|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/8/3: درباره يك فيلمساز غيرمتعارف: شركت سهامي خاص «وس اندرسون»
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6978
شنبه 29 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3770 3/8/86 > صفحه 18 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


درباره يك فيلمساز غيرمتعارف: شركت سهامي خاص «وس اندرسون»


مترجم: وصال روحاني‎


    وس اندرسون فقط سابقه ساخت ۵ فيلم را در كارنامه اش دارد، اما همين حالايك مانيفست و منشور كاري به نام وي ايجاد شده و يك سبك و روش تخصصي كه دربردارنده ايده هاي اوست، شكل گرفته است.
    از «راش مور»، فيلم موفق سال ۱۹۹۸ وس اندرسون گرفته تا «شركت انحصاري خاص دارجيلينگ» كار جديد وي كه پائيز امسال اكران شده، كارهاي اين سينماگر ۳۸ ساله، جملگي چنان مختص وي و نشانگر ايده ها و تصورات خاص اوست كه به هيچ شكل نمي توان آنها را از وي تفكيك و جدا كرد و ديدن چند فريم از آنها هم كافي است تا پي به وابستگي آن تصاوير به اندرسون ببريد و مطلع و مطمئن شويد كه كار وي است، او بازيگران فيلم هايش را به شكل مطلوب و حساب شده رديف مي كند و در يك رديف منظم مي چيند و ساير اجزاي فيلم هاي او نيز روي حساب و كتاب دقيق است و حتي لباس هايي كه بر تن افراد مي بينيم و يا دكور صحنه ها و هرچيزي كه در محيط ديده مي شود، از يك فكر دقيق نشأت مي گيرد. از يك نگاه فيلم هاي اندرسون نوعي قصه گويي فاقد نشانه هاي غلط براي بينندگان اين آثار است و آدم هاي او در عين بي گناهي گاه در جهاني فاقد اهداف مهم زندگي مي كنند. در مقاطعي از قصه، از زبان آنها شوخي ها و ظرافت هايي را مي شنويم و حس مي كنيم، اما لحظاتي بعد نااميدي آزاردهنده اي از حرف هاي آنان باريدن مي گيرد كه گاه تا حد ماليخوليا نيز به پيش مي رود و حزن، جاي احساسات مثبت را مي گيرد.
    شايد زياده روي اندرسون در توصيف چنان احساسات و ترسيم چنان آدم هايي به حدي رسيده باشد كه بينندگان خسته و دلزده شوند و منتقدان نيز اعلام مخالفت كنند، اما او حاضر نيست تحت هيچ شرايطي ديدگاه هاي خود را كه صداي يك نسل تازه شمرده شده، عوض كند و در عين حال نمي خواهد نظرات و حرف هاي خود را بالاتر از سايرين نيز بشمرد و يا به اين نتيجه برسد كه افكارش به حد كمال رسيده و نيازي به تحقيق و كامل كردن خود و برنامه هايش ندارد. برعكس او آماده است به انتقاد از برنامه هاي خود بپردازد و تلاش براي عيب يابي در كارهايش داشته و همچون يك منتقد باشد.
    «من راجع به اين قضايا بارها انديشيده ام. در اين خصوص كه نه كامل هستم و نه مي توانم كامل باشم، اما مي توانم به گونه اي عمل كنم كه ايرادهايم به حداقل برسد. قدر مسلم اين كه نمي توانم خودم و طرزفكرم را عوض كنم و نبايد هم دست به اين كار بزنم و فقط به اين خاطر كه برخي از مردم كارهايم را نپذيرفته اند و يا يك نفر در روزنامه اش مرا كوبيده است، تمام بنيادهاي كارم را به هم بريزم و وارد جهاني ديگر شوم.»
    يكي از نشانه هاي شناسايي كار اندرسون، حركات اسلوموشني است كه او پيوسته براي گرفتن برخي صحنه هاي موردنظرش برمي گزيند و براي كامل كردن آن از موسيقي هايي استفاده مي كند كه تند و با نشاط و يا به هر شكل آشكار كننده نوع خاصي از نگرش به زندگي هستند. يك صحنه خاص در «راش مور» در اين خصوص گوياي حقايق موجود است. در آن صحنه كاراكتر جيسن شوارتزمن پس از رها كردن يك سري زنبور روي شخصيت بيل موري لبخند شيطنت باري مي زند و در آن لبخند مي توان نگاه ويژه اندرسون را به زندگي به وضوح حس كرد. در آخرين نماي فيلم «تنن بام هاي پرشكوه» نيز كه محصول ۲۰۰۲ بود، اعضاي خانواده به شكلي خاص به سوي آرامگاه روان مي شوند و يك بار ديگر به وضوح مي توان حس كرد كه اندرسون چه چيزي را تعقيب مي كند و چه مسائلي را درسر دارد. در هر دو مورد هم نماي آهسته اي كه اين فيلمساز گرفته و هم روند كند حركت قصه حاكي از پيام رساني ويژه اندرسون است و نوعي نگاه نااميدانه او را به مسائل جاري در زندگي مي توان حس و برداشت كرد.
    اندرسون در دل پائيز ۲۰۰۷ مي گويد: «روند قصه گويي دلخواه من هماني است كه مي بينيد، آن قدر راجع به رويكرد من به تصاوير دور آهسته صحبت شده و از آن انتقاد كرده اند كه خودم گاهي به اين پرسش رسيده ام كه آيا بيش از حد از اين روش در كارم استفاده نكرده ام؟ معمولاً جوابي را بر اين سؤال نيافته ام و برعكس به اين نتيجه رسيده ام كه در مرتبه بعدي از اسلوموشن هاي ديجيتالي استفاده كنم. كافي است اين احساس و مصلحت به من دست بدهد و آن گاه اقدام خواهم كرد.
    فيلم آخر او كه به تازگي در سطح جهان اكران شده، «شركت انحصاري خاص دارجيلينگ» نام دارد و ۳ برادر (با بازي اوون ويلسون، ادريان برادي و شوارتزمن) را مقابل انظار قرار مي دهد. آنها با قطار در سطح هند به سفر مي پردازند و در همان حال تحت تعقيب گروه هاي ناشناخته قرار دارند و حتي «بار» و وسايلي كه با خود حمل مي كنند، چنان سنگين است كه انگار در محاصره و تعقيب آن وسايل نيز قرار دارند! چنين مضموني كه لااقل براي فيلم هاي اندرسون يك نوع نوجويي نيست و به موازات سوژه هاي غيرمتعارف قبلي وي حركت مي كند، يك بار ديگر اشتياق او را براي بازگويي قصه هاي عجيب و آدم هاي غريب تر بيان مي كند و البته او در اين فيلم نيز علايق و كارها و رويكردهاي عجيبش (منجمله اسلوموشن!) را تكرار مي كند و همان ماجراهاي قديمي را با خود و فيلمش دارد.
    ***
    وس اندرسون فرزند دوم خانواده اي از طبقه متوسط است كه همراه با دو برادرش در شهر هوستون واقع در ايالت تگزاس آمريكا بزرگ شد و در محل دانشگاه تگزاس با اوون ويلسون آشنا شد و اگر از ويلسون بپرسيد به شما خواهد گفت كه در نگاه اول از لباس هاي عجيب و غريبي كه اندرسون به تن داشته (شامل شلوارهاي كوتاه و چكمه هاي مخصوص شكار) حيرت كرده است. اندرسون سال ها پس از آن تاريخ هنوز به همان اندازه خاص و غيرعادي لباس مي پوشد و همان اخلاق و رفتار گذشته را دارد و البته شكل و شمايل اش يادآور كاراكترهاي آثار هنري خود او و افرادي است كه در فيلم هايش روبه روي ما قرار مي دهد. اندرسون با موهاي بلند تقريباً قرمزرنگ و صورتي رنگ پريده كه او را شبيه به برادر دوقلوي تيلدا سويينتون (بازيگر زن اسكاتلندي) مي سازد، ظاهري كاملاً متفاوت با ديگران دارد و در اين ميان نبايد فراموش كرد كه سويينتون اصلاً برادري ندارد! او هر چه بوده باشد، با اوون ويلسون دوستي و همكاري نزديكي را تشكيل داد و ۳ فيلم نخست او با سناريوهاي مشترك آنان شكل گرفت. اولي «موشك بطري» نام داشت كه در سال ۱۹۹۶ اكران و به اثر محبوب عوام و يك اثر كالت تبديل شد. دومي «راش مور» بود كه در سطور قبلي به دفعات نامش آمد و سومي نيز «تنن بام هاي پرشكوه» بود كه در عين داشتن تم كمدي بعضي مسائل جدي را بيان مي كرد. «تنن بام ها» آنان را كانديداي اسكار برترين سناريوي سال كرد و اندرسون امروز هم معتقد است كه ادغام احساسات و تفكرات ويژه او و ويلسون سهم و نقش اصلي را در توفيق كارهاي هنري آنان و رسيدن آن به درجات كنوني و موفقيت هاي اخير داشته است و همان استيل و نگرش و طرز نگاه، در فيلم هاي كنوني او نيز هويدا است. اين كه به خواننده هاي اين مطلب يادآور شويم كه اوون ويلسون چند ماه پيش دست به خودكشي زد (ولي زنده ماند) لابد موجب تعجب شان نخواهد شد، زيرا دوست نزديك اندرسون نبايد روحيات چندان متفاوتي با وي داشته باشد، اما اين واقعه تعجب آور هم هست، زيرا ويلسون هم به صورت ظاهر و هم با پيشينه اي كه در سال هاي اخير براي خودش در صنعت سينما به وجود آورده بود و سيماي كاملاً متفاوت و آرتيست وار او، ناظران را كاملاً به اين باور رسانده بود كه ميان او و خالق فيلم «دارجيلينگ» دنيايي تفاوت وجود دارد و اين دو را اصلاً نبايد يكي شمرد.
    اما نكات ديگري وجود دارد كه موجب مي شود خودكشي نافرجام ويلسون غريب تر جلوه كند. او در فيلم «دارجيلينگ» هم بازي كرده است و در اين فيلم او را در حالي مي يابيم كه بر اثر عوارض تلاش براي خودكشي، خودش را كاملاً باندپيچي كرده و صورتش نيز بدرستي مشاهده نمي شود. باز عجيب تر اين كه لوك ويلسون برادر اوون ويلسون نيز در فيلم «تنن بام ها» به قصد خودكشي رگ هاي دستش را مي زند و اينها موجب شده به كرات از اندرسون بپرسند فلسفه اين همه خودكشي در فيلم هاي وي چيست و او صرفاً بگويد: «ترجيح مي دهم بحث در اين خصوص را به سال هاي بعدي واگذار كنم و اكنون نمي توانم حرف نهايي ام را در اين زمينه بزنم.»
    «راش مور» كه از جالب ترين آثار سينماي دهه ۱۹۹۰ محسوب مي شود، كاري بود كه اندرسون را صاحب شهرت در ميان مردم كرد و به قدري توجه برانگيز بود كه حتي مارتين اسكورسيسي معروف به تمجيد از او پرداخت و وي را استعدادي بارز خواند. اسكورسيسي كه علاوه بر شناخته شدن به عنوان يكي از برترين كارگردانان ۳۵ سال اخير جهان يك منتقد برجسته و مدرس ومفسر سينما هم هست در مقاله اي كه به قلم وي در نشريه اسكواير چاپ شد، تا به آن حد در تعريف از اندرسون پيشروي كرد كه او را با ژان رنوار و لئو مك كاري قياس نمود و نوشت: «ما با فيلمسازي طرف هستيم كه به خوبي مي داند چطور شيريني زندگي مردم و روابط ميان آنها و خوشي ها و كارهاي ساده آنان را ترسيم و چنان چيزهايي را خلق و ممكن كند.»
    زماني كه ويلسون براساس شرح و توصيفي كه به دست داديم، تبديل به يك ستاره شد و از اندرسون فاصله گرفت، اين كارگردان، همكاران و شركاي هنري تازه اي را براي خود يافت و در اين راستا فيلم سال ۲۰۰۴ خود با نام عجيب «زندگي دريايي در كنار استيوزيسو» را با مشاركت نوام بامباخ (خالق فيلم The Squid and the whale) ساخت و اينك نيز در حال همكاري با همين هنرمند بر روي فيلم بعدي اش است كه كاري انيميشن به نام «آقاي فاكس فوق العاده» است و در سال ۲۰۰۹ پخش خواهد شد.
    «زندگي دريايي» تنها شكست محسوس تجاري و هنري اندرسون به حساب مي آيد و بدتر آن كه فيلم با ۶۰ ميليون دلار بودجه ساخت، پرهزينه ترين فيلم وي نيز بود. ولي او همين امروز هم افسوس بابت ساخت اين فيلم و مضمون آن به شكلي كه گفتيم ندارد و مي گويد فيلم هماني است كه او مي خواسته است. نظر اندرسون درباره «شركت انحصاري (سهامي) خاص دارجيلينگ» نيز همين است و به اعتقاد او اين فيلم هم بيانگر تجربيات شخص اوست. وي، شوارتزمن و رومن كاپولا(پسر فرانسيس فورد كاپولاي معروف) كه سناريوي فيلم را در كنار يكديگر نوشتند، سفري مشترك در دل هند داشتند و بسياري از آدم ها و صحنه هايي كه در فيلم مي بينيم اتفاقاتي است كه واقعاً براي آنها در آنجا روي داده است و اگر هم چنين نبود، اندرسون تصورات ويژه خودش و انگار يك شركت سهامي خاص را در اين حرفه دارد. او كارگرداني است كه فقط با ايده ها و تصوراتش زندگي مي كند و بسياري از آنها براي ناظران بي طرف و غيروابسته ها به او نيز تماشايي است. مثل ۳ برادري كه در هند چرخ مي زنند و ماجراهاي دارجيلينگ را به ياد يك محصول معروف چاي شرق آسيا به يكي از جالب ترين كارهاي پائيز امسال بدل مي كنند.
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3770 به تاريخ 3/8/86، صفحه 18 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 522 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه معرفت فلسفي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 61)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است