ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه اعتماد ملي86/8/19: سهم سرانه آموزش محيط زيست در كشور فقط 30 ريال است؛ خرس را بعد از شليك گلوله با تبر كشتند
magiran.com  > روزنامه اعتماد ملي >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 996
دوشنبه بيست و ششم مردادماه



تبليغات




 
MGID5061
magiran.com > روزنامه اعتماد ملي > شماره 505 19/8/86 > صفحه 7 (محيط زيست) > متن
 
      


سهم سرانه آموزش محيط زيست در كشور فقط 30 ريال است؛ خرس را بعد از شليك گلوله با تبر كشتند


نويسنده: مژگان جمشيدي


    حيات وحش ايران طي چند ماه اخير تراژدي هاي تلخي را پشت سر گذاشت، شكار دو قلاده پلنگ در استان لرستان، كشتار يك قلاده پلنگ ديگر در اردبيل، مرگ بيش از 2000 جوجه فلامينگو در درياچه بختگان در استان فارس، مرگ و مير گروهي بيش از 150 دلفين در آب هاي درياي عمان در يك ماه اخير و بالاخره كشتار يك قلاده خرس در استان گلستان و اين، همه ضرب و جرح وارده به حيات وحش ايران نيست كه اگر به اين شمار، تلفات ناشي از آلودگي آب هاي جاري در جنوب و مرگ ومير مرجان هاي كيش و ناي بند، مرگ و مير لاك پشت ها در اثر طوفان گونو و شمار روزافزون شكار و صيد بي رويه توسط شكارچيان مجاز و غيرمجاز را هم اضافه كنيم آنوقت مي توان چشم اندازي تاريك را براي ميراث طبيعي اين سرزمين تجسم كرد.
    
    
    هر چند علت برخي از اين رخدادها، ناشي از زياده خواهي برخي افراد و آلودگي هاي زيست محيطي است اما صرف نظر از اين عوامل، مسائل مهم ديگري همچون فقدان آموزش عمومي محيط زيست در جامعه ريشه بسياري از اين اتفاقات و تشديد آنها بوده است. به طوري كه اگر مردم اهالي كوه مبارك در جاسك پيش تر آموزش ديده بودند و ديد مثبتي نسبت به جانوران آبزي پيرامون خود داشتند خيلي زودتر از اين مسوولان محلي را در جريان مرگ و مير مشكوك دلفين ها و نهنگ ها قرار مي دادند. نمونه اين امر رخداد ديگري است كه هفته گذشته در استان گلستان صورت گرفت. لاشه يك خرس در نخستين ساعات روز جمعه هفته گذشته توسط ماموران محيط زيست در منطقه شكار ممنوع نيشاك در حوالي روستاي]...[ در مينودشت يافت شد. در ابتدا تصور مي شود چون لاشه خرس در كنار جاده قرار داشته شايد حيوان در اثر تصادف با يك خودروي عبوري جان باخته است اما محيط بانان با مشاهده دست و پاي قطع شده خرس احتمال اين موضوع را ناچيز پنداشتند. بدين ترتيب لاشه خرس همان صبح روز جمعه به اداره كل محيط زيست گلستان در گرگان منتقل شد و كارشناسان اداره بعد از انجام كالبدشكافي دريافتند كه خرس ابتدا درحالت فرار و دور شدن بوده كه ناگهان از پشت سر هدف اصابت گلوله شكارچيان ناشناس قرار گرفته و بعضي از اجزاي حيوان نيز به خاطر سوءاستفاده هاي شخصي و برخي اعتقادات خرافي برداشته شده به طوري كه دست ها و پا هاي حيوان از ناحيه مچ قطع شده بود.
    
    
    جهانشاهي، معاون اداره كل محيط زيست گلستان در اين باره به اعتماد ملي گفت: ضرباتي هم روي سر خرس يعني جمجمه وارد شده بود كه نشان مي داد ناشي از برخورد ضربات متعدد تبر به سر و صورت بوده و به نظر مي رسيد يك نفر اين كار را انجام نداده بلكه عده اي از مردم ناآگاه در ضرب و جرح حيوان نقش داشته اند. به گفته او هر چهار دست و پاي اين خرس (بعد از اينكه در اثر شليك گلوله شكارچيان و ضربات تبر تلف مي شود) با ضربات تبر از ناحيه مچ قطع مي شود. متخلفان حتي به دندان هاي حيوان هم رحم نكرده و با وارد آوردن ضربات پي درپي دندان هاي نيش خرس را بيرون كشيده اند.
    
    
    حال اين سوال مطرح است كه ضاربان با چه انگيزه اي اقدام به ضرب و جرح اين خرس كرده اند و سپس لاشه را به حال خود رها كرده اند!
    
    
    اين خرس قهوه اي كه جزو گونه هاي حمايت شده ايران است درست به همان شكلي كشته شد كه سال هاست حيات وحش ايران به همين شكل مورد هجوم افراد ناآگاه قرار مي گيرد. تاريخ حيات وحش ايران به همان اندازه كه خاطرات تلخ كشتار يوزپلنگ ها را در حافظه خود به ثبت رسانده شاهد سلاخي و كشتار وحشيانه ساير گونه هاي جانوري است كه نه به جرم حمله به مردم، بلكه تنها به جرم ديده شدن و به جرم زيستن به بدترين شكل ممكن هدف حمله قرار گرفته اند و اين همه هشداري جدي است به مسوولان فرهنگي و زيست محيطي كشور. هشدار به مسوولان زيست محيطي كه تنها از روي ضعف آگاهي مردم مي بايست شاهد از بين رفتن گونه هاي جانوري باشند و هشدار به مسوولان فرهنگي و انتظامي كشور كه اگر امروز فردي يا افرادي مي توانند به راحتي حيوانات را زجركش كرده و يا زنده زنده در آتش بسوزانند و يا تكه تكه كنند به همين راحتي مي توانند جان يك انسان را هم بگيرند. تنها مروري به سوابق قبل از ارتكاب جرم در بسياري از قاتلان حرفه اي كشور اين موضوع را تاييد مي كند كه نمونه اخير آن در مورد يكي از قاتلان حرفه اي كودك معروف به <بيجه> ديده شد، فردي كه قبل از ارتكاب به قتل بيش از 20 كودك در تهران و ورامين، سگ هاي زيادي را به گفته خودش زنده به گور و كشته بود! شايد بررسي موشكافانه اين موضوع در پرونده هاي قضايي و تامل بيشتر روانشناسان و آسيب شناسي موضوع بتواند اين موضوع را به اثبات برساند.
    
    
    حال براي نمونه بد نيست مروري داشته باشيم به كشتار وحشيانه گونه هاي جانوري حمايت شده در ايران در 6 سال اخير، آن هم در شرايطي كه در بسياري از كشورهاي جهان و حتي كشورهاي آفريقايي حتي نمونه اي از اين برخوردها هم ديده نشده و گويا چنين رفتارهايي فقط خاص ايرانيان است! البته نبايد اين نكته مهم را از ذهن دور ساخت كه ضعف قوانين حمايتي هم يكي از عمده ترين دلايل برخورد حيوان آزاري و كشتار گونه هاي جانوري در كشور است. اصولاهركجا كه در بخش قوانين با كمبودها و كاستي هايي مواجه بوديم بروز فاجعه هم كم نبوده، ضعف قوانين حمايتي در بحث حقوق كودك نيز نمونه اي از اين دست كمبودها است. در كانادا به قدري قوانين حمايت از حيوانات پيشرفته، كارآمد و به روز است كه كمتر كسي جرات كشتن خرس هاي گريزلي و يا گوزن هاي شمالي را كه عمدتا به مناطق شهري پناهنده مي شوند، به خود مي دهد. به طوري كه چند سال قبل زماني كه يكي از ساكنان شهر ونكوور در يك سانحه رانندگي به يك توله خرس برخورد كرد از ترس مجازات و اينكه احتمال مي داد فردي او را در جاده ديده باشد حتي خودروي خود را رها كرد. خرس با كمك انجمن حمايت از حيوانات ونكوور از مرگ نجات يافت و چند روز بعد ضارب شناسايي و دستگير شد و چون حيوان تنها مجروح شده بود به پرداخت 50 هزار دلار جريمه محكوم شد.
    
    
    اما در ايران، در منطقه اي از گيلان سال 1383 مردم محلي يك خرس قهوه اي را كه از فرط گرسنگي و سرما به محله گوراب سر و كردمحله در شهرستان فومن آمده بود با شليك هاي متعدد مجروح و زخمي كردند و سپس حيوان را با ضربات چاقو و تبر و در حالي كه هنوز زنده بود از پا درآوردند. ماموران محيط زيست زماني به محل حادثه رسيدند كه مردم محلي در نهايت ناباوري حتي گوشت حيوان را هم برده و تنها پوست را برجا گذاشته بودند!
    
    
    در سال 1382 در چالوس، يك توله پلنگ تنها به جرم ديده شدن در اطراف شهر مورد هجوم قرار گرفت و كشته شد. از اين توله پلنگ، دست و پاهاي جدا شده و سر جدا شده از بدن باقي ماند. در همين سال در سوادكوه مازندران يك ماده گرگ را در نزديكي يك روستا با تبر زجركش كردند و سپس زنده زنده به آتش كشيدند. اين قبيل حملات به حيات وحش ايران هر ساله رو به افزايش است و تهيه يك فهرست موضوعي از آن به طوماري عريض و طويل ختم مي شود كه در اين ميان ذكر همه اين موارد امكان پذير نيست، اما نكته مهم در اين ميان، جاي خالي آموزش محيط زيست است. در شرايطي كه متوليان محيط زيست خود مي بايست به عنوان الگويي مناسب از رفتار با حيوانات جلوه گر باشند اما خود خرس بيچاره را در ميانه حياط دانشگاه تبريز با شليك گلوله از پا در مي آورند و يا گرازهاي گرسنه را در خلخال، با ضرب گلوله مي كشند و يا با خودرو زير مي گيرند به نحوي كه با اين قبيل اقدامات حتي بعضا مردم را به اعتراض وامي دارند بنابراين شرايط براي آموزش محيط زيست سخت تر و عرصه براي حيات وحش ايران تنگ تر مي شود.
    
    
    اگر از آن زمان كه اهالي كردكوي در استان گلستان به يك گوزن باردار كه از داخل جنگل به حاشيه شهر آمده بود، حمله ور شدند و با وارد كردن ضربات چاقو بر شكم حيوان، هم گوزن و هم جنين نارس اش را كشتند و تا به امروز كه به شمار پرنده هاي شكاري بال و پر شكسته و مضروب و ساير گونه ها در اين استان افزوده مي شود كاري براي آگاه سازي افكار عمومي نسبت به حيات وحش ارزشمند سرزمين گلستان صورت گرفته بود، امروز چنين رفتاري با يك خرس بيچاره صورت نمي گرفت.اي كاش در اين ميان مسوولان استان گلستان هم به جاي آنكه هيزم به آتش پتروشيمي گلستان بريزند، قدري از اين انديشه بيرون مي آمدند و به سرمايه هاي طبيعي كه در نتيجه عدم آگاهي مردم و مسوولان مفت و ارزان از دست مي دهند مي انديشيدند. به پارك ملي گلستان كه همه ساله در اثر تردد خودروهاي عبوري جان ده ها جانور كمياب را مي گيرد، در حالي كه اين پارك مي توانست مانند بسياري از پارك هاي ملي جهان همچون يلوستون آمريكا و نايروبي و سرنگتي كنيا و... هزاران دلار به ارمغان بياورد. بي آنكه آبي از آبي تالاب را آلوده كند يا هوايي از گلستان دودآلود شود. پارك ملي گلستان، جنگل هاي تخت مينودشت، علي آباد، راميان و... سرمايه هايي هستند كه در آتش ناآگاهي مي سوزند. اينها ميراث ارزشمندي هستند كه گرفتار اقتصادي شدند كه مبناي آن فقط نفت، پتروشيمي، فولاد و سيمان است.
    
    
    و اي كاش در اين ميان سهم ناچيز بودجه آموزش محيط زيست كشور از نفتي كه به قيمت 92 دلار به فروش مي رسد مشخص مي شد تا امروز در نهايت بدبختي سهم سرانه آموزش محيط كشور تنها سي ريال نباشد.
    
    
    
    سهم سرانه آموزش محيط زيست در كشور فقط 30 ريال است؛ خرس را بعد از شليك گلوله با تبر كشتند مژگان جمشيدي
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 171 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه طب نظامي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 44)، تابستان 1389را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1389-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.