|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد ملي86/8/2: گفت وگو با سعيد فرج پوري نوازنده و آهنگساز؛ گوش مردم با تركيب سازهاي ايراني آشنا نيست
magiran.com  > روزنامه اعتماد ملي >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 996
دوشنبه بيست و ششم مردادماه



خدمات سايت




 
MGID5061
magiran.com > روزنامه اعتماد ملي > شماره 492 2/8/86 > صفحه 8 (هنر) > متن
 
      


گفت وگو با سعيد فرج پوري نوازنده و آهنگساز؛ گوش مردم با تركيب سازهاي ايراني آشنا نيست


نويسنده: سما بابايي

<سعيد فرج پوري> موسيقي را از دوران كودكي آغاز كرده و <حسن كامكار> در سنندج اولين استاد موسيقي او بوده است. او بعد از چند سال يك اركستر خردسالان تشكيل و در آن فعاليت هاي گروهي انجام مي داد تا اينكه در اركستر وزارت فرهنگ و هنر آن زمان شركت و برنامه هاي متعددي را به اجرا درآورد.
    
    
    <فرج پوري> بعد از آن به تهران مهاجرت كرده و وارد گروه شيدا به سرپرستي <محمدرضا لطفي> شد و در كانون فرهنگي - هنري چاووش نيز فعاليت هاي مهمي انجام مي داد. او در ديگر گروه مهمي كه در آن زمان فعاليت مي كرد، يعني <عارف> نيز حضور داشت و همچنين با گروه <پايور> و <آوا> به خوانندگي <محمدرضا شجريان> نيز همكاري مي كرد. اين در حالي است كه او از سال 2000 ميلادي با گروه دستان همكاري خود را آغاز كرده و در كنار آن، سال هاست كه در مراكز گوناگوني چون چاووش، مركز حفظ و اشاعه موسيقي، دانشگاه هنر، هنرستان موسيقي و... نيز تدريس مي كرده است. از جمله آثار او مي توان به آلبوم هاي همنوازي با تنبك به نام هاي تك نوازي كمانچه، كمانچه نوازي براساس نغمه هاي كردي، موسيقي براي گروه سازهاي ملي با نام <ژوان> نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغر كردستاني، شوريده (برنده عنوان شوك موسيقي از مجله موسيقي لوموند و جايزه بهترين موسيقي سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه)، آلبوم غوغاي عشق بازان، درياي بي پايان و كتاب 20 قطعه براي كمانچه اشاره كرد. با او به گفت وگو نشسته ايم.
    
    
    
    
    
    امسال را تا اينجا سال پركاري داشتيد، از اجراهايتان به همراه استاد شجريان در داخل و خارج از كشور و همچنين برنامه هاي دستان، اين فعاليت ها ادامه خواهد داشت؟
    
    
    دقيقا، ما ابتدا يك تور كنسرت به همراه آقاي شجريان و همچنين مجيد درخشاني، محمد فيروزي و همايون شجريان در اروپا داشتيم كه با استقبال بسيار خوبي مواجه شد و بعد از آن هم در تهران به اجراي برنامه پرداختيم كه آلبومي از همين كار با نام <غوغاي عشق بازان> منتشر شد. اين كار با آهنگسازي من است و البته دو تصنيف از كارهاي <شجريان> نيز در آن وجود دارد. به همراه گروه <دستان> در فستيوال موسيقي در مراكش شركت كرديم و اواسط مهرماه نيز به همراه اين گروه در كانادا و آمريكا به اجراي برنامه خواهيم پرداخت. در اين كنسرت بخش هايي از آلبوم <درياي بي پايان> اجرا خواهد شد كه <سالار عقيلي> خوانندگي اين قسمت را به عهده دارد و بخشي از برنامه نيز به صورت موسيقي سازي انجام خواهد شد كه كار آهنگسازي قسمت سازي را <حسين بهروزي نيا> برعهده دارد.
    
    
    اجراي برنامه به همراه گروه دستان در ايران، تجربه موفقي بود. در نظر نداريد كه اين تجربه را بار ديگر تكرار كنيد؟
    
    
    به هر حال مشكلات اجراي برنامه در ايران بسيار زياد است، به خصوص آنكه اعضاي گروه دستان در كشورهاي مختلفي ساكن هستند و اعطاي ديرهنگام مجوزها، برنامه ريزي ها را با مشكل مواجه مي كند. با اين حال احتمالادر سال آينده در تهران به اجراي برنامه خواهيم پرداخت.
    
    
    در كنسرت هاي اخير استاد شجريان كه شما نيز حضور داشتيد، توسط برخي اساتيد پاره اي انتقادات مطرح شد. خودتان از سطح كيفي كار راضي بوديد؟
    
    
    ببينيد، اين نظرات هميشه سليقه اي است. هر برنامه اي كه اجرا مي شود، تعدادي موافق و مخالف دارد، يعني ممكن است عده اي از نظر سليقه اي نتوانند با بافت كار ارتباط برقرار كنند، اما به هر حال نمي توان منكر شد كه آقاي شجريان استاد مسلم آواز ايران است و در هر برنامه اي كه اجرا مي كنند، كارشان را به بهترين نحو ممكن انجام مي دهند. در كنسرت اخير هم همين اتفاق افتاد، به هر حال 45 سال فعاليت مستمر در زمينه آواز ارمغاني براي ايشان به همراه داشته است كه بسيار پرثمر است و نتيجه آن را مي توان در كنسرت هايي كه برگزار مي كنند، مشاهده كرد.
    
    
    فكر نمي كنيد كه اين اجراهاي مستمر همراه با دستان و به تازگي با گروه <آوا>، فعاليت هاي آهنگسازي تان را تحت تاثير قرار داده و كمرنگ كند؟
    
    
    من فكر مي كنم اصولاآهنگسازي، فعاليتي نيست كه به تصميم من و يا هر كس ديگر بستگي داشته باشد. يعني اينطور نيست كه من اراده كنم كه دو هفته بنشينم و قطعه اي بسازم و اين اتفاق بيفتد. آهنگسازي به شدت تحت تاثير حال و هواي خالق اثر است، بنابراين يك موسيقيدان هر اندازه كه بيشتر در جريان كار باشد، مي تواند آثار بيشتري خلق كند تا اينكه خود را محدود و منزوي كند. اجراي برنامه و كنسرت هم هيچ مغايرتي با آهنگسازي ندارد و اتفاقا مي تواند به آن كمك كند.
    
    
    در اين اجراها به نظر مي رسد كه تلاش فراواني براي آشنايي با موسيقي سازي انجام مي دهيد، چقدر به برابري موسيقي سازي و آوازي اعتقاد داريد؟
    
    
    موسيقي سازي ما قابليت هاي بسيار فراواني دارد، اما به دلايل فراوان اين نوع موسيقي هنوز به شكل مستقل آن معنا و مفهوم خود را نيافته است. بنابراين اساتيد موسيقي بايد تلاش فراواني در اين زمينه انجام دهند كه اين نوع موسيقي نيز در ميان مردم پذيرفته شود، مانند اتفاقي كه هم اكنون در تمام دنيا رايج است. البته رسيدن به اين هدف بيش از هر چيز به فعاليت هاي عملي احتياج دارد، اتفاقي كه كمتر مي افتد و تنها محدود به بيان پاره اي اظهارنظرها شده است؛ ضمن آنكه نمي توان اين مساله را ناديده گرفت كه تكنيك و قدرت نوازندگي از اهميت فوق العاده اي در راه رسيدن به اين هدف برخوردار است. يعني اگر تصميم به اجراي موسيقي سازي داريم، بايد بيان خاص خود را داشته باشيم كه اين به تمرين بسيار احتياج دارد. تنها در اين صورت است كه مي توان اميدوار بود كه اين نوع موسيقي جايگاه خود را بيابد. البته گروه <دستان> در اين زمينه اقدامات فراواني را انجام داده است.
    
    
    اما تاريخ موسيقي ايران هميشه با خواننده سالاري همراه بوده است، حتي زماني كه نوازنده هاي بسيار قدرتمندي وجود داشته است؟
    
    
    اقدامات ما تنها به انتشار يك سي دي و يا كاست محدود است كه به طور طبيعي نمي تواند تاثير فراواني روي عامه مردم داشته باشد. در اجراهاي زنده هم وضعيت به همين ترتيب است.
    
    
    در بهترين شكل ممكن در اجراي يك برنامه در طول چندين شب قريب 10 تا 15 هزار نفر از يك برنامه ديدن مي كنند و قطعا اين تعداد كمي است، بلكه بايد يك تريبون عمومي مانند يك رسانه تصويري در اين زمينه اقدام كند. اگر اين امكان وجود داشت، جايگاه موسيقي سازي ما و اصولاموسيقي سنتي ايران مي توانست، در جايگاه بسيار بالاتري از آنچه هم اكنون وجود دارد، قرار گيرد. در تمام كشورهاي غربي يك شبكه تلويزيوني وجود دارد كه به شكل مداوم موسيقي ملي و كلاسيك آنها را پخش مي كند، در حالي كه در ايران اين امكان به هيچ عنوان وجود ندارد. هنوز بعد از گذشت سه دهه از وقوع انقلاب، نمايش ساز در رسانه ملي حل نشده است و هيچ كس هم در اين زمينه جوابگو نيست. به همين خاطر است كه بسياري از مردم و جوانان حتي سازهاي ما را هم نمي شناسند و اين مهم ترين مشكل ماست. گوش مردم هنوز با تركيب سازهاي سنتي ايران آشنا نيست. در اين شرايط چگونه مي توان فعاليت كرد و اميدوار بود كه تاثيرگذار باشد. در اين سال ها موسيقيدانان بزرگي به همراه گروه هايي چون شيدا، عارف، پايور، دستان و... فعاليت هاي مهمي انجام داده اند، اما اين فعاليت ها تا چه اندازه توانسته است تاثيرگذار باشد؟ از طرفي <كلام> هميشه مفهوم تر است و ارتباط برقراركردن با آن ساده تر، در حالي كه بيان سازها حالت انتزاعي دارد و درك آن نياز به شناخت و آشنايي دارد كه تنها در يك سطح فرهنگي بالاامكان پذير است. سازهاي سولو بايد مانند يك بخش آموزشي از تلويزيون پخش شود. از طرفي نمي توان اين مساله را ناديده گرفت كه ما در زمينه ادبيات و شعر ميراث گرانبهايي داريم كه اجراي آن برعهده خواننده است.
    
    
    تاكيد شما در گروه دستان بر اجراي بخش سازي از كجا نشات مي گيرد؟ چرا تاكنون <دستان> علي رغم موفقيت هاي بي شمارش، به يك خواننده ثابت نرسيده است؟
    
    
    سياست موسيقايي دستان اين است كه در هر برنامه، اجرايي متفاوت داشته باشد. يعني ما يك پروژه را اجرا و سپس آن را منتشر مي كنيم و سراغ پروژه اي ديگر مي رويم؛ هر خواننده هم متناسب با يكي از اين سياست ها مي تواند ايفاي نقش كند، چرا كه در هر برنامه رنگ و صداها متفاوت است.
    
    
    شما به همراه گروه دستان سابقه اجراي موسيقي اركسترال با تركيب سازهاي سنتي را داريد، قصد نداريد كه اركستر را گسترش دهيد تا قابليت هاي موسيقي سنتي ايران را بيشتر به جهانيان معرفي كنيد؟
    
    
    اين اقدام انجام پذير است، اما لازمه آن حمايت است. اداره يك گروه 25-20 نفره سازماندهي فراواني مي خواهد و يك حمايت كننده قوي تا به اين گروه خوراك برساند، در حالي كه گروه دستان به شدت مستقل است و تمامي فعاليت هاي آن صرفا با همت خود اعضا انجام مي شود، ضمن آنكه از هرگونه حمايت مالي و معنوي محروم است، در غير اين صورت به طور قطع فعاليت هايي از اين دست را انجام مي داديم؛ الان هم در صورت حمايت نهاد و يا اسپانسري قوي اين پتانسيل در گروه دستان وجود دارد، اما بايد قبول كرد كه اين اقدامات آنها تنها توسط يك گروه امكان پذير نيست.
    
    
    در اين ميان مشكلات سازهاي موسيقي سنتي مثل عدم هماهنگي كوك و... را چگونه مي توان برطرف كرد؟
    
    
    به هر حال اين مشكلات هم وجود دارد و هرچه تعداد سازها بيشتر باشد، مشكلاتي از قبيل هم كوك كردن آنها هم افزايش پيدا مي كند، اما مي شود اين مشكلات را مرتفع و كوك را تا حد قابل قبولي نگه داشت تا باعث آزار گوش نشود. به هر حال سازهاي سنتي ايران را نمي توان با سازهاي اركستر سمفونيك مقايسه كنيم، براي مثال مشكل ترين كوك به سازها پوستي تعلق دارد كه در اركستر سمفونيك فقط سازهاي كوبه اي هستند، اما در موسيقي سنتي ما بسياري از سازها پوستي است و تغيير دما باعث برهم خوردن كوك آنها مي شود.
    
    
    استاد دهلوي راهكارهايي در اين زمينه ارائه دادند. فكر مي كنيد مي شود با اعمال تغييرات جزيي اين معضل را حل كرد؟
    
    
    سازهاي ما با همين ويژگي هايي كه دارد، نشانگر هويت فرهنگي ماست. براي مثال كمانچه شبيه ويولني است كه پوست دارد، حالااگر ما اين پوست را برداشته و به جايش يك صفحه چوبي بگذاريم، ماهيت آن به طور كلي تغيير مي كند. در كنسرت هاي ما ويژگي هاي همين سازهاست كه مورد توجه بسياري از اساتيد موسيقي خارج از كشور قرار مي گيرد. البته اقداماتي براي حل اين مسائل انجام شده است. مثلابرخي اساتيد سازنده ساز ماده اي به پوست مي زنند كه كوكش با تغيير دما، عوض نشود، اما اين تغييرات بايد به شكلي باشد كه ماهيت ساز را مشكل نكند. اين موضوع ربطي هم به تعصبات رايج در موسيقي ما ندارد؛ بلكه مساله اين است كه تغيير ساختار سازها به هويت فرهنگي شان لطمه وارد خواهد كرد.
    
    
    هويت موسيقي ما كه سال هاست مورد آسيب قرار گرفته است و اين مساله ربطي هم به تغيير ساختار سازها نداشته است؟
    
    
    بله، هويت موسيقي ايراني بيش از هر چيز از داخل آسيب ديده است و متاسفانه با توجه به برخي تصميم ها متوليان فرهنگي ضربه هاي شديدي خورده و اگر راهكاري اساسي در اين زمينه اتخاذ نشود، چند سال بعد چيزي از موسيقي ها در نزد فرهنگ عمومي جامعه و توده مردم - از لحاظ فرهنگي و شنيداري - وجود نخواهد داشت و مسيري ديگر شكل مي گيرد. هجوم امواج ماهواره ها و... به طور كلي فرهنگ ما و به خصوص موسيقي را با تهديداتي جدي روبه رو كرده است؛ بنابراين چاره اي جز سرمايه گذاري بيشتر و تبليغات مناسب وجود ندارد. موسيقي ما اگر از داخل حمايت شود، ناخودآگاه در دنيا نيز شناخته مي شود. گروه هايي مثل <دستان> و <آوا> علي رغم تلاش هاي فراواني كه انجام مي دهند، نمي توانند گام هاي چندان بزرگي بردارند، بلكه به حمايت هاي گسترده اي نياز است تا موسيقي ها همرده با موسيقي هند و عرب قرار گيرد.
    
    
    شما اصرار فراواني داريد كه موسيقي سنتي ما در حال حاضر ارتباط ميزاني با عموم مردم ندارد. صرف نظر از مشكلات موجود، چقدر از مشكل را متوجه جنس اين نوع موسيقي مي دانيد؟
    
    
    موسيقي سنتي و كلاسيك ما مثل موسيقي كلاسيك غربي يك موسيقي جدي است و همين برقراري ارتباط عموم مردم با آن را با مشكل مواجه مي كند. در حالي كه موسيقي هاي لايت و پاپ سبك هستند و هر فردي مي تواند با آن ارتباط بگيرد. تصور من اين است كه موسيقي مثل يك زبان است كه ابتدا بايد اصول اوليه آن را شناخت و بعد آن را درك كرد. البته منكر اين مساله نيستم كه موسيقي كلاسيك شنونده كمتري دارد و اين به خودي خود مشكل نيست؛ مساله اينجاست كه جامعه ما دچار نوعي بي هويتي موسيقايي شده است و البته تقصيري هم متوجه آن نيست، چرا كه آموزش هاي لازم به آنها داده نشده است و بايد فعاليت هاي زيادي در اين خصوص انجام شود.
    
    
    آقاي فرج پوري قبول داريد كه برخي از اساتيد هم در اين سال ها با كناركشيدن خود از عرصه در اين زمينه مقصرند؟
    
    
    بعد از انقلاب هم موسيقيدانان بزرگي تلاش كردند و علي رغم همه مشكلات به فعاليت خود ادامه دادند، اما بايد زمينه بهتري براي آنان فراهم كرد. بايد امكان اجراي برنامه هاي زنده و انتشار آثار فراهم شود. وضعيت اقتصادي موسيقي در حال حاضر به گونه اي است كه كمتر كسي حاضر به سرمايه گذاري در آن نيست و اين اقدامات هم از عهده اهالي موسيقي خارج است. البته در تابستان سال جاري با حمايت خانه موسيقي شاهد اتفاقات مهمي در اين زمينه بوديم كه اميدواريم ادامه يابد. به خصوص آنكه علاوه بر اساتيد طراز اول، استعدادهاي جوان فراواني هم وجود دارد، اما آيا مكاني براي بهره برداري از اين استعدادها وجود دارد؟ نهادهاي فرهنگي مثل ارشاد، صدا و سيما و... بايد در اين باره فكري كرده و اقدامي براي آنان انجام دهند كه مهم ترين آن فراهم آوردن شرايط كار براي فارغالتحصيلان رشته موسيقي است.
    
    
    
    گفت وگو با سعيد فرج پوري نوازنده و آهنگساز؛ گوش مردم با تركيب سازهاي ايراني آشنا نيست سما بابايي
    


 روزنامه اعتماد ملي، شماره 492 به تاريخ 2/8/86، صفحه 8 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 483 بار
    



آثار ديگري از "سما بابايي"

  يك اثرِ هنري، يك زندگي / «ايران» از همراهي مبتكرانه هنرمندان حوزه تجسمي با آسيب ديدگان از زلزله كرمانشاه گزارش مي دهد
سما بابايي، ايران 1/9/96
مشاهده متن    
  ستاره هاي سينما كتاب خريدند / شهر كتاب فرشته شلوغ ترين روز خود را گذراند
سما بابايي، اعتماد 30/8/94
مشاهده متن    
  مسعود شعاري: جامعه جوان موسيقي نيازمند حمايت است
سما بابايي، اعتماد 25/8/94
مشاهده متن    
  هنوز خيلي جوانم / گزارش و گفت وگو يي درباره لوريس چكناواريان
سما بابايي، اعتماد 18/8/94
مشاهده متن    
  منيژه حكمت: كارگرداني دغدغه من است / «جاده قديم» كليد مي خورد
سما بابايي، اعتماد 5/8/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پوست و زيبايي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 902)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است