|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/10/1: گفت وگو با جعفر ابراهيمي نصر (شاهد): ادبيات پايداري ماندگار است
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7000
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3818 1/10/86 > صفحه 13 (ادب) > متن
 
      


گفت وگو با جعفر ابراهيمي نصر (شاهد): ادبيات پايداري ماندگار است


نويسنده: فرشاد شيرزادي


    
    
    
    جعفر ابراهيمي نصر (شاهد) چهره شناخته شده اي در عرصه ادبيات كودك و نوجوان است. اين شاعر و نويسنده كودك و نوجوان در گذر سال ها، كتاب هاي بسياري به چاپ رسانده كه از اين ميان مي توان به دفترهاي شعر «باغ سبز شعرها»، «آوازهاي پوپك»، «بوي نان تازه» و رمان «در سوگ سهراب» با پس زمينه اي از جنگ تحميلي و همچنين قصه كوتاه «گل باغ آشنايي» اشاره كرد. كتاب «يك سنگ و يك دوست» او در سال ۱۳۶۸ برنده هشتمين دوره كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد. گفت وگوي ما با جعفر ابراهيمي درباره ادبيات جنگ آن هم در حوزه كودك و نوجوان است. بخش نخست اين گفت وگو را تقديم حضور خوانندگان محترم مي كنيم.
    جناب ابراهيمي، ادبيات پايداري گستره معنايي وسيعي را شامل مي شود. حتي گاه براي بزرگسالان هم گوشه هايي از آن، قابل درك و هضم نيست. با اين وصف كار در ادبيات جنگ براي كودك چقدر دشوار مي شود
    اول بايد واژه پايداري را شكافت و اين كه آيا ادبيات پايداري فقط متعلق به جمهوري اسلامي است يا يك موضوع كلي است. آيا بعد از انقلاب به وجود آمده يا در ديگر كشورها هم وجود داشته و دارد. البته موضوع بحث ما دو شاخه مي شود؛ اگر بخواهيم ادبيات پايداري را كلاً كنار بگذاريم و بگوييم ادبيات دفاع مقدس. البته اين دو، تا حدودي هم به يكديگر تنيده شده اند.
    پس بگذاريد يك گام به عقب بازگرديم. شما چه نوع ادبياتي را ادبيات پايداري مي دانيد
    شاهنامه فردوسي هم نوعي ادبيات پايداري است. چون در مقابل يك فرهنگ خاص مي خواهد پايداري كند. يا مثلاً كاري كه حافظ كرده، شكلي از ادبيات پايداري در خود دارد. نويسندگان بسياري هم داشته ايم كه ادبياتشان ادبيات پايداري بوده و به همين دليل هم پايدار و ماندگار مانده است.
    و ادبيات پايداري چگونه شكل مي گيرد
    وقتي در جامعه اي تحولي رخ مي دهد، آن جامعه با مشكلاتي روبه رو مي شود. مردم و دولتي كه از سوي آنها انتخاب مي شود دشمنان زيادي پيدا مي كنند كه به مخالفت با آنها برمي خيزند. پس مجبور مي شوند به خاطر ارزش هايي كه مي خواهند به دست بياورند و يا به دست آورده اند، پايداري كنند و بجنگند؛ دفاع كنند. زمان جنگ به گمانم كار راحت تر بود. عده اي جوان مي رفتند و با دادن خون خودشان پايداري را به ثبت مي رساندند و سعي داشتند حركت عيني پايداري را با جنگيدن شان نشان دهند كه البته به هدفشان هم رسيدند. اما پرسش اينجاست كه با پايان جنگ، پايداري هم تمام شد يا همچنان نوعي جنگ سرد ادامه دارد كشورهاي بسياري مي خواهند جلو پيشرفت مملكت ما را بگيرند و مردم هم باز بايد پايداري كنند. ولي خب، ديگر جبهه اي وجود ندارد. يكي از مظاهر بزرگ ادبيات پايداري مي تواند جلوگيري از هجوم فرهنگ بيگانه باشد. امام خميني(ره) بارها راجع به اين موضوع هشدار دادند و فرمودند كه هجوم فرهنگ غرب از هر چيز ديگري خطرناك تر است. هجوم فرهنگ غرب، به صورت خزنده و از طريق خود مردم بدون اين كه بفهمند انجام مي گيرد. نمي خواهم بگويم فرهنگ غرب بد است و يا به كلي خطاست، منظورم در كل فرهنگي است كه ما را مورد حمله قرار مي دهد. مثلاً يكي از جلوه هاي مشكل آفرين آشكار فرهنگ غرب كه خود غرب هم به آن رسيده، مصرف گرايي است. پرداختن به يك زندگي روزمره است كه وقت فكر كردن و انديشيدن را از آدم ها مي گيرد. ما هم داريم به نوعي دچار اين مصرف گرايي مي شويم. آدم ها بدون اين كه خودشان بفهمند تبديل مي شوند به يك ماشين و همان كارهايي را انجام مي دهند كه ازشان خواسته اند. صبح تا شب بايد بروند كار كنند تا اتومبيل مدل بالابخرند، تلويزيونشان را عوض كنند و زندگي مدرني را به وجود بياورند كه البته در زمان انقلاب اصلاً جزو هدف هايشان نبود. يعني انقلاب نكردند كه وضعشان چنين شود. به طوري كه ديگر حتي يك دقيقه فرصت نداشته باشند كه بنشينند و بينديشند و طبعاً انساني كه ديگر نتواند بينديشد ادبيات پايداري به چه دردش مي خورد
    پس ادبيات پايداري تعريفش كمي تغيير مي كند. آن هم با گذشت زمان. انسان در محاصره انبوهي از آگهي هاي تجاري روزنامه ها، راديو تلويزيون و ماهواره ها قرار مي گيرد. همه اش مي گويند فلان كار را بكن! اين را بخري خوشبخت مي شوي. اين گوشي موبايل را بخري خوشبخت تر مي شوي و... و به طور ناخواسته تحت تأثير همه شان قرار مي گيرند بدون اين كه حتي مقاومتي در برابرش از خود نشان دهند. اين امر روي ذهن كودكان تأثير مخرب تري دارد. وقتي ما را محتاج آن موضوعات كردند، ديگر پايداري معنايي ندارد. اصلاً ديگر لازم نيست حمله اي هم به ما بشود. چون ما همان چيزي مي شويم كه مي خواستند! پس انسان را مي خواهند مصرف گرا بار بياورند به طوري كه هر كسي به فكر خودش باشد. مانند ديالوگ هاي فيلم هاي خارجي كه مي گويد: «اين مشكل توست!». حال اين كه در كشور ما و در كشورهاي شرقي چنين اصطلاحي وجود ندارد. ولي كم كم دارد شكل مي گيرد.
    بازمي گردم به پرسش نخست. با همين گستره معنايي كه مي فرماييد به نظرتان كار براي كودك دشوارتر نمي شود
    اين دشواري براي هر گروه سني است. محدوديت خاصي ندارد و از ديگر سو، بستگي به قدرت نويسنده و شاعر دارد. يك چيزي را بگذاريد بگويم. براي ادبيات جنگ، با شعر خيلي موافق نيستم كه براي كودك كار كرد. البته درباره ميهن دوستي و صلح مي توان كارهايي سرود ولي اين كه با شعر به حفظ ارزش هاي جنگ براي كودك و نوجوان پرداخت، موافق نيستم. چون بايد اول زمينه هايي را در ذهن كودك ايجاد كرد كه اصلاً جنگ چه بوده چرا مي گويند دفاع مقدس و چرا به فرض صرفاً نمي گويند جنگ! البته يك سلسله مباحثي را به شكل عاطفي مي شود كار كرد. ولي معتقدم در داستان خيلي كارهاي بيشتري مي توان كرد. از ديگر سو به گمانم چون دست خدا در اين جنگ بود، نبايد نگران فراموش شدن اين ارزش ها بود. چون هرگز فراموش نمي شود. ممكن است در برهه اي از تاريخ به دست فراموشي سپرده شود ولي زماني، دوباره به شكل ديگري زنده مي شود و قد علم مي كند. چون سندها و خاطره ها و فيلم هاي مستند بسياري از آن زمان به جا مانده و در آينده كساني شايد پيدا شوند كه خيلي بهتر از ما بنويسند. حتي شايد از كشوري غير از ايران فيلم ها و داستان هاي خوبي درباره جنگ ما ساخته شود. اما در مجموع ترس من اين است كه هدف رزمندگانمان فراموش شود. به نظرم ادبيات پايداري همين جاست كه معنا پيدا مي كند.
    با رويكردي به همين گفته ها به نظر مي آيد كار در ادبيات پايداري، آن هم براي كودك و نوجوان، نياز به تيمي متشكل از اشخاص برجسته در اين حوزه دارد يعني به قولي كار تيمي جواب مي دهد و يك دست صدا ندارد
    در درجه نخست كسي كه مي خواهد اين كار را انجام دهد، بايد اعتقاد قلبي به اين موضوع داشته باشد. يعني نه به خاطر سفارش و نه پول اين كار را بكند. بايد به ارزش هاي دفاع مقدس اعتقاد قلبي داشته باشد و در عين حال نويسنده خوبي هم باشد. به گمانم آن شخص اگر جبهه هم نرفته باشد خيلي مهم نيست. همان طور كه گفتم اسناد بسيار، فيلم هاي گوناگون و خود رزمندگان، ديدن مناطق جنگي، خانواده شهدا و رزمندگان هستند و مي توان از همه اينها استفاده كرد. خيلي ها درباره جنگ جهاني دوم كه نديدنش داستان مي نويسند و در اين كار هم موفق اند. يا به فرض درباره عاشورا شعر مي سرايند كه خيلي بهتر از شعرهاي ۵۰۰ سال پيش است. صرفاً كافي است كه به صورت حسي با آن مفهوم و منظور ارتباط برقرار كرد و خب، اين كاري هم كه شما پيشنهاد مي كنيد، كار خوبي است. البته بايد گام به گام پيش رفت. نمي شود همه موضوع هاي جنگ را مثلاً براي بچه هاي دبستاني تعريف كرد. ولي در دوره تحصيلي راهنمايي به شكلي ديگر و يا در دبيرستان كارهاي بيشتري مي توان براي بچه ها انجام داد. دغدغه اصلي من وراي اين حرف هاست. ما متولي درست و حسابي و پاسخگو براي اين مقوله نداريم.
    در بسياري موارد ديده شده كه بچه ها و گروه سني كودك و نوجوان از ادبيات جنگ، فاصله مي گيرند. حتي گاهي بزرگسالان هم در مقابل ادبياتي با اين موضوع مقاومت مي كنند . براي تلطيف اين نوع نگاه ها چه كارهايي مي شود انجام داد
    به نكته بسيار خوبي اشاره كرديد: مخاطب، خصوصاً مخاطب كودك، آن هم وقتي شعر مي خواند، كار دشوارتر مي شود. اگر مجموعه شعري باشد كه جنبه حرفه اي و ادبي داشته باشد تأثيرگذار خواهد بود. اگر به فرض ۲۰ شعر در آن مجموعه باشد و چند قطعه اش هم درباره جنگ باشد، از آن سروده ها نيز تأثير مي گيرد. اما اگر از پيش بخواهيم چيزي چاپ كنيم و به بچه بگوييم «ما مي خواهيم به تو بفهمانيم كه جنگ چه بوده» حتي بچه ها هم جبهه گيري مي كنند. درست مانند دارويي كه مي خواهي به او بخوراني و فكر مي كند تلخ است! به گمانم داستاني هم كه در حوزه جنگ نوشته مي شود نبايد خيلي خودش را لو بدهد. نبايد از سوي مراكز دولتي و نظامي چاپ شود. اگر ناشري خصوصي كتابي درباره جنگ چاپ كند كه نه از عنوانش و نه از روي طرح جلد معلوم شود مربوط به جنگ است، مخاطب هم سرگرم مي شود و هم لذت مي برد. ولي در ميانه راه مي بيند ممكن است درباره جنگ هم باشد. نوجوان ديگر اين كتاب را پس نمي زند و با علاقه و لذت آن را مي خواند و ارزش هاي جنگ را هم درمي يابد. حتي علاقه مند خواهد شد كتاب هاي ديگري در اين زمينه پيدا كند.
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3818 به تاريخ 1/10/86، صفحه 13 (ادب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 578 بار
    



آثار ديگري از "فرشاد شيرزادي "

  گفت وگو با محمد حسين حيدري / خانه عكس هاي جنگ كجاست
فرشاد شيرزادي، ايران 21/2/89
مشاهده متن    
  سوژه هاي بكر براي قصه داستان هاي جنگي / نقش فرزندان شهيد در آفرينش ادبيات كودك و نوجوان بانگاهي به كتاب «اسلحه سري»
فرشاد شيرزادي، ايران 14/2/89
مشاهده متن    
  شهيد باقري از زبان همسرش
فرشاد شيرزادي، ايران 22/1/89
مشاهده متن    
  سرود و لطيفه و جُنگ در زندان ابوغريب
فرشاد شيرزادي، ايران 15/1/89
مشاهده متن    
  سفر به دشت شلمچه / نگاهي به نخستين رمان «احمد دهقان»
فرشاد شيرزادي، ايران 25/12/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه اقتصاد اسلامي
متن مطالب شماره 72، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است