|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/7/29: نگاهي به مجموعه شكرانه كار سعيد سلطاني: ۳۰شب سكون و تكرار
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6978
شنبه 29 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3766 29/7/86 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


نگاهي به مجموعه شكرانه كار سعيد سلطاني: ۳۰شب سكون و تكرار


نويسنده: سحر عصر آزاد


    
    مجموعه هاي ماه رمضاني شبكه هاي چهارگانه هر سال به گونه اي نامحسوس شامل تقسيم رويكرد به مضامين مي شوند و در اين ميان سهم شبكه پنج مجموعه اي شده با موضوعي عاطفي و فرامرزي تا اين وجه در تعامل با مفاهيم اوليه موجود در مجموعه به نتيجه اي در خور ماه رمضان بيانجامد .
    سعيد سلطاني با پشتوانه مجموعه پرمخاطب «پس از باران»، مجموعه نه چندان موفق «خانه اي در تاريكي» و مجموعه ناموفق «سال هاي برف و بنفشه» اين بار فيلمنامه اي از محمدهادي كريمي را دستمايه قرار داده است. فيلمنامه نويسي كه هر چند در سينما حرفه اي است ولي وجهه اي به جهت فيلم هاي معتبر ندارد. فيلم هايي چون «دختران انتظار»، «چشمان سياه»، «رستگاري در ۸‎/۲۰ دقيقه» و ... نمونه اي از كارهاي كريمي هستند كه ماندگاري در سينماي ايران و ذهن مخاطب نيافته اند.
    با چنين پشتوانه اي رويكرد كريمي به تلويزيون و آن هم يك مجموعه مناسبتي از جهات مختلف مي توانست جالب توجه باشد. رويكردي كه حداقل برخي از مؤلفه هاي كار در مديوم سينما را با خود به عرصه تلويزيون و مجموعه هاي تلويزيوني بياورد و جذابيت هاي تازه اي براي مخاطب داشته باشد. «شكرانه» از ابتدا يك مجموعه دوگانه ايراني‎/ تاجيكستاني معرفي شد كه بنا به نياز قصه بخش اعظم آن در كشور همسايه مي گذرد و قصه اي خاص و تأثيرگذار و ويژه اين جابه جايي جغرافيايي دارد. بازيگران اين مجموعه هم تركيبي از بازيگران ايراني و تاجيك انتخاب شدند تا مجموعه از حيث مؤلفه هاي مشترك ۲ تمدن فقط وامدار جغرافيا و مكان نباشد و به گونه اي اين نزديكي و تقارن به لايه هاي زيرين مجموعه نفوذ كند. به اين ترتيب بخت مورد توجه قرار گرفتن و تأثيرگذاري «شكرانه» ميان ۴ مجموعه در حال پخش بالابرود.
    با چنين مقدماتي پخش مجموعه آغاز شد و چند قسمت ابتدايي هم نويد ادامه خوشي را مي داد. در اين چند قسمت تلاش شد معرفي لازم و كافي از خانواده رحمان سليم پور ارائه شود. خانواده اي كه در آستانه مراسم سالگرد مادر وضعيت از هم پاشيده اي دارد. پدر قصد ازدواج با پرستار زنش را دارد، دختر و داماد خانواده براي منفعت سرپوش بر خطاهاي پدر مي گذارند و پسري (حامد) كه از راه و رسم گذشته زندگي خود برگشته و اهل مذهب و حلال و حرام شده است.
    شكاف ميان افراد اين خانواده در نخستين قسمت در سكانسي كاركردي مطرح مي شود. سكانسي كه با معرفي شخصيت ها در موقعيت و مكان اهميتي خاص پيدا مي كند : مراسم سالگرد مادر در بهشت زهرا كه پدر و دختر و داماد مراسمي باشكوه براي او تدارك ديده اند. ولي پسر كوچكتر از حضور در مراسم به عنوان ميزبان سرباز مي زند و در مقابل مراسم ساده خود را با كارگران كارگاهش مي گذراند.
    همچنين در اين سكانس كاراكتر پرستاري كه در آستانه ازدواج با پدر است به نوعي در برخورد با جمع معرفي مي شود. واكنش هاي زيرپوستي به حضور او بر سر خاك و نهايتاً تعجيلي كه پدر براي دور نگه داشتنش از چشم فاميل دارد.
    اين سكانس با معرفي موجز كاراكترها و در عين حال باز نكردن همه گره ها و باقي گذاشتن ابهامي كه به تدريج رفع مي شود، جوابگوي بار روايي چند قسمت اول و دراماتيزه كردن اين روند تا پهن شدن تور اصلي قصه است.
    به علاوه در همين چند قسمت ابتدايي به گونه اي تلويحي و ابهام برانگيز از فردي به نام سبحان نام برده مي شود كه با چند تكرار در ذهن مخاطب مي ماند. شخصيتي مربوط به گذشته كه پدر روحيات حامد و بسياري از افسوس هاي زمان حال خود را به كاراكتر سبحان و مسائل مربوط به او نسبت مي دهد. اين كد كمي بعد وقتي كاركرد پيدا مي كند كه مسأله اصلي قصه با سرنوشت عمو سبحان و آنچه پدر در گذشته با او و همسرش كرده گره مي خورد.
    اما آغاز خوب اين مجموعه درست جايي به بن بست مي رسد كه نويسنده و كارگردان چيزي به عنوان توزيع اطلاعات را فراموش كرده اند و جايي كه نبايد همه اطلاعات داستاني كه تا پايان مجموعه را كفايت مي كند، در يك سكانس آن هم در سهل ترين شكل ممكن ارائه مي دهند. آن وقت است كه گره گشايي زودهنگام اندك رشته هاي بافته شده را هم پنبه مي كند.
    همه چيز در سكانسي اتفاق مي افتد كه پدر بر سر گور عمو سبحان براي حامد عقده گشايي مي كند و در واقع به جاي چند قسمت روايت به زبان تصوير، همه اطلاعات را به شيوه اي رو در اختيار مخاطب قرار مي دهد تا لابد هر چه زودتر ماجراي داستاني در تهران به ثباتي خاص برسد و سفر حامد به تاجيكستان و جست وجوي او شكل بگيرد.
    هر چه درباره اهميت به تصوير كشيدن اتفاقات در يك فيلمنامه و همچنين در مذمت گره گشايي به شيوه بيان و كلام شنيده يا خوانده ايد را كنار بگذاريد و در مجموعه «شكرانه» شاهد اين رويكرد سهل انگارانه باشيد كه پدر در يك منولوگ كه گاه به ديالوگ هم بدل مي شود همه گذشته خودش و سبحان و فاطمه همسر او را افشا مي كند و ... همه انگيزه هاي دراماتيك لازم را كه بايد درون قصه تنيده شود دودستي تقديم حامد مي كند تا چمداني را كه براي سفر بي موقع مكه بسته، به مقصد تاجيكستان ببرد.
    مجموعه از جايي كه وارد بخش تاجيكستان مي شود، به شدت افت مي كند. نه فقط به خاطر رخوت و سكون حاكم بر فضاي واقعي شهر دوشنبه، نه فقط به خاطر حضور كم قدرت بازيگر نقش حامد كه در فصل ايران بازي گرم ديگر بازيگران ايراني به نوعي ضعف او را پوشش مي داد، نه فقط به خاطر تركيب نامتناسب بازيگران تاجيك در كنار ۲ بازيگر ايراني، نه فقط به خاطر بازي اغراق شده و ضعيف بازيگران تاجيك كه گويش نامفهوم آنها هم مزيد بر علت مي شود و نه فقط ...
    همه اين نقاط ضعف را در كنار روايت كشدار و كم تعليق فصل تاجيكستان بگذاريد تا به اين نكته برسيد كه چرا تا اين حد همه اتفاق ها كند است و رغبتي براي پيگيري مخاطب ايجاد نمي كند. در چنين موقعيتي است كه مثلاً سهل انگاري بازيگر ايراني در تغيير لهجه، بازي گل درشت بازيگران تاجيك بخصوص بازيگر نقش ناديا (شكرانه) كه از ضعيف ترين بازيگران وطني هم حضوري ضعيف تر دارد و ... بيشتر به چشم مي آيند.
    
    
    اين چنين است كه تكرار اين لهجه هاي نامفهوم بدل به سوهان روح مخاطب مي شود به جاي اينكه اين گويش و فضا و مكان جديد هوايي تازه به كليت مجموعه بدمد. اين چنين است كه به علت خالي بودن دست نويسنده براي پركردن عرض داستاني كه پايان آن محتوم و محض است و كمبود قصه فرعي كه بتواند ۳۰ شب مكمل خط اصلي داستان شده و آن را قوام بخشد، تكرار حرف اول را مي زند و نويسنده چاره اي ندارد جز اين كه كاراكترها را در موقعيتي ساكن نگه دارد بدون آنكه اتفاق خاصي را در پي داشته باشد.
    مانند در حبس نگه داشتن حامد كه با بهانه هاي واهي ادامه پيدا مي كند و فقط شاهد انتقال او از جايي به جاي ديگر هستيم بدون آنكه نتيجه اي در پي داشته باشد و از آن طرف غيبت او توطئه هاي شكل گرفته در ايران و تاجيكستان را شدت مي بخشد، در حالي كه منطق اصل ماجرا زير سؤال است.
    اين چنين است كه نويسنده در خلق خطوط داستاني فرعي براي دراماتيزه كردن بار روايي بخش تاجيكستان دست به خلق ماجراهاي تعقيب و گريز و پيچيده اي زده كه كلاف سر در گم آن گريبان مجموعه را گرفته است.
    چگونه است كه اين توطئه ها و ماجراها هيچ تعليق و غافلگيري وارد قصه نمي كنند و اتفاقات به بي حس و حال ترين شكل ممكن از پس هم مي گذرند؟ از رفت و آمدهاي يك سكانس در ميان به تهران هم نكته خاصي عايد نمي شود جز اينكه سكون حاكم بر فضاي كار در تاجيكستان دامان تهران را هم گرفته و اتفاقات به نحو كسالت باري بر مسير تكرار و سكون مي گذرد.
    در چنين شرايطي است كه وقتي مي بينيم محور اصلي و شعار سازندگان اين مجموعه پرداختن به اهميت حق الناس است، به گونه اي سهل حتي با سير تغيير و تحول كاراكترها برخورد مي شود. مگر نه اين است كه شكل گيري هسته اصلي ماجرا از خوابهاي نابهنگام رحمان و ترس او از مرگ و پايمال شدن حق برادرش و همسر او مي آيد؟
    اما همين وجه كه رحمان خواب رفته را وادار به كنشي نمادين و آشتي با پسر طرد شده و فرستادن او براي پيدا كردن وراث عمو سبحان مي كند، چه روندي در رحمان دارد؟ غير از اين است كه او با وزنه هاي كوچكي چون خواب (كه در پرداخت مجموعه لوث شده)، از پله افتادن و ... به فكر حق الناس مي افتد و در ادامه مجموعه در روندي تخت فقط نظاره گر تحول سست خود است؟ وقتي با هسته اصلي شكل گيري ماجراي كل قصه و در واقع انگيزه هاي حياتي كاراكترها اين گونه برخورد مي شود، نمي توان همچنان به مطرح شدن يك سري مفاهيم اخلاقي و انساني در كار باليد.
    اينجاست كه مي توان در كنار اهميتي كه سازندگان مجموعه بر محور قرار دادن حق الناس يا ضروري بودن بردن داستان به تاجيكستان در مجموعه «شكرانه» قائل هستند، اين نكته مهم را هم يادآور شد كه اين مجموعه از امتيازات اوليه و بالقوه خود كاركردي نه در حد و اندازه هاي لازم بلكه در سطح گرفته و با چنين رويكردي است كه تاجيكستان، جغرافيا، لهجه، بازيگران و ... آن بدل به نقاط ضعفي مي شوند كه نه اهميت پرداختن به حق الناس مي تواند آن را بپوشاند و نه هيچ چيز ديگر.
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3766 به تاريخ 29/7/86، صفحه 17 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 239 بار
    



آثار ديگري از "سحر عصر آزاد"

  «تماشاي اين فيلم ها را از دست ندهيد» / نگاهي به ٦ فيلم كوتاه گروه «هنر و تجربه»
سحر عصر آزاد، اعتماد 18/6/97
مشاهده متن    
  «رجعت موفق به سينماي كمدي» / بررسي ٣٠ سال حضور موثر در سينما
سحر عصر آزاد، اعتماد 14/5/97
مشاهده متن    
  «وضعيت قرمزِ اخلاق اجتماعي»
سحر عصر آزاد، اعتماد 24/4/97
مشاهده متن    
  «يك پرتره جسورانه»
سحر عصر آزاد، اعتماد 17/4/97
مشاهده متن    
  كمدي سياه به سبك فرمان آرا
سحر عصر آزاد، اعتماد 9/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
International Journal of Enteric Pathogens
شماره 4 (پياپي 604)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است