|
گفتگو با دکتر مظفر نامدار،محقق و پژوهشگر تاريخ معاصر: شکست نهضت ملي نفت پايان مشروطه خواهي در ايران بود
ما در تاريخ معاصر کشورمان با دو کودتا روبرو مي شويم که نقطه اشتراک اين دو اين است که پس از يک نهضت روي داده اند. يکي کودتاي رضاخاني که در پايان مشروطه رخ داد و ديگري کودتاي 28 مرداد که در پايان نهضت ملي شدن صنعت نفت روي داد. به نظر شما چه نقطه اشتراکي ميان اين دو نهضت وجود دارد که هردو را به کودتا منتهي کرده است؟ به نظر من علت اصلي رهبري تلفيقي در هر دو نهضت است. رهبري تلفيقي در ايران به دليل ساختار فرهنگي خاصي که دارد جوابگو و کارآمد نيست و وقوع دو کودتا در پايان دو نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت دليلي بر اثبات اين مدعاست. در نهضت مشروطه رهبري به صورت تلفيقي درآمد. هر دو جريان خود را رهبر نهضت مي دانست . يعني هم منورالفکران ادعاي رهبري داشت و در امور دخالت مي کرد و هم علما داعيه رهبري نهضت را داشتند. علما به تعبير سنتي رهبري نهضت را برعهده داشتند و منورالفکران به تعبير مدرن رهبر بودند. رهبري تلفيقي نمي تواند در آرمان ها به نقطه واحد برسد. همه جنبش هايي که داراي رهبري تلفيقي هستند دچار تشتت و دو دستگي مي شوند. در نهضت مشروطه هم دو جريان پس از مرحله نفي نظام موجود هرگز در پي ريزي نظام مطلوب اشتراک نداشتند و طبيعي هم بود که درگيري ميان اين دو روي دهد. عدم اشتراک در هدف دو رهبر نهضت را به کام کودتاي رضاخاني انداخت. يعني نظام مشروطه را به سمت استبداد بسيط سوق داد. به نظر من ماهيت نظام مشروطه چيزي غير از اين نيست. البته منظور من نظام مشروطه است و نه انقلاب مشروطه. استعداد نظام مشروطه بيش از منتهي شدن به استبداد بسيط نبود. بر همين اساس من معتقدم که نهضت ملي نفت پايان مشروطه خواهي در ايران بود، يعني جنبش ملي شدن صنعت نفت اثبات کرد که مشروطه خواهي استعدادي بيش از کودتا ندارد. چرا که ما عين رهبري تلفيقي در نهضت مشروطه را در نهضت ملي شدن صنعت نفت هم داريم در يک سوي اين نهضت دکتر مصدق قرار دارد و در سوي ديگر آن مرحوم آيت الله کاشاني قرار دارد. هر دوي اين رهبران از گروه و تشکيلات برخوردارند و مدعي رهبري طيفي از مردم جامعه هستند. اما وقتي که پا به صحنه گذاشتند و مي خواستند آن ثبات اجتماعي را محقق کنند و اهداف نهضت را به سرانجام برسانند دچار مشکل شدند و رهبري تلفيقي نهضت را با شکست مواجه کرد و به چاه کودتا انداخت. اما حضرت امام(ره) با اشرافي که بر تجربيات تاريخي داشتند هرگز اجازه شکل گيري رهبري تلفيقي را در نهضت ندادند و از همان ابتدا با اقتدار نهضت را رهبري کردند. اين موضوع باعث شد که نهضت امام(ره) به شکست منتهي نشود. خيلي از گروه ها و جريان هاي فکري و سياسي از همان ابتداي نهضت قصد ايجاد يک قطب رهبري در کنار حضرت امام(ره) را داشتند، اما امام(ره) اين اجازه را نداد. امام(ره) وقتي آرمان هاي نهضت را براي مردم تشريح کرد، مورد پذيرش واقع شد و از رهبري امام(ره) حمايت کردند. امام به خوبي مي دانست که گروه هاي ديگر استعداد رهبري چنين نهضتي را ندارند. گفتگو با دکتر مظفر نامدار،محقق و پژوهشگر تاريخ معاصر: شکست نهضت ملي نفت پايان مشروطه خواهي در ايران بود
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 93 بار
|