|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/6/12: گفت وگو با آرش رادمند درباره صنعت آي تي ايران: آريستو فراموش شده است
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4305
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1481 12/6/86 > صفحه 12 (تكنولوژي) > متن
 
      


گفت وگو با آرش رادمند درباره صنعت آي تي ايران: آريستو فراموش شده است


نويسنده: محمد منتظري

کمتر از دو سال از زمان انتشار خبري که محافل علمي کشور به خصوص جامعه IT را تکان داد، مي گذرد. اين خبر مربوط به موفقيت محققان جوان کشورمان در طراحي و ساخت نخستين پردازنده در ايران بود که با مشارکت سازمان صنايع نوين، به عنوان کارفرما و اجراي شرکت پارسه بود. پس از گذشت نزديک به دو سال از دستيابي به اين موفقيت بر آن شديم تا اطلاعاتي از وضعيت فعلي اين طرح به سرانجام رسيده، به دست آوريم. به همين منظور در ارتباطي با آرش رادمند، فارغ التحصيل رشته سخت افزار از دانشگاه تهران که در حال حاضر در خارج از مرزها مشغول به فعاليت علمي است، نظرات او را درباره اين پردازنده و وضعيت صنعت IT در کشور جويا شديم.
    -
    
    به عنوان اولين سوال بفرماييد که چه شد شما و دوستان تان سراغ طراحي پردازنده رفتيد؟ جرقه اين کار از کجا بود؟ و به طور کلي کمي درباره شيوه کار پژوهش خود توضيح دهيد.
    همان طور که قبلاً هم خدمت تان گفته بودم اين پردازنده يک محصول تجاري است و من عضوي از تيم بودم و اجازه ندارم درباره اين محصول وارد جزئيات بشوم. حدود سه سال پيش اين پروژه با حمايت سازمان صنايع نوين زير نظر کميته يي وابسته به وزارت صنايع در شرکت نيمه رسانه يي پارسه استارت زده شد. ما در داخل کشور شرکت هايي داريم که پروژه هاي مخابراتي، سخت افزاري و ميکروالکترونيکي انجام مي دهند. معمولاً اين شرکت ها مواد اوليه مورد نيازشان را که يکي از مهمترين شان پردازنده ها است، از خارج تهيه مي کنند و در اين راه با مشکلاتي نظير دشواري هاي مربوط به واردات مواجه هستند. به خصوص اگر بخواهيم محصولي ارائه کنيم تا به مراحل بعدي برسد، آن وقت بحث هاي حقوقي هم پيش مي آيد. با اين اوصاف سازمان صنايع نوين پذيرفت که پردازنده يي با حداقل مشخصات طراحي کند تا در پروژه هاي داخلي و خارجي قابليت استفاده داشته باشد تا مشکلات واردات ما هم حل بشود.
    
    آيا در حال حاضر شرکت هايي هستند که کار بر روي اين پردازنده را ادامه دهند؟
    اين پردازنده در حال حاضر مورد استفاده برخي شرکت ها قرار گرفته است. اين پردازنده مثل پردازنده اينتل پنتيوم نيست که تراشه اش را بخريد و روي بردتان از آن استفاده کنيد. اگر بخواهيم کمي فني صحبت کنيم بايد بگوييم ما يک سري تراشه هاي الکترونيکي داريم، مانند سري پردازنده اينتل و اي ام دي که تراشه اش در بازار وجود دارد و شرکت سازنده کامپيوتر با خريد آن تراشه کامپيوتر را وارد بازار مي کند. خانواده ديگري از محصولات الکترونيک هستند که تنها از طرح مداراتي که قرار است تراشه شود خريداري مي کنند و خودشان تراشه بزرگ تري مي سازند. به اينها مي گويند مدارهاي الکترونيکي نهفته يا embedded .پردازنده آريستو از همين نوع است. يعني کسي که مي خواهد جي پي اس بسازد يا يک وسيله مخابراتي، مي تواند از آريستو استفاده کند.
    
    الان اين پردازنده چه موارد استفاده يي دارد؟
    اجازه بدهيد من اينها را نگويم، چون مسائل داخلي شرکت است.
    
    سوال بعدي من کمي انتقادي است. ما يک سري مشکلاتي در تکنولوژي آي تي داريم. فقط ذکر کنم که منظور من پردازنده يي که شما ساختيد نيست. براي مثال ما ادعا کرديم يک سيستم عامل ملي طراحي کرديم. اما در واقع هيچ کار خاصي انجام نداده ايم.
    
    بله. فقط يک زنجيره را گرفتيم. يک حلقه را دوباره سازي مي کنيم. نه قبلش را داريم و نه بعدش را.
    
    دقيقاً. يعني ما فقط يک الگوريتم را فارسي کرديم و بعد آمديم گفتيم اين سيستم عامل ملي است. مي خواستم ببينم که در مورد اين پردازنده ما تکنولوژي پايه اش را در ايران نداشتيم؟ يعني شما در بعضي موارد مجبور به الگوبرداري شديد. سوال من به طور مختصر اين است که تکنولوژي اين پردازنده تا چه حد بومي است؟
    
    اين دغدغه يي است که خيلي ها دارند. ما که با هم تعارف نداريم. اين اتفاقي که شما مي گوييد واقعاً در صنعت آي تي، مخابرات و ميکروالکترونيک ما در حال رخ دادن است. در مورد اين پردازنده تجارت ميکروالکترونيک در دنيا دقيقاً مشابه همان کاري است که ما در شرکت پارسه انجام مي داديم. ما در آنجا چيزي را نه دزديديم و نه کم فروشي کرديم. اينکه کسي محصول آماده يي را از يک شرکت بگيرد و روي آن يک پردازش انجام دهد و يک ارزش افزوده يي به آن اضافه کند و بابت آن ارزش افزوده اش دستمزدي طلب کند و آن را به فروش برساند، اتفاقي است که بايد در هر فرآيند توليدي و خدماتي بيفتد. اين اتفاقي بود که در مورد اين پردازنده خاص هم افتاده است. برخي از دوستان اين انتقاد را داشتند که پروژه آريستو پروژه يي بوده که اينها فقط رفته اند کپي کرده اند و کلي هم پول گرفتند. ببينيد در نهضت open source، کمپاني رد هت يونيکس را برداشت و به آن ارزش هاي افزوده اضافه کرد و بعد به عنوان يک محصول تجاري به فروش رساند. مگر آنها از اين شيوه استفاده نکردند. در پردازنده آريستو همين کار را کرديم. اگر مي خواستيم چرخ را از اول خودمان اختراع کنيم، تا ما اين کار را بکنيم دنيا کلي از ما جلوتر مي رود. ما مي خواستيم يک پردازنده ملي داشته باشيم که اگر زماني کسي به ما نفروخت، بگوييم نفروشيد خودمان داريم. آن پردازنده که در اينترنت هست و همه مي توانند آن را دانلود کنند، داراي ارزش افزوده نيست. اما ما روي آريستو کلي کار کرديم، پردازش کرديم و به آن ارزش افزوده اضافه کرديم تا قابل استفاده در برخي پروژه هاي مخابراتي و غيره باشد. ما آن را بهينه سازي کرديم. برايش کامپايلر نوشتيم. شبيه ساز نوشتيم و به عنوان محصول ارائه کرديم و ادعا هم نداريم با پردازنده اوليه فرق دارد بلکه مي گوييم بر پايه آن است. ما خيلي کارهايمان ايراد دارد، اما من با اطمينان اين اتهام را از شرکت پارسه مبرا مي کنم.
    
    با توجه به اينکه شما در ايران کار پژوهشي انجام داديد و کار موفقي هم بوده است، وضعيت کارهاي پژوهشي را در ايران در حوزه آي تي چگونه مي بينيد؟
    ما مشکل مديريتي داريم. مشکل بودجه هم داريم اما با سر هم کردن اين حرف ها به جايي نمي رسيم. روش من هميشه اين بوده که سعي کردم ببينم به آدم هايي که مي توانم به آنها نق بزنم و ايراد بگيرم، چه پيشنهاداتي مي توانم ارائه کنم. مشکل اصلي اين است که ما مسائل را شوخي مي گيريم. يعني ما خودمان کار را جدي نمي گيريم. براي مثال تجارت خيلي از شرکت هايي که در ايران هستند، اين است که طرح ارائه کنند و پول بگيرند. حالاادامه اين طرح چه خواهد بود، مهم نيست، اين پروژه تمام مي شود و در کتابخانه قرار مي گيرد و دنبال طرح بعدي مي رويم تا پول بگيريم.
    
    متاسفانه ما توليد نمي کنيم که استفاده کنيم، توليد مي کنيم که نمايش دهيم و درد اينجا است که نمايش در کشور ما به صورت ارزش درآمده است. صرف ساختن چيزي افتخار نيست. درآمدزا بودن و مورد استفاده داشتن آن توليد افتخار است. بنابراين چرخ علم مملکت نمي چرخد. اگر سخنم با شما مطبوعاتي ها باشد به شما هم انتقاد دارم. زماني که ما آريستو را ساختيم من متن خبري تهيه کردم و براي مطبوعات فرستادم. و بعد ديديم خبرش از نشرياتي نظير EEtimes در امريکا سر درآورد که حقيقتاً براي ما تعجب آور بود. در حالي که هيچ کسي نيامد بررسي کند که ما دروغ گفته ايم يا راست؟ آيا واقعاً چنين چيزي را ساخته ايم يا خير؟
    
    شما که گفتيد اطلاعات اين پردازنده محرمانه است، آن وقت چطور مي شود بررسي کرد؟
    بله. مسائلي نظير اينکه ما اين پردازنده را به کي داديم، کجا داديم و چطور و از اين قبيل مسائل، محرمانه است. اما خب من حالادارم با شما صحبت مي کنم. هيچ معذوريتي هم نيست. در آن زمان در همين حد هم عمل نشد. ما فقط هياهو مي کنيم. براي مثال اين پردازنده هنوز به توليد نرسيده، چرا که به نظر مي رسد دغدغه ما اصلاً توليد نيست و اين خيلي غم انگيز است. هزينه خرج مي شود، انرژي صرف مي شود، بعد ادعا مي کنند که ما اين کار را کرديم. خوب که چه؟ همه هم مقصريم. نه فقط دولت، نه فقط شرکت ها، حتي من هم مقصرم، چرا که کاري که تمام نشد، ادعا مي کنم که تمام شده است. زماني کار تمام مي شود که پردازنده به توليد انبوه برسد و ارزش افزوده براي ما داشته باشد.
    
    يعني ما اين همه خرج مي کنيم (براي مثال اين همه مي گوييم که دانشجويان ما در زمينه مسابقات روبوتيک مقام آورده اند) پرداختن به يک لايه سطحي است؟
    شما دقيقاً دست گذاشتيد روي مساله يي که داغ دل من را تازه کرد. من سال 2000، 2001، 2003، 2005 و 2006 تيم داشتم و در مسابقات جهاني ليدر بودم. متاسفانه بايد صراحتاً عرض کنم که اطلاع رساني در زمينه روبوتيک در مملکت ما اصلاً صادقانه نيست.
    
    يعني ما اين تکنولوژي را داريم يا خير؟
    خير، نداريم.
    
    پس اين موفقيت هايي که به دست مي آوريم از کجاست؟
    کدام موفقيت، اينها حرف هايي است که شما مي شنويد. برويد تاريخچه روبوکاپ را بخوانيد و ببينيد حرف هايي که مي شنويد چقدر واقعيت دارد. ارتباطي برقرار کنيد با بچه هاي روبوکاپ، ببينيد چقدر دل شان خون است در اين حوزه. اگر بخواهيد من ليستي به شما مي دهم درباره آدم هايي که در زمينه ربوکاپ فعال بودند و در حال حاضر اين حوزه را رها کرده اند. صد اسم بخواهيد صد اسم مي دهم. برويد و با اين آدم ها صحبت کنيد. آن وقت مي بينيد که ما حقيقتاً در کجاي اين دانش ايستاده ايم.
    
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1481 به تاريخ 12/6/86، صفحه 12 (تكنولوژي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 832 بار
    



آثار ديگري از "محمد منتظري"

  خاورميانه در انتظار اوباماي جوان
محمد منتظري، اعتماد ملي 11/9/87
مشاهده متن    
  زمان در «خشم و هياهو»
محمد منتظري، كيهان 29/8/87
  اومانيسم درادبيات
محمد منتظري، كيهان 6/8/87
  بررسي وضعيت آي تي کشور در گفت وگو با کارشناس اين حوزه / نخبه ها را دريابيم
محمد منتظري، اعتماد 19/9/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنعت نساجي و پوشاك
متن مطالب شماره 296 (پياپي 412)، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است