|
درباره شاهنامه فردوسي به کوشش محمد قريب / شاهنامه قريب
نويسنده: محمد صادقي
اخيراً چاپ جديدي از شاهنامه فردوسي با تصحيح مهدي قريب روانه بازار کتاب شده است که تصحيحي نسبتاً دقيق و درخور اعتناست.اين در حالي است که تاکنون نسخه هاي متعددي از اين شاهکار ادبيات فارسي، تصحيح و منتشر شده است که اين نشان از اهميت و جايگاه والاي شاهنامه در ادبيات کلاسيک ايران دارد. به جرات مي توان شاهنامه را سرچشمه و منبع لايزال ميراث مشترک ايرانيان دانست. در اين کتاب که حقيقتاً شاهً نامه هاست، استمرار هويت ايراني را از دنياي اسطوره ها و حماسه ها تا واپسين فرمانروايان ساساني مي توان به آشکارگي تماشا کرد. بي هيچ گماني فردوسي در احياي زبان فارسي که از ارکان هويت ملي شمرده مي شود، نقش بي چون وچرايي داشته و محتواي شاهنامه داراي ويژگي هايي است که سبب شده است هويت ملي تا امروز استمرار يابد. يکپارچگي سياسي، يکپارچگي جغرافيايي و به ويژه يکپارچگي روايات برخي از ويژگي هاي اين کتاب ارجمند به شمار مي آيد. در سراسر شاهنامه هيچ دوره يي نيست که ايران بدون فرمانروا باشد حتي فرمانرواي بيگانه يي چون اسکندر را از تاريخ حذف نکرده، بلکه هويت ايراني بدو داده اند. از آغاز شاهنامه تا دوران فريدون، فرمانروايان ايراني بر کل جهان فرمان مي رانند و از ايرج به بعد بر ايران شهر که تا پايان شاهنامه کانون رويدادهاست، هرچند در دوره هاي مختلف مرزهاي ايران شهر تغيير مي کند. مثلاً زماني ارمنستان بخشي از قلمرو ايران است و زماني ديگر نيست. در شاهنامه برخلاف ديگر منابع فارسي و عربي درباره تاريخ ايران روايات يکدست است. بدين معني که خواننده هيچ گاه با روايات گوناگوني از يک رويداد واحد روبه رو نمي شود. اما اينکه تاريخ و اهالي آن پس از مرگ فردوسي با وي و کتابش چه کرده اند شايد اين سخنان تلخ و پراندوه استاد فقيد شاهرخ مسکوب اشارتي به تفصيل ماجرا باشد: «هزار سال از زندگي تلخ و بزرگوار فردوسي مي گذرد. در تاريخ ناسپاس و سفله پرور ما، بيدادي که بر او رفته است، مانندي ندارد. و در اين جماعت قوادان و دلقکان که ماييم با هوس هاي ناچيز و آرزوهاي تباه، کسي را پرواي کار او نيست و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر «ارباب فضل» دربسته و ناشناخته مانده است. اما در اين دوران دراز، شاهنامه زندگي صبور خود را در ميان مردم عادي اين سرزمين ادامه داده است، و هنوز صداي گرمش گاه گاه اينجا و آنجا در خانه يي و قهوه خانه يي شنيده مي شود و در هر حال اين زندگي خواهد بود، و اين صدا خاموش نخواهد شد، و در هر زمان به آوايي و نوايي سازگار مردم همان روزگار فراگوش مي رسد.» 1 قديمي ترين نسخه هاي شاهنامه فردوسي، نسخه کتابخانه ملي فلورانس(614 ه. ق)، برگردان عربي ابوالفتح بنداري(621-620 ه. ق)و نسخه موزه بريتانيا در لندن(675 ه. ق) است که بيش از دويست سال با زمان درگذشت حکيم توس فاصله دارند و همين مطلب اهميت و ضرورت توجه به تصحيح علمي و انتقادي شاهنامه را دو چندان مي نمايد. پژوهشگران و تصحيح کنندگان شاهنامه نيز در اين زمينه و در جهت نزديک ساختن متن به متن اصلي کوشش هايي داشته اند و البته بايد توجه داشت که اين کار بسيار دشوار است و به دانش، تخصص و آگاهي نياز دارد و به همين خاطر از حساسيت ويژه يي برخوردار است. هنگامي هم که سخن از شاهنامه در ميان باشد، جايگاه ممتاز آن نزد مردم ايران مطرح مي شود و بدون ترديد دقت و ظرافت بيشتري انتظار مي رود. اکنون چاپ هاي مختلف و متعددي از شاهنامه موجود است که اگر نگاهي به آنها بيندازيم با هم تفاوت هايي دارند و اين موضوع خود جاي انديشيدن بسيار دارد. اما به تازگي کتاب شاهنامه فردوسي به کوشش يکي از استادان نام آشناي فرهنگ و ادب ايران زمين، مهدي قريب و به همت انتشارات دوستان منتشر شده است. مهدي قريب از استادان شناخته شده ادبيات اين سرزمين به شمار مي رود و سال هاي طولاني است که به فعاليت هاي پژوهشي در زمينه فرهنگ و ادب اين سرزمين و به ويژه شاهنامه فردوسي اشتغال دارد. ايشان اينک با کوله باري از دانش و تجربه و با بهره مندي از محضر بزرگاني چون مجتبي مينوي، عباس زرياب خويي، احمد تفضلي، سيد جعفر شهيدي و... اين کار سترگ را به انجام رسانده و در روزگار قحطي وجدان کوشش نيک و سودمندي داشته و گام بزرگي برداشته است. متن شاهنامه تصحيح شده قريب بر اساس 10 نسخه از قديمي ترين نسخه هاي شاهنامه در جهان و مقابله با متن شاهنامه هاي چاپ اول و دوم مسکو و نسخه شاهنامه جلال خالقي مطلق، ويرايش و تصحيح شده و اساس و مبناي کار خويش را نسخه موزه بريتانيا(675 ه. ق) در نظر گرفته، با اين حال ديگر نسخه ها و متون چاپي را نيز مورد توجه و نظر قرار داده است. در اينجا توضيح اين نکته ضروري به نظر مي آيد که به باور کارشناسان و آگاهان نسخه کتابخانه ملي فلورانس در بخش هايي مخدوش بوده و همه متن شاهنامه را دربرندارد. همچنين از موارد مهم و برجسته در کار ايشان وسواس و دقت، احتياط مداوم، در نظر نداشتن نظر و سليقه شخصي و از همه مهم تر، تلاش براي نزديکي به بيان فردوسي را مي توان برشمرد. شايد اگر نيک بينديشيم در زمينه تصحيح آنچه هدف و مقصود پژوهشگر خوانده مي شود تلاش جهت نزديکي به بيان پديدآورنده اثر است و با توجه به فاصله زماني درگذشت فردوسي تا نسخه 675 ه. ق که 260 سال را در بر مي گيرد در رابطه با شاهنامه کار قدري سخت تر و پيچيده تر به نظر آيد که به طور طبيعي با دقت، تامل و تعمق مي توان اين کار بزرگ را به انجام رساند. مطلب ديگر اينکه مساله الحاقي دانستن يا اصيل دانستن برخي روايت ها و داستان هاي فرعي شاهنامه (مانند کشتن رستم پيل سپيد را، روايت دژ سپيد، رفتن رستم به البرز کوه به طلب کي قباد، اسطوره کشف آتش و... ) که در چاپ هاي موجود شاهنامه (تصحيح شده) هم به نوعي ديده مي شود، در مقدمه کتاب شاهنامه، مورد نظر و نگاه منتقدانه قريب قرار گرفته و به ويژه الحاقي شمردن روايت هاي فرعي شاهنامه (که به ظاهر بر مبناي برگردان عربي شاهنامه بنداري صورت پذيرفته) با پرسش مواجه شده و نسبت به اين موضوع واکنش جدي نشان داده شده است. در ديداري که نگارنده با ايشان داشتم نيز ايشان بر اين نکته تاکيد داشتند و همچنين الحاقي دانستن ابيات زيادي از شاهنامه را در شاهنامه جلال خالقي مطلق قابل بحث دانستند. البته همه اين داستان هاي فرعي و ابيات مشکوک در کتاب شاهنامه (به کوشش قريب) آمده اما با نشانه هايي مشخص شده تا به اين ترتيب راه تحقيق و داوري براي خوانندگان جست وجوگر و پرسشگر باز بماند و به جرات اين اقدام را مي توان امتياز برجسته کار محققانه استاد قريب به شمار آورد. در آخر با سخن پاياني مهدي قريب در مقدمه اش بر کتاب شاهنامه همداستان مي شوم: گفتار و پندار نيک و خردمندانه يي که اگر شنيده و سرانجام اجرا شود، جاودانه خواهد شد. تلاش ها و کوشش هاي بزرگان فرهنگ و ادب کشورمان در تصحيح شاهنامه همواره عاشقانه و دلسوزانه بوده و هست ولي هنوز گام آخر برداشته نشده است و آن گرد آمدن استادان سرشناس و کارشناسان معتبر در يک مجموعه و بنياد ملي است تا با بهره مندي از تجربه هاي ارزشمند گذشته در داخل و خارج از ايران تصحيح علمي و انتقادي متن شاهنامه به شکل اساسي انجام پذيرد و اين آرزو برآورده شود. به اميد آن روز. پي نوشت:- 1- برگرفته از مقدمه يي بر رستم و اسفنديار نوشته شاهرخ مسکوب درباره شاهنامه فردوسي به کوشش محمد قريب / شاهنامه قريب محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 1423 بار
|