|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد ملي86/9/22: گپي با امير صراف، به بهانه برپايي كنسرت پيانو در فرهنگسراي نياوران؛ موسيقي به فعاليت هاي اجتماعي زنده است
magiran.com  > روزنامه اعتماد ملي >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 996
دوشنبه بيست و ششم مردادماه



خدمات سايت




 
MGID5061
magiran.com > روزنامه اعتماد ملي > شماره 534 22/9/86 > صفحه 11 (هنر) > متن
 
      


رو در رو 
گپي با امير صراف، به بهانه برپايي كنسرت پيانو در فرهنگسراي نياوران؛ موسيقي به فعاليت هاي اجتماعي زنده است


نويسنده: مانا لقماني

امير صراف، آهنگساز، پيانيست و پژوهشگر در زمينه موسيقي، بسيار شمرده و با دقت صحبت مي كند، گويي تا به درستي كلامي كه از دهانش خارج مي شود، ايمان نداشته باشد، آن را بر زبان نخواهد آورد. هنگامي كه درباره موسيقي سخن مي گويد، هيجان خاصي را در كلامش مي توان ديد كه نشان از ارادت، علاقه و حرمت ويژه اي است كه به اين هنر دارد.
    
    وي طي سال ها به تدريس پيانو و موسيقي در سطح دانشگاه ها و هنرستان هاي موسيقي مشغول بوده است و ضمن برگزاري كنسرت هاي متعدد در گونه هاي سولو و همكاري با اركستر سمفونيك تهران در داخل و خارج كشور، در سال هاي اخير به ارائه برنامه هاي پژوهشي بسياري در جهت آشنايي با مباني موسيقي كلاسيك از جنبه هاي گوناگون همت گمارده است كه در سال هاي گذشته در فرهنگسراي نياوران برگزار شده است. از او يك اثر با عنوان 33 قطعه براي پيانو با معرفي آثار فرهاد دهخدا با همكاري موسسه ماهور منتشر شده است. امير صراف از ديروز به مدت سه شب در فرهنگسراي نياوران به اجراي برنامه مي پردازد و همين بهانه اي شد براي گفت وگو با وي.
    
    ***
    
    
    شما در چند جا گفته ايد كه اين روزها موسيقي كلاسيك اندكي مهجور مانده است، آيا اين امر به خاطر تنوع گونه هاي موسيقي در دنياي امروز نيست كه ما در سراسر دنيا گونه هاي متنوع موسيقي داريم كه هر يك علاقه مندان خود را دارند؟
    
    
    كاملابا اين امر موافقم و اگر كمي بيشتر اين مساله را مورد بررسي قرار دهيم، درمي يابيم كه همين تنوع موسيقي سبب تنوع سليقه مخاطب هم شده است. در كشور ما هم همين طور است، به علاوه اينكه اين مشكل هم وجود دارد كه رسانه ملي نيز بعضا از موسيقي هايي استفاده مي كند كه متعلق به يك قشر خاص بوده و كم كم ذهن شنونده را از موسيقي مانند كلاسيك دور مي كند و اين تنها علت مهجورماندن يك نوع موسيقي در جامعه امروز نيست، بلكه دليل مهم تر آن، بي توجهي رسانه هاي گروهي به آشناشدن همه اقشار جامعه با آن نوع موسيقي است. همچنين يك نوع موسيقي مانند كلاسيك هنوز آن طور كه بايد و شايد فرصت نيافته تا وارد زندگي روزمره مردم شود. آنچه مسلم است، موسيقي يا هر هنر ديگري مانند آن، زماني از حالت انزوا خارج مي شود كه بخشي از زندگي روزمره مردم شده باشد.
    
    
    بنابراين آيا نحوه معرفي يك نوع موسيقي به مخاطب جامعه ما در استقبال از آن يا در انزوا ماندن موسيقي نقش بسزايي دارد؟
    
    
    از يك جنبه با صحبت هاي شما موافقم و از يك جنبه اصلاموافق نيستم، چرا كه براي نمونه درباره ادبيات فارسي مي توان گفت كه ما با گونه اي از ادبيات كلاسيك مواجه هستيم كه در بالاترين سطح ادبيات جهاني قرار دارد و آن را با آن شرايط و فضاي تاريخي خود، هنگامي كه براي فردي امروزي مي خوانيم، ممكن است كه نتواند با آن ارتباط برقرار كند و ناچاريم آن را طوري ارائه دهيم كه با مخاطب ارتباط برقرار كند. درباره موسيقي كلاسيك نمي توانيم اين كار را انجام دهيم، چرا كه ماهيت اين موسيقي يك ساختار ناب و معني دار بوده و نمي توان آن را به خاطر پسند عام دگرگون ساخت. بنابراين تلاش براي آشناكردن نسل جوان با موسيقي علمي و به ويژه موسيقي كلاسيك، از چند طريق امكان پذير است. موسيقي كلاسيك به عنوان غني ترين موسيقي در دنيا گل سرسبد تاريخ تمدن بشر در زمينه هنر است، طبيعتا براي آموختن آن ما انتظار چيز ساده اي نداريم و هر كسي به سرعت نمي تواند با آن موسيقي ارتباط برقرار كند. در نتيجه، پيش زمينه هايي براي آن لازم است كه آموزش صرفا علمي نباشند و در اين ميان رسانه ها در ذائقه سازي براي مخاطب بسيار نقش مهمي دارند. بدين معنا كه پيش از هر چيز بايد بتوانيم براي مخاطب ذائقه ايجاد كرده و سپس سليقه وي را دگرگون سازيم. متاسفانه اين روزها بيشتر موسيقي هايي كه مي شنويم (با كلام يا بي كلام) از تركيبات درست موسيقايي برخوردار نيستند و در چنين شرايطي كار كساني كه مي خواهند براي معرفي موسيقي مناسب به مخاطب بكوشند، به اين سادگي ها هم نخواهد بود.
    
    
    به اين ترتيب چگونه نسل جوان مي تواند با اينگونه موسيقي و به طور كلي موسيقي علمي انس و الفت بگيرد؟
    
    
    با اينكه در دنياي امروز موسيقي گونه هاي مختلفي پيدا كرده، اما در عين حال، رويكرد نسل جوان به موسيقي كلاسيك بسيار بالابوده است كه البته اين مساله بيشتر حالت شخصي براي افراد دارد. بدين معنا كه فردي به موسيقي تحت تاثير شرايط خانوادگي، استعداد ذاتي و بسياري عوامل ديگر علاقه مند مي شود و آن را ادامه مي دهد و در اين زمينه به پيشرفت هايي نيز دست مي يابد، اما اين پيشرفت ها گاه از سطح آموزشگاه، خانواده يا دانشگاه فراتر نرفته و در همان حد باقي مي ماند. براي همين نياز داريم كه براي اين امر يك سازماندگي فرهنگي داشته باشيم و صرف خواندن دروس موسيقي در هنرستان و دانشگاه كفايت نمي كند و در كنار همه اينها بايد فرهنگ موسيقي را هم آموخت. افراد نخبه در همه جوامع و به ويژه در همين جامعه ما كم نيستند، اما تا زماني كه شرايط فرهنگي مناسب براي رشد و شكوفايي اين افراد در زمينه موسيقي در جامعه فراهم نباشد، هرگز نمي توانيم انتظار وجود چنين افرادي را داشته باشيم و اين نوعي خصوصي سازي را در زمينه موسيقي ايجاد مي كند كه هر كس در خلوت خود به آموختن و فعاليت موسيقايي مشغول است و ما از وجود آنها بي خبريم. يكي از كارهاي كه در زمينه شكوفايي استعدادها و انگيزه هاي اين افراد مي توان انجام داد، اين است كه شرايطي ايجاد شود تا هنرمند بتواند تا حد زيادي روي هنر خود براي گذران زندگي سرمايه گذاري كند و براي ارائه يك اثر هنري و ماندگار دغدغه مادي نداشته باشد و بداند كه همواره از سوي جامعه حمايت خواهد شد.
    
    
    بنابراين همين امر هم مي تواند انگيزه خوبي براي برگزاري كنسرت ها و ساير فعاليت هاي اجتماعي در زمينه موسيقي باشد؟
    
    
    كلاانگيزه برگزاري اين كنسرت ها تنها همين نيست و گاهي هم مي تواند تشويق هنرمندان و كساني باشد كه در زمينه موسيقي تلاش و فعاليت مي كنند. به هر حال، بر اين باورم كه هر كنسرتي بايد داراي هويتي باشد و علاوه بر آن، هنرمندان جوان ما بايد براي رشد و حرفه اي شدن مجالي براي ارائه هنر خود پيدا كنند و فكر مي كنم برگزاري كنسرت هاي متعدد بهانه و فرصت خوبي براي اين كار است. از آنجا كه موسيقي هنري است كه به فعاليت هاي اجتماعي اعم از برگزاري كنسرت ها و جشنواره هاي گوناگون زنده است و همين ها هستند كه پويايي موسيقي را نشان مي دهند.
    
    
    رسانه هاي گروهي در ترويج انواع موسيقي به ويژه در انتقال و رشد ذهنيت كودكان در زمينه موسيقي چه نقشي مي توانند داشته باشند؟
    
    
    متاسفانه ما هيچ كمكي در اين زمينه نمي بينيم و با اينكه پيش از اين هميشه يك كارگاه موسيقي در تلويزيون بود و شيوه ارف با روش هاي بسيار جالب پخش مي شد. در حال حاضر، كودكان هيچگونه ارتباط فني با موسيقي از طريق رسانه ها ندارند و موسيقي صرفا جنبه پس زمينه دارد و بچه ها در سروده ها و كارتون ها موسيقي را مي شنوند و در حقيقت، هيچگونه برخورد مستقيم با اين هنر نداشته و ما چطور با اين شرايط انتظار داريم كه آنها موسيقي را آنطور كه بايد بشناسند و به يادگيري آن علاقه مند شوند.
    
    
    با توجه به گفته هاي شما، آيا شخص علاقه مند به موسيقي كلاسيك براي ادامه اين رشته حتما بايد در خارج از ايران به يادگيري آن ادامه دهد؟
    
    
    اين مساله به چند عامل بستگي دارد كه اگر فرد آموختن موسيقي را از سنين پايين كودكي آغاز كرده باشد طبيعتا مي تواند با آموزش هاي بسيار خوب و اوليه خود را بسازد و چنانچه قصد حرفه اي تر شدن و بهره وري از استعدادهاي خويش را داشته باشد، بايد حتما در خارج از كشور در اين رشته ادامه تحصيل دهد. به هر حال موسيقي كلاسيك به عنوان موسيقي اي جهاني شناخته مي شود و ما هرگز نمي توانيم ادعا كنيم كه يك فرد تمام عيار حرفه اي در زمينه موسيقي ارائه خواهيم داد، بدون اينكه اين فرد به گونه اي به اين شبكه جهاني متصل نشده باشد. در ايران اگر اين مسير ادامه پيدا كند و شخص نخواهد به خارج از كشور برود البته مي تواند تا جايي پيش برود كه بيشتر نكته ها را در اين زمينه بياموزد. اما براي تكميل آن بهتر است به خارج از كشور برود. اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه در ايران بسياري از افرادي كه آموختن موسيقي را در سن مناسب آغاز مي كنند، در صورت تمرين وپشتكار فراوان در آينده نوازندگان ماهري خواهند شد.
    
    
    آيا هر كس كه براي اين منظور به خارج از كشور مي رود، موفقيت وي تضمين شده است؟
    
    
    به اين پرسش نمي توان دقيقا پاسخ داد، چرا كه برخي از هنرجويان ايراني با ايده آل هاي بسياري به خارج از كشور مي روند و فكر مي كنند در همان بدو امر مي توانند به سرعت پيشرفت كنند، غافل از اينكه در همان جا، آنقدر افراد گوناگون در همان سنين و با همان شرايط موفق تر هستند كه رقابت با آنها براي هنرجويان مشكل مي شود و در اين ميان، تنها كساني به موفقيت مي رسند كه واقع بين بوده و به هدف خود ايمان دارند و در حقيقت، تطبيق فكر و عمل بسيار اهميت دارد و ما نبايد به خاطر موفقيت هاي كوچك به خود مغرور شويم.
    
    
    مشكل عمده هنرجويان موسيقي كلاسيك، به ويژه در زمينه پيانونوازي چيست؟
    
    
    در واقع پرسش جالبي را مطرح كرديد، اما به نظر من بهتر است كه در يك برنامه پژوهشي به طور مفصل به اين مساله بپردازيم و بدين معنا كه مسير رشد يك هنرجوي كلاسيك كه قصد دارد به منتهاي موفقيت در اين زمينه برسد، چگونه ساخته شده و در اين راه چه مشكلاتي وجود دارد. آنچه سبب كشيده شدن آدمي به سمت نوازندگي پيانو مي شود، شايد كامل بودن اين ساز از نظر ساختار است. هنرجويان موسيقي معمولابا انگيزه هاي گوناگون به سراغ اين هنر مي روند و عده اي از آنان با درك پيشين و شناختي كه نسبت به اين موسيقي داشته اند، وارد اين حيطه مي شوند. بنابراين نوازندگي پيانو براي آنها يك انگيزه قوي مي شود كه بتوانند خود را به جهان موسيقي نزديك تر كنند و حال اينكه تا چه حد در اين زمينه موفق شوند، به داشتن همان نبوغ كافي و آموزش در حد عالي بازمي گردد و عده اي هم هستند كه صرفا به پيانونوازي علاقه دارند. اصولاافراد با انگيزه هاي گوناگون وارد عرصه هنر موسيقي مي شوند و هنگامي كه اين انگيزه ها سببي مي شود، براي ورود افراد به حيطه نوازندگي، اينجاست كه آموزش و پرورش درست مي تواند ما را به نتيجه مطلوب برساند و مشكلات هم از همين جا آغاز مي شود. اگر فردي صرفا آموختن موسيقي را به شركت در كلاس و تمرين هاي روزانه محدود كند، مسلما به خاطر نداشتن دانش كافي در ابعاد ديگر موسيقي هرگز نمي تواند آنطور كه بايد رشد كند و در نهايت متوقف مي شود و اگر بخواهد به جوانب ديگري روي آورد، بايد به سمت تحصيلات آكادميك برود. بنابراين مسير آموزشي تا حدي تعريف شده است كه افراد با چه انگيزه هايي وارد اين مسير مي شوند و در نهايت نتيجه اي را كه مي خواهند بگيرند را به دست مي آورند. مشكلات از آنجا به وجود مي آيد كه آموزش و مساله خصوصي بودن قضيه متاسفانه تاثيري كه داشته آن است كه به افراد اجازه نمي دهد كه با سرعت بيشتر و زمان كمتري به قدرت هاي خود پي ببرد. مشكلي كه ما در اين زمينه داريم، اين است كه جامعه ما تقريبا هيچ كمكي به عيب يابي مسير رشد يك موزيسين نمي كند و افراد با وجود تحصيل مداوم در اين زمينه هنوز ايرادهاي خود را به درستي نمي دانند. شايد يكي از مشكلات را بتوان اينگونه بيان كرد كه در جامعه ما، زمينه رشد براي يك موسيقيدان از نظر توانايي در رشد و اجرا و امكانات رشد بايد كمي جدي تر گرفته شود. مساله خصوصي سازي تعليم و تربيت هم بسيار مهم است و زماني كه هيچ هنري در اجتماع مجال رشد نداشته باشد، به تكامل نمي رسد. موسيقي هنري است كه آن را نمي توان با گفتار ارائه كرد، چرا كه اين هنر نياز به اجرا دارد و اگر زماني بحث ارائه به مخاطب برقرار نشود، ما موسيقي نداريم.
    
    
    آيا مي توان پيانو را به تنهايي يك اركستر كامل دانست؟
    
    
    پيانو در نوع خود يك اركستر كامل است و همين ويژگي اين ساز، افراد را به سوي آن جلب مي كند و هنگامي كه در تاريخ موسيقي جاي خود را باز كرد، توانست براي خود اركستري كامل باشد، چرا كه آهنگساز مي توانست احساسات خود را در درون اين ساز پيدا كند. كامل بودن سازي مانند پيانو تنها به خاطر وسعت صداي آن نيست، بلكه به خاطر جنس صداهايي است كه شايد تا پيش از مطرح شدن سازي مانند پيانو، وجود نداشت. پيانو از نظر فلسفه وجودي آن مي توان گفت كه داراي توانايي نشان دادن زواياي پنهان وجود يك آهنگساز بوده و قادر است تا خصوصي ترين افكار وي را در قالب يك قطعه موسيقايي نشان دهد. پيانو در مقايسه با هرگونه سازي، به راستي يك ساز كامل است و مي تواند پاسخگوي تمام احساسات دروني يك آهنگساز يا نوازنده آن باشد، اما به شرطي كه موسيقيدان فلسفه ريتمي خود را در اين ساز بيايد. در حقيقت، ساز وسيله ارائه كار يك آهنگساز و وسيله اي براي بيان موسيقي است، اما پيانو را مي توان دنيايي آرماني دانست كه نوازنده آن مي تواند در چنين دنيايي تا بي نهايت به دنبال پاسخگويي به نيازها و كشف رازهاي دنياي موسيقي بيرون و درون خويش بگردد.
    
    
    بهترين شيوه براي آموزش موسيقي در هر ساز چيست؟
    
    
    مسلما بايد بتوانيم فرد را در سنين پايين و پيش از ورود به دنياي تخصصي يك ساز، از مباني موسيقي كاملاآگاه كرد و زمينه را در ذهن وي فراهم نمود كه در اين صورت، ما ضريب موفقيتمان بسيار بالامي رود.
    
    
    بهترين سن براي آموزش موسيقي به ويژه پيانو از چه سني است و چه شرايطي دارد؟
    
    
    اصولافراگيري موسيقي بايد از كمترين سن ممكن آغاز شود منتها نوع فراگيري است كه در حال رشد و دگرگوني است و گسترده تر مي شود. در اين صورت است كه ما براساس فرهنگ موسيقي كودك كه در تمام دنيا متداول مي باشد، از سنين بسيار پايين مي كوشيم تا ذهن كودكان را نسبت به موسيقي بارور كنيم و عناصر اصلي خود را مانند عناصر تقويت شنوايي، ريتم و بازخواني ملودي هاي ساده كه بايد از پايين ترين سن و با روش هايي كه بتواند كودكان را با مسائل ريشه اي موسيقي آشنا كند، آموزش در دل اين آشنايي است كه كودكان سهولت بيشتري به ساز مورد علاقه و آنچه برايش ساخته شده از لحاظ استعداد، كشف مي شود. اگر اين زمينه را نداشته باشيم و به دنياي موسيقي وارد نشويم، طبيعتا مشكلات بسياري خواهيم داشت. همانطور كه آهنگساز برجسته مجارستاني - زولتان كوداي - بر اين باور است كه بايد مبناي آموزش موسيقي براساس تقويت شنوايي كودكان باشد و به هر شيوه اي بايد كوشيد تا كودكان را از نظر ذهنيت موسيقايي قوي كرد؛ حال اينها سنجش ريتم باشد يا شناخت فواصل موسيقي يا همان سلفژ كه اساسي ترين عامل در رشد ذهنيت فرد و به ويژه كودك در مسير فراگيري موسيقي است. ما هم در كشور خود بايد مبناي آموزش موسيقي را پايين ترين سن قرار دهيم، با توجه به اينكه اين روزها با متدهاي ارف و مانند اينها كودكان ايراني در فراگيري موسيقي پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي كرده اند. ضمن اينكه به نظر استاد مليك اصلانيان در ايران اگر كسي از 15 سالگي فراگيري موسيقي را آغاز كند، بهتر است چرا كه قواي ذهني وي آماده تر است و ساز را بهتر مي تواند درك كند. پس از آمادگي ذهني، مساله انتخاب ساز داراي اهميت است كه به عوامل گوناگوني در مسير رشد فرد بستگي دارد كه از مهم ترين آنها آمادگي فيزيكي وي براي ساز موردنظر بوده كه در نوازندگي پيانو آمادگي انگشتان و مساله سرعت انتقال سريع ذهن به انگشتان است. اين مساله كه چه در ايران و چه در هر جاي ديگر دنيا، همه تلاش مي كنند تا در هر سني نوازندگي پيانو را آغاز كنند؛ به هيچ وجه جاي ايراد نيست و هر كسي با توجه به سني كه نوازندگي را شروع مي كند، نيازهايش را بايد براي خود تعريف كند. بدين معنا كه اگر فردي در سنين بالاي 20 سال نوازندگي پيانو را آغاز مي كند و به آن علاقه بسيار دارد، بايد در حد امكانات خود به اين ساز نگاه كند و نه اينكه صرفا با روياپردازي و علاقه به سراغ اين ساز يا هر ساز ديگري برود. اگر اهداف و موقعيت ها براي افراد تعريف شده باشد، حتي مي توان در سن 40 سالگي هم نواختن ساز را آغاز كرد و از آن لذت برد، اما براي حرفه اي شدن و ساخته شدن ذهن براي موسيقي از پايين ترين سن ممكن بايد يادگيري را شروع كرد.
    
    رو در رو: گپي با امير صراف، به بهانه برپايي كنسرت پيانو در فرهنگسراي نياوران؛ موسيقي به فعاليت هاي اجتماعي زنده است مانا لقماني
    


 روزنامه اعتماد ملي، شماره 534 به تاريخ 22/9/86، صفحه 11 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1106 بار
    



آثار ديگري از "مانا لقماني"

  گفت وگو با پي;مان ي;زداني;ان، آهنگساز: آهنگ را براي فيلم مي سازم نه مخاطب
مانا لقماني، ايران 1/4/88
مشاهده متن    
  موسي;قي; باي;د مخاطب را به تفكر وادارد / گفت و گو با امي;ن سالمي; و حمي;د خزاعي;،اعضاي ارکستر آکادمي;ک تهران
مانا لقماني، ايران 3/3/88
مشاهده متن    
  هركس بايد عاشق كاري باشدكه انجام مي دهد / گفت و گو با استفان وه و مارسل درن، نوازندگان پيانو
مانا لقماني، ايران 28/12/87
مشاهده متن    
  دوان؛ نمادي از تمدن ايران باستان
مانا لقماني، ايران 3/2/87
مشاهده متن    
  بيمارستان يا بيمار ستان!
مانا لقماني ، همشهري 1/6/85
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصي
متن مطالب شماره 19، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است