|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/4/28: پاسخ جواد لاريجاني به علي اکبر ولايتي / سياست خارجي و فرصت هاي سوخته
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1446 28/4/86 > صفحه 6 (سياسي) > متن
 
      


پاسخ جواد لاريجاني به علي اکبر ولايتي / سياست خارجي و فرصت هاي سوخته




    مجادله لفظي ميان «علي اکبر ولايتي» و «محمد جواد لاريجاني» دو ديپلمات اردوگاه محافظه کاران سنتي به اوج خود رسيده است. هنوز چند روزي از افشاي وجود اختلافات سنگين ميان دو مرد عرصه سياست خارجي نگذشته است که اين دو نفر تمام قد وارد صحنه شده اند و با پاسخ هايي که به موارد ادعايي يکديگر مي دهند، موضوع اختلافات قديمي خويش را علني مي کنند. آخرين موضع گيري از سوي «محمد جواد لاريجاني» انجام شده است که به اظهارات ولايتي راجع به قطعنامه 598 و اينکه برکناري لاريجاني از وزارت خارجه به درخواست وزارت اطلاعات بوده است، پاسخ داد. لاريجاني در قالب يادداشتي ولايتي را متهم کرده که هيچ گاه ايده يي نداشته است و مسلک «قبه نوري» را در طول 16 سال وزارت خارجه در پيش گرفته است. لازم به يادآوري است متن اين يادداشت را سايت بازتاب منعکس کرده است.
    
    
    
    1- اختلاف من و ولايتي خيلي روشن و ساده است، براي من مملکت داري و کار حکومتي همانند يک پروژه بايد «از قبل» هدفدار و صاحب نقشه اقدام باشد: اين همان چيزي است که آن را «روش پروژه يي» ناميده ام. در منطق کاري ولايتي، ابتدا بايد تير را رها کرد و هرکجا اصابت کرد، دور آن را خط کشيد و آن را هدف اعلام کرد و براي آن پيروزي جشن گرفت و تيرانداز را تشويق کرد، اين هم مسلک «قبه نوري» است که آقاي ولايتي در تمام طول شانزده سال وزارت خارجه و پس از آن، همواره به آن عمل کرده و مي کند.
    
    2- اين دو روش کاملاً آثار و نمودهاي مختلف دارند: در روش پروژه يي، فرد بايد ابتدا پروژه را تعريف کند و آن را براي مسوولان نظام مطرح کند و پس از طي مراحل قانوني، شجاعانه دنبال کند تا ـ اگر خداي سبحان مصلحت دانست ـ به هدف برسد و در اين راه تشويق يا سرزنش ديگران نمي تواند باعث تغيير مسير شود. اما در مسلک قبه هاي نور، کار از «ايده نو» شروع نمي شود و اصلاً بدان ربطي ندارد. اصل اين است که فرد در پناه درخت بلندي قرار بگيرد و به عنوان قبه نور مورد احترام باشد و مناصب دودستي به او تقديم شود و لذا عجيب نيست که آقاي ولايتي در مدت سه دهه که از انقلاب مي گذرد، به رغم عناوين مفصلي که همواره يدک کشيده اند، هرگز ايده يي را که تا حدي جديد باشد، ارائه نکرده اند، اين خشکسالي، امر کوچک و بي اهميتي نيست.
    
    3- رويه ديگر تفکر «قبه نوري» بي اعتنايي به کار کارشناسي است که در کلام و رفتار ايشان موج مي زند. ايشان اين بي رغبتي را در پناه قانون مداري و لزوم طي مراحل تصويبي در سلسله مراتب حکومتي پنهان مي کند، اما چه فايده که اين مساله روشن تر از اين حرف ها است.کافي است، به دو نمونه زير توجه کنيد تا معلوم شود سرنخ کار کجا است:
    
    در مورد قطعنامه 598 در تمامي مراحل مذاکرات و سفرهاي من به نيويورک و ديگر کشورها، نه تنها نخست وزير محترم، رئيس جمهور و رئيس مجلس بلکه حضرت امام )ره( در جريان قرار مي گرفتند و تا من مطمئن نمي شدم که آن بزرگوار نظر مساعد دارند، قدمي برنمي داشتم. اما آقاي ولايتي در تمام طول اين مذاکرات، حتي يک لحظه هم حاضر نشدند به موضوع، نتايج، متن و مسير توجه کنند و همواره مي گفتند: چون حساسيت عمومي وجود دارد، من مخالفم، مثلاً در برهه يي تحت فشار امريکا، شوراي امنيت سازمان ملل متحد به ايران اخطار داد که اگر موضع خود را نسبت به قطعنامه 598 روشن نکند، قطعنامه جديدي صادر خواهد شد که ايران را تحت فشار مي گذارد. تمام کارهاي کارشناسي و نظر مسوولان بر اين بود که نبايد اجازه داد چنين قطعنامه يي صادر شود. آقاي ولايتي در اتاق آقاي شيخ الاسلام جلسه برگزار کرد و مرا که مسوول مذاکرات قطعنامه 598 بودم صدا کرد و گفت: «تا من وزير خارجه ام، اجازه نمي دهم که اين قطعنامه قبول شود». درست دوازده ساعت بعد، مرحوم حاج احمدآقا )ره( زنگ زدند و گفتند که حضرت امام فرموده اند برويد نيويورک و آنها را متقاعد کنيد که ما قطعنامه را رد نکرده ايم و قصد رد کردن هم نداريم. لذا ملاحظه مي فرماييد که خشکسالي فکري و عملي در ديپلماسي چگونه در زير لعاب قانون گرايي و اينکه «مملکت صاحب دارد»، «يک کارشناس حرفي زده که نمي شود» و از اين قبيل امور پنهان شده است،
    
    نمونه ديگر امضاي قرارداد CTBT است. آيا ايشان مي توانند بگويند کدام مقام مسوولي در سلسله مراتبي که بر آن تاکيد دارند، به ايشان اجازه داد که اين قرارداد را امضا کنند؟ و چگونه شوراي عالي امنيت ملي، مساله را پيگيري کرد؟ حقيقتاً اين دسته گل چگونه قابل توضيح است؟
    
    4- در مسلک پروژه يي، بزرگ ترين جايزه براي پيگيري کنندگان، نفس تحقق پروژه است، در حالي که در دنياي قبه هاي نور، «خبر» رسانه اصل است و مدال و تحسين ها. همين قطعنامه 598 که در تمام طول مذاکرات آن از طرف آقاي ولايتي به عنوان قرارداد «ترکمانچاي» و عنصر «حرام زاده» معرفي مي شد، به محض پذيرش، تبديل به امامزاده شد و تازه آقاي ولايتي مي نازد که قرارداد 1975 و مرزها را هم صيانت کرده است،
    
    ايشان فراموش کرده اند که وقتي براي انجام مذاکرات پس از قبول قطعنامه 598 جامه مي دريدند، حتي متن آن را درست نمي دانستند، تا چه رسد به نحوه پيشبرد آن و عملاً شد آنچه شد، يعني وقتي موضوع از سکه رسانه يي افتاد، پيگيري آن به فراموشي سپرده شد و ايشان مشغول سفرهاي دوره يي و مخابره خبرهاي آن شدند. ضمناً حتي مواردي وجود دارد که ملاقاتي انجام نشد، ولي خبر آن به تهران مخابره شد،
    
    -5 انتقادات من از آقاي ولايتي جديد نيست. من در کتاب هاي متعددي که در زمينه تئوري و عمل سياست خارجي نوشته ام، آنها را به تفصيل بيان کرده ام. اما در قبال نقد دقيق و موضوعي و محترمانه اينجانب، آقاي ولايتي با اضطراب و مرعوبانه پشت سر دستگاه امنيتي کشور مخفي مي شوند و چنگ و دندان نشان مي دهند. اين هم مظهر ديگري از همان مسلک قبه نوري ايشان است، اما تعجب من از آقاي ولايتي است که در سال هاي آغازين انقلاب...، مجلس شوراي اسلامي به صلاحيت ايشان براي منصب نخست وزيري راي نداد و داغ اين مطلب هنوز بر دل ايشان وجود دارد، چگونه ايشان به جاي اينکه بگويند چرا اين همه فرصت هاي طلايي را در سياست خارجي کشور با نديدن و نخواستن و ندانستن سوزانده اند و به جاي اينکه فداکاري هاي جبهه ها را به حساب خود بنويسند، نگفته اند که براي حراست و کمک به اين دستاوردها، چه فکر و انديشه و برنامه يي را ـ حتي يک نمونه ـ انجام داده اند و حال به خيال خود به افشاگري و ترور شخصيتي پرداخته اند؟ در مسلک قبه هاي نور، اين امر مسلماً يک ناپرهيزي است، زيرا ممکن است ساحت مبارک را هم بگيرد،
    
    جناب آقاي ولايتي ظاهراً از فرط هيجان فراموش کردند که اينجانب وقتي از وزارت خارجه رفتم، براي مدت بيش از پنج سال در شوراي عالي امنيت ملي ـ که بالاترين نهاد امنيتي ـ سياسي کشور است ـ در مقابل ايشان در تمام جلسات مي نشستم و در حالي که ايشان به «چرت» ملوکانه خود مشغول بودند، حقير ـ بر اساس نوارهاي ضبط شده جلسات ـ دقيق ترين تحليل ها و گزارش ها را که محصول کار جمعي کارشناسان متعدد و دبير محترم شورا بود، ارائه مي کردم، و پس از آن هم براي دو دوره در مجلس خدمت کرده ام و مرکز پژوهش هاي مجلس را با بيش از دو هزار کارشناس همکار تاسيس کردم. بد نيست آن مقام عالي رتبه و قبه نوراني بفرمايند که در اين سال ها چه تاج گلي بر سر ملت زده اند و چه دروازه يي به روي روابط خارجي کشور گشوده اند، جز اينکه همواره مطالبه «اسب زين کرده» براي تصدي مقامات عالي داشته اند،
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1446 به تاريخ 28/4/86، صفحه 6 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1845 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه اقتصاد اسلامي
متن مطالب شماره 72، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است