|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/7/26: نگاهي به فرهنگ و آيين هاي مردم کردستان / مردمي شجاع اهل موسيقي و جشن
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1517 26/7/86 > صفحه 8 (گزارش اجتماعي) > متن
 
      


نگاهي به فرهنگ و آيين هاي مردم کردستان / مردمي شجاع اهل موسيقي و جشن


نويسنده: اسفنديار آبنوس


    فرهنگ و مدنيت در جهان امروز عنصري اساسي و بسيار مهم در روابط اجتماعي و ارتباطات گسترده ميان جوامع محسوب مي شود. تمدن مهم ترين عامل درخشش يک جامعه و ملت است. هنگامي که ما به اين واژه مي انديشيم همواره تمدن بزرگ ايران به ذهن خطور مي کند. تمدني با قدمتي چند هزار ساله که بر تارک تاريخ مي درخشد و در بررسي و مطالعه اين تمدن بزرگ و ترکيب آن نقش مردم کرد به طور آشکار بر صفحه تاريخ اين سرزمين جلوه مي کند.
    
    کردها در سرزميني پهناور از کوه ها و دشت هاي به هم پيوسته يي که از کوهستان هاي زاگرس تا کوه هاي تورس در آناتولي و از شمال جلگه خوزستان تا کوه هاي ارمنستان کشيده شده، سکونت دارند.
    
    سرزميني از الوند تا فرات، از دشت ذهاب تا دشت ارزروم، سرزميني با نهرها و کوهستان هاي فراوان.
    
    سرزمين کردها در امتداد محوري از شمال لرستان و از آن سو از شمال کاظمين عراق تا منطقه ارزروم ترکيه و کوه هاي قفقاز، از جنوب به شمال کشيده شده است و همچنين از محور شرق به غرب از همدان ايران تا فراي رود فرات و منطقه موسوم به جزيره در سوريه امتداد دارد.
    
    از لحاظ پيشينه تاريخي براساس تحقيقات و مطالعات دانشمنداني همچون مينورسکي و اوژن پيتارد مردم کرد بازمانده قوم متمدن ماد هستند که از قسمت هاي شرقي به اين سمت مهاجرت کرده اند و آن تمدن باشکوه را بنا نهادند و بعد از آن نيز تاثير بسزايي در تاريخ امپراتوري ايران داشته اند و در حيات طولاني خود فراز و نشيب زيادي را به خود ديده اند.
    
    درباره ريشه لغوي واژه «کرد» نظريات مختلفي ابراز شده اما بيشتر بر اين نظر بوده اند که کرد به معناي شجاع و دلير است و در باب خصوصيات آنان نيز کساني که در طول تاريخ از اين سرزمين ديدار کرده اند کردها را مردمي آزاده، شجاع و ميهن پرست وصف کرده اند که علاقه زيادي به موسيقي و جشن دارند.
    
    کردها در ريشه و منشاء خود افسانه هايي دارند. از جمله مي گويند هنگامي که براي خوراک مارهاي ضحاک هر روز دو جوان را قرباني مي کردند وزيري نيکوخصال به اين انديشه افتاد که هر روز يکي از آن دو جوان را نجات دهد. بعد از مدتي که جمعيت آنان افزون شد، به زندگي در کوهستان هاي زاگرس پرداختند و اعقاب آنها را کردهاي امروزي مي دانند. عده يي بر اين افسانه اند که هنگامي که حضرت سليمان بر حکمراني بود فرمان داد که پانصد دختر از زيباترين هاي سرزمين روم را به درگاه او بياورند. اين عده کردها را از بازماندگان آن زيبارويان مي دانند. افسانه ديگر کردها را از اعقاب کردبن اسفنديار مي داند.
    
    اما طبق تحقيقات دانشمندان همزمان با مهاجرت مادها به غرب فلات ايران، گروه ديگري به نام کاردو يا کاردويي يا کورت که آنها هم از آريايي ها بودند به غرب مهاجرت کرده و با آنها امتزاج يافته و کردهاي امروزي از بقاياي آن اقوام آريايي هستند.
    
    زبان کردي
    
    زبان کردي را بيشتر دانشمندان از جمله مينورسکي، هارتمان و وايباخ تغيير و تحول يافته همان زبان مادها مي دانند و حال اين زبان در طول سه هزار سال تغيير و تحول يافته و به کمال و غناي کنوني رسيده است. به عقيده زبان شناسان ظرفيت، گستردگي و پتانسيل زايش زبان کردي بسيار زياد است و به علت کوهستاني بودن قلمروي سکونت اين مردم و روابط درون گروهي آنان زبان کردي کمتر مورد امتزاج و اختلاط زبان هاي ديگر قرار گرفته است که البته در عصر حاضر به علت گسترش ارتباطات و توسعه علوم ورود لغات و اصطلاحات از زبان هاي ديگر به اين زبان روند فزاينده يي يافته است.
    
    زبان کردي زيرمجموعه زبان هاي هند و اروپايي است که خود داراي شعباتي چند است که هر کدام در محدوده جغرافيايي خاصي گسترش يافته اند. محققان به طور کلي زبان کردي را به سه يا چهار گروه عمده تقسيم بندي کرده اند:
    
    1- گويش کرمانجي شمالي
    
    2- کرمانجي جنوبي يا سوراني
    
    3- گويش هورامي و گوراني
    
    4- گويش لکي
    
    1- گويش کرمانجي شمالي : حدود نيمي از کردها به اين گويش تکلم مي کنند، محدوده وسيعي از منتها اليه شمال غربي ايران و اکثريت کردهاي ترکيه و تمام کردهاي سوريه و شمال استان اربيل و دهوک عراق را شامل مي شود که «بادينان» ناميده مي شود و به همين خاطر به لهجه آنان باديناني هم گفته مي شود. مردم بادينان به دينداري همواره مشهور بوده اند و از گذشته ها به آنها «بهدينان» يا «بادينان» گفته اند. در ايران به خاطر ايل شکاک که کرمانجي صحبت مي کنند به آن شکاکي هم گفته مي شود. کرمانج هاي ايران در شهرهاي ماکو، اروميه و سلماس و شهرهاي شمال خراسان يعني قوچان و شيروان سکونت دارند و در ترکيه شهرهاي دياربکر، ماراين، اورفا، وان، بوتان، حکاري و... در عراق در شهرهاي سنجار، زاخو، عماديه، اکره و روانه وز ساکن هستند و کتب و نوشته هاي زيادي به اين گويش موجود است که قديمي ترين آنها کتب مذهبي ايزديان است.
    
    2- کرمانجي جنوبي يا سوراني: اين گويش عموميت و رسميت بيشتري نسبت به بقيه گويش ها يافته است و حالت زبان رسمي و ادبي و نوشتاري کردي را نيز يافته است. اين گويش محدوده بسيار وسيعي را شامل مي شود که در ميانه محل سکونت کردها قرار دارد و حد فاصل بين کرمانج ها و گوران ها است که از شمال کرمانشاه تا جنوب اروميه و اربيل و از طرف غرب تا فرات را شامل مي شود و شهرهاي مهمي همچون سنندج، اربيل، سليمانيه، کرکوک، مهاباد، سقز و... به اين گويش تکلم مي کنند. اين گويش خود شامل سه شعبه سنه يي، عراقي و مکري است که گويش مکري به نظر زبان شناسان شباهت زيادي به زبان مادها دارد. بيشتر نوشته ها و کتب کردي مخصوص در زمان حاضر به اين گويش نگاشته مي شود.
    
    3- گويش گوراني و هورامي: کردهاي جنوبي به اين گويش تکلم مي کنند. اين گروه از کردها در استان هاي کرمانشاه و ايلام ايران و شهرهاي خانقين و مناطق باجلان و طاوق و کناره هاي زاب بزرگ در عراق ساکن هستند و همچنين قسمت هاي شرقي استان کردستان نيز يعني شهرهاي قروه و بيجار نيز به گوراني تکلم مي کنند. گويش هورامي خاص منطقه هورامان يا اورامان است. هورامي قديم از کمترين گويش هاي کردي و ايراني است که شباهت نزديکي به زبان اوستايي و زند دارد. کتب مذهبي مکتب اهل حق به زبان هورامي قديم نگاشته شده است که از لحاظ مردم شناسي و زبان شناسي اهميت بسزايي دارد. قدمت اين متون حتي به قرن دوم هجري هم مي رسد. گويش «زازايي» نيز که زيرمجموعه گوراني است، گويش رايج مردم «درسيم» ترکيه است که بين رودهاي مرادسو و فراتسو تا محل تلاقي آنها را شامل مي شود.
    
    4- گويش لکي: گويش قسمتي از کردهاي جنوبي است که ارتباط بسياري با گوراني کرمانشاهي دارد و منطقه بين کرمانشاه و خرم آباد را شامل مي شود. مردم شهرهاي نورآباد، هرسين، کوهدشت و سلسله و دلفان و ايلات و عشاير اين مناطق به اين لهجه تکلم مي کنند. عده يي گويش لکي را قسمتي از لري دانسته اند درحالي که پيوستگي آن با کردي آشکار است. در کتب تاريخي از لرها با عنوان کردهاي جبال ياد کرده اند و شعبه يي از کردها و عده يي از زبان شناسان هم بر اين عقيده هستند. اين زبان شناسان بر اين عقيده اند که دليل اينکه لري را لهجه يي از زبان فارسي دانسته اند نزديکي فونتيک آن دو با هم است.
    
    جمعيت کردها
    
    جمعيت کردها به طور دقيق به علت پراکندگي در کشورهاي مختلف مشخص نيست و ارقام مختلفي اظهار شده است اما آنچه به واقع نزديک تر مي نمايد جمعيت کردها حدوداً 36 ميليون نفر ذکر شده است که قسمت عمده يي به طور متمرکز در چهار کشور ايران، ترکيه، عراق و سوريه ساکن هستند. از اين جمعيت حدود نيمي در ترکيه و بقيه در ايران و عراق و قسمت جزيره سوريه ساکن هستند. علاوه بر اين عده يي هم به طور پراکنده در شمال خراسان، بلوچستان و قفقاز و دره هاي افغانستان هستند که در طول تاريخ به وسيله حکام کوچ داده شده اند. همچنين در سده اخير به علت مسائلي همچون مشکلات سياسي و جنگ و... عده زيادي از کرد ها که بالغ بر دو ميليون نفر را شامل مي شود به ديگر نقاط جهان همچون اروپا و امريکا مهاجرت کرده اند.
    
    کيش و آيين کردها
    
    در بحث از حوزه دين و آيين هنگامي که به تاريخ کردها و تجارب آنها در اين مقوله مي نگريم سخن فراوان است. ارائه تصوير روشني از اين تجارب و تحولات نيازمند بررسي واقعيات تاريخي و عوامل موثر بر زندگي اين مردم به گونه يي بي طرفانه و به دور از تعصب است. اين گونه که از مطالعات و تحقيقات دانشمندان برمي آيد تا قبل از ظهور زرتشت آيين ميترائيسم يا مهرپرستي در ميان کردها رواج داشته است. آيين مهر چنان با زندگي مردم پيوستگي همه جانبه داشته که آداب و نشانه هاي آن پس از چند هزار سال همچنان در زندگي اين مردم مشهود است.
    
    پس از اينکه زرتشت ظهور کرد مردم به آيين وي روي آوردند. از نوشته هاي محققان چنين برمي آيد که زرتشت سفرهاي زياد به غرب فلات ايران و در ميان کردان داشته و به ارشاد مردم پرداخته است. در شهر باستاني «شهرزور» در نزديکي سليمانيه که مهمترين شهر در تاريخ کردها بود، آتشکده هاي بسياري وجود داشته است و حاکميت شهر از آن خود کردان بوده و امپراتوري هاي وقت ايران متعرض آنان نمي شدند.
    
    در زمان حمله اعراب به ايران پس از تصرف تيسفون اعراب مسلمان به سوي شرق و شمال روي آوردند و در پي آن حملات زيادي را به کوهستان هاي محل سکونت کردها آغاز کردند و پس از مدتي پيشروي به شهر زور در شمال شرقي تيسفون رسيدند. شهر مدت زيادي مقاومت کرد اما در نهايت به تصرف درآمد.
    
    کردها در پي آشنايي با دين اسلام به تدريج به اين آيين روي آوردند و طي قرن ها در پاسداري از آن کوشيده اند. در زمان حاضر مذاهب گوناگوني ميان مردم کرد رايج است که به طور عمده پيرو چهار مذهب تسنن، تشيع، اهل حق و ايزدي هستند. علاوه بر اينها گونه هاي خاصي از شيعه در اين سرزمين مرسوم است از جمله طوايف مشبک هستند که علي (ع) را با صفت بزرگ «کردي رش» مي خوانند و همچنين «بجوران ها» که آنان را از گروه هاي صوفيه شيعي مي دانند و همچنين «صارلي ها» که آنان را نيز بازمانده گروه هاي شيعي صوفي مي دانند که خود را سخت پايبند علي بن ابي طالب(ع) مي دانند.
    
    اکثريت کردها را اهل تسنن تشکيل مي دهند. به عبارتي قريب به اتفاق کردهاي ترکيه و سوريه سني مذهب و حنفي هستند و نيز اکثريت قابل توجهي از کردهاي عراق و کردهاي ساکن نيمه شمالي قسمت کردنشين ايران سني مذهب هستند که البته اهل تسنن ايران و عراق بيشتر شافعي هستند. به طور کلي کرمانج ها حنفي و سوران ها شافعي مذهب هستند و کردها از پايبندترين مردمان به اصول اسلام هستند.
    
    در مناطق جنوبي اين سرزمين شيعيان ساکن هستند که گوران ها و لک ها را شامل مي شود و اکثر آنها ساکن ايران و قسمتي نيز در عراق ساکن نواحي و شهرهاي بدره، مندلي و خانقين هستند. جمعيت کرد شيعي به علت نزديکي سکونتگاه آنان با مراکز شيعيان و آشنايي با آنان از پيروان آن آيين شدند. علاوه بر گوران ها و لک ها کردهاي کرمانج ساکن شمال خراسان که به آنجا کوچ داده شده بودند از زمان شاه عباس صفوي به دليل قرار گرفتن سرداران آنها در شمار سرداران سپاه صفوي به تشيع روي آوردند.
    
    يارسان به کردهايي اطلاق مي شود که پيرو آيين اهل حق هستند و در قسمت هاي جنوبي سرزمين کردنشين ايران و عراق ساکن هستند. يارسان عراق در شهرهاي خانقين، بدره و طاوق کرکوک ساکن هستند. يارسان ترکيه نيز گوران هاي ترکيه هستند که در شهرها و مناطق دياربکر، بتليس و دپرسيم ساکنند. يارسان خود را از پيروان مخصوص علي(ع) مي دانند.
    
    رهبر يارسان در سده هشتم هجري که آنها را به صورت جمعيتي متشکل درآورد اسحق فرزند شيخ عيسي برزنجه يي بود که محل سکونت آنان در استان سليمانيه بود و بعدها به علت فشار حکام منطقه به سرزمين هاي جنوبي و اورامان کوچ کردند. دست نوشته هاي زيادي از يارسان موجود است که به صورت اشعار منظوم ده هجايي است و قدمت آنها تا قرن دوم هجري مي رسد و شباهت زيادي به اشعار قبل از اسلام دارد.
    
    قسمت عمده اين سروده هاي مذهبي در «نامه سرانجام» مسطور است.
    
    ايزديه مذهب آن دسته از کردان است که ساکن مناطقي در عراق و ترکيه و ايران به طور متمرکز هستند و به لهجه کرمانجي تکلم مي کنند و در جمعيت هاي متشکلي با روابط درون گروهي در مناطق استان هاي سنجار، موصل و منطقه شيخان عراق و دياربکر ترکيه و معدودي نيز در ميان کردهاي ايران هستند. درباره منشاء ايزديه عقايد مختلفي ابراز شده است، اما آن گونه که از مطالعات محققان و دانشمندان برمي آيد به قبل از اسلام حتي به قبل از زرتشت برمي گردد. زماني که ايرانيان ايزدان را پرستش مي کردند و اين گروه از آريايي ها تاکنون به گونه يي بر آيين خود مانده اند هر چند آيين ايزديه در طول تاريخ تاکنون تغيير و تحولات بسياري را به خود ديده است و مفاهيم زيادي از ادياني همچون اسلام و مسيحيت بدان راه يافته است.
    
    رهبر تاريخي آنان که ايزديان را در دوره اسلامي در عراق رهبري کرد شيخ عدي بن مسافر بود. شيخ عدي مردم را از لعن هر کس و هر چيزي بر حذر داشت. ايزديان علاوه بر تقديس قرآن دو کتاب مقدس به نام «جلوه» و «مصحف رش» دارند که جلوه منتسب به شيخ عدي است و «مصحف رش» يا کتاب سياه حاوي اصول ايزديه است که دويست سال پس از شيخ عدي نوشته شده است. ايزديان به زبان کردي کرمانجي صحبت مي کنند و کتب آنها هم به «کرمانجي» نگاشته شده است. بزرگ ترين قبيله ايزدي قبيله «توهايا» بوده که در شمال موصل مسکون بوده اند. در ميان ايزديان نظر کردن به زن غير ايزدي ناپسند است. ازدواج در ماه «نيسان» حرام است. طاووس ميان آنان پرنده يي مقدس است که در اعياد خود با ساز و آواز آن را مي گردانند. از ديگر آداب ايزديان احترام بسيار به طبيعت، افروختن آتش بر مقابر، غسل تعميد کودکان و حسن پنداشتن پوشيدن پيراهن يقه شکافته است.
    
    منابع و ماخذ:-
    
    ابن بلخي، فارسنامه
    
    خوشحالي: بهزاد، زبان شناسي کرد و تاريخ کردستان، انتشارات فن آوران، 1379
    
    زکي، محمد امين، کرد و کردستان، انتشارات آيدين، 1377
    
    سيسيل جي، ادموندز، «کردها، ترک ها، عرب ها» ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات روزبهان، 1367
    
    سنندجي، شکرالله، تحفه ناصري در تاريخ و جغرافياي کردستان، انتشارات اميرکبير، 1366
    
    مردوخ کردستاني، تاريخ کردستان، انتشارات هژار، 1379
    
    مشکور، محمدجواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام تا قرن چهارم، انتشارات اشراقي، 1368
    
    بني سليم، محمد، يزيديه، مشکوه، شماره 67، تابستان 1379
    
    ياسمي، غلامرضا، کرد و پيوستگي نژادي، نشر جامي، 1386
    
    کنيان، درک، کردها و کردستان، ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات نگاه، 1372
    
    کندال، مصطفي نازدار، کردها، ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات روزبهان، 1372
    
    *وکيل دادگستري
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1517 به تاريخ 26/7/86، صفحه 8 (گزارش اجتماعي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5626 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه نداي قلم
متن مطالب شماره 10، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است