|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/7/3: گفت وگو با صدرالدين شجره بازيگر و کارگردان نمايش راديويي: نمايش راديويي مثل موسيقي است: اورسن ولز مي گويد
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4304
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1500 3/7/86 > صفحه 10 (تلويزيون) > متن
 
      


گفت وگو با صدرالدين شجره بازيگر و کارگردان نمايش راديويي: نمايش راديويي مثل موسيقي است: اورسن ولز مي گويد


نويسنده: مهسا رضوي


    صدرالدين شجره يکي از چهره هاي نام آشناي برنامه هاي فرهنگي- هنري راديو و به ويژه نمايش راديويي است. شجره در طول چهار دهه فعاليت مستمر در راديو در شبکه هاي مختلف راديويي و در برنامه هايي چون چشم انداز (شبکه سراسري) جمعه ها با تئاتر (شبکه فرهنگ)، رنگين کمان هنر (شبکه تهران)، توان مثبت (شبکه تهران) و گفت وگوي هنر (شبکه گفت وگو) به عنوان گوينده و کارشناس - مجري حضور داشته است. اما از همه اينها مهمتر نمايش هاي راديويي است که صدرالدين شجره نويسندگي، تنظيم براي راديو و کارگرداني آنها را بر عهده داشته است: اقتباس راديويي از شاهکارهاي ادبي چون راه آزادي (هوارد فارست)، خوشه هاي خشم (جان اشتاين بک)، پدران و فرزندان (تورگنيف)، خانه عروسک، خانه اشباح و جان گابريل ثوتمن (ايبسن)، مسخ (کافکا)، روز تا پايان تيرگي (شجره)، تقريباً تمام آثار چخوف و نيز اکثر نمايشنامه هاي اکبر رادي، از جمله نمايش هاي راديويي شنيدني هستند که صدرالدين شجره براي راديو نوشته، تنظيم و کارگرداني و در برخي از آنها بازي کرده است . شجره همچنين استاد نمايش راديويي در دانشکده صداوسيما است.در يکي از روزهاي گرم تيرماه، مهمان خانواده صميمي شجره مي شوم. اين گفت وگو با حضور همسر صدرالدين شجره همراه هميشگي او در طول چهار دهه فعاليت هنري اش و اليشا شجره يکي از گيتاريست هاي جوان کشورمان انجام شد. نام گيلدا شجره را هم احتمالاً در ميان مترجمان سريال مدار صفر درجه ديده ايد.
    
    
    شما کار در حوزه هاي مختلف برنامه ها و نمايشنامه هاي راديويي مانند نويسندگي، بازيگري و اجرا را تجربه کرد ه ايد اما ما بيشتر شما را به عنوان کارگردان نمايش راديويي مي شناسيم، نقش کارگردان در يک نمايش راديويي چيست؟
    
    بله، من در حال حاضر کارگردان نمايش راديويي هستم اما کار در راديو را با بازيگري در نمايش راديويي آغاز کردم. بعد از مدتي کار نويسندگي و تنظيم نمايشنامه براي راديو را شروع کردم و بعد از اينکه دومين تنظيم خودم براي راديو را کارگرداني کردم، کارگرداني نمايش راديويي را شروع کردم.کار کارگردان نمايش راديويي خيلي متفاوت با کار کارگردان نمايش صحنه نيست. کارگردان نمايش راديويي علاوه بر دانش و توانمندي هاي کارگردان نمايش بيش از هر کس ديگري، بيشتر از بازيگر و حتي نمايشنامه نويس، بايد ويژگي هاي نمايش راديويي و کلاً رسانه راديو را بشناسد. به عنوان مثال ميزانسن دادن در نمايش راديويي کار فوق العاده سخت و حساب شده و دقيقي است و اين کار بر عهده کارگردان است. درست است که تهيه کننده و صدابردار هر کدام سهمي در ايجاد پرسپکتيو در نمايش راديويي دارند اما در نهايت اين کارگردان است که نظر اصلاحي يا قطعي را مي تواند بدهد.در يک نمايش راديويي، گرفتن بازي از بازيگرها و تحليل و ساختن نقش بر عهده کارگردان است. علاوه بر اينها در نهايت اين کارگردان است که بايد متن نمايشنامه را در صورت لزوم اصلاح کند. در واقع هم دکوپاژ و هم در نهايت مونتاژ نمايشنامه راديويي بيش از هر کس در ذهن کارگردان نمايش راديويي شکل مي گيرد. به خصوص در مورد مساله انتخاب بازيگر که به نظر من در راديو مهمترين کار کارگرداني است. در بسياري از موارد، نقطه ضعف يک نمايش راديويي به انتخاب بازيگر بازمي گردد.به عنوان نمونه من اخيراً يک نمايش راديويي از شبکه BBC گوش مي کردم که در آن دو بازيگري که جنس صدايشان مشابه هم بود در دو نقش متفاوت مقابل هم بازي مي کردند. من فکر مي کنم نمايش راديويي عين موسيقي است. اورسن ولز معتقد است که اگر ما به عناصر نمايش راديويي مثل اعضاي يک ارکستر نگاه نکنيم در اين حوزه ناموفق هستيم.
    
    يعني در ميان هنرهاي مختلف نمايش راديويي بيشتر به موسيقي شبيه است؟
    
    به موسيقي ارکسترال شبيه است. منظور اورسن ولز اين است که شما وقتي از يک صداي باس براي يک شخصيت استفاده مي کنيد نقش مقابلش بايد يک صداي تنور باشد که شنونده بتواند اين دو را از هم تشخيص بدهد. يعني صداي باريتون را که به باس نزديک تر است نمي توان براي نقش مقابل کسي که صداي باس دارد انتخاب کرد. اگر مثلاً از صداي کنتراآلتو استفاده مي کنيد چهار تا خانم با صداي کنتراآلتو در استوديو نگذاريد، بگذاريد دو تا از آنها سوپرانو، يکي کنتراآلتو: يکي ميسو سوپوانو و يکي آلتو باشد. مجموعه اينها اعضاي يک ارکستر هستند منتها يک ارکستر انساني: ارکستري که حنجره ها آن را به وجود مي آورند نه سازها و اين حنجره ها بايد مثل سازهاي يک ارکستر، انتخاب، تنظيم و هدايت شوند.و يک مساله مهم ديگر اين است که کارگردان راديو به هر حال زمان زيادي براي تمرين ندارد و از طرف ديگر بازيگر بايد بتواند تمام گفتارها، حالت ها و رفتارهايش مانند نگاه کردن، نشستن و برخاستن و حتي منش خود را در نمايش ارائه کند، پس کارگردان بايد همه وجوه يک شخصيت را در يک بازيگر ببيند تا در هنگام اجرا بلافاصله با زدن يک کليد بهترين بازي را از بازيگر بگيرد. به همين خاطر بايد قوي ترين و بهترين بازيگران را انتخاب کرد. بازيگراني که من به عنوان کارگردان آنها را خوب مي شناسم. مثلاً من گاهي متن را مي خوانم و مي گويم اين آقا است يا اين ميهن نصري است.
    
    شما روي اهميت کار بازيگر در نمايش راديويي تاکيد بسياري مي کنيد، بازيگري در نمايش راديويي چه ويژگي هايي دارد؟
    
    ما به بازيگري راديو، بازيگري کور مي گوييم. به هر حال شما من بازيگر را نمي بينيد. در اين باره بحث «اين تئاتر شنيداري است و تئاتر ديداري نيست» را هم مطرح مي کنند که من اين را اصلاً قبول ندارم. بازيگري در راديو يک سبک بازيگري کور است و بازيگري کور به اين معناست که شما فقط و فقط از مجموعه ابزار و عناصر بازي تنها چيزي را که در اختيار داريد صداست.تخيل را هم مي توانيم اضافه کنيم اما بازيگر تئاتر صحنه، سينما و تلويزيون هم بايد اين قوه تخيل را داشته باشد. منتها تخيل بازيگر راديويي مسلماً بايد قوي تر باشد. بازيگر راديو بايد حضور ذهن بيشتري داشته باشد تا بتواند تصويري که در ذهنش مي سازد را مدام تغيير بدهد و اين تغييرات مرحله به مرحله است. يک بازيگر در طول يک نمايش صدمرحله ممکن است طي کند و تمام اين مراحل را بايد به ياد داشته باشد.علاوه بر اينها يک بازيگر راديو بايد ادبيات منظوم و منثور و فرهنگ جامعه خودش را بشناسد. بازيگر نمايش راديويي بايد خيلي بيشتر از بازيگر سينما يا تلويزيون يا حتي تئاتر صحنه اينها را بشناسد. روانشناسي شخصيت در بازيگري راديو اهميت زيادي دارد که بازيگر بايد به اين قضيه حتي توجه علمي بکند، يعني مطالعات علمي داشته باشد. مخاطب شناسي براي بازيگر راديو اهميت زيادي دارد.
    
    شما علاوه بر بازيگري در راديو، در فيلم هاي سينمايي، سريال هاي تلويزيوني و تله تئاتر هم بازي کرده ايد، تفاوت بازيگري در راديو با بازيگري در رسانه هاي ديگر چيست؟
    
    بازيگري در راديو متکي به بيان و صداي سالم و خوب است. اين صدا بايد قابليت هاي متفاوتي داشته باشد. به همان اندازه يي که اندام و چهره من با يک گريم شکل ديگري پيدا مي کند، در بازيگري صدا بايد اين کار را بکند. منتها اين به معناي استفاده از روش هاي کلاسيکي نيست که سابق وجود داشت. در گذشته مثلاً مي گفتند شما پيرمرد هستي و بازيگر با بم کردن و خفه کردن صدا و زائل کردن تنفس خودش را پيرمرد جلوه مي داد اما الان ديگر از اين شيوه استفاده نمي کنيم الان به بازيگر مي گوييم شما شخصيت را بشناس، و او را حتي در اندامت، در فيزيک خودت حس کن. بعد از اينکه اين کار را با موفقيت انجام دادي، هر صدايي که درون تو به تو مي دهد، درست است. منتها خب به هر حال بازيگر بايد کارهايي با حنجره خود بکند و اين ويژگي ديگر بازيگري در راديو است که ممکن است در شکل هاي ديگر بازيگري اين ويژگي کمتر باشد يا حتي نباشد. در تئاتر صحنه چون صحنه عرصه عمل است، بازيگر بايد عمل کند و داراي اکسيون باشد.در تلويزيون و سينما بازيگر معمولاً بايد عکس العمل نشان بدهد: سينما دنياي عکس العمل و تئاتر دنياي عمل است اما نمايش راديويي هر دو اينها را بايد داشته باشد.عمل و عکس العمل، توامان، حتي در يک لحظه از نمايش راديويي بايد وجود داشته باشند. تمرکز در سينما و تلويزيون يک تمرکز طولاني و صحنه يي است. براي يک صحنه يا يک پلان شما يک تمرکز خاص لازم داريد اما در راديو اين تمرکز لحظه به لحظه تغيير مي کند.يک بازيگر سينما اگر مثلاً لنز را بشناسد يا اگر خط فرضي را بشناسد و بداند کجا شکسته مي شود خب خيلي بهتر کار مي کند ولي اگر اينها را هم نداند به هر حال کارگردان او را در موقعيت قرار مي دهد.ولي در بازيگري راديو ما نمي توانيم لحظه به لحظه بازيگر را در موقعيت قرار بدهيم. در سينما ما چيزي داريم به نام رج زدن، شما ممکن است صحنه آخر را اول بگيري. اگر در راديو اين اتفاق بيفتد نمايش خراب مي شود. حس بايد مثل صحنه تئاتر درست از همان لحظه يي که بازيگر وارد صحنه مي شود تا پايان به توالي صحنه ها طي شود. اين درست مانند تئاتر صحنه است با اين تفاوت که ما در بازي راديويي عکس العمل را هم خيلي تجربه مي کنيم. عين همين جريان در فيلم هم اتفاق مي افتد.
    
    بعضي ها معتقدند دوره نمايش راديويي گذشته است. مخاطب امروز راديو مخاطب لحظه يي است نه مخاطبي که يک نمايش مثلاً شش قسمتي را شش روز پشت سر هم سر يک ساعت مشخص دنبال مي کند. حتي در ميان قشر فرهيخته يا هنردوست هم کمتر مي شنويم کسي بگويد امشب راديو ساعت 9 نمايش مرگ نويسنده را پخش مي کند و من مي خواهم گوش بدهم، در حالي که در مورد سريال هاي تلويزيوني، فيلم هاي سينمايي و تئاتر ها صحنه اين گونه نيست.
    
    خب، بله اين هم بحثي است که اين روزها مطرح مي شود اما اولاً ما بيشترين تعداد مخاطب را در ميان نابينايان داريم که به هر حال اينها جزئي از مردم ما هستند و اتفاقاً جزء بسيار کارآمدي هستند. من با نابينايان کار کرده ام و با آنها کلاس داشته ام. اما به جز اين گروه نمايش راديويي مخاطبان خاص خود را دارد و من خيلي حرف شما را قبول ندارم. براي اينکه من به بسياري از همين آدم هاي فرهيخته يي که شما مي گوييد برخوردم و گفتند که نمايش راديويي گوش مي کنند و حتي معتقدند از برنامه هاي تلويزيون خيلي بهتر است. علتش هم اين است که شما هم در خيال من نويسنده يا کارگردان، سهيم ايد، من ممکن است بخشي از فضا، شخصيت و آکسسوار را به شما انتقال بدهم و شما مي توانيد اين را بارورتر کنيد، مي توانيد حتي آن را بهتر بسازيد. اما خب در عين حال راديو رسانه يي است که برنامه هايش بسيار فرار است و اگر در برانگيختن خيال زيبا در ذهن شما موفق نباشد، شما کمتر به سراغ آن مي رويد.
    
    يعني شما معتقديد که نمايش راديويي مخاطب خودش را دارد؟
    
    بله، خب مسلماً جنبه هاي بصري رسانه هاي تصويري مثل تلويزيون اغواگري به وجود مي آورد و اين يک واقعيت است همان طور که از قديم هم گفته اند، از دل برود هر آنچه از ديده رود. تصوير به هر حال جذابيت دارد، اما ما بايد اين هوشياري و آگاهي را به خرج بدهيم که چه ميزان از وقت مان را در اختيار يک رسانه قرار دهيم. تا آنجايي که من مي دانم يک اروپايي براي تماشاي تلويزيون برنامه دارد و برنامه ها را انتخاب مي کند اما اينجا ما تلويزيون را روشن مي کنيم و مي رويم دنبال کارمان بعد يکي از اعضاي خانواده بقيه را صدا مي کند که بياييد، بياييد اين برنامه را ببينيد و همين طور برنامه پشت برنامه. بسياري از اوقاتي را که در خانه هستيم به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهيم در حالي که هيچ برنامه مشخصي براي تماشاي تلويزيون نداريم. پس ما انتخاب نمي کنيم، انتخاب مي شويم و اين خيلي بد است. من دوازده سال است که سعي کرده ام برنامه ام در شبکه پيام را اليت (Elite) نگه دارم. اصلاً نمي خواهم همه برنامه مرا بشنوند. بارها به من مي گويند که برنامه ات خيلي خاص است، مي گويم بله، اصلاً من مي خواهم خاص باشد، مي خواهم پنج نفر بشنوند نمي خواهم همه ايران بشنوند.
    
    اما همين پنج نفر برنامه را انتخاب کنند.
    
    بله، انتخاب کنند، بگويند ما شنبه ها ده تا دو نصف شب، مي نشينيم پاي اين برنامه. اين براي من ارزش دارد. اما حالااگر کسي هم تصادفي شنيد، بشنود. بسياري از راننده هاي آژانس تا من مي نشينم تو ماشين مي گويند اً، شما فلاني هستيد اما من برنامه ام را براي يک طيف خاص مي سازم و عاشق اين هستم اين طيف خاص انتخاب کند. هر برنامه سازي اگر اين طوري نگاه کند برنامه ها بهتر مي شود. چه اصراري است که همه مردم يک سريال را تماشا کنند، در جوامع پيشرفته جامعه شناسي رسانه به مردم منتقل شده است، مردم برنامه رسانه را انتخاب مي کنند. مثلاً ما سر ضبط سريال مدار صفر درجه در مجارستان مي ديديم که خيلي از بازيگران و هنرمنداني که با ما کار مي کردند با همديگر قرار مي گذاشتند که مثلاً فردا زودتر برويم سينماي فلان ، فلان فيلم را ببينيم يا تلويزيون فلان برنامه را دارد اما روزهاي ديگر تا هر زماني که کار طول مي کشيد مي ماندند و با ما کار مي کردند.
    
    با تمام اين حرف ها من فکر مي کنم نمايش راديويي در کشور ما مخاطبي که بايد داشته باشد، ندارد. شايد اين به کيفيت نمايش هاي راديويي بازمي گردد.
    
    اگر شما يا جامعه فکر مي کنيد که ما در نمايش راديويي به جايي نرسيديم، شايد به خاطر پخش مونوفونيک نمايش راديويي در ايران است. در حال حاضر بسياري از نمايش هاي راديويي در دنيا به صورت استريوفونيک ضبط و پخش مي شوند.ايجاد پرسپکتيو در شيوه مونوفونيک بسيار دشوار است اما استريوفونيک کاري مي کند که انگار چشم ها هم مي بيند. استريوفونيک فضا، پرسپکتيو و عمق ايجاد مي کند. در کشور ما تهيه کننده ها و افکتورهاي ما تلاش بسياري براي ارائه يک پرسپکتيو کامل مي کنند اما شما زماني مي توانيد بگوييد که آها، يک تغييري در کار نمايش راديويي در کشور ما پيش آمده است که فرستنده شما فرستنده استريوفونيک باشد و شما بتوانيد نمايش راديويي را با باندهاي متفاوت بشنويد و توليدش هم همين طور باشد. ما در حال حاضر به صورت آزمايشي با شيوه استريوفونيک هم نمايش ضبط کرديم و اين طور نيست که بلد نباشيم چه کنيم اما سيستم مورد نياز وجود ندارد.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1500 به تاريخ 3/7/86، صفحه 10 (تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2177 بار
    



آثار ديگري از "مهسا رضوي "

  گفت وگو با اردلان شجاع کاوه بازيگر «چارخونه» / همه ما اين روزمرگي را داريم
مهسا رضوي، اعتماد 29/8/86
مشاهده متن    
  گزارشي از برنامه راديويي «زير آفتاب»: ... چرا وايسادي تو سايه بيا زير آفتاب
مهسا رضوي، اعتماد 13/6/86
مشاهده متن    
  گزارشي از برنامه راديويي «زير آفتاب»: ... چرا وايسادي تو سايه؟ بيا زير آفتاب
مهسا رضوي، اعتماد 1/6/86
مشاهده متن    
  گزارشي از برنامه هاي فرهنگ عامه در راديو / در کوچه پس کوچه هاي فرهنگ
مهسا رضوي، اعتماد 8/3/86
مشاهده متن    
  اين صدا تصوير را تو بساز / گزارشي در مورد وضعيت نمايش راديويي در ايران
مهسا رضوي، شرق 22/5/85
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه جستارهايي در فلسفه و كلام
متن مطالب شماره 100، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است