|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/8/17: مروري تحليلي بر آثار تلويزيوني «سعيد سلطاني» / عادت هميشگي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1534 17/8/86 > صفحه 9 (تلويزيون) > متن
 
      


مروري تحليلي بر آثار تلويزيوني «سعيد سلطاني» / عادت هميشگي


نويسنده: مهدي قنبر


    سعيد سلطاني کارگردان توانا و شناخته شده تلويزيون است که معروفيتش را به واسطه سريال موفق «پس از باران» کسب کرده است.
    
    سلطاني فارغ التحصيل سينما از دانشکده هنر است. او مدتي کارمند آموزش و پرورش بود ولي به خاطر فعاليت هاي تلويزيون و کارگرداني اش در سال 1370 از آن کار استعفا داد و به کارگرداني فيلم هاي کوتاه پرداخت.
    
    از آن تاريخ تا کنون او در مقام کارگرداني، نويسندگي و تدوين کارهاي فراواني را براي تلويزيون و شبکه هاي يک، دو و سه انجام داده است.
    
    اولين فعاليت کارگرداني سلطاني با ساخت فيلم داستاني «کوچه هاي محبت» در گروه معارف شبکه يک همراه بود. عمده کارهاي او که در اوايل همکاري اش با تلويزيون انجام داده به سري مجموعه هاي «قصه هاي شب»، «شمارش معکوس»، «به سوي افتخار» و برخي ديگر از کارهاي داستاني بازمي گشت که در سمت هاي مختلفي از جمله تدوين اين آثار حضور داشت.
    
    مجموعه تلويزيوني «ميعاد در سپيده دم» نخستين گام بلند او در عرصه نويسندگي و کارگرداني سريال هاي تلويزيوني بود. اين سريال روايتگر وقايع انقلاب بود. اما از آنجايي که اثر فوق فاقد ساختار هاي درست روايي و داستان پردازانه قوي بود و از آنجايي که متن اثر و ترسيم روابط شخصيت هاي آن بسيار نسبت به درک مخاطب نا مانوس خلق شده بودند سبب شد تا از جاذبه هاي بصري تهي شود و اين مساله دست کارگردان تازه کاري چون سعيد سلطاني را در خلق صحنه هاي تاثير گذار آن بسته بود. همين امر (فيلمنامه) در ضعف بازي بازيگران اين سريال هم نقش بسزايي ايفا کرد.
    
    اما مخاطبان تلويزيوني سعيد سلطاني او را امروز نه به خاطر سريال «ميعاد در سپيده دم» بلکه به خاطر کارگرداني موفق سريال «پس از باران» مي شناسند.
    
    «پس از باران» روايتي انساني از روابط ارباب و رعيتي بود. اين سريال با موضوع قرار دادن زندگي خانواده يک ارباب و حضور دختري با عنوان همسر دوم ارباب، به نمايش شرايط جديد و مخالفت هاي خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنين حضوري مي پرداخت.
    
    سعيد سلطاني برداشت نادرست و غلو آميزي از زمان حال دارد و مناسبات آدم هاي رئالش را به خوبي نمي شناسد. همين موضوع باعث شده در اجراي اين دست از آثار ناموفق عمل کند. به هرحال عدم شناخت و تسلط بر عرصه هاي مختلف مي تواند هر فرد و هنرمندي را دچار اشتباه کند و اثرش را در گرداب ضعف و شکست بيندازد. به عنوان مثال مي توان به سريال شکرانه اشاره کرد که او از زبان فارسي و لهجه و حتي فرهنگ مردم تاجيکستان سود مي برد اما از آنجايي که نسبت به کارکرد هاي اين زبان و فرهنگ که عامل ارتباط مردمان اين کشور و زباني غريب يا حتي نا مانوس با زبان کوچه و بازار مردم کشورمان است نا آشناست نمي تواند به درستي از آن براي جذب بيننده سود بجويد. بي شک اين اتفاق مي توانست در هر کجاي ديگر دنيا يا در هر نقطه ديگر کشورمان رخ دهد زيرا موضوع آن چندان ويژه و خاص نيست، زيرا تاکنون سريال هاي فراواني از جمله سريال «آواي فاخته»، «عطر گل ياس» و بسياري از کارهاي مشابه آن را ديده ايم. پس مردم با اين چنين مضاميني آشنا هستند. از اين رو او به سراغ کشور تاجيکستان مي رود تا از فضا و فرهنگ و روابط آنها عامل جذابيت را در کارش تقويت کند اما بدون در نظر گرفتن اين مساله که هر ويژگي و عامل جذابيت اگر بدون شناخت و تعمق صورت گيرد نتيجه عکس مي دهد. اين مساله يي است که در پاره يي از کارهاي او ديده مي شود. اما او با علم به اين نکته، در خلق داستان هاي رئال و روابط روز مردمان حال حاضرش دست به آزمون و خطا مي زند. به عنوان نمونه مي توان به سريال «جواني» اشاره کرد که پس از موفقيت سريال«پس از باران» به سراغ آن رفت. البته گفته مي شد که سلطاني به ناچار توليد سريال «جواني» را برعهده گرفته است. مجموعه يي که به زعم بسياري از منتقدان به عنوان اثري نازل در ميان کارهاي او قرار مي گرفت.
    
    مجموعه «جواني» مي کوشيد به مناسبات خانوادگي و روابط پدري با فرزندانش پس از فوت مادر خانواده بپردازد. داستاني که به جهت ضعف مفرط فيلمنامه و عدم کشش، داستان پردازي و فقدان اوج و فرودهاي مورد نياز يک درام کار گرداني مانند سعيد سلطاني را که سابقه موفقي در ساخت سريال هايي از اين دست را نداشته در خلق اثري خوب ناکام گذاشت. سلطاني با وجود شکست در جذب اقبال عمومي که در ساخت اين مجموعه داشت به سراغ مجموعه ديگري در ژانر «وحشت» رفت. اين مجموعه به نويسندگي و کارگرداني سعيد سلطاني به روايت مصائب دختري ايلياتي در خانه پر رمز و راز يکي از شاهزادگان قاجار مي پرداخت. اين سريال اگرچه همانند ديگر آثار او از يک ريتم کند در روايت داستانش برخوردار است اما اين ريتم در فضاي مرموز و داستان پر رمز و راز و خلق لحظات ترسناک بسيار با او و داستان سريالش همخواني داشت. روايت، نقل و خلق صحنه ها و سکانس هاي طولاني يکي از ويژگي ها، شگرد ها و شايد بهتر بگوييم عادات فيلمسازي سعيد سلطاني است. اين عادات زماني که در داستان و فضا هاي مناسب رخ مي دهد اثرش را با اقبال عمومي مواجه مي کند و در سريال هاي ديگري چون «سال هاي برف و بنفشه»، «جواني» و برخي ديگر از اين دست آثار به ضعف بزرگ کارهايش بدل مي شود.
    
    فضاي ذهني سعيد سلطاني در خلق آثار تاريخ معاصري است که تنها به لحاظ زماني و مکاني به يک قالب زماني تاريخ بازمي گردد. به عبارت ديگر او افراد و شخصيت هايش را در يک تاريخ خاص فرض مي کند و وقايعي را که ممکن است در زمان ديگري اتفاق افتاده باشند را در آن زمان و مقتضياتي کلي که از آن زمان در ذهن خود دارد وارد مي کند. از اين رو در اين جنس کار هم موفق بوده. در واقع عموم کارهاي موفق سعيد سلطاني به چنين فضا ها و خصوصياتي باز مي گردد: کارهايي مانند «پس از باران»، «خانه يي در تاريکي». در واقع در اين کارها او هيچ گاه درگير پايداري به تاريخ و وقايع آن نمي شود و چون از اين نگراني در آرامش است، پس به وجوه ديگر کار مي پردازد.
    
    اما زماني که به سراغ ساخت سريالي تاريخ معاصري مي رفت بايد مي کوشيد به اصل وقايع و زمان و چگونگي آنها وفادار بما ند، اما او نتوانست به خوبي از عهده روايت دلخواه و اجراي شگرد ويژه اش برآيد.
    
    سعيد سلطاني پس از کسب تجربه در ساخت برخي از سريال هاي تاريخ معاصري يا کارهايي که وقايع آنها در زمان حال روي مي داد و کارهاي تاريخي که در دل آنها داستان با يک فلاش بک يا فلاش فوروارد به روايت وقايع حال و فضاهاي ژانر هاي پليسي جنايي يا وحشت مي پرداخت، کوشيد در اثري خاص به شکل مستقل به سراغ سريالي پليسي برود. از اين رو سريال «لبه تاريکي» را ساخت. اين سريال داستان قاچاقچي ميانسالي به نام «نادر» را روايت مي کرد که برحسب تصادف به دختر جوان يکي از دوستانش به نام «ناصر» علاقه مند مي شود و...
    
    متاسفانه سعيد سلطاني، که پيش از اين تجربه روايت چند داستان کوتاه پليسي، جنايي و معمايي را در دل وقايع سريال هايش به انجام رسانده بود، در ساخت اثري که داستان آن به شکل مستقل در اين فضا مي گذشت ناموفق شد. سريال «لبه تاريکي» با وجود خلق صحنه هاي حسي، اوج و فرود ها و ايجاد پاساژ هاي حسي ميان بازيگران اصلي کار مانند نادر (دانيال حکيمي)، ناصر (رضا خندان)، همسر نادر (رويا تيموريان )، و مريم (يکتا ناصر) و امير (پژمان بازغي) با نوعي سردرگمي مواجه بود که شايد نشان از عدم تطابق حس بازيگران در لحظات حسي و پليسي آن بوده باشد زيرا کارگردان اثر در شرايط مختلف يکي را فداي ديگري مي کرد و در نهايت هم اثر فوق در خلق هر دو صحنه ناموفق مي ماند. البته اين مشکلي است که بسياري از سريال هاي پليسي ما با آن روبه رو هستند اما کارگردانان اين آثار در مواقعي بر اساس تجربيات شخصي مي کوشند به يکي از بخش هاي کارشان بهاي بيشتر دهند تا اگر ضعفي در کار ايجاد شود تنها در يکي از روايات و بخش هاي آن باشد. از اين رو عموماً در اين بخش روابط عاطفي و خانوادگي کارشان را در حاشيه وقايع قرار مي دهند. اما در سريال لبه تاريکي روابط عاطفي ميان نادر و همسرش، مريم و امير و همچنين پدر و اعضاي خانواده اش به همان اندازه که اثبات قاچاقچي بودن نادر اهميت داشت، مهم بود. اين تاکيد بر تمام وجوه کار، سلطاني را در جذب مخاطب سريال «لبه تاريکي» ناکام گذاشت.
    
    سريال «سال هاي برف و بنفشه» ديگر مجموعه يي است که از او هر هفته شاهد پخش آن هستيم. در اين سريال که روايتگر داستان تاريخي مناسبتي است، ماجراي قيام 15 خرداد سال 1342 روايت مي شود اما در آن مي توان رد پايي از شخصيت هاي آشناي سريال «پس از باران» را يافت. شخصيت هاي منفي و آنتاگونيست اثر از جمله نماينده نظام حکومتي آن زمان که مسببين در جريان قيام مردم بودند از جمله تيمسار بازنشسته و فرمانده پادگان ورامين است که به راحتي مي توان دو شخصيت «فرخ» و «غلام» راجايگزين آن کرد يا زني که ناخواسته وارد بازي قدرت مي شود (لاله اسکندري) که در سريال «پس از باران» مي توان آن را در قالب شخصيت «شهربانو» ديد. اما خلق داستاني حقيقي در دل داستان و وقايع تاريخ معاصر کشور با الگوي تجربه شده «پس از باران» به تنهايي نمي توانست موفقيت اثر پيشين او را تکرار کند .
    
    ريتم کند اثر، عدم آشنايي با فضا و فرهنگ مردم خطه ورامين، استفاده از برخي بازيگراني که در خلق شخصيت هايشان ناتوان بودند، آشنايي مخاطب نسبت به وقايع اين سال، ويژگي اين اتفاق به عنوان حماسه يي ملي و عدم رعايت اين موضوع و عدم رعايت حجم اين قيام در قاب تصوير که عامل اصلي آن هم عدم امکانات و فضاهاي لازم و نزديک به فضاي شهر ورامين آن سال ها بود همگي از جمله ضعف هاي اين سريال محسوب مي شود.
    
    عادت هميشگي سعيد سلطاني در ريتم، اگر لازمه شروع سريال مذکور بود، اما در ادامه و بخصوص لحظات مهم و اثرگذار بايد اين ريتم متناسب با حال و هواي داستان تغيير مي کرد ولي در ادامه شاهد چنين اتفاقي در ادامه کار نبوديم.
    
    «شکرانه» دومين سريال مناسبتي سعيد سلطاني پس از سريال «رسم عاشقي» بود که در ماه رمضان سال 1383 شاهد پخش آن بوديم. سريالي که در آن سال ها نيز اولين سريال مناسبتي و تاريخي در ماه رمضان به شمار مي آمد. موضوع اين سريال هم به ماجراي گندم در سال 1320 بازمي گشت. او ماجراي يک شخصيت جاهل را در جريانات آن سال ها فرض و روايت مي کرد. اما داستان دومين سريال سعيد سلطاني در ماه رمضان امسال از گونه يي ديگر بود.
    
    شکرانه روايتگر موضوعي است که تاکنون در ايران دستمايه بسياري از فيلم ها، سريال ها و داستان ها قرار گرفته است. از اين رو مي توان گفت که اگر قرار باشد سريالي با چنين سازوکار و آشنايي ضمني مخاطبانش موفق عمل کند، بايد به لحاظ محتوا، ساختار هاي روايي داستان يا پرداخت آن، شخصيت پردازي، اوج و فرود، و گاه آغاز و پايانش تفاوت هايي در آن ايجاد شود. اتفاقي که در سريال «شکرانه» تا حدود زيادي سعي شده به آن جامه عمل پوشانده شود. اما در ادامه شاهد آن بوديم که نحوه شکل گيري وقايع يا اصطلاحاً چفت و بست هاي داستان براي مخاطبان آن چندان دور از ذهن نبود و در بسياري از موارد اين روند قابل پيش بيني بود. سعيد سلطاني در خلق داستان هاي معمايي بسيار موفق است. داستان هاي روايي او اگر در يک داستان کليشه يي و تاريخي که ماجراهاي آن براي مخاطب مطرح نشود قرار گيرد قادر خواهد بود بيننده را با خود همراه کند. داستان سريال «پس از باران» و «خانه يي در تاريکي» دونمونه بسيار خوب از اين گونه کارهاي موفق او در خلق داستان هاي پراوج و فرود است. از اين رو او بايد به سمت روايت داستان هاي مستقل حرکت کند و از تبحر داستان پردازي خود به خوبي استفاده کند تا همواره از اين کارگردان نام آشناي تلويزيون شاهد کارهاي موفقي که به آن اشاره شد باشيم.
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1534 به تاريخ 17/8/86، صفحه 9 (تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 6298 بار
    



آثار ديگري از "مهدي قنبر "

  سال هاي موشک باران
مهدي قنبر، ايران 1/9/90
مشاهده متن    
  فراموشي فلسفه وجودي
مهدي قنبر، ايران 21/8/90
مشاهده متن    
  قايع نگاري «سقوط يك فرشته» / روايتي كه در نقطه شروع مانده است
مهدي قنبر، اعتماد 3/6/90
مشاهده متن    
  روح سرگردان تماشاچي / چندالگوي مشخص در ساخت سريال هاي مناسبتي ماه رمضاني
مهدي قنبر، اعتماد 27/5/90
مشاهده متن    
  نگاهي تحليلي به آثار مرضيه برومند، كارگردان سينما و تلويزيون به انگيزه بازي در سريال «نشاني» /تنها نشاني براي حضور دائم
مهدي قنبر، اعتماد 20/1/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه برزگر
متن مطالب شماره 1140، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است