|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/6/18: چگونگي تولد كتاب غربزدگي جلال آل احمد: غرب ستيزي و غرب زدگي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6927
دو شنبه 28 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3732 18/6/86 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
 


چگونگي تولد كتاب غربزدگي جلال آل احمد: غرب ستيزي و غرب زدگي


نويسنده: دكتر صادق زيبا كلام


    «غرب زدگي مي گويم همچون وبا زدگي و اگر به مذاق خوشايند نيست بگوييم همچون گرمازدگي يا سرمازدگي. اما نه. دست كم چيزي است در حدود سن زدگي.
    ديده ايد كه گندم را چطور مي پوساند؟ از درون... به هر صورت سخن از يك بيماري است. عارضه اي از برون آمده و در محيطي آماده براي بيماري رشد كرده. مشخصات اين درد را بجوييم و علت يا علت هايش را و اگر دست داد راه علاجش را ... است».
    با چنين كلمات تند، صريح و بي پيرايه كه مشخصه نثر جلال آل احمد است، او در سال ۱۳۴۰ منشور «غرب زدگي» را بيرون داد. من تعمداً نمي گويم كتاب، مقاله، يا رساله، بلكه مي گويم «منشور»؛ چرا كه منشور تعريف خاص خودش را دارد. «منشور»؛ يعني نوعي اعلام مواضع، نوعي اظهار و بيان يك عقيده، آرمان يا جهان بيني، نوعي تبيين و تفسير ويژه از آنچه كه نويسنده يا نويسندگان به آن اعتقاد دارند. منشور در حقيقت پاسخ به يك مشكل يا مسأله نيست بلكه منشور به تعبيري بيان مسأله اي و در عين حال پاسخ و چاره جويي نيز مي باشد.
    خود جلال مي گويد كه «من اين تعبير «غرب زدگي» را از افادات شفاهي سرور ديگرم حضرت احمد فرديد گرفته ام». آنچه كه كمتر كسي مي داند آن است كه منشور غرب زدگي در حقيقت مولود يك رشته جلسات و نشست و برخاست هايي بود كه مسئولان دولتي وقت حكومت پهلوي ترتيب داده بودند. داستان از اين قرار بود كه مسئولان فرهنگ و آموزش وقت در سال ۱۳۴۰ تصميم مي گيرند تا در يك شورايي به نام «شوراي هدف فرهنگ ايران» عده اي از نويسندگان، استادان و صاحبنظران فكري و فرهنگي كشور را گرد هم آوردند تا به زعم خودشان چارچوبه يا خط مشي استراتژي فرهنگي كشور را بريزند. رژيم شاه كه پس از گذراندن سال هاي پس از كودتاي ۱۳۳۲ احساس قدرت، استقرار، ثبات و حاكميت كامل مي كرد، اكنون بر آن شده بود تا
    به سر وقت برنامه هاي فرهنگي كشور رود.
    پهلوي ها به دنبال ارائه الگوي يك فرهنگ اصيل ايراني بودند كه بزرگداشت و تقديس نهاد سلطنت و مشروعيت قداست نهاد پادشاهي به همراه ادبيات، زبان، نظم و نثر پارسي، فردوسي، شاهنامه و احياي فرهنگ ايراني و «ايرانيت» اجزاي ديگر آن بود. حال اگر در راه رسيدن به آن اهداف، چشم زخمي هم به فرهنگ و تمدن غرب مي رفت چندان مايه نگراني دستگاه پهلوي نبود. شايد به همين منظور و به جهت نوعي مشروعيت بخشي به «شوراي هدف فرهنگ ايران» بود كه حكومت سعي كرد پاي امثال احمدفرديد و آل احمد را هم به آن جمع بكشاند.
    نه فرديد و نه آل احمد به هيچ روي براي پهلوي ها «فرشته» نجات بخش فكري و فرهنگي نبودند. البته حكومت با فرديد مشكلي نداشت اما برخلاف وي، «سوءسابقه» آل احمد بر عمال حكومت پوشيده نبود. از حشر و نشرش با حزب توده گرفته تا نوشته هايش اعم از تحليل هاي سياسي تا داستان هايش جملگي كيفرخواستي بودند عليه رژيم پهلوي. اما مشكلات و مسائل سياسي اش با رژيم پهلوي به كنار، حكومت اميدوار بود تا با كشاندن جلال به آن جمع، نوعي مشروعيت براي اهداف و سياست هاي فرهنگي اش در ميان روشنفكران، دانشگاهيان، ناراضيان، دگرانديشان و چپ ها ايجاد نمايد.
    نظريه پردازان حكومت پهلوي حاضر بودند تا در مخالفت با غرب نوعي مشاركت و همزباني با افرادي همچون آل احمد كه در ميان قشرها و لايه هاي روشنفكري از احترام و محبوبيت بالايي برخوردار بود پيدا كنند. رژيم پهلوي اگرچه بسياري از ظواهر و ملزومات ظاهري غرب را پذيرفته بود، اما غافل تر از آن بود كه نداند تبعات پذيرش بنيان فكري ـ سياسي غرب در حوزه هايي همچون آزادي، حقوق بشر، حق تعيين سرنوشت ملت ها، انتخابات آزاد و حقوق شهروندي مغايرت هاي اساسي با الگوي سياسي كه محمدرضا پهلوي در سر داشت پيدا مي كرد. بنابراين و در يك نگاه كلي مي توان گفت كه اهداف نظريه پردازان حكومت پهلوي در به راه انداختن جريان غرب ستيز ۳ جهت اصلي داشت.
    نخست آن كه پهلوي ها اميدوار بودند كه با انتقاد از غرب بتوانند يك درجه اي از احترام و محبوبيت در ميان قشرها و لايه هاي روشنفكري چپ (كه در آن مقطع بسيار غرب ستيز بودند) براي خود كسب نمايند. انتقاد از غرب نه هزينه اي براي پهلوي ها داشت و نه مشكل خاص سياسي، اقتصادي يا اجتماعي براي آنان ايجاد مي كرد. آنان مي توانستند با انتقاد از غرب و بدون آن كه به زحمت بيفتند، خود را در رديف و جايگاه روشنفكران و انديشمندان منتقد غرب از جمله آل احمد قرار دهند. هدف دوم آن بود كه انتقاد از غرب و اين كه غرب الگو و سرمشق مناسبي براي دنباله روي و تقليد نيست، دستاوردهاي سياسي دموكراتيك آن را نيز در عين حال خدشه دار ساخته و در بهترين حالت دموكراسي غربي را به عنوان بخشي از مجموعه تمدني غرب بي اعتبار نمايد. هدف سوم آن بود كه با بي اعتبار ساختن فرهنگ و تمدن غرب، راه را براي جايگزين ساختن فرهنگ اصيل و ملي ايراني باز نمايند. به تعبير فرح پهلوي و يكي از چهره هاي برجسته منتقد غرب، با نفي فرهنگ وارداتي غرب، نژاد ايراني مي بايد به احيا و جايگزيني فرهنگ اصيل خودي بپردازد.»
    اگرچه انگيزه هاي حكومت پهلوي با آل احمد در انتقاد از غرب و خرده گيري بر دموكراسي متفاوت بود، اما در عمل هردو يك هدف ظاهري مشترك داشتند. اما اين اشتراك فقط در ظاهر و سطح بود. برخلاف پهلوي ها، آل احمد در انتقاد از غرب صادق بوده و تنها سودايي كه در سر نداشت آن بود كه از طريق حمله به غرب براي خود وجاهت اجتماعي روشنفكرانه، راديكال و چپ، دست و پا كند. همانند مرحوم دكتر علي شريعتي، غرب ستيز ديگري كه كم و بيش يك دهه بعد از آل احمد ظهور كرد، آخرين انگيزه اي كه بر ذهن جلال مي گذشت آن بود كه خواسته باشد تا از نمد حمله به غرب براي خود كلاه روشنفكري بسازد. در هدف دوم، يعني انتقاد از دموكراسي نيز انگيزه هاي آل احمد و حكومت پهلوي فرسنگها با هم فاصله داشتند. جلال همانند فرديد، شريعتي و ساير غرب ستيزان ايراني با بنيان سياسي غرب در هيبت دموكراسي ، مشكلات فلسفي، اخلاقي ، اجرايي ، عملي و معرفتي داشت. اگر آل احمد به دموكراسي و ليبراليزم خرده مي گرفت به واسطه ضعف ها، ناكارآمدي ها، تناقضات و كاستي هاي آن بود. به واسطه آن نبود كه به جاي دموكراسي او خواهان استبداد و ديكتاتوري سلطنتي پهلوي ها باشد. در حالي كه حمله پهلوي ها به دموكراسي غربي در حقيقت براي خدشه دار كردن جوهره آزادي و دموكراسي از يك سو و از سويي ديگر مشروعيت بخشي به استبداد شاهنشاهي و ديكتاتوري سلطنتي بود.
    و بالاخره در هدف استراتژيك سوم رژيم پهلوي، تقديس و بزرگداشت فرهنگ و تمدن ايراني - پارسي نيز آل احمد مطلقاً با پهلوي ها همراه نبود. او برخلاف پهلوي ها نمي خواست با تخطئه غرب راه را براي فرهنگ ناسيوناليستي ايراني باز كند. در حالي كه پهلوي ها تلاش زيادي به كار گرفته بودند تا فرهنگ و تمدن كهن ايراني را احيا نمايند. اين سياست از سال هاي نخست سلطنت رضاخان در ۱۳۰۴ آغاز شده بود. بزرگداشت فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام ، ايجاد فرهنگستان زبان و ادب پارسي، اشاعه ضديت نژادي عليه اعراب، استخفاف اعراب و در مقابل تقديس، تمجيد و بزرگداشت نژادپارسي، بيرون ريختن گسترده لغات و اصطلاحات عربي از زبان فارسي و جايگزين ساختن آنها با كلمات و عبارات پارسي اصيل ، بي اهميت انگاشتن فرهنگ اسلامي بخش هايي از سياست احياي فرهنگ و ناسيوناليستي و قوم گرايانه ايراني بود. نه فرديد، نه آل احمد و نه بعدها شريعتي و نه هيچ يك از ديگر غرب ستيزان در رويارويي شان با غرب نه به دنبال مبارزه با دموكراسي بودند و نه تقديس ايران قبل از اسلام و نه به طريق اولي حقيرشمردن اعراب و در مقابل تعريف و تمجيد از ناسيوناليسم ايراني . دعواي آنها با غرب همان طور كه اشاره شد دعوايي فكري، فلسفي و معرفتي بود.
    حاصل غرب ستيزي و بسترسازي فرهنگي شوراي هدف فرهنگ ايران و همكاري اش با آل احمد خيلي به درازا نكشيد. مسئولان حكومتي به سرعت دريافتندكه غرب ستيزي آنان با غرب ستيزي آل احمد از زمين تا آسمان تفاوت دارد. غرب ستيزي آل احمد، يا درست تر گفته باشيم و به تعبير خودش «غرب زدگي» آل احمد، همچون سيلي بنيان كن، قبل از غرب و مقدم بر غرب ، تكليف پهلوي ها و سياست هاي تقليدي آنها از غرب را روشن مي كرد. مسئولان كه به فراست به اشتباهي كه كرده بودند پي برده بودند گزارش «شوراي فرهنگ » را در همان مرحله جنيني جمع كردند. آل احمد بعدها توانست به زحمت بخش هايي از آن گزارش و جلسات را در جزوه اي تنظيم نمايد. آن مطالب را تحت عنوان «غرب زدگي » در ۱۰۰۰ نسخه چاپ نمود اما مميزي حكومت پهلوي اجازه انتشار نداد و تمامي نسخ در چاپخانه ماند. اما جلال دست بردار نبود. او آن مطالب را گسترش داد و حاصل كار را به صورت مخفيانه تحت عنوان «غرب زدگي » منتشر نمود. خودش مي گويدكه «اما مگر مي شود نشست؟ اين بود كه بار ديگر در فروردين ۱۳۴۳ آن را (غرب زدگي را)از نو نوشتم و فرستادم فرنگ به قصد اين كه به دست جوانان دانشجوي مقيم آن ديار چاپ و منتشر بشود» و چنين شد كه اثر كلاسيك «غرب زدگي » سرانجام تولد يافت.
    
    
    
    چگونگي تولد كتاب غربزدگي جلال آل احمد: غرب ستيزي و غرب زدگي صادق زيبا كلام‎/ استاد علوم سياسي دانشگاه تهران
    


 روزنامه ايران، شماره 3732 به تاريخ 18/6/86، صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 22 بار



آثار ديگري از "دكتر صادق زيبا كلام"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Persian Journal of Acarology
شماره 4 (پياپي 704)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است