي كه آن را به دست فروشنده مي داد گفت: من كشاورزم و هنگام شخم زدن زمينم اين مجسمه را از زيرخاك پيدا كردم، هم ولايتي ها گفتند آن را به تهران بياورم. شايد ارزش زيادي داشته باشد.
    فروشنده با دقت به مجسمه قديمي كه نشان مي داد زيرخاكي و احتمالاً مربوط به دوران گذشته است نگاه كرده و پس از سبك، سنگين كردن آن، از مرد جوان كه چهره اي سوخته و دست هايي پينه بسته داشت سؤال كرد: اگر فكر مي كني اين مجسمه عتيقه و زيرخاكي است چرا آن را نمي بري به ميراث فرهنگي تحويل بدهي؟ مرد جوان كه به نظر مي رسيد با شنيدن اين حرف دستپاچه شده جواب داد: من كه اطلاع درستي ندارم، پيش شما كه خبره و وارد هستيد آمدم تا اگر واقعاً اين مجسمه زيرخاكي و ارزشمند است چيزي هم نصيب من و شما بشود. حالااگر خريدار آن نيستيد، اشكالي ندارد، آن را مي برم جايي ديگر. فروشنده كه احساس مي كرد مرد جوان از گفته او ناراحت شده درحالي كه مجسمه را بار ديگر با دقت بررسي و نگاه مي كرد با خودش گفت: شايد واقعاً اين مجسمه زيرخاكي و مربوط به دوران باستان باشد. اين مرد هم كه روستايي است و مي شود سرش كلاه گذاشت. بنابراين نبايد بگذارم به اين راحتي از چنگم بگريزد. بنابراين رو به مرد جوان كرده و گفت: از حرف من ناراحت نشو، منظورم اين بود كه حالااز كجا معلوم اين مجسمه واقعاً قديمي باشد. تازه هر شيء قديمي هم كه ارزش زيادي ندارد، اگر دوست داري مجسمه را امانت اينجا بگذار تا من از چند نفر عتيقه شناس درباره آن سؤال كنم و قيمت واقعي اش را بپرسم.
    مرد جوان با دودلي و اندكي ترديد جواب داد: ولي من زياد وقت ندارم و بايد فردا برگردم.
    فروشنده پاسخ داد: من همين امروز از چند نفر درباره اين مجسمه تحقيق مي كنم، شما فردا تشريف بياوريد تا جواب قطعي را بدهم.
    بالاخره مرد جوان پيشنهاد فروشنده را پذيرفت و پس از خداحافظي از مغازه خارج شد. با رفتن او، امانت فروش دوباره با دقت و كنجكاوي مشغول بررسي مجسمه شد. تصميم داشت به يكي از دوستانش كه در زمينه خريد و فروش اجناس زيرخاكي فعاليت مي كرد تلفن كند و موضوع را با وي در ميان بگذارد كه صداي بازشدن در مغازه و ورود خانم و آقايي كه از ظاهر و شكل و قيافه شان چنين به نظر مي رسيد كه خارجي هستند از تلفن زدن منصرف شد. خانمي كه همراه مرد خارجي بود از فروشنده درباره شمعدان نقره اي كه در ويترين قرار داشت سؤالاتي كرد و قيمتش را پرسيد. فروشنده كه هنوز مجسمه را در دست داشت به توضيح درباره مشخصات شمعدان نقره پرداخت. اما لابه لاي صحبت هايش متوجه شد كه مرد خارجي با كنجكاوي به مجسمه خيره شده و به زبان خارجي مطالبي را به زن همراهش مي گويد.
    زن از فروشنده تقاضا كرد كه اگر اشكالي ندارد مجسمه را به دست مرد خارجي دهد تا او از نزديك آن را بررسي نمايد. فروشنده هم مجسمه را به او داد. پس از نگاهي دقيق از داخل كيفي كه به گردنش آويخته بود، ذره بيني را بيرون آورده و مجدداً با كنجكاوي به بررسي مجسمه پرداخت، سپس كتابچه اي را از كيف بيرون آورده و پس از ورق زدن آن و مقايسه چند عكس داخل كتابچه با مجسمه، جملاتي به زن گفت. فروشنده كه با زيركي دريافته بود مجسمه گاو بالدار چشم مرد خارجي را گرفته، منتظر شد تا صحبت هاي آنها تمام شود، سپس از زن پرسيد: نظر ايشان درباره مجسمه چيست؟
    او پاسخ داد: ايشان باستان شناس است و از ايتاليا آمده است. درباره مجسمه هم اعتقاد دارد كه مربوط به دوران هخامنشيان است و تعجب مي كند كه چگونه اين مجسمه در موزه قرار ندارد. مرد امانت فروش كه بهت زده شده بود توضيح داد: اين مجسمه را افراد بومي از منطقه جيرفت پيدا كرده اند و براي فروش آن را به امانت گذاشته اند. اطلاع دقيقي هم درباره قدمت يا اصالت آن ندارم. زن صحبت هاي فروشنده را براي مرد خارجي ترجمه كرد و چند دقيقه اي با يكديگر صحبت كردند. سپس رو به مرد فروشنده گفت: ايشان مي گويند اين مجسمه اصيل است و ارزش تاريخي دارد اگر شما قصد فروش آن را داريد من حاضرم ۵ هزار دلار براي آن بپردازم.
    مرد امانت فروش كه دود از كله اش بلند شده بود و اصلاً فكر نمي كرد مجسمه كوچك اين قدر ارزش داشته باشد پاسخ داد: همان طور كه عرض كردم، اين مجسمه را به صورت امانت پيش من گذاشته اند. بايد با صاحبش صحبت كنم تا ببينم آيا با فروش مجسمه به اين مبلغ رضايت دارند يا خير؟
    زن پس از ترجمه صحبت هاي فروشنده و شنيدن حرف هاي مرد خارجي، به مرد امانت فروش گفت: ايشان مي گويد: اشكالي ندارد كه شما با صاحب مجسمه مشورت كنيد اما بدانيد كه براي آن بيش از اين مبلغ نخواهند پرداخت. به عنوان بيعانه ۱۰۰ دلار پيش شما مي گذاريم و فردا براي گرفتن جواب قطعي مراجعه مي كنيم. اگر صاحب مجسمه با فروش آن به اين مبلغ راضي بود الباقي پول را نيز فردا مي پردازيم، آيا با اين پيشنهاد موافقيد؟
    امانت فروش كه اين پيشنهاد را به نفع خود مي ديد ۱۰۰ دلار از مرد خارجي گرفت و قول داد صاحب مجسمه را راضي به فروش آن كند.
    با رفتن زن و مرد خارجي، فروشنده كه هنوز از بهت و حيرت بيرون نيامده بود با خوشحالي مجسمه را داخل پارچه اي پيچيده و آن را داخل كشوي ميزش قرار داد و با خود گفت، فردا كه فرد روستايي مراجعه كرد به او خواهم گفت اين مجسمه ارزش زيادي ندارد و تقلبي است. با اين روش او را وادار خواهم كرد كه مجسمه را به قيمت بسيار اندكي به من بفروشد. اما ساعتي بعد كه مرد جوان صاحب مجسمه به مغازه مراجعه و با اصرار از او خواست كه مجسمه را پس بگيرد انگار تمام نقشه هايي كه در ذهن امانت فروش بود بر باد رفت.
    با تعجب از مرد جوان پرسيد چرا از فروش مجسمه پشيمان شده اي. هنگامي كه شنيد مجسمه ها ۲ تا هستند و يكي از آنها سهم برادر مرد جوان بوده و برادرش آن را به مبلغ يك ميليون تومان در خيابان منوچهري فروخته و او نيز قصد دارد مجسمه اش را به همان خريدار بدهد دستپاچه شده و پس از كلي چانه زني بالاخره موفق شد كه مجسمه را يك ميليون و پنجاه هزار تومان بخرد. چرا كه مي دانست مي تواند آن را به ۵ برابر قيمت به مرد خارجي بفروشد. فرداي آن روز مرد امانت فروش هر چه منتظر آمدن زن و مرد خارجي شد بي فايده بود و روزهاي بعد نيز خبري از آنها نشد. امانت فروش كه دلواپس شده بود مجسمه را به چند نفر عتيقه شناس نشان داد و هنگامي كه همه آنها به اتفاق گفتند اين مجسمه ساختگي و تقلبي بوده و هيچ ارزشي ندارد تازه متوجه شد كه مرد روستايي، زن و مرد خارجي با يكديگر همدست بوده و با صحنه سازي و اجراي نمايشي حرفه اي او را فريب داده اند.
    توصيه هاي انتظامي
    - برابر تبصره ۲ ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامي، خريد و فروش اموال تاريخي - فرهنگي ممنوع است و خريدار و فروشنده علاوه بر ضبط اموال مذكور به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال محكوم مي شوند.
    - اشياي زير خاكي و تاريخي فرهنگي، سرمايه هاي هويتي يك قوم و كشور هستند ، در صورت مشاهده كساني كه قصد خريد و فروش آنها را دارند وظيفه ملي هر شخص است كه مراتب را به پليس ۱۱۰ و يا شماره تلفن ۲۲۷۴۴۶۷۴ ستاد خبري يگان حفاظت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اطلاع دهد.
    
    
    
    
    
    مجسمه زيرخاكي
    


 روزنامه ايران، شماره 3681 به تاريخ 17/4/86، صفحه 14 (ماجرا)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5976 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات

ترجمه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه سوره انديشه
متن مطالب شماره 78-79، مهر و آبان 1393را در magiran بخوانيد.

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1393-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 

 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.
 

تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است