|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/6/3: درباره «وقتي سîموم بر تن يک ساق مي وزيد» : اهل هيچ جا
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4325
شنبه 18 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1475 3/6/86 > صفحه 11 (كتاب) > متن
 
      


درباره «وقتي سîموم بر تن يک ساق مي وزيد» : اهل هيچ جا


نويسنده: فرشته احمدي


    
    
    از سر اتفاق نيست که محمل داستان هاي خسرو حمزوي نامکاني است تا آدم ها را در فضايي نه چندان رئاليستي با روابطي نه چندان آشنا و مناسباتي نه چندان کليشه يي دور هم جمع کند تا منتظر اتفاقي بمانند که زندگي شان را تغيير دهد. موفقيت حمزوي در خلق جغرافياي ويژه و به يادماندني ناکجا آباد رمان هايش، وامدار سفرها و گشت وگذارش در حتي دورافتاده ترين روستاهاي ايران و آشنايي اش با مردم و فرهنگ هاي مختلف است.
    
    آدم هاي شهري در مکاني که به گذشته شان مربوط مي شود اما شبيه هيچ يک از شهرها يا روستاهايي که مي شناسيم نيست، در موقعيت هاي ناآشنايي قرار مي گيرند و امکان تجربه فضاي تازه يي را برايمان فراهم مي کنند.
    
    در رمان «وقتي سموم...» ماني شبانکاره راهي را مي پيمايد تا به کلات بيدگاه برسد و پيرزني را ببيند که پا به پاي ماني محترمش مي داريم و پا به پاي او دل زده مان مي کند. ماني دل نازک، ماني مهربان، ماني همدل به بيدگاه کلات مي رود تا همه از او متوقع باشند، به چشم اميدي تازه از راه رسيده، نگاهش کنند و سفره دل شان را برايش بگشايند. ناگهان نقطه اميدي در دل شان مي درخشد: اين همان است که آمده تا مشکل مان را حل کند، ماني ًمشکل گشا.
    
    لوکيشن اصلي «وقتي سموم...» خانه بزرگي است که تمام فاميل شبانکاره (هر کس که مانده) آنجا جمع شده اند تا مادرجان (مادر مادربزرگ ماني) تکليف حق و حقوق شان را معلوم کند. هر سال نزديک سالگرد تولد پيرزن، شبانکاره ها با هزار اميد در دل از هر گوشه دنيا مي آيند در آن خانه جمع مي شوند. ماني اولين سالي است که آمده، بي هيچ چشمداشتي (کسي باور نمي کند) و فقط به قصد زنده کردن خاطراتي دور که گاه به حقيقي بودن شان مشکوک مي شود، آمده تا آدم هاي گذشته را دوباره ببيند و باور کند که بوده اند. پيرزن همه را پا در هوا نگه داشته، در لحظه کيش به چهره هاي مبهوت شان خيره مي شود و بعد از مات گفتني آرام، اگر هنوز زنده باشند، برشان مي گرداند به سردرگمي ديرين شان. ماني مثل جرياني از مرکب رنگين وارد اين رودخانه مي شود، به هر سو سرک مي کشد، آرام آرام پخش مي شود تا حتي پيرزن به او اميد ببندد. او از پيرزن و همه نااميد مي شود، دامنش را جمع مي کند تا از همان راهي که آمده، برگردد اما خودش خوب مي داند که ديگر ماني قبلي نخواهد بود. شايد بعد از آن کابوس هايش به زندگي واقعي اش سرک بکشند، او را به تب و تاب بيندازند تا مثل ديگران کيش و مات پيرزن باشد. ديگراني که لابد سال بعد هم برمي گردند تا چشم به در بسته اتاق پيرزن بدوزند و منتظر حرفي بمانند درباره تقسيم مال و اموال. از دور جماعتي فرصت طلب و مفت خور به نظر مي رسند و از نزديک قابل ترحم و لايق همدردي. به غريقي مي مانند که به هر شاخ و برگ نازکي متوسل مي شود از بيم غرق شدن. اولش شوخي به نظر مي رسد. مردن؟، به همين سادگي؟، مگر مي شود، و بعد مي بينيم که به سادگي نوشيدن ليواني چاي، چگونه چشم هايشان رو به سقف باز مي ماند و چگونه مي ميرند.
    
    ويژگي هاي بسيار بارز و قابل تفکيک آدم ها (از نظر روانشناختي)، عناصر محدود، فضايي برساخته از تقابل دو دنياي مدرن و سنتي با نمايندگاني که به سادگي قابل تشخيصند، شايد ترغيب مان کند تا علاوه بر نگاهي ساختارگرايانه، به تفسيري بر پايه نمادين بودن داستان بينديشيم.
    
    همان گونه که به عنوان مثال رمان «رود راوي» نوشته ابوتراب خسروي نيز شايد دقيقاً به خاطر فضاسازي مشابه، نمادين به نظر برسد و برخي منتقدان را روانه جست و جوي کليدي براي گشودن اين در بسته کند. تا راز سر به مهر براي هميشه فاش شود و فرياد اورکا از هر سو سر دهند که توانسته اند ميان برخي واقعيات بيروني و عناصر داستان، تناظر يک به يک بيابند. چنين کشفي براي خلاصي از توضيح و تفسيرهاي بيشتر البته بسيار مفيد است اما متن را مانند خوابي تعبير شده، از همه روياها تهي مي سازد.
    
    براي بررسي دقيق تر آثار حمزوي لازم است هر سه رمان او يعني «شهري که زير درختان سدر مرد»، «از رگ هر تاک دشت سايه ها» و «وقتي سموم بر تن...» همزمان و در قياس با يکديگر سنجيده شوند زيرا مشترکات زيادي از حيث درونمايه و ساخت جغرافيايي آنها را به هم پيوند مي زند. هرچند به نظر مي رسد که شيوه روايت يا بن مايه هاي مشابه، تحت تاثير بستر نامتعارفي، ايجاد شده اند که همه چيز را در دل خود به نمايش مي گذارد. شايد در کمتر داستاني تا اين حد ساخت فضا، رنگ و حتي روان شناختي آدم ها مرهون مکانش باشد. مکاني که حمزوي مانند شهرسازي کارکشته طراحي کرده و همه سوراخ سنبه هايش را مي شناسد و آنقدر دلبسته اش شده که اگر محمل رمان بعدي اش نيز باشد، تعجب نخواهم کرد.
    
    رمان «وقتي سموم بر تن يک ساق مي وزيد» در پاييز 1371 توسط انتشارات روشنگران به چاپ رسيده. آدم ها و حوادث آن همه خيالي هستند و هر تشابهي بين آنها و آدم ها و حوادث حقيقي تصادف محض است.
    
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1475 به تاريخ 3/6/86، صفحه 11 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 306 بار
    



آثار ديگري از "فرشته احمدي"

  يوسف
فرشته احمدي *، اعتماد 15/7/95
مشاهده متن    
  سخنراني پيرزن
فرشته احمدي *، اعتماد 18/6/95
مشاهده متن    
  پسرناخلف و زن انگليسي
فرشته احمدي*، اعتماد 11/6/95
مشاهده متن    
  جناب مهندس
فرشته احمدي *، اعتماد 4/6/95
مشاهده متن    
  مرد چوبي
فرشته احمدي، اعتماد 28/5/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي كودكان
شماره 65
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است