|
سرنوشت سه تابلوي سرقتي موزه رضا عباسي هنوز نامعلوم است /۸۰۰ميليون تومان سهم ايمن سازي موزه هاي ايران
سارا امت علي:سرقت از موزه يك اتفاق است، اتفاقي كه به دليل برخورداري از يك ارزش خبري مهم، يعني برخورد و درگيري تيتر اصلي خبرگزاري ها و روزنامه هاي فرهنگي و غيرفرهنگي مي شود، هيچ موزه اي در هيچ نقطه دنيا از خطر سرقت در امان نيست. ناپديد شدن موناليزا در موزه لوور در سال 1911 و عمليات مسلحانه اي كه به سرقت تابلوي جيغ مونش از موزه اسلو منجر شد، در صدر مهم ترين اخبار رسانه هاي بين المللي قرار گرفت. از اين نظر، موزه هاي ايران هم تافته جدابافته نيستند كه از خطر سرقت در امان باشند. آخرين نمونه سرقت سه تابلوي نفيس خطي از موزه رضاعباسي بود كه هنوز يافت نشده و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هم اطلاع رساني را به زماني واگذار كرده كه اين آثار پيدا شوند. البته اگر سه تابلوي نفيس قاجاري و صفوي اثر احمد نيريزي و ميرزا غلامرضا كه هفته نخست آذرماه از تالار خط و كتابت موزه رضاعباسي ناپديد شده اند، به سرنوشت لوح زرين هخامنشي يا تابلوهاي ناپديده شده فرشچيان دچار شوند، ديگر عبارت «اطلاع رساني» درباره شان معنايي ندارد. هرچند سرقت خطري است كه همه موزه هاي دنيا از جمله موزه هاي ايران را تهديد مي كند اما هنگامي كه ماجراي سرقت از موزه هاي پايتخت و ناپديد شدن آثار هنري از اين موزه ها را مرور مي كنيم، به نتايج ناخوشايندي مي رسيم. سارقان موزه هايي چون لوور، آرميتاژ، اسلو و ويكتوريا و آلبرت، وابسته به باندهايي حرفه اي هستند كه با تلاش و برنامه ريزي بسيار از سد نيروهاي حفاظتي و سيستم هاي پيچيده امنيتي مي گذرند و تنها در مواردي معدود به دام نمي افتند اما سارقاني كه در ايران سراغ موزه ها مي آيند، بدون وجود سدي مستحكم كه مانع آن ها باشد به گنجينه هاي هنري دستبرد مي زنند. بي نصيب ماندن مهم ترين موزه هاي ما و انبارهاي آن ها از تجهيزات و سيستم هاي امنيتي و حفاظتي شرايطي آسان پيش روي سارقان هنري قرار داده است. آخرين خبر از اين دست موزه رضاعباسي است. محمدرضا زاهدي، مدير موزه در پاسخ به سوالي كه سرنوشت اين آثار چه مي شود، عذرخواهي مي كند: «من اجازه اطلاع رساني و صحبت درباره سرقت اخير را ندارم.» او ارايه اطلاعات بيش تر را به روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري منوط مي داند. پاسخ رضا موسوي كه مديريت اين واحد سازمان را برعهده دارد هم چندان راهگشا نيست: «اطلاع رساني زماني انجام مي شود كه اثر پيدا شود. يگان حفاظت سازمان و نيروهاي امنيتي كه پيگيري ماجرا را برعهده دارند، ما را از خبررساني در اين مورد منع كرده اند. ممكن است هرگونه اظهارنظر در اين مورد روند پيگيري ماجرا را مختل كند.» او اميدوار است هفته آينده اخباري در اين زمينه انتشار يابد. اين اولين بار نيست كه خبري مبني بر سرقت از موزه رضا عباسي منتشر مي شود، اسفندماه سال 1384 نيز خبري انتشار يافت كه از سرقت سه قرآن هزارساله به خط كوفي اين موزه پرده برمي داشت، مسوولان اين خبر را تكذيب و اعلام كردند چنين آثاري در موزه وجود نداشته است. هرچند اطلاعات زيادي در اين زمينه دستگيرمان نشد اما ناپديد شدن اين آثار فرصتي مناسب براي مرور اتفاقات ناخوشايندي است كه در اين چند سال خاطر موزه ها و موزه داران را آزرده است. از قديمي ترين و البته مهم ترين آن ها، مفقود شدن لوح زرين هخامنشي است كه در جريان انقلاب ناپديد شد و هرگز ردي از آن به دست نيامد. در خلال سال هاي 1357 تا 1360 دو لوح زرين و سيمين كه از پي كاخ آپادانا در تخت جمشيد به دست آمده بود، در جريان انتقال آثار ارزشمند تاريخي از موزه برج آزادي به موزه ايران باستان، ناپديد شد. البته اين سرقت 20 سال مسكوت ماند زيرا سندي مبني بر انتقال آن ها به موزه ملي وجود نداشت و كسي متوجه مفقود شدن آن ها نبود. همزمان با ورود محمدرضا كارگر به موزه ملي و آغاز عمليات ساماندهي آثار اين موزه، خبر گم شدن اين آثار و بازجويي از مسوول موزه در خلال سال هاي 1357 تا 1360 انتشار يافت اما اين پرونده به جايي نرسيد و لوح زرين هنوز پيدا نشده است. سرقت 15 سكه طلاو نقره و يك حلقه گردنبند از نمايشگاه موزه ملي ايران در سال 1370 ، سرقت 385 عدد سكه طلاو شش عدد قلمدان از بخش اسلامي موزه ملي ايران در سال 1371 كه در نوع سرقت هاي اين چنيني بي نظير بود، سرقت شش قلم اموال فرهنگي از كاخ نياوران در سال 1374، سرقت 21 قلم اشياي عتيقه از موزه آبگينه در سال 1379، سرقت يك كتيبه سنگي از موزه ملي در سال 1380، سرقت يك تابلوي نقاشي از موزه هنرهاي ملي در سال 1381 و سرقت يك روطاقچه اي از جنس زري از كاخ موزه صابحقرانيه در مهر ماه سال 1381، سرقت قرآن خطي از موزه پارس شيراز در سال 1382 و سرقت دو تابلوي محمود فرشچيان از مجموعه تاريخي - فرهنگي سعدآباد در سال 1384 نمونه هايي از دستبرد به گنج هاي فرهنگي كشور است كه تاكنون هيچ سرنخي از آن ها به دست نيامده است. نكته مهم در سرقت از موزه ها آن است كه بخش عمده اي از آن ها در ساعاتي بعد از نيمه شب رخ داده اند. مهم ترين نمونه ربودن 21 شي تاريخي از موزه آبگينه در يازدهم آذر 1379 بود. سارقان توانستند از ساعت 12 نيمه شب تا ساعت 6 و 45 دقيقه بامداد روز بعد، 21 قلم از اشياي عتيقه مربوط به دوران اسلامي را به سرقت ببرند. تحقيقات روشن كرد، دزدان از در شرقي موزه آبگينه كه يك در كوچك، براي عبور و مرور افراد خاص است وارد شدند، نگهبان موزه را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بيهوش كردند و بلافاصله پس از شكستن چند ويترين در طبقه اول و دوم 21 قلم از اشياي عتيقه را به سرقت بردند. اين سرقت در حالي رخ داد كه موزه آبگينه مجهز به سيستم امنيتي، دزدگير، دوربين مخفي و سنسور بود. پرونده اين سرقت هنوز باز است و اشياي مسروقه هنوز كشف نشده اند. در اين ميان اشيايي كه از موزه سعدآباد به سرقت رفت، خوشبخت ترين بوده اند. سرقت شمشيرهاي موزه ملل كه در سال 1378 ناپديد شد، سر از آذربايجان درآورد و به ايران بازگردانده شد. سرقت تعدادي نمونه خط تاريخي از موزه ميرعماد در سال 1380 و سرقت تابلوي شب هاي مهتاب از موزه هنرهاي زيبا در سال 1382 از جمله مواردي بودند كه سارقان آن ها دستگير و اشيا پس گرفته شدند. در سرقت موزه ميرعماد كاخ سعدآباد در سال 1379 كارآگاهان توانستند پس از 72 ساعت عاملان اين توطئه را شناسايي و دستگير كنند. فرش مسروقه موزه فرش كه شهريور سال 1384 به سرقت رفت هم خوش اقبال بود، فرشي كه سال 1307 به دست استاد حسين كرماني از بافندگان به نام راور كرمان، بافته شده بود زير پلي نزديك به موزه يافت شد. گويا سارقان به ناتواني خود براي فروش اين اثر واقف شده و آن را در نزديكي موزه رها كرده بودند. نيمه اول سال 1384، چند ماه پيش از مفقود شدن هشت مهر باستاني در موزه ملي ايران، دو اثر از موزه فرشچيان به سرقت رفت. جست وجوها نشان داد اين آثار توسط يكي از نيروهاي خدماتي موزه دزديده شده اند، اما تاكنون اطلاعات دقيقي از سرنوشت اين آثار به دست نيامده و اعترافات متهم بر انهدام آثار تاكيد دارد. اظهارنظر فرزانه عمادي، مدير موزه فرشچيان در آخرين مصاحبه با ايسنا در ابتداي سال جاري، اين گونه است: «حكم متهم اين پرونده مبني بر سرقت آثار صادر شده و طي ماه هاي گذشته نيز در حبس به سر برده، اما تاكنون محل آن ها را نيز بازگو نكرده است.» چندي بعد انتشار خبر مفقود شدن هشت مهر در موزه ملي نظر رسانه هاي بسياري را به خود جلب كرد، كارشناسان اين آثار را در مخزن آب سيفون يكي از سرويس هاي بهداشتي موزه پيدا كردند. اين اثر هم توسط يكي از نيروهاي خدماتي از ويترين ها بيرون آمده و باقي اشياي ويترين به گونه اي جابه جا شده بود كه مسوولان تالار موزه متوجه ايجاد تغيير در ويترين نشوند. او مهرها را پس از بسته بندي در مخزن آب نگهداشته بود تا در فرصتي مناسب از موزه خارجشان كند اما يك ماه بعد، مهرها به مخازن موزه ملي بازگردانده شد. همه سارقان از يك ويژگي در موزه هاي ايران استفاده كرده اند، نقص سيستم هاي امنيتي. كوروش كمالي سروستاني از اعضاي كميته ملي موزه هاي ايران و مدير سابق بنياد فارس شناسي و فعال در حوزه موزه ها، مي گويد: «با اين كه بيش از 90 سال از ساخت نخستين موزه در ايران مي گذرد و در آمار ارايه شده سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، 450 موزه در ايران ثبت شده اند، كم تر از 10 درصد اين موزه ها به حداقل استانداردهاي حفاظتي كه در مجامع بين المللي به رسميت شناخته شده اند، رسيده اند. اشياي تاريخي منحصر به فردي كه در انبارهاي برخي موزه ها و سايت هاي تاريخي به دليل كمي فضا و نبود جا براي ارايه آن ها، در شرايط بسيار بد و وضعيت نامناسبي نگهداري مي شوند.» موزه دار ديگري كه تمايلي به ذكر نامش ندارد، به اخبار انتشار يافته از سوي اف بي آي اشاره مي كند: «مدتي قبل اف بي آي اعلام كرد، سالانه در جهان سرقت آثار هنري به ارزش هشت ميليارد دلار بالغ مي شود، بعد از تجارت اسلحه و موادمخدر، سومين رديف قاچاق پول ساز را به خود اختصاص مي دهد. زماني كه تابلوي جيغ مونش توسط مرداني مسلح و در حضور بازديدكنندگان اين موزه به سرقت رفت، در ميان اخبار هنري اعلام شد كه پليس فدرال ايالات متحده گروهي از پليس هاي خبره اين كشور را گردهم آورده و گروهي با عنوان «تيم جرايم هنري» تشكيل داده است. اين تيم به طور تخصصي به جرايم مربوط به سرقت و جعل آثار هنري مي پردازند. ايتاليا، انگليس و آلمان هم تيم هاي خاصي براي پيگيري اين جرايم تشكيل داده اند اما در ايران با وجود سرقت از موزه هاي پايتخت و يك مورد سرقت قرآني ارزشمند از موزه پارس شيراز و همچنين وجود حفاري هاي غيرقانوني كه به خروج آثار باستاني از ايران مي انجامد، فاقد كارشناسان انتظامي در اين زمينه است. سيستم هاي امنيتي موزه هاي ايران مشابه سيستم هايي است كه در منازل و مغازه ها مورد استفاده قرار مي گيرد، يعني بودجه موزه ها در حدي نيست كه بتوان توقع ارتقاي سيستم ها را داشت. اين مساله دست سارقان را باز مي گذارد تا به راحتي از سد قفل ها رد شوند و دست به سرقت بزنند.» ايرج كاشاني، حقوقدان و صاحب نظر در مسايل فرهنگي، طي گفت وگو با ميراث خبر، نياز موزه ها به تغيير قوانين را يادآور مي شود: «هم اكنون با ارتقاي تشكيلات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و تبديل آن به معاونت نهاد رياست جمهوري، اين قابليت وجود دارد تا با استفاده از اين موقعيت ممتاز، سازمان با ارايه طرحي به رياست جمهوري، درخواست تصويب قوانين بازدارنده سرقت از موزه ها را مطرح كند تا با ارايه لايحه اي به مجلس خلاهاي قانوني در حوزه ميراث فرهنگي برطرف شود و با تخصيص بودجه و امكانات بيش تر صيانت از اموالي كه به عنوان حافظه تاريخي ملت محسوب مي شوند به نحو مطلوب تري انجام گيرد.» اين اظهارنظرها درباره افزايش بودجه و ارتقاي امكانات حفاظتي سازمان در حالي صورت مي گيرد كه به گفته مسعود نصرتي، مدير كل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي، بودجه اي كه امسال براي ساخت مخازن امن در 10 استان كشور در نظر گرفته شده است، دو ميليارد و 500 ميليون تومان است. از اين مقدار 800 ميليون تومان به تجهيز سيستم هاي حفاظتي موزه ها در كل ايران اختصاص دارد. با توجه به ثبت 450 موزه درايران، سهم هر يك از آن ها براي ارتقاي سيستم هاي حفاظتي و امنيتي و مقاومت در برابر سارقان حدود 8/1 ميليون تومان است. اين مبلغ آثار هنري موزه ها را در برابر دزدان آبديده حفاظت مي كند؟ سرنوشت سه تابلوي سرقتي موزه رضا عباسي هنوز نامعلوم است /۸۰۰ميليون تومان سهم ايمن سازي موزه هاي ايران
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 201 بار
|