|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد ملي86/9/29: روزي كه محمدعلي اينانلو در تهران <شكار> شد؛ هنر سير و سفر
magiran.com  > روزنامه اعتماد ملي >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 996
دوشنبه بيست و ششم مردادماه



خدمات سايت




 
MGID5061
magiran.com > روزنامه اعتماد ملي > شماره 540 29/9/86 > صفحه 7 (كافه روزنامه) > متن
 
 


روزي كه محمدعلي اينانلو در تهران <شكار> شد؛ هنر سير و سفر


نويسنده: فهيمه خضر حيدري

آلن دوباتن در كتاب <هنر سير و سفر> سفر را قابله فكر مي داند و مكان هايي مثل هواپيما، كشتي و يا قطار در حال حركت را بهترين جا براي <گفت و گوهاي دروني> توصيف مي كند. گاهي افكار بزرگ به مناظر عظيم نياز دارند و افكار جديد به مكان هاي جديد. گاهي در خانه بودن و ماندن ما را از روبه رو شدن با خود بازمي دارد. اسباب و اثاثيه خانه مصرانه القا مي كنند كه نمي توانيم عوض شويم چون آنها عوض نمي شوند!
    
    اما <سفر> از اين منظر در كجاي زندگي ما قرار دارد؟ آيا همين كه خانواده هاي ايراني در اولين تعطيلات ممكن بار و بنه مي بندند و راهي شمال مي شوند فضاي توجه به درون و تجربه مكان ها و فرهنگ ها و اتفاقات تازه را فراهم مي آورد ؟ آنها كه پخته سفراند <سفر كردن> را هم مثل هر <فن و هنر> ديگري نيازمند آموزش مي دانند. محمدعلي اينانلو يكي از <بسيار سفركرده هايي> است كه با اين اعتقاد <موسسه آموزش طبيعت گردان> را به راه انداخته و به گفته خودش تا به حال حدود 400 <مسافر طبيعت> را آموزش داده است. اينانلو نه تنها براي خوانندگان نشريات حوزه ايرانگردي، طبيعت و محيط زيست و علاقه مندان به سفر چهره اي آشناست بلكه بينندگان تلويزيون هم هيبت مشهور و حالت خودماني و راحت او را خوب مي شناسند اما شايد كمتر كسي بداند كه مرد جاده هاي روز و شب ايران در طول بيست سال گذشته بيش از سه ميليون كيلومتر از جاده هاي كشور را به هواي <مكاشفه در سفر> رانندگي كرده است.
    
    
    سفر در جان و سفر در جهان
    
    
    از معدود روزهايي است كه محمدعلي اينانلو در تهران است. از برنامه صبحگاهي <مردم ايران سلام> بازگشته و قبراق و پرانرژي ما را در دفتر موسسه آموزش طبيعت گردي اش مي پذيرد. اينجا در برابر ما مردي نشسته كه مناظر و مكان ها مدام برايش تغيير مي كنند. دو شب گذشته در شاهرود بوده، نيمه شب به سمت تهران حركت كرده، بلافاصله به رشت و انزلي رفته تا تالاب انزلي را در مه صبحگاهي اش ببيند و تجربه زيباي پرواز پرنده ها را با خود به همهمه تهران بياورد. حالاپاي گفت و گوي ما نشسته و بعدازظهر راهي جزيره هاي جنوب است. اينانلو مي گويد: <سفر بيش از آنكه يك فعاليت فيزيكي باشد موضوعي فطري و فلسفي است. همه چيز جهان در حال حركت و سفر مدام است. اگر اين سفر از بين برود همه چيز از هم مي پاشد. از طرفي انسان هم هميشه در سفر است؛از وقتي كه در بطن مادر است تا زماني كه برود. به همين دليل هم هست كه من در زندگي ام هرگز نه در جايي مانده ام و نه در حالي.> خودش را به ياد مي آورد در ميان همهمه كوچ: <در ايل شاهسون به دنيا آمده ام؛ در دل طبيعت. زماني كه قد گندم ها از قد من بلندتر بود در ميانشان پنهان مي شدم. با مارها و مارمولك ها رفيق بودم. كوچ نشيني ايل سفر را با زندگي ما آميخته بود. اولين بار كه به تهران آمدم از ديدن آن همه ماشين تعجب مي كردم آن موقع البته تهران هنوز اين قدر ترافيك نداشت. ما در خيابان اميريه زندگي مي كرديم و آن روزهاهر بيست دقيقه ممكن بود يك ماشين از خيابان بگذرد اما باز هم به نظر من كه هفت ساله از ايل به تهران آمده بودم، خيلي شلوغ بود. خوب به ياد دارم آن روز براي اولين بار در عمرم بستني خوردم. تا توي گوش هايم يخ زده بود. نمي دانستم كه با اين پديده جديد چه كنم.> اينانلو خاطراتش را به ياد مي آورد و چيزي در چشمانش مي درخشد: <سفر را از سيزده، چهارده سالگي شروع كردم. رفيقي داشتم به اسم حسن شيدا كه شاعر است. ما سفر را با هم شروع كرديم. تصميم گرفتيم برويم دريا را ببينيم. تا آن موقع دريا را نديده بوديم. هر دو باهم سي تومان پول داشتيم. سوار اتوبوس شديم و رفتيم تا براي اولين بار دريا را ببينيم و از آن زمان، سفر براي من به كشفي مدام بدل شد.>
    
    
    همه آرزويم اما چه كنم كه بسته پايم...
    
    
    اما آيا تنها <رفتن> كافي است؟ اينانلو كه به گفته خودش تمام ايران را دو سه بار گشته تنها رفتن و حتي نگاه كردن را براي رسيدن به معناي سفر كافي نمي داند: <فرق بين ديدن و نگاه كردن را بايد ياد گرفت. سفر وقتي تاثير خواهد گذاشت كه شما فقط نگاه نكنيد بلكه ببينيد اما خود اين ديدن هم شرايطي دارد و شايد يكي از مهم ترين شرايطش اين باشد كه شما متمركز و آرام باشيد و اصلاامكان اقتصادي سفر را هم داشته باشيد. در حالي كه مردم ما بيشتر مصداق همان شعرمعروف<همه آرزويم اما چه كنم كه بسته پايم> هستند و آن قدر دغدغه فكري و اقتصادي دارند كه دائما <گون> از آنها مي پرسد: <به كجا چنين شتابان؟.>
    
    
    با وجود اين، اينانلو راه هاي سفر كم هزينه را هم مي شناسد: <يكي از راه هاي كم هزينه شدن سفر اين است كه دقيقا بدانيد به كجا مي خواهيد برويد. از قبل همه چيز را تعيين كنيد و بر اساس نيازهاي واقعي تان وسيله همراه داشته باشيد نه آن قدر اضافه كه سنگينتان كند و نه آن قدر كم كه كم بياوريد ويكي از چيزهايي كه در كلاس هاي طبيعت گردي درس مي دهند همين است.> او مي گويد:<همه جاي طبيعت زيبا است اما حال و هواي كوير و به خصوص غروب ها و شب هايش چيز ديگري است. تنها سفر مي كنم و در همه سفرهايم قرآن با ترجمه فارسي، مولانا، سهراب، پرندگان ايران، پستانداران ايران و مارهاي ايران همراهم هستند.>
    
    
    پيشنهاد هاي يك مسافر
    
    
    جنگل و كوه و دريا و دشت و كوير و بيابان هر كدام زيبايي و درخشش خود را دارند اما اگر بخواهيد همه اين مناظر را در يك مجموعه ببينيد، محمدعلي اينانلو <شاهرود> را پيشنهاد مي كند: <شاهرود يك منطقه استثنايي است كه همه اين فضاها را در يك مجموعه دارد. از شهر شاهرود به فاصله 10 دقيقه به كوير مي رسيد به فاصله پنج دقيقه به كوه 4000 متري مي رسيد به فاصله 20 دقيقه مي رسيد به جنگل و به فاصله يك ساعت و نيم، دريا پيش روي شماست.> در همين حال تنها مناظر طبيعت نيست كه شوق سفر را برمي انگيزد. لباس هاي محلي، لالايي ها و ترانه هاي مردمان، زندگي روستاييان و عشاير و كلبه ها و سياه چادرها و آلاچيق ها هم ما را صدا مي زنند. اينانلو مي گويد: < در جنگل سراوان موزه اي با نام <اكو موزه روستايي> راه افتاده كه به نظر من يكي از هوشمندانه ترين و خردمندانه ترين طرح هايي است كه تا به حال اجرا شده. در اين طرح قسمتي از جنگل زيباي سراوان را بدون اينكه دست به تركيب طبيعت بزنند به بازسازي انواع خانه هاي گيلاني اختصاص داده اند. زنان روستايي هم در لباس زيباي محلي و در حالي كه آموزش هاي لازم را ديده اند در تنورشان نان مي پزند يا سفال درست مي كنند و به اين ترتيب شما را با زندگي و فرهنگ بومي و محلي خودشان آشنا مي كنند و اين كاري است كه در بسياري از نقاط ديگر كشور هم مي توان انجام داد.>
    
    
    اگرچه اينانلو مصداق آشكار <بسيار سفر بايد> است اما به اندازه پيشنهادهايش آرزوي سفر هم دارد. <كافرستان> سرزميني است كه اينانلو آرزوي سفر به آن را دارد. مي گويد: <كافرستان يك جاي كشف نشده اي است بين چين و افغانستان كه درهايش بسته است و مردمش به زبان يوناني و فارسي صحبت مي كنند. كافرستان يك مكان گم شده است كه هنوز تمدن به آن راه پيدا نكرده و ظاهرا حكومتي هم ندارد. من هم يك بار تا لب مرزش رفتم اما كسي از محلي ها حاضر نشد با من همراهي كند تا وارد بشوم. اصولااكثر كساني كه به آنجا رفته اند ديگر برنگشته اند و يا همانجا ماندگار شده اند. فيلمي هم سال ها پيش ساخته شد به نام <مردي كه مي خواست سلطان باشد> كه قسمت هايي از آن در نزديكي كافرستان گرفته شده است.>
    
    
    شكار و طبيعت
    
    
    خيلي ها مسافر اين هفته <كافه ترانزيت> را پيش از آنكه با <سفر> بشناسند با <شكار> مي شناسند اما اين روزها اينانلو ديگر شكار نمي كند. از شكار دلزده شده و حالاديگر با دوربينش است كه شكار مي كند. خودش مي گويد: <بيش از ده سال است كه ديگر شكار بزرگ نكرده ام و شكار پرنده را هم سه سالي مي شود كه كنار گذاشته ام. من از شكار اشباع شده ام و در همين حال اتفاقاتي هم افتاد كه نگاهم را به شكار عوض كرد.> بزرگ ترين حيواني كه اينانلو تا به حال شكار كرده گوزن است و پاسخش هم براي كساني كه احيانا نگران تخريب محيط زيست در نتيجه شكار - آن هم شكار گوزن - هستند جالب است: <شما باغي داريد از درختان ميوه. ميوه ها در فصلي از سال مي رسند و اگر آن موقع شما اين ميوه ها را نچينيد و استفاده نكنيد ميوه ها بر زمين مي افتند و مي گندند. حيات وحش هم دقيقا همين طور است؛ درست مثل باغي است كه انسان مي تواند از محصولات رسيده آن بهره برداري كند. از طرف ديگر ما به باغي كه برايمان ميوه مي آورد رسيدگي هم مي كنيم چرا كه براي بهره برداري بايد توليد كرد. به همين ترتيب سازمان محيط زيست ما هم فقط وظيفه ندارد كه شكارچي ها را دستگير و جريمه و يا زنداني كند بلكه يكي از وظايف مهم اين سازمان كه فراموش شده است تكثير حيات وحش است و بعد از انجام اين وظيفه است كه اجازه شكار هم داده مي شود.>
    
    
    از طبيعت به سينما
    
    
    خلبان فيلم <ارتفاع پست> حاتمي كيا همكاري ديگري هم با اين كارگردان دارد. او در فيلم توقيف شده <رنگ ارغوان> هم همراه حاتمي كيا بوده است. مي گويد: <اصلااز سينما خوشم نمي آيد چون در سينما خودم نيستم اما در تلويزيون خودم هستم. آقاي اينانلو هستم كه مي آيم و صحبت مي كنم البته در فيلم حاتمي كيا هم واقعا آزاد بودم تا حرف هاي خودم را بزنم و او اصلاديالوگ هايي كه خودش نوشته بود را كنار گذاشت. دليل اصلي قبول پيشنهاد حاتمي كيا هم احترامي بود كه براي او دارم و هم هدفي كه خودم براي ساخت يك فيلم سينمايي در زمينه طبيعت داشتم. فيلمي درباره يك آدم زده شده از شهر كه به طبيعت پناه مي برد؛ در واقع يك نوع حديث نفس. مي خواستم ببينم در سينما چه خبر است و در تمام بيست و چند روزي هم كه فيلمبرداري مي كرديم كنار او ايستادم. اما در پايان كار وقتي حاتمي كيا پرسيد كه به چه نتيجه اي رسيدي گفتم به اين نتيجه رسيدم كه كارم را خودم كارگرداني نكنم.>
    
    
    
    روزي كه محمدعلي اينانلو در تهران <شكار> شد؛ هنر سير و سفر فهيمه خضر حيدري
    


 روزنامه اعتماد ملي، شماره 540 به تاريخ 29/9/86، صفحه 7 (كافه روزنامه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 3666 بار



آثار ديگري از "فهيمه خضر حيدري"

  آنچه شما خواسته ايد! / نگاهي به پيش نويس نخستين منشور زنان ايران
فهيمه خضر حيدري، اعتماد ملي 23/4/88
مشاهده متن    [PDF]    
  برابري از خيابان هاي شهر آغاز مي شود
فهيمه خضر حيدري، اعتماد ملي 2/4/88
مشاهده متن    [PDF]    
  عقب نشيني در برابر عشق / دوره كامل مجله زنان به فروش مي رسد؛
فهيمه خضر حيدري، اعتماد ملي 14/6/87
مشاهده متن    
  علي دايي، دولت نهم و شباهت هاي ناخواسته
فهيمه خضر حيدري، اعتماد ملي 12/6/87
مشاهده متن    
  جست وجوي همچنان باقي
فهيمه خضر حيدري، اعتماد ملي 6/3/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو فصلنامه مطالعات برنامه درسي آموزش عالي
متن مطالب شماره 15، بهار و تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است