|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/9/8: درباره «هنريك ايبسن» نمايشنامه نويس: آينه اي براي جامعه نروژ
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7000
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3799 8/9/86 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


درباره «هنريك ايبسن» نمايشنامه نويس: آينه اي براي جامعه نروژ


نويسنده: محبوبه منتظري

برخي نام ها در عرصه تئاتر هيچگاه كهنه نمي شوندو مرور چندباره آنها خالي از لطف نيست . هنريك ايبسن يكي از آنهاست. هنريك يوهان ايبسن نمايشنامه نويسي زبردست و عصيانگر كه در قريه كوچك و روستايي در دورافتاده ترين نقاط شمال اروپا ديده به جهان گشود. نروژ كشوري كوچك مملو از سرما و زمستان هاي طولاني. كشوري كه مي توان در گوشه گوشه آن غريو و فرياد وايكينگ هاي جسور و شورشي را ديد يا شاهد شيطنت هاي جن ها و پريان بود.
    ايبسن نيز به مانند بسياري از اسلاف خود با رنج و سختي بيگانه نبود. او كه در خانواده بازرگاني ورشكسته ومالباخته به دنيا آمد از كودكي طعم تلخ فقر را چشيد و تا آخر عمر نتوانست از زير سايه سياه روزهاي سخت زندگي اش رهايي يابد. خانواده ايبسن به پيروي از نهضت ديني لامرس هنر و صنعت را حقير مي شمردند و اين نيز به همراه ترك خانواده در ۱۶ سالگي براي تأمين معاش عاملي شد تا ايبسن را براي هميشه از آنان جدا كند. ايبسن جوان براي گذران زندگي به قصبه كوچكي به نام گريمستاد رفت تا در داروخانه اي پادويي كند با اين آرزو كه روزي به دانشكده پزشكي راه يابد و در منصب يك جراح به خدمت مشغول شود. آرزويي كه چند سال بعد محقق شد اما فقر بار ديگر چهره كريه خود را نماياند و او را وادار به ترك تحصيل كرد. ميل به كسب اعتبار، مطالعات فراوان، تحقير و شكست، تأثيرگرفتن از عقايد سياسي رايج وطن پرستي و الهام از فيلسوفان اگزيستانسياليست بنامي چون كي يركه گور اين جوان كم رو را بدل به وطن پرستي عصيانگر و شورشي كرد. ايبسن در اين دوران دست به انتشار نخستين اثر خود زد. منظومه اي تاريخي به نام كاتيلينيا. پس از مدتي باعنوان مسئول بخش سياسي درنشريه اي كم تيراژ و مخالف خوان مشغول كار شد.
    هنر تئاتر در نروژ ريشه اي ندارد پس ايبسن نوپا برآن مي شود تا با نگارش تعدادي نمايشنامه دراين وادي براي خود آبرويي فراهم كند. آثار اوليه ايبسن هر چند قابل مقايسه با شاهكارهاي دوران هنري اش نيستند اما به لحاظ برخورداري از دستمايه هايي با ارزش قابل تعمق اند. زنگ به صدا در مي آيد و نخستين دوران هنري ايبسن آغاز مي شود.
    هنريك ايبسن نيز به تأثير از بزرگان ادبيات از ريشه هايش شروع مي كند. درام هايي منظوم و رمانتيك درباره گذشته اسكانديناوي . خانم اينگر اهل اشترات، وايكينگ هاي هل گلاند و مدعيان تاج و تخت از جمله آثار سبك رمانتيسم ايبسن اند.
    درام هايي تاريخي. درام هايي آميخته به طنز و طعن مكتب رمانتيسم و در فرم هاي گوته و شيلر و بايرون.
    پس از ناديده گرفته شدن مدعيان تاج و تخت كه به حق اثري قابل تأمل است نويسنده آزرده ترك ديار كرد و تن به تبعيدي خودخواسته داد. ۲۷ سال دوري از وطن كه با سال هاي زندگي در ايتاليا و آلمان گذشت و جز دوره هايي كوتاه مدت از نروژ دوري گزيد. هرچند بايد به اين نكته اذعان داشت كه ايبسن با وجود دوري كردن از مردمش هيچ گاه نتوانست قلب خود را از نروژ جدا كند و اين جدايي به شهادت شاهكارهايي كه در غربت آفريد، تنها به دركي جامع تر از سرزمين مادري اش ختم شد. ايبسن به واسطه دوري از موطنش توانست بينشي عميق نسبت به مردمش بيابد. مقايسه فرهنگي و در جريان دلمشغولي هاي ديگر ملل قرار گرفتن به نمايشنامه هاي او عمق بيشتري داد و اين را مي توان در نخستين تأليفاتش در اين برهه به چشم ديد.
    قدرت درام نويسي ايبسن در پرداخت درست روابط است و مضامين آثارش آنقدر ملموسند كه با گذشت صدسال از مرگش هنوز برايمان آشناو تازه مي نمايند. ايبسن از ديوار غيرقابل عبور خرافه و سنت و عادت مي گذرد و ما را نيز با خود مي كشاند چنان كه در پايان مي بينيم نمي توانيم به آنچه در پس پرده مي گذرد بي تفاوت باشيم.
    و اينك خانه عروسك. جنجال ها به راه مي افتد نجواها به فرياد و فريادها به نعره بدل مي شود.ديگر نمي شود بي طرفي را حفظ كرد. درهر كوچه و پستويي صحبت از خانه عروسك است. طوري كه بر متن كارت هاي دعوت ميهماني ها ا ين عبارت حك مي شود: لطفاً از صحبت در مورد خانه عروسك خودداري كنيد! اروپا تكان مي خورد نام ايبسن بيش از پيش بر زبان ها مي افتد. داستان ساده است زني براي نجات شوهر دست به تقلب و جعل سند مي زند با اين يقين كه اگر روزي شوهرش حقيقت را در يابد از او حمايت مي كند. راز برملامي شود و مرد زن را محكوم مي كند. زماني كه مشكلات حل شد مرد تصميم مي گيرد همسرش را ببخشد اما همسر كه تازه فهميده در تمامي اين سال ها با او چون عروسكي بي اراده رفتار شده شوهر را ترك مي كند تا به جست وجوي خويشتن فراموش شده اش برود.
    اما با همه مخالف خواني ها خانه عروسك طرفداران جان بركفي هم داشت. مخالفت با خانه عروسك هرچند بسيار باجوش و خروش همراه بود اما ايبسن هم ديگر در مقابل ناديده گرفته شدن آبديده شده بود پس صبورانه انتقادها را فرو خورد و دست به كار نوشتن اثري ديگر شد. ارواح شاهكار جنجالي ديگري بود كه در پي آمد و مخالفين را بار ديگر به آتش كشيد. در ارواح اين خانم آلوينگ است كه در دايره سنن خانوادگي گرفتار شده . او برخلاف نورا مي ماند و ديوانه شدن تنها پسرش رانظاره مي كند. پسري كه بيماري را از پدر ظاهر صلاح منحرف خود به ارث برده است. پيام ايبسن روشن و واضح به گوش مي رسد. اين نتيجه اطاعت از سنت هاي پوسيده و خودگذشتگي هاي حقارت بار است.
    مخالفت با اشباح ديگر نمايشنامه ايبسن و تحريم آن آنقدر وسيع و پردامنه شد كه ايبسن با همه عادتي كه به اين نوع واكنش ها داشت نتوانست سكوت كند و يك سال در دفاع از اشباح در جرايد مقالاتي منتشر كرد و وقتي ديد اين هم نتيجه بخش نشد دست به قلم برد و با اثري كوبنده پاسخ دندان شكني به مخالفان داد. اثري كه صرفاً براي تمسخر مخالفانش نگاشته شد و در آن سياستمداران، اركان دولت، روزنامه نگاران، چاپخانه داران و عموم مردم را مورد طعن و استهزا قرار داد.
    دشمن مردم، نمايشنامه اي كه حتي در عنوان هم به معترضان طعنه مي زد. (اين لقبي بود كه مخالفان ارواح به ايبسن داده بودند) دكتر استوكمان فردي متعهد و دلسوز است. او كه روزي براي پيشرفت شهرش پيشنهاد تأسيس تعدادي حمام آب گرم را داده بود متوجه مي شود كه آب اين حمام ها آلوده است پس تقاضاي رسيدگي مي كند اما اولياي شهر كه اين كار را بر ضد منافع خود مي بينند با حمايت روزنامه پيك مردم عوام را بر ضد دكتر مي شورانند و به دكتر استوكمان لقب دشمن مردم را مي دهند.
    دكتر استوكمان نمايانگر بي شبهه ايبسن است. هرچند كه او با آن شخصيت درونگرا و خجالتي فاقد قدرت بيان دكتر استوكمان است اما اگر به جاي قدرت ديالكتيك دكتر نفوذ قلم ايبسن را بگذاريم مي بينيم كه اين دو شباهتي تام و تمام با يكديگر دارند. قبل از دشمن مردم هيچ اثر نمايشي ديگري را نمي توانيم مثال بياوريم كه با اين صراحت و قدرت از آرا و عقايد مؤلفش دفاع كرده باشد. دشمن مردم بسيار صريح تر از بيشتر آثار ايبسن است و از شوخي هم بي بهره نيست. طنز ايبسن بيشتر شامل روزنامه هايي مي شود كه رسالت خود را روشنگري مي دانند. ايبسن فرياد مي زند روزنامه ها بايد پيشرو جامعه خود باشند نه رهرو آن. نكته قابل تعمق ديگري كه در دشمن مردم به چشم مي خورد اين است كه بزرگ ترين مخالف دكتر استوكمان شهردار، برادر دكتر است. مي شود با اين ديد به اين موضوع نگاه كرد كه ايبسن نه فقط محافظه كاري و سودجويي سياستمداران را برملامي كند بلكه طعنه اي هم به زادگاهش نروژ مي زند كه هميشه پشت او را خالي كرده است. دكتر استوكمان هم مانند نورا و خانم آلوينگ خود را در محاصره افكار عمومي مي بيند اما از اين آزمون سربلند بيرون مي آيد و به اين نكته صحه مي گذارد كه ايبسن هميشه شورشي هاي عصيانگر و از همه جا رانده را ستايش مي كند.
    پس از دشمن مردم سومين دوره هنري ايبسن آغاز مي شود. او كه تا آن زمان به تمامي بر سنت هاي حاكم بر جامعه تاخته بود تصميم مي گيرد قلمش را در آزموني ديگر محك بزند. از اين پس تمامي آثاري كه از ايبسن مي بينيم مهر سمبليسم را برخود دارند و به جاي تحليل گوشه هاي تاريك جامعه شروع به ترسيم زندگي مي كند. ايبسن به اين نكته توجه مي كند كه انسان موجودي است نمادياب، نمادپرور و نمادساز. به زعم بسياري متفكران در جهان حقايق مخفي باطني و رمزآميزي وجود دارند كه تنها به وسيله نمادها (سمبل ها) قابل كشف، مشاهده و نمايشند. به نظر آنها آنچه انسان به عنوان واقعيت مي بيند پوسته رويي حقيقت بيش نيست و هنرمندان نمادگرا در تكاپوي يافتن و ديدن آن بخش مخفي اشيا هستند.
    مرغابي وحشي نخستين نماينده ايبسن در اين سبك است. اثري كه بنابه اظهارنظر بسياري منتقدان بزرگ ترين اثر ايبسن نيز بود. در اين نمايش به روشني مي توان ديد كه نكته اصلي قابل تحليل خود سمبل مرغابي وحشي و وظيفه بياني آن است. اين اثر تنها نمايشنامه اي از ايبسن است كه در طول تمام صحنه هاي آن سمبل اصلي يعني مرغابي وحشي حضور دارد و خواننده و بيننده را ياري مي كند تا هيچ گاه حتي يك لحظه از توجه به زندگي در هم شكسته انسان هايي كه زندگي وحشي و طبيعي خود را فراموش كرده اند غافل نشود. در اين نمايش نيز ايبسن از زبان دكتري مست حرف خود را صريح مي زند: زندگي چه خوب بود اگر مي توانستيم از شر آن متعصباني كه با آرمان هاي خود به ما هجوم مي آورند خلاص شويم.
    وسعت و تنوع آثار دراماتيك ايبسن بسيار چشمگير است. او ۵۰ نمايشنامه نوشت و در تمامي آثارش جامعه نروژ را در تمام زمينه ها بررسي كرد و انسان مدرن را با جسارت بي همتايي مورد ارزيابي و انتقاد قرار داد. مضاميني كه او بسط و گسترش داد مبتني بر يك ايده آل آزاديخواهانه و فردگرايانه بود و فضاي معنوي جامعه را تغيير داد. ايبسن در هر مملكتي كه بود همه روزه روزنامه مي خواند و بازتاب وقايع روز را مي توانيم در همه درام هايش ببينيم.
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3799 به تاريخ 8/9/86، صفحه 17 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2404 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو هفته نامه موفقيت
متن مطالب شماره 389، نيمه دوم بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است