 
|
عقيده به معاد، انگيزه عمل صالح
نويسنده: اسماعيل علوي
يكي از اصول جهان بيني اسلامي كه از اركان ايمان مذهبي نيز محسوب مي شود اصل ايمان به زندگي جاويد وحيات اخروي است.ايمان به معاد شرط مسلمان بودن و منكر آن از زمره مسلماني خارج است.پيامبران الهي پس از اصل توحيد مردم را به ايمان به جهان ديگر و معاد دعوت كرده اند.در قرآن كريم نيز صدها آيه به عالم پس از مرگ و مسائل پيرامون آن اختصاص يافته و اعتقاد به آن يكي از اصول مهم اسلام برشمرده شده است. مكاتب الهي بويژه اسلام حيات انسان را به ۲دوره ناپايدار (دنيا) و پايدار و جاويد(آخرت) تقسيم مي كند و سعادت انسان را در گرو ايمان حقيقي به زندگي پس از مرگ دانسته اند. باور و ايمان به حيات پس از مرگ انگيزه اي است كه انسان الهي اعمال و نيات خود را نيكو سازد و از انديشه ها و اعمال بد پرهيز كند. از نظر اسلام؛ مرگ، نيستي و نابودي نيست، بلكه انتقال از عالمي به عالم ديگر است و پس از مرگ نيز حيات انسان به گونه اي ديگر ادامه مي يابد.آنچه شخصيت واقعي انسان را تشكيل مي دهد و «من» واقعي او محسوب مي شود بدن و جهازات بدني او نيست، بلكه به تعبير قرآن «نفس» و «روح» اوست كه از نظر مقام و مرتبه وجودي در افقي مافوق ماده و ماديات قرار دارد.يكي ديگر از اعتقادات اسلامي ذيل عقيده به معاد باور داشت برزخ و مرحله حائل ميان زندگي دنيا و حيات جاويد آخرت است.برخي از نحله هاي اسلامي مي پندارند؛ انسان با مردن پايان مي پذيرد، يعني پس از مرگ ديگر شعور و ادراك و سرور و رنجي در كار نيست تا آنگاه كه قيامت كبري برپا شود و انسان حيات مجدد يابد ولي آياتي كه صراحتاً حيات بلافاصله پس از مرگ را بيان مي كنند دليل قاطعي بر رد اين نظريه است. همچنين از نظر قرآن كريم هيچ كس در فاصله مرگ و قيامت كبري در خاموشي و بي حسي فرو نمي رود. يعني چنين نيست كه انسان پس از مردن در حالي شبيه بيهوشي فرو رود و هيچ چيز را احساس نكند تا روز حشر و قيامت كبري برپا شود.بنابراين مطابق آنچه از آيات و روايات برمي آيد در عالم برزخ حيات انسان ادامه مي يابد و در اين مرحله عقيده و ايمان افراد مورد پرسش قرار مي گيرد و خيرات و مبرات وحسنات جاويد همچون هديه اي موجب سرور و شادماني ارواح فوت شدگان مي شود. نتيجه اين كه حيات دنيا و آخرت از يكديگر جدا نيستند و بذر زندگي پس از مرگ در اين دنيا به دست خود انسان كاشته مي شود و سرنوشت اخروي انسان توسط خودش در دوران زندگي دنيايي تعيين مي شود و رقم مي خورد.براين اساس ايمان و اعتقاد پاك به جهان ديگر وحيات اخروي موجب مي شود انسان با نيت پاك ومنزه از مكر و حقد وكينه به دنبال ساختن زندگاني جاويد توأم با نيك بختي باشد و ظلم و دروغ و تهمت و خيانت و فتنه انگيزي و...را مانعي جدي در راه تحقق آن بداند.بنابراين عقيده به معاد از سويي ملازم انگيزه هاي عالي اخلاقي، ذوقي، مذهبي و الهي است و از سوي ديگر با پرهيز از گناه و دوري از غرايز نفساني همراه است.انسان مؤمن به معاد سعي خود را جهت كشف و رشد قابليت هاي يك زندگي جاويد به كار مي بندد و برنامه زندگي دنيايي خود را با نظام ايمان و عمل صالح تنظيم مي كند و چنين انساني هرگز مرتكب جنايت، فتنه انگيزي، فسق و فجور نخواهد شد، چرا كه يقين دارد مجازات و مكافات اخروي تجسم اعمال زشت او و نعيم و پاداش آخرت نتيجه اعمال نيك او در همين دنياست و انسان پس از مرگ جز با كردار خويش قرين نمي گردد. هر دم از عمر مي رود نفسي / چون نگه مي كنم نمانده بسي اي كه پنجاه رفت و در خوابي/ مگر اين پنج روز دريابي خجل آن كس كه رفت و كار نساخت/ كوس رحلت زدند وبار نساخت عمر برف است و آفتاب تموز/ اندكي مانده، خواجه غره هنوز هر كه آمد عمارتي نوساخت / رفت و منزل به ديگري پرداخت برگ عيشي به گور خويش فرست / كس نيارد زپس تو پيش فرست هر كه مزروع خود بخورد به خويد / وقت خرمنش خوشه بايد چيد اي تهيدست رفته در بازار / ترسمت بر نياوري دستار ماه ميهماني خدا: عقيده به معاد، انگيزه عمل صالح اسماعيل علوي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 254 بار
|