|
شهرام گراوندي
نويسنده: ساير محمدي
«لوزي هاي خزان زده» مجموعه ۱۴ داستان كوتاه به قلم شهرام گراوندي است كه اخيراً از سوي انتشارات دستان چاپ و منتشر شده است. «بر بال بلند باد» مجموعه اي از شعرهاي او پيش ازاين توسط انتشارات كاووش به بازار آمد. شهرام گراوندي متولد ۱۳۵۱ باغملك خوزستان است و در رشته مديريت بازرگاني ليسانس گرفت و هم اكنون سردبير هفته نامه اجتماعي- فرهنگي و ادبي است. آقاي گراوندي، به كدام يك از حوزه ها بيشتر علاقه داريد، داستان نويسي يا شعر؟ واقعيت اين است كه ما ايراني ها در همه كارها تا حدودي آشنايي داريم. درحوزه ادبيات هم اغلب ما در چند رشته قلم مي زنيم. ولي من بيشتر علاقه مندم در زمينه داستان كوتاه كار كنم. اما اين به آن معنا نيست كه اصلاً به سراغ شعر نروم. همين الآن مشغول حك و اصلاح يك قطعه شعر بودم. چرا داستان كوتاه؟ در اين حوزه بهتر و راحت تر قلم مي زنيد؟ من همه گونه هاي ادبي را تجربه كردم، در همه حوزه ها قلم زده ام. در حوزه شعر، نوول، رمان، داستان كوتاه و... همين حالااگر تصميم بگيرم چندين كتاب آماده چاپ دارم. مخصوصاً در زمينه داستان، هم داستان كوتاه، هم داستان بلند. در زمينه شعر حدود ۸ مجموعه شعر آماده دارم. اما فكر مي كنم دستاورد نهايي من در همان داستان كوتاه خلاصه مي شود. چون هم به شدت به اين حوزه علاقه دارم، هم احساس مي كنم داستان كوتاه يك مجال و يك فرازي است كه فرضاً آن نگره هايي كه به شعر داشتم و آن علاقه ها و ديدگاهي كه نسبت به انسان، هستي و پديده هاي پيرامونم دارم، خيلي راحت مي توانم در دل داستان جا بدهم. شايد لازم نباشد توضيح بدهم كه اغلب داستان هاي كوتاه من در اين مجموعه جزو داستان هاي برتر در جشنواره هاي مختلف كشور شناخته شده اند. اما داستان «فقط چند براده از خورشيد» را در اين كتاب بخوانيد، مي بينيد ساختارش از اساس شعرگونه است. خيلي به شعر نزديك است. درنهايت اين خواننده است كه تكليف هنرمند را روشن مي كند. خواننده نشان خواهدداد كه از شعر من بيشتر استقبال مي كند يا از داستان هاي من؟ تا همان راه را ادامه بدهم. داستان كوتاه هم فشرده تر و موجه تر است. هم برشي از يك زندگي است. شما اگر هوش و فراستي داريد و استعدادي در اين زمينه داريد مي توانيد توان خود را در اين قلمرو ظاهراً كوچك محك بزنيد. نوشتن داستان كوتاه خيلي سخت تر از رمان و داستان بلند است. دقت خاصي مي طلبد. مجموعه داستان «لوزي هاي خزان زده» را به دو بخش «داستان هاي آزاد» و «داستان هاي بومي» تقسيم كرده ايد. چه تعريفي از اين دو اصطلاح داريد؟ «داستان هاي آزاد» ويژگي ها و مختصاتي دارد كه همه داستان هاي نويسندگان جهان دارد. مثل تمام داستان هاي كوتاهي كه از نويسندگان ايراني يا خارجي مي خوانيم. اما «داستان هاي بومي» يا داستان هاي اقليمي من مؤلفه هاي اقليمي را دارد و به طور خاص مايلم اين شيوه را دنبال كنم. ويژگي ها و مؤلفه هاي يك داستان اقليمي را مي توانيد توضيح بدهيد؟ در داستان هاي اقليمي، يك فضاسازي بومي به چشم مي خورد. در داستان هاي بومي من حوادث و رويدادها در مناطق بختياري اتفاق مي افتد. يعني مكان داستان در بلاد بختياري است. داستان در فضاي زندگي اين ايل جريان دارد. فرهنگ و آداب بختياري ها روايت مي شود. زبان و گويش داستان همان زبان فارسي معيار است اما در برخي از گفت وگو ها مي توان از گويش بومي بهره گرفت. فضاي جغرافيايي داستان حتي در ميان قبايل و ايل بختياري است. باورهاي مردم متعلق به همان محيط است. امروز با ...: شهرام گراوندي ساير محمدي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 90 بار
|