|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/7/5: فريده ماشيني در گفت وگو با اعتماد، طرح زنان اصلاح طلب را بيان کرد : شکستن دايره انحصار عليه زنان
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1502 5/7/86 > صفحه 5 (سياسي) > متن
 
      


فريده ماشيني در گفت وگو با اعتماد، طرح زنان اصلاح طلب را بيان کرد : شکستن دايره انحصار عليه زنان


نويسنده: حامد طبيبي


    «انتظار معجزه نداريم اما براي ايجاد فضا در راستاي عرضه توانمندي هاي زنان بر سهميه 30 درصدي در ليست ائتلاف اصلاح طلبان تاکيد داريم.»حضور زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي اگرچه پس از دوم خرداد 76 با قدرت و جديت بيش از گذشته دنبال شد اما بي شک تاکيد بر لزوم مشارکت سياسي زنان - چه به عنوان راي دهنده و چه در مقام کانديداي انتخابات - در اين دوران بود که شتاب و روندي صعودي به خود گرفت. هم از اين روست که به نظر مي رسد تلاش امروز زنان اعم از اصلاح طلب و اصولگرا براي تثبيت سهميه ثابت در ليست هاي انتخاباتي نشان از تکاپويي تازه براي حضور در آوردگاه سياست دارد: امري که فريده ماشيني رئيس کميسيون زنان دفتر سياسي حزب مشارکت و عضو مجمع زنان اصلاح طلب با بيان جمله ابتداي اين مقدمه بر آن اصرار مي ورزد. وي اين تلاش و رايزني ها با چهره هاي سياسي و دبيران کل احزاب را نه صرفاً مربوط به دوران گذراي انتخابات بلکه نياز امروز جامعه در همه عرصه ها مي داند: روشي که شنيده مي شود قرار است تا انتخابات رياست جمهوري براي تکيه بر «کانديدايي متفاوت» تداوم داشته باشد. ماشيني در گفت وگو با اعتماد به موانع و بسترهاي مشارکت سياسي زنان اشاره مي کند و منوط بودن تحقق دموکراسي به ايجاد فضاي مساوي و عادلانه براي عرضه توانايي هاي زنان در مديريت کلان کشور را يادآوري مي کند.
    
    -
    
    موانع و بسترهاي لازم براي حضور هر چه بيشتر زنان در عرصه فعاليت هاي سياسي و حزبي را مي توان به چند دسته تقسيم کرد؟ به بيان ديگر، چرا از يک سو حضور زنان در سياست به اندازه حضور آنان در عرصه هاي اجتماعي پررنگ نيست و از سوي ديگر بسياري از ايدئولوگ ها، تحقق دموکراسي را منوط به حضور زنان مي دانند؟
    
    در خصوص موضوع مشارکت سياسي زنان مي توان به دو مولفه مشکلات ساختاري و شيوه جامعه پذيري زنان اشاره کرد که تلفيق اين دو سبب پايين تر بودن مشارکت سياسي نسبت به سطوح ديگر مشارکت و در حوزه هاي ديگر شده است. البته ذکر اين نکته نيز ضروري به نظر مي رسد که سطح مشارکت سياسي زنان در کشورهاي پيشرفته دنيا نيز پايين تر از مردان است به طوري که در آخرين آمار اعلام شده در سال 2006، تنها 6/15 درصد از نمايندگان پارلمان هاي دنيا را زنان تشکيل مي دهند. براي اين موضوع مي توان دلايلي را ذکر کرد: نخست آنکه عرصه سياست به طور معمول به شدت مردانه بوده و به تبع آن احزاب نيز از ساختار مردانه يي تشکيل شده اند. حتي براي بسياري از فعالان سياسي و احزاب ايران، موضوع زنان و مشارکت سياسي آنها در اولويت هاي اساسي نيز قرار ندارد. عرصه هاي سياسي نيز به طور معمول، عرصه هاي پرهزينه يي به شمار رفته و صرف نظر از آن انرژي و توان بالايي را نيز طلب مي کند. در اين ميان زنان ايراني به دليل دارا بودن نقش هاي متعدد اجتماعي و خانوادگي و وجود برخي محدوديت ها و انتظارات سنتي نسبت به آنان با در نظر گرفتن هزينه ها و فوايد فعاليت سياسي و عدم امکان تقسيم نيروي خود در فعاليت هاي مختلف، حضور در عرصه هاي اجتماعي و زودبازده تر را ترجيح مي دهند. اين نکته را نيز نبايد از نظر دور داشت که عرصه سياست به طور جدي با ساختار قدرت در ارتباط است که اين امر خود مي تواند سبب مقاومت مردان در مقابل حضور زنان در اين ساختار بشود. عرصه سياست به طور خاص در معرض توجه و حساسيت افکار عمومي قرار داشته و زنان براي وارد شدن به اين عرصه و احتمال بديهي ارتکاب اشتباه در فعاليت هاي سياسي به شدت تحت فشار قرار دارند در حالي که براي خطاهاي پرشمار مردان در عرصه سياست کمترين محدوديتي نشان داده نمي شود. تمامي اين موارد و هر کدام به اندازه يي کاهش انگيزه زنان براي فعاليت هاي سياسي را سبب شده است.
    
    به نظر مي رسد در ميان ساير عرصه هاي فعاليت اجتماعي، تنها عرصه سياسي با بي ميلي زنان مواجه شده اما عده يي نيز معتقد به پايين بودن مشارکت زنان به نسبت مردان در ساير عرصه ها هستند.
    
    در ايران سطح مشارکت زنان - از نوع مشارکت هاي مدني - در عرصه هاي گوناگوني نظير احزاب سياسي، اتحاديه ها و اصناف، NGOها، رسانه ها و نهادهاي مدني به عنوان واسط ارتباطي مردم و حکومت، پايين تر از مردان است. البته در کل موضوع مشارکت مردان در تمامي شئون مربوط به خود چه در حکومت و چه در ساير حوزه ها نسبت به کشورهاي پيشرفته، درصد کمتري را نشان مي دهد. در عين حال در حوزه هاي سنتي تر نظير فعاليت هاي عام المنفعه و خيريه، مشارکت زنان شرايط بهتري را نشان مي دهد. از سوي ديگر در فعاليت هاي مدني به دليل نوپايي و نبودن سابقه و پيشينه زياد چه در ميان مردان و چه در ميان زنان، با سطح مشارکت مطلوب فاصله وجود دارد اما قابل پذيرش است که در ميان مشارکت هاي مدني، مشارکت در عرصه سياسي کمترين درصد را به خود اختصاص داده است. به نظر مي رسد بايد اين نکته راگوشزد کرد که براي استقرار دموکراسي بايد هزينه سياسي پرداخته شده و فعاليت هاي سياسي صورت پذيرد.
    
    در ساير کشورهاي جهان نيز ساختار سياسي و قدرت به طور نسبي در اختيار مردان است، اما اين امر سبب نشده تا موانع يا محدوديت هايي براي حضور زنان ايجاد شود. اين امر به نوع بينش جامعه هاي آنان ارتباط داشته يا به دليل قدرت و آشنايي زنان به حقوق قانوني خود است؟
    
    بايد توجه داشت که بسياري از کشورهاي دنيا، از سوابق طولاني تمرين و استقرار دموکراسي برخوردار بوده و از اين جهت، کشور ما عقب تر است و درست به همين ميزان مشارکت سياسي زنان ايراني با آنها نيز فاصله بيشتري را نشان مي دهد. مساله يي که در اين ميان اتفاق افتاده اينکه در گذشته در دنيا هم بحث مشارکت سياسي در ميان جنبش هاي زنان در اولويت قرار نگرفته بود اما پس از گذشت سال ها، اين امر به يک اولويت جدي در ميان آنان تبديل شده است. همين امر سبب شد که در سال هاي اخير اقبال بيشتري در ميان زنان نسبت به سياست ايجاد شود. البته در گذشته کشورهاي اروپاي شرقي و اسکانديناوي در حوزه مشارکت سياسي زنان از شرايط مطلوب تري نسبت به اروپاي غربي برخوردار بودند اما اکنون در غرب و اروپا نيز تحولات عمده يي به وقوع پيوسته است. راهيابي خانم سگولن رويال به دور دوم انتخابات رياست جمهوري فرانسه و رقابت تنگاتنگ او با سارکوزي، سبب شد تا پس از پيروزي سارکوزي وي براي همراه کردن فضاي عمومي فرانسه، مجبور به استفاده از 7 وزير زن در کابينه خود شود يا در فضاي مردسالارانه سياسي آلمان، براي نخستين بار آنگلامرکل به مقام صدراعظمي دست يابد.
    
    در ايالات متحده و حوزه هاي مختلف قاره امريکا نيز اتفاقات شابهي رخ داده است. پس معتقد به ادامه اين روند در کشورهايي نظير ايران نيز هستيد؟
    
    بله، در ساختار مردانه امريکا نيز، براي نخستين بار، خانم پلوسي به رياست مجلس نمايندگان اين کشور برگزيده شده و خانم رايس به عنوان يکي از موثرترين چهره هاي کابينه فعلي شناخته مي شود. حتي شواهد از وجود يک رقابت جدي در انتخابات آتي رياست جمهوري امريکا ميان خانم هيلاري کلينتون از حزب دموکرات با نامزدهاي مرد حزب جمهوريخواه حکايت دارد. البته دلايل متعددي وجود داشته و نقش هاي موثري که زنان ايفا کرده اند سبب اقبال مردان به حضور زنان در اداره کشورها شده است. به هر شکل بايد به بحث مشارکت سياسي در ميان زنان توجه ويژه يي صورت گيرد اما نمي توان انتظار داشت که همان اتفاقات، در ايران نيز رخ دهد چه اينکه هنوز در خود موضوع مشارکت سياسي به بلوغ کافي دست نيافته ايم.
    
    اين ديدگاه شما، ناظر به در اختيار گرفتن نهادهاي قدرت از سوي زناني است که دغدغه تغيير وضعيت زنان را دارند.
    
    براي تغيير در مسائل حقوقي زنان، نياز به حرکت در مسير قانونگذاري در اين زمينه است و اين امر اتفاق نمي افتد مگر آنکه زنان و مردان حساس به موضوع جنسيت به نهادهاي مختلف کشور نظير مجلس راه يابند. همواره تاکيد کرده ايم که در اين مسير نه فقط به زنان بلکه به مرداني نيز نياز است که اين دغدغه را داشته باشند. در واقع علاوه بر افزايش سطح مشارکت سياسي زنان مي بايست مساله زنان نيز در اولويت قرار گيرد. واقعيت آن است که در صورت تشکيل مجلسي با زنان توانمند در پيگيري حقوق زنان مي توان به حرکت در اين زمينه شتاب داد. تاکيد مي کنم با حضور زناني که نه تنها در اين زمينه حاضر به تلاش نيستند بلکه نقش منفي را نيز در خصوص مطالبات زنان ايفا مي کنند، شرايط بدتر نيز خواهد شد. همچنين حضور مردان قائل به برطرف کردن تبعيض هاي جنسيتي نيز نقش بسيار تعيين کننده يي در قانونمند کردن مطالبات زنان، کاهش تبعيضات حقوقي در حد امکان و مسائلي از اين دست خواهد داشت. به بيان ديگر زنان ناچار هستند بر موضوع مشارکت سياسي زنان به عنوان يک حق انساني تاکيد کنند. نکته جالب توجه اينجاست که در جلسات متعدد با برخي آقايان هنگامي که برخي سوالات در اين زمينه از آنان پرسيده مي شود، پاسخي براي ارائه وجود ندارد. چرا زماني که زنان از استيفاي مطالبات، حقوق و سهم خود سخن مي گويند، امري ناشايست به شمار مي رود، چرا؟ چون آنها «زن» هستند؟ اما زماني که مردان، احزاب و گروه هاي سياسي در خصوص سهم خود در ليست هاي انتخاباتي، در قدرت يا در اقتصاد به گفت وگو مي پردازند، به عنوان يک کار نادرست تعبير نمي شود؟
    
    در هنگام تشکيل ليست هاي انتخاباتي، يکي از ملاک ها استفاده از اصناف، اقشار و گروه هاي مختلف اجتماعي است. اما اگر گفته شود زنان نيز بايد داراي يک درصد معين در ليست هاي انتخاباتي باشند، بايد مدت ها بر روي آن بحث و چالش صورت گيرد.
    
    اينکه نياز به فراهم شدن زمينه هاي فوق وجود دارد، امري کاملاً پذيرفته شده است اما به نظر مي رسد خود زنان نيز به دلايلي که به آن اشاره کرديد علاقه يي به فعاليت هاي سياسي نشان نمي دهند. حتي برخي فعالان زنان اعلام مي کنند که نيازي به حضور در قدرت نبوده و از طريق ايجاد موج اجتماعي به آنچه مي خواهند دست مي يابند. آيا اين نگرش کمي توهم آميز نيست؟
    
    بايد چند فعاليت به طور همزمان صورت گيرد. پيش از آن اشاره کنم که شرايط کنوني نسبت به گذشته تغييرات زيادي داشته است. اينگونه نيست که زنان همچنان نسبت به فعاليت هاي سياسي بي تفاوت باشند.
    
    همين که اکنون زنان گروه هاي مختلف سياسي، تشکلي را تحت عنوان مجمع زنان اصلاح طلب پايه گذاري و در آن بحث مشارکت سياسي زنان را با جديت دنبال مي کنند نشان از طرح اين جريان به طور جدي در ميان زنان دارد. از سوي ديگر گرايش تازه يي که در ميان زنان در کانديداتوري چه در انتخابات شوراهاي سوم و هم اکنون نيز در جلسات درون حزبي در خصوص انتخابات مجلس هشتم شکل گرفته، نشان از تغييرات اگر چه محدود در اين زمينه دارد. البته نمي توان انتظار تغييرات ناگهاني و پيشرفت وسيع را داشت.
    
    اما کارهاي همزمان که به آن اشاره شد تلاش براي حضور زنان در احزاب سياسي و ايجاد شرايط براي ايجاد اين گرايش در ميان زنان حتي در گروه هاي سياسي و نه الزاماً احزاب لازم است، فعاليت هاي بيشتري صورت گيرد. همچنين با ساير گروه هاي فعال در جنبش زنان ايران، مشغول رايزني و لابي بوده و با آنان گفت وگو مي شود.
    
    به جز يک گروه اندک، ساير گروه ها به اين نتيجه رسيده اند که موضوع مشارکت سياسي را جدي گرفته و حتي اگر خود به طور مستقيم وارد فعاليت عملي در اين زمينه نشده باشند، آن را مورد حمايت قرار مي دهند. در عين حال بايد به تحليل اين موضوع نيز پرداخت که چرا بخشي از زنان به شدت با سياسي شدن فعاليت هاي خود مقابله و در برابر آن از خود مقاومت نشان مي دهند؟ عده يي از زنان بحق اين سوال را مطرح مي کنند که با مطرح شدن برخي زنان سياسي، چه اتفاقاتي براي جامعه زنان رخ داده است که اکنون به دنبال گسترش آن باشند؟ معتقدند اين زنان نيز پس از حمايت هاي زياد ساير زنان و ورود به قدرت به سايه يي از مردان مبدل شده و عملاً موضوعات زنان را به فراموشي مي سپارند.
    
    يعني در قدرت سياسي هضم شده و مطالبات زنان ديگر دغدغه آنها نخواهد بود اما به نظر مي رسد حداقل در ميان نمايندگان زن مجلس ششم اين اتفاق رخ نداد.
    
    منتقدان عنوان مي کنند که موضوع مورد توجه چهره هاي سياسي زن، موضوع زنان نيست يا تاکيد مي کنند که پس از تلاش براي راهيابي کانديداهاي زن به مجلس چه اتفاقي رخ داده و چقدر به سود زنان کار مفيد و موثر انجام گرفته است؟ يا اينکه به چه ميزان ساختار احزاب سياسي با حضور زنان متحول شده است؟ به هر حال اين منتقدان دغدغه هايي در اين خصوص دارند. مواضعي که مردان فعال در عرصه سياست اتخاذ مي کنند نيز به نوعي ديگر سبب ايجاد نوعي «پس زدگي» در ميان زنان فعال در عرصه هاي اجتماعي مي شود به اين تعبير که از برخي مردان روشنفکر سياست شنيده مي شود که نبايد موضوع زنان به طور جداگانه در صدر اولويت ها قرار گيرد. آنان اعتقاد دارند که در صورت حل شدن مساله دموکراسي، خودبه خود موانع فعاليت و دغدغه هاي زنان نيز رفع خواهد شد. در واقع شنيدن چنين اظهارنظرهايي براي زنان فعال در عرصه اجتماعي سنگين است چرا که اين گونه اظهارات را نشانه يي براي نپذيرفتن اولويت موضوع زنان دانسته و آن را سبب استفاده ابزاري از زنان در مواقعي خاص قلمداد مي کنند.
    
    اين مواقع خاص به طور حتم بيشتر، ماه هاي منتهي به انتخابات را شامل مي شود. اما به نظر مي رسد نگاه اين گروه ها، در برخي موارد بدبينانه است. نظر شما چيست؟
    
    برخي معتقدند در بزنگاه هاي انتخاباتي موضوعات زنان مطرح و آن را در بوق و کرنا مي کنند تا راي زنان را جلب کنند و پس از انتخابات بار ديگر اين مسائل به فراموشي سپرده مي شود. برخي از دغدغه هاي فعالان اجتماعي زنان در اين خصوص کاملاً واقعي بوده و امکان کتمان آنها نيز وجود ندارد. اما به نظر مي رسد بايد در برخي حساسيت هاي بيش از اندازه در اين زمينه، ردپاي نگاه هاي انحصارطلبانه را نيز يافت. به اين تعبير که گروه من قائل به اين است که تنها روش در پيش گرفته شده از سوي آنان براي به دست آوردن حقوق خود، روش مناسبي است و تمامي روش هاي ديگر را نامناسب دانسته و آن را رد مي کنند. البته اين نوع گرايش ها در ميان گروه هاي زنان چندان زياد نيست. اما حتي اگر بپذيريم که اين گونه نگاه هاي فرصت طلبانه در ميان گروه هاي سياسي وجود دارد اعتقاد دارم که بايد وارد عرصه شد. اگر اعتقاد زنان بر اين است که مردان سياست تاکنون درست عمل نکرده و از نام و حقوق زنان سوءاستفاده شده که خود من هم اين انتقادات را مي پذيرم نبايد در خانه نشسته و عرصه سياست را به مردان واگذار کنيم. نبايد تصور کنيم. مي توان با انجام يک سري فعاليت هاي خاص در بيرون از عرصه سياست همه چيز را به نتيجه رساند. ما بايد بتوانيم از تمامي فرصت ها براي طرح مطالبات زنان استفاده کنيم. کشورهايي که داراي ساختار شبيه ايران بوده و توانسته اند به نتايجي در خصوص حقوق زنان دست يابند از تمام ابزارهاي موجود بهره گرفته اند. به عنوان نمونه در مراکش يک قانون مدني نسبتاً خوب و مترقي به تصويب رسيده و کمترين مقاومت را برانگيخته است و مشارکت گروه هاي مختلف را به همراه داشته است.
    
    اين قانون چه مفادي دارد و از چه ابزارهايي براي تصويب آن بهره گرفته شد؟
    
    موضوع تبعيض جنسيتي در آن مرتفع و نگاه حساس به جنسيت در آن ذکر شده و قانون مدني مترقي به شمار مي رود. ابزارهايي مانند کمپين زنان، رايزني هاي فراوان با علما، فعاليت پرحجم نمايندگان مجلس و در واقع تمامي نيروها دست به دست هم داده و اکنون در حال اجراست. کوتاه اينکه با تمامي انتقادات بايد گروهي از زنان فعال و معتقد به حقوق زنان وارد عرصه سياست شده و تغييراتي در اين زمينه را چه بسا به سيستم تحميل کنند. معتقديم در چند سال گذشته نه در صحنه قدرت بلکه در صحنه مشارکت هاي مدني به موفقيت هايي دست يافته و زنان توانسته اند تا حدود زيادي توانايي هاي خود را نشان دهند.
    
    چرا برخي زنان بر نشان دادن تعارض ميان فعاليت اجتماعي و سياسي اصرار مي کنند؟ با توجه به هدف نهايي و رسيدن اين دو حوزه در منتهي اليه خود به يک هدف واحد يعني احقاق حقوق زنان، تاکيد بر تعارض در مسير و روش چه مشکلي را حل مي کند؟ به عنوان يک زن فعال در هر دو حوزه، آيا دوگانگي مشهودي در اين روش ها مشاهده مي کنيد؟
    
    بحث سياست و اجتماع نيز در ايران داستان خود را دارد و به نظر مي رسد عده يي تمايل دارند به طور دائم اين خط و خط کشي ها پررنگ تر شود. البته اين موضوع تنها در ايران و تنها در ميان زنان نيست و در دنيا هم گاهي مشاهده مي شود که بسياري از NGO ها که مشهور به فعاليت اجتماعي هستند، براي دستيابي به خواسته هاي خود وارد برخي سازماندهي هاي سياسي مي شوند و نسبت به آن واکنشي نشان داده نمي شود که اين يک حرکت سياسي است. در ايران اما قبل از هر حرکتي ابتدا بايد برچسب سياسي يا اجتماعي آن را دريافت کرد، به نظر مي رسد چون عرصه سياست با قدرت گره خورده، اين گونه تعبير مي شود که حتماً افراد به دنبال قدرت هستند که وارد اين عرصه مي شوند و مساله آنها مساله مردم يا زنان نيست. علاوه بر آن به محض معلوم شدن فعاليت سياسي فرد بايد هزينه آن را پرداخته و بعدها اگر اشتباهي نيز مرتکب شد مجازات آن را نيز بپذيرد. با اين گونه برخوردها اين خط کشي ها هر روز غليظ تر مي شود. در حالي که در دنيا، فعاليت سياسي يا اجتماعي، معطوف به هدف است. در واقع زماني مي توان به يقين از هدف سياسي يک تشکل يا يک فرد سخن گفت که هدف کسب قدرت باشد.
    
    اينچنين است که مي توان اهداف اجتماعي را دنبال کرد اما از ابزار سياسي براي دستيابي به آن کمک گرفت. تظاهرات، تحصن و موارد مشابه ابزارهاي سياسي مورد استفاده فعالان حوزه هاي اجتماعي نيز به شمار مي روند.
    
    گاهي ممکن است ميان حوزه هاي مختلف نوعي همپوشاني بروز کند چه اينکه به عنوان مثال تلاش فعالان محيط زيست در دنيا فعاليتي با سمت و سوي کاملاً اجتماعي شناخته مي شود اما حزب سبزهاي آلمان ابزارها و فعاليت هاي سياسي مختلف را نيز به کار مي گيرد. پس نمي توان به شيوه ايران خط و خط کشي کرده در عين حال نبايد از نگراني هاي برخي زنان براي اصرار بر اين موضوع نيز غافل شد که پيام آن اين است که قصد دخالت در ساختار قدرت را نداشته و تنها به دنبال فرصتي هستند تا حقوق خود را استيفا کنند.
    
    يعني قصد از بين بردن احساس خطر حاکميت از فعاليت هاي خود را دارند؟
    
    بله مي خواهند صاحبان قدرت را درخصوص بي خطر بودن فعاليت هاي خود مطمئن کنند. به نوعي اعلام مي کنند که هيچ گونه کاري با ساختار قدرت نداشته و صرفاً به دنبال فعاليت هاي اجتماعي در جهت خواست و مطالبات مردم هستند. شايد اين نکته سبب به وجود آمدن يک فاصله دائمي ميان فعاليت هاي اجتماعي و سياسي در ايران شده است يا اينکه تصور مي شود اصحاب قدرت و سياست از مردم فاصله دارند و فعالان اجتماعي به مردم نزديک تر هستند. اما واقعيت اين است که تعارضي ميان اينها وجود ندارد. اگرچه قدرت ساز و کار خود را دارد و اين امري طبيعي در همه جاي دنيا به شمار مي رود اما معتقدم اگر از تمامي ساز و کارها و ابزارها به طور همزمان استفاده شود احتمال موفقيت بسيار بالاتر خواهد آمد. هر چند نبايد فعاليت هاي اجتماعي مورد سوءاستفاده سياسي قرارگيرد.
    
    تا آنجا که به خاطر دارم وجود سهميه 30 درصدي براي زنان در تمامي ارکان حزب- که اين روزها بحث درخصوص آن بسيار است- براي نخستين بار در جبهه مشارکت مصوب شد. اين مساله اکنون نه تنها در ميان تمامي اصلاح طلبان بلکه در ميان زنان اصولگرا نيز اگرچه به شکلي ديگر در حال پيگيري است و سخن از اختصاص سهم به زنان در ليست هاي انتخاباتي است. دليل تاکيد بر اين موضوع چيست؟
    
    اتفاقاً در ديدار اخير زنان اصلاح طلب با بسياري از چهره هاي سياسي نظير آقاي خاتمي و آيت الله موسوي خوئيني ها، اين امر براي آنان نيز سوالاتي را ايجاد کرده بود که توضيحات لازم به آنها ارائه شد. اعتقاد ما بر اين است که بايد از تجربيات جهاني به درستي بهره برداري کرد. در دانشگاه هاي ما نظريات جامعه شناسي و روان شناسي و بسياري ديگر از شاخه هاي علمي صاحب نظران جهان مورد استفاده قرار مي گيرد اما درخصوص مطالعات جنسيتي گويي اتفاق ديگري رخ داده و تجارب ديگران نفي مي شود. در واقع در دنيا روي مباحثي از اين دست کار شده و به مکانيسم هايي براي افزايش سطح مشارکت دست يافته اند. مهمترين آنها سيستم qotaيا تبعيض مثبت بوده و همچنين focal point، دفاتر يا مراکزي را به عنوان محل تمرکز روي عدالت جنسيتي و رفع تبعيض در تمامي سازمان ها و ارگان هاي خود - حتي در پيشرفته ترين کشورها- داير کرده اند. در کشوري مانند بلژيک هنوز کميته رفع تبعيض فعال است يا اينکه سازمان زنان يا وزارت زنان را براي هدايت سياستگذاري ها و برنامه ريزي هاي حساس به جنسيت ايجاد کرده اند. در ايران نيز يکي از فعاليت هاي زنان اصلاح طلب همين موضوع سهميه زنان است که در بسياري از کشورهاي عضو اتحاديه اروپا نيز ديده مي شود و احزاب پيشرو در آنها موظف به قرار دادن سهميه 30 درصدي براي زنان هستند.
    
    سوالي مطرح شده که مگر زنان به دنبال سهميه هستند يا اينکه مي خواهند ضعف خود را به اثبات برسانند؟ در پاسخ بايد گفت که سيستم فعلي داراي اشکالاتي است.
    
    زماني مي توان يک مسابقه را عادلانه ناميد که در يک شرايط برابر و از يک مکان مساوي آغاز شده باشد. مشکل موجود اين است که در ايران پيشينه تبعيض آميز تاريخي وجود داشته به علاوه شرايط کنوني نيز همچنان تبعيض آميز است. سيستم «qota» يا سهميه بندي مثبت يا اقدام مثبت سبب شکستن اين دور معيوب در کشورمان خواهد شد.
    
    ديده شده بعضاً از سوي احزاب گفته مي شود که حتماً از زنان در ليست هاي انتخاباتي استفاده خواهد شد اما سوالي که وجود دارد اينکه چه کساني قرار است در اين ليست هاي انتخاباتي قرار بگيرند؟ آيا از سوي جامعه شناخته شده بوده و امکان جذب آرا را خواهند داشت؟ در اينجا همان «دور» مورد اشاره خود را نشان مي دهد: «زنان شناخته نمي شوند چون در ليست ها قرار نمي گيرند: در ليست ها قرار نمي گيرند چون شناخته شده نيستند.» و اين دور تکرار مي شود. مردان با حضور پرتعداد در عرصه هاي سياسي- اجتماعي، براي جامعه شناخته شده تر هستند پس بيشتر مورد استفاده قرار گرفته و باز هم بيشتر شناخته مي شوند و باز هم بيشتر کانديدا خواهند شد.
    
    اين چرخه معيوب توسط اين سيستم سهميه 30 درصدي شکسته خواهد شد چرا که تا پيش از آن زنان به دليل شرايط تبعيض آميز امکان مطرح کردن خود را نداشته اند. حتي اگر زنان توانمندي در ايران وجود دارند که در حال حاضر تعداد آنها بسيار زياد است، براي جامعه شناخته شده نيستند.
    
    فعاليت هاي انتخاباتي زنان اصلاح طلب در خصوص مجلس هشتم نيز براي عملي کردن اين دغدغه ها صورت مي گيرد.
    
    انتظار زنان اصلاح طلب نيز تحولي ناگهاني نيست، اما بايد اين حرکت ادامه يافته تا به صورت يک اصل طرح شود. تلاش ما نيز براي صحبت با بسياري از فعالان سياسي و احزاب در همين راستا است. بسياري از آنان صادقانه عنوان مي کنند که دغدغه هاي زنان تاکنون به اين شکل براي آنان مطرح نبوده است. در واقع معتقدند به اندازه يي کشور با مسائل اولويت دار و «ويژه» روبه رو بوده که امکان توجه نسبت به مسائل زنان براي آنان وجود نداشته است. همين که اين موضوعات به طور تدريجي مطرح و حتي ذهن مردان سياست را نيز درگير کند، مطالبات جدي زنان نيز جدي تر گرفته خواهد شد. آنان بايد باور کنند که براي جلب راي جامعه، بايد به حضور زنان با نگاه مثبت بنگرند. اميد آن مي رود که اين گونه فعاليت ها در آينده نه چندان دور منجر به نتيجه شود، اما توقع معجزه يک شبه از اين فعاليت ها منطقي نيست.
    
    حزب مشارکت يکي از احزابي است که داراي کميته و شاخه زنان فعال است، اما برخي اعتقاد دارند که توجه صرف به آنها از سوي زنان، سبب عدم حضور زنان در کميسيون هاي ديگر شده است. آيا بهتر نيست پتانسيل شاخه زنان در بقيه ارکان توزيع شود؟
    
    بنده يکي از افرادي بودم که به طور جدي مخالف تشکيل شاخه زنان و تشکيلات جداگانه زنان بودم. تحليل من نيز همان تحليلي بود که شما ارائه کرديد و از آن مهمتر اين امر موجب جداسازي شده و موضوع زنان را از دستور کار بقيه ارکان خارج خواهد کرد. به همين جهت پيشنهادي داده شد تا براي توجه به مساله جنسيت در مشارکت، يکي از کميسيون هاي دفتر سياسي به عنوان کميسيون مسائل زنان مصوب شد، يعني در دفتر سياسي حزب به عنوان مرکز سياستگذاري، يک کميسيون براي فعاليت درخصوص مسائل زنان و اولويت هاي آنان ايجاد شده و نتايج مطالعات را براي سياستگذاري به دفتر سياسي ارائه کند و اين کميسيون چند سالي است که مشغول فعاليت است، اما دليل وجود شاخه هاي زنان به جلساتي بازمي گردد که با حضور زنان فعال سراسر کشور تشکيل شد. اکثريت قريب به اتفاق آنان خواهان تشکيل شاخه يي بودند تا نقش کادرسازي و محلي براي آماده سازي زنان براي فعاليت در تمامي بخش هاي حزب را ايفا کند. دليل آنان نيز تفاوت تصور ساختار حزب در مرکز با شهرستان ها بود. در شهرستان ها بسياري از زنان وارد ساختار حزب نمي شوند چرا که آن را ساختاري مردانه مي پندارند و فعاليت چند زن در ساختار مردانه را دشوار مي دانند، اما با تشکيل شاخه زنان، آنها با يکديگر فعاليت کرده و به تبع آن حضور زنان در ارکان حزب تقويت خواهد شد. شاخه پيرو درخواست خود زنان تشکيل شده و اين امر به هيچ وجه به معناي کاهش حضور زنان در ساير بخش ها نيست. اکنون نيز اين اتفاق رخ داده و زنان فعال در شاخه و کميسيون زنان مشارکت، در ساير بخش ها نيز حضوري فعال دارند. آنان عضو دفتر سياسي، شوراي مرکزي، کميته ها و شاخه ها هستند که اين امر مسووليت آنان را نيز سنگين تر مي کند. درخصوص کم بودن تعداد زنان نيز مي توان گفت در مجموع تعداد زنان در احزاب کم است چرا که زنان فعال در عرصه هاي اجتماعي، واقعاً امکان و فرصت فعاليت هاي ديگر را ندارند. نفوذ در عرصه هاي سياسي بسيار سخت و به سال ها فعاليت براي ايجاد تغييرات به نفع زنان نياز دارد. در عرصه هاي سياسي به طور طبيعي و بيش از عرصه اجتماعي، چالش هاي زيادي با مردان به وجود آمده و نياز به گفت وگو و رايزني براي حصول نتايج بيشتر است. زنان شاغل وقت محدودتري داشته و نقش هاي جنسيتي، مجال فعاليت بيشتر را از آنان سلب مي کند.
    
    حضور زنان در عرصه سياسي را به طور کلي بيشتر به سود زنان يا به سود جامعه مي دانيد؟ و آيا بحث ها و رايزني هاي اخير با چهره هاي سياسي مسوولان سابق و فعلي نظام و دبيران کل احزاب، سبب تغيير ذهنيت ها در خصوص زنان شده است؟
    
    بله، معتقد هستم که اين اتفاق رخ داده و نتيجه تحقيقات نشان مي دهد که به رغم وجود تعداد کم زنان در عرصه هاي سياسي و اجتماعي، تغيير ذهنيت حتي در ميان مردان نيز در اين زمينه رخ داده است. در يک تحقيق ديده شد که حضور يک بهورز زن در يک روستا، اثر بسيار زيادي در نگرش زنان و حتي مردان آن روستا داشته و اعتماد به نفس دختران آن روستا را افزايش داده است. در يک کار تحقيقي ديگر در دولت اصلاحات، حضور خانم ابتکار در کابينه تا دورافتاده ترين روستاها نيز اثرگذار بود. ارائه نمونه هاي خوب در ذهنيت ها اثرگذار بوده و به نفع جامعه است.
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1502 به تاريخ 5/7/86، صفحه 5 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 377 بار
    



آثار ديگري از "حامد طبيبي"

  وظيفه اي فراتر از دفاع از برنامه سازان خود / كامبيز نوروزي از رويكرد مسئولان صدا و سيما در برخورد با پرونده «ثامن» انتقاد كرد
حامد طبيبي، شرق 31/4/97
مشاهده متن    
  رمزگشايي از يك سخنراني
حامد طبيبي، شرق 10/4/97
مشاهده متن    
  مسئله اي به نام اعتراض
حامد طبيبي، شرق 10/10/96
مشاهده متن    
  احمد شيرزاد در گفت و گو با «شرق»: برخي جريانات، ديدگاه خود را عين منافع ملي مي دانند
حامد طبيبي، شرق 14/9/96
مشاهده متن    
  خيز دوباره براي كوبيدن سر افعي / سعودي ها از سير تاريخي تنش زايي با ايران، درس مي گيرند؟
حامد طبيبي، شرق 2/9/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو هفته نامه موفقيت
متن مطالب شماره 389، نيمه دوم بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است