|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/5/18: با نگاهي به كتاب «قلندريه در تاريخ» اثر استاد محمدرضا شفيعي كدكني: دگرديسي هاي يك ايدئولوژي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7003
چهار شنبه 1 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3709 18/5/86 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
      


با نگاهي به كتاب «قلندريه در تاريخ» اثر استاد محمدرضا شفيعي كدكني: دگرديسي هاي يك ايدئولوژي


نويسنده: ليدا فخري


    يكي از دشوارترين مسائل نزد محققان تاريخ تصوف، فرض و تصور نقطه اي است، به نام «نقطه آغاز تصوف». چنين نقطه اي وجود علمي و تحقيقي ندارد. زيرا مفهوم تصوف مفهومي است شناور و به تعبير قدما ذات مراتب تشكيك. اما اگر چيزي به نام «تصوف خراسان» مفهوم علمي داشته باشد، كه بي گمان دارد و اگر بپذيريم كه بايزيد برجسته ترين چهره تصوف خراسان در نيمه دوم قرن سوم است، دور از روش علمي نخواهدبود كه بايزيد و حلقه پيرامونيان بايزيد را، آغاز دوره تشخص جرياني كه «تصوف خراسان» ناميده مي شود، به حساب آوريم.
    خراسان در نيمه قرن سوم، در دامن خود چند جريان روحي و دوران ساز را همزمان پروراند كه با يك نگاه كلي مي توان آنها را يك واحدفكري محسوب كرد، كه از سويي، عنوان «زهد» را برآن گذارد و از نگاهي ديگر آن را «تصوف» ناميد. اما با ديدي جزئي نگرتر و تأملي دقيق تر اين تپش هاي تاريخي ذيل چند مذهب روحي تقسيم بندي مي شوند؛
    ۱- مذهب كراميه؛ به پيشوايي محمدبن كرام
    ۲- مذهب ملامتيه؛ به پيشوايي حمدون قصار
    ۳- مذهب صوفيه؛ به نمايندگي بايزيد بسطامي
    ۴- مذهب اصحاب فتوت؛ به سركردگي نوح عيار نيشابوري.
    اين چهار خط مشي روحي و اجتماعي و فرهنگي و طبعاً سياسي، بيش و كم، صبغه اي از «زهد و تصوف» دارند. يعني با توجه به اصول و مباني آموزشي پيران اين مذاهب در مي يابيم كه هم محمدبن كرام به زهد دعوت مي كند و هم حمدون قصار و هم بايزيد بسطامي و هم به نوعي نوح عيار.
    از سوي ديگر، هر يك از اين چهارجريان روحي، در مركز آموزش هاي خود اصولي از فتوت را كه عياران و جوانمردان برآن تكيه و تأكيد داشته اند، رعايت كرده اند.
    حال بايد ديد كه چه چيزي سبب شده است كه از همان قديم عده اي «جوانمردي و فتوت» به خود گرفته اند و عده اي عنوان «كرامي» و دسته اي به «ملامتي» شهرت يافته اند و جمعي «صوفي» لقب داده شده اند؟
    زهد محمدبن كرام با «ستيزه گري سياسي» و تمايل به تشكيل «قدرت سياسي» همراه بوده است و از مطالبات سياسي آشكارتري نيز سخن مي گفته است.
    شيوه حمدون قصار ملامتي با زهدي از نوع ديگر همراه است، زهدي كه نيكي ها و عبادات زاهد را از خلق پنهان مي كند و او را تا بدانجا از ظاهر نيك بازمي دارد كه گاه دست به كارهاي عرفاً ناشايست مي زند تا حسن ظن مردم را نسبت به خود ازميان بردارد.
    زهد بايزيد بسطامي آميخته اي است از ملامت و نظريه عشق كه جانب هنري نگاه بايزيد را به الاهيات تشخص مي بخشد و نگاه هنري به الاهيات و دين را گسترده تر مي كند.
    اما زهد نوح عيار، زهدي است با نگاهي مردم گرايانه و از جنبه هاي شخصي كاستن و به نواحي مردمي و سودبخش به ديگران افزودن و در يك كلام «ايثار». در اين چشم انداز هم، گونه اي ازنگاه هنري به دين قابل بررسي است و آن جست وجوي نوعي رمز و سمبوليسم در اعمال انسان جوانمرد است.
    به اين اعتبار، مي توان گفت كه حتي در ساده ترين و عاميانه ترين شاخه اين چهار جريان هم، آن نگاه هنري به الاهيات و دين و اخلاق قابل اثبات است.
    با اين نگاه، مي توان اين چهارجريان روحي و معنوي را، به علت وجه غالب و عنصر dominant هركدام به نامي از نوع «مذهب كرامي» و «آيين ملامت» و «جريان تصوف» و «شيوه ارباب فتوت» نام گذاري كرد.
    ازسوي ديگر بر مجموعه اين چهار جريان روحي، با هر تعريفي كه از تصوف و عرفان داشته باشيم، مي توان عنوان «نوعي تصوف» را اطلاق كرد.
    اين چهار جريان داراي صبغه اسلامي و زاهدانه با رنگ و بويي عرفاني بوده اند و عمل به هرچهار جريان، در دايره يك مذهب كلامي و يك مذهب فقهي قابل اجرا بوده است.
    همين چهار جريان روحي كه اين قدر به هم، در عمل نزديك بوده اند، از نيمه دوم قرن چهارم به بعد تغييرات شگرفي را در درون خود پذيرفته اند. هركدام از اين جريان ها مسير خود را تا قرن ها ادامه دادند؛ تصوف در شاخه هاي گوناگون و مكاتب رنگارنگ راه خود را ادامه داد و در عالم اسلامي ميداني بسياريافت. دركنار تصوف آيين فتوت هم در محدوده كوچكتري، در سرزمين هاي اسلامي حضورداشت و بقاياي كم رنگ آن را تا نيم قرن قبل در صورت هاي مختلف در ايران و آسياي صغير و ديگر سرزمين هاي اسلامي مي توان ديد. جنبش ملامتيه در شكل ملامتي و بعد در صورت آيين قلندر - اگرچه با انحرافي اصولي از مباني بنيانگذاران آن - تا عصر صفوي و شايد هم پس از آن ادامه يافت. تنها جريان كرامتيه بود كه به علت تصريح در مقاصد سياسي و مطالبات اجتماعي خود، پس از يك آزمايش كسب قدرت در خراسان اواخر قرن چهارم، از صحنه خارج شد.
    ***
    از درون مذهب ملامت، جريان قلندري و شاخه هاي عجيب و غريب آن سرچشمه گرفت.
    «آيين قلندري» و «راه ملامت» هميشه دو روي يك سكه بوده اند و استاد شفيعي كدكني در اين تحقيق خود، تحولات و دگرديسي هاي اين آيين را موردپژوهش قرارداده است. پژوهشي كه چهل و يك سال كاوش در اسناد و مأخذ اساسي را به همراه داشته است و حاصل آن اثري ۶۰۰صفحه اي در ۶۷ باب شده است.
    استاد شفيعي كدكني، جنبش قلندريه را چنان كه در مطاوي كتاب آمده است، يك جنبش چندساحتي معرفي مي كند كه با يك نگاه منشوري درآن مي توان رنگ هاي بي شماري ديد: از مزدك گرايي و آيين هاي ايراني كهن گرفته تا راه و رسم جوانمردي و عياري و فتوت، تا عناصري از آيين خرم دينان تا انديشه هايي از گنو ستيسيسم و عرفان اسلامي در صورت مكتب ملامتيان نيشابور تا گرايش هاي قرمطيانه و شيعي و حروفي و اهل حق - تصويري متناقض از مردمي كه از يك سو با ثروت هاي بسيار و تعدد زوجات و نظام برده داري و تباه كردن طبيعت و آلودن محيط زيست مخالف اند و ازسوي ديگر، و در دوراني ديگر، جز دريوزه گي و گدايي كاري از ايشان ديده نمي شود.
    قلندريان گاه در مرز الحاد و اباحه سير كرده اند و در لحظه هايي و از چشم اندازهايي، اوج كمال تجربه عرفاني به شمار آمده اند.
    استاد شفيعي كدكني دراين كتاب به شناور بودن مفهوم تاريخي قلندر و قلندري اشاره مي كند و سعي مي كند در اين تحقيق خود، براي پرسشهايي نظير اين كه «آيا نخستين تجربه هاي فكري وابسته به حضور قلندريه را مي توان از خانواده الحاد به حساب آورد؟» با توجه به اسناد تاريخي و از قول بزرگان پاسخي جامع به مخاطب ارائه دهد و وجوه ذوابعاد «آيين قلندري» را بازنماياند.
    با دقت نظر و عمق تأملي كه از استاد سراغ داريم بي شك اين پژوهش در نوع خود كم نظير و شايسته تحسين است و نشر سخن نيز قدر اين تحقيق برجسته را دانسته و آن را در قالبي پاكيزه منتشر كرده است.
    
    
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3709 به تاريخ 18/5/86، صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 909 بار
    



آثار ديگري از "ليدا فخري"

  آرام دل بي قراران / مسئوليت اجتماعي خبرنگاران در بحران كنوني جامعه
ليدا فخري، مهسا رمضاني، ايران 17/5/97
مشاهده متن    
  سنگيني دانشگاه روي شانه هاي دانشجو / «آسيب شناسي نظام آموزش عالي» در ميزگردي با حضور محمد امين قانعي راد و حسين ابراهيم آبادي
ليدا فخري، مهسا رمضاني، ايران 20/9/96
مشاهده متن    
  فاصله هايي كه غرق ابهام اند / ميزگردي با حضور دكتر ناصر فكوهي و دكتر حسن نمكدوست
ليدا فخري، مهسا رمضاني، ايران 8/8/96
مشاهده متن    
  تحويل «دانشگاه» به دانشگاهيان / ميزگرد «ايران» در هفته دولت درباره «مطالبه دانشگاهيان از فصل دوم اعتدال»
ليدا فخري، مهسا رمضاني، ايران 8/6/96
مشاهده متن    
  آيا كوچ ما هم نزديك است؟
ليدا فخري*، ايران 17/5/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي طب كار و محيط زيست
شماره 1 (پياپي 37)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است