|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/11/4: رسانه ها در دنياي مجازي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6948
شنبه 24 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3845 4/11/86 > صفحه 10 (فرهنگ) > متن
 
      


رسانه ها در دنياي مجازي


نويسنده: مجيد سليماني

اين روزها احساس مي شود جهان رو به افول تمدني است. براستي جهان به كدامين سو مي رود آيا انسان، اسير قفس رسانه اي است كه هر لحظه او را به آوردگاه سطحي شدن مي كشاند دنيايي كه محو تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي است، چه نسبتي با دين برقرار مي كند تأثيرات تكنولوژيكي اين امر بر انسان عصر جديد چيست تكنولوژي جديد در فرايند سكولاريزاسيون، چه نقشي را ايفا مي كند اين سؤالي است كه اين مقاله، درصدد پاسخگويي به آن است. به اعتقاد نگارنده، يكي از اصلي ترين و يا مهم ترين امري كه موجب شتاب گرفتن فرايند سكولاريزاسيون شده است، به طور عام تكنولوژي و به طور خاص تكنولوژي هاي جديد اطلاعاتي است.
    
    * دين و عرفي شدن
    در ابتدا به بازشناسي مفاهيم سكولاريسم و عرفي شدن مي پردازيم. سپس رابطه اين مفاهيم را با اموري همچون دين و دينداري مورد مداقه قرار مي دهيم.
    تعاريف بسياري براي مفاهيمي همچون سكولاريسم و سكولاريزاسيون بيان شده است. واژه سكولاريسم از واژه لاتين «سكولاريز» اخذ شده است. سكولاريز نيز از «سكل» مشتق شده كه به معناي «دنيا» و يا «گيتي» در برابر «مينو» است. (بيات، ۳۲۷:۱۳۸۱) بنابراين، سكولاريسم به لحاظ ريشه لغوي و مفهوم عام آن، به قلمرو موضوعات اين جهاني و دنيوي دلالت دارد؛ يعني به هر چيزي كه مربوط به «بعد دنيوي زندگي انسان» باشد. (شجاعي زند، ۲۰۸:۱۳۸۰) درواقع، چنين تعريفي از اين مفهوم، عام ترين تعريفي است كه تا كنون در ميان انديشمندان رواج داشته است و عموم انديشمندان اين حوزه بر «دنيوي بودن» اين ايدئولوژي تأكيد دارند. (خاكي قراملكي، ،۱۳۸۴ پارسانيا، ۱۳۸۵)
    به اعتقاد نگارنده، خاستگاه سكولاريزاسيون را بايد از ظهور رنسانس، نهضت پروتستان و تجلي مدرنيته در غرب، جست وجو كرد. با ظهور مدرنيته و شكل گيري نظام سرمايه داري، غرب هر چه بيشتر به سمت سكولاريزاسيون پيش رفت. دين و آموزه هاي ديني يكي از مهم ترين موانع بر سر راه توسعه سيستم نظام سرمايه داري بود، زيرا «پايگاه مشروعيت»، «كاركرد» و «اهداف» نظام سرمايه داري هيچ سازگاري با دين و رسالت آن در جوامع بشري ندارد. بر اين اساس در يك فرايند تاريخي كم كم از يك طرف دين از صحنه جامعه خارج شد و تا حد امري فردي و خصوصي تنزل پيدا كرد و از طرفي با تنظيمات روابط فردي و اجتماعي، بر اساس مباني و اهداف نظام سرمايه داري جايگاهي براي جريان آموزه هاي ديني در حيات فردي و اجتماعي تعريف نشد. بنابراين، سكولاريزاسيون در دو سطح «فرد» و «جامعه» رخ داد.
    منظور ما از «عرفي شدن» در اين مقاله، همانا فرايند سكولاريزه كردن و دنيوي كردن افراد است. هرچند كه اين امر تبديل به آداب و رسوم و يا حتي قانون شده باشد. زيرا بنابر تعريف، هنجارهاي مورد قبول و دروني شده يك گروه اجتماعي كه از دوام و شموليت نسبتاً بالايي هم برخوردار باشد را «عرف» آن اجتماع مي نامند. (شجاعي زند، ۱۳۸۴)
    
    * تفاوت تعريف عرف در اصطلاح فقه اسلامي و مسيحيت غربي
    معادل «عرفي» به خلط مفهومي ميان عرف در اصطلاح مسيحيت غربي با عرف مصطلح در فقه دامن مي زند. (خاكي قراملكي، ۱۳۸۴) اين در حالي است كه عرف در فقه، داراي تفاوت مفهومي آشكاري است و هيچگاه امر عرفي در مقابل امر قدسي قرار نمي گيرد.
    عرف در اسلام به معني «هنجارهاي غيررسمي جاري در ميان مردمان» شناخته مي شود و جايگاه مهمي در فقه پيدا كرده است. اين نشان مي دهد كه اولاً، اسلام به اهميت عرف در حفظ پيوند و انسجام اجتماعي به خوبي واقف است و ثانياً، بناي يكسان سازي انسان ها و قالبي كردن جوامع را ندارد و ثالثاً، براي گسترش جغرافيايي و دوام تاريخي خويش، از واقع نگري هاي لازم نيز برخوردار بوده است(همان) ضمن اين كه مجتهد از آزادي عمل زيادي براي تصميم گيري فقهي پيرامون مسائل عرفي برخوردار است، زيرا عرف عام ملاك ها و ضوابط مشخصي ندارد و مجتهد را در وادي نظر و فتوا و مقلد را در وادي عمل و تعيين مصداق، دچار مشكل خواهد كرد. (مهدوي كني، ۱۳۸۳) به اعتقاد نگارنده، اين مسأله موجب خواهد شد كه امور عرفي و دنيوي انسان ها، با توجه به «مقتضيات زمانه» مورد بازنگري قرار گيرد.
    از اين رو، فقه را مي توان مهم ترين عنصر رويكرد مثبت اسلام به زندگي دنيوي دانست. البته بايد اين نكته را ذكر كرد كه عرفي شدن به معناي دنيوي شدن در فقه شيعه راه ندارد.
    
    * تفاوت عرفي شدن در اسلام و مسيحيت
    آيا سرنوشت اسلام و مسلمانان همان سرگذشت مسيحيت و مسيحيان خواهد بود يا اين كه به دليل تفاوت هاي تعيين كننده ميان اين دو آيين الهي، احتمالات ديگري در مسير تحولات ديني و دينداري جوامع شرقي - اسلامي وجود دارد.
    به نظر مي رسد كه ماهيت اسلام و تجربيات جوامع مسلمان با دين مسيح و جوامع مسيحي متفاوت است و لزوماً روند عرفي شدن مسيحيت، درباره اسلام قابل تعميم و تكرار نيست.
    تجربه عرفي شدن مسيحيت روندي بود كه در آن، نوعي انتقال از ماوراءالطبيعه به طبيعت، از خدا به انسان و از وحي و ايمان به عقل، صورت گرفت.
    سؤال ما در اينجا اين است كه چرا مسيحيت تن به عرفي شدن داد. آيا اين امرناشي از ماهيت دين مسيحيت بوده و يا اين كه تحولات و دگرگوني هاي بيروني بر آن تأثيرگذاشته است
    اصولاً مسيحيت يك دين تجزيه گراست، يعني ميان ماوراءالطبيعه و طبيعت، ميان انسان و خدا و ميان عقل و ايمان چنان تضادي قائل است كه فرد مسيحي مي بايست يكي را انتخاب كند. مسيح به روايت مسيحيت خود شخصي است كه كاملاً رويكرد رهباني داشته و اين دنيا را به نفع آخرت مذموم مي دانسته است؛ هر چند در تحولات جامعه غربي، سرانجام مسيحيت براي خود شريعتي تعريف كرده و نهاد قدرتمندي چون كليسا را ايجاد كرده است. اما همين امر به عنوان انحراف درمسيحيت دانسته شده كه شخص مسيح هيچ گونه اشاره اي به آن نداشته است.
    ويژگي هاي كليساي كاتوليك نيز موجب شد كه مسيحيت پروتستان شكل گيرد و مسيحيت هرچه بيشتر به سمت عرفي شدن پيش رود. پيدايش عصر رنسانس، اصلاح ديني روشنگري و انقلاب علمي، هر چه بيشتر زمينه عرفي شدن دين مسيح فراهم كرد. قرائت پروتستاني از دين مسيح مانع بازگشت و احياي آموزه هاي اوليه و اصيل مسيحيت است. تأكيد بر ايمان در مقابل عقل، رد مرجعيت كليسا و انتقاد از بدعت هايي كه كليسا ايجاد كرده و بسياري موارد ديگر به روند عرفي شدن دين مسيح كمك كرد. در اين زمينه وبر نيز بر دنياگرايي در پروتستان تأكيد مي ورزد. (وبر، ۱۳۷۱)
    دين اسلام بر خلاف مسيحيت، ديني تجزيه گرا نيست، بلكه دين اسلام با ارائه شواهد مختلف از كتاب مقدس سيره پيامبر اسلام و تجربه تاريخي مسلمانان رويكردي متعادل درباره مسائلي چون خدا و انسان، دنيا و آخرت، علم و دين و فرد و جامعه دارد.
    دين اسلام يك آيين تمام و كامل است كه مدعي است براي تمامي زواياي زندگي بشر داراي تعاليم و دستورهايي است. اسلام هيچگاه نگاه تقابل ميان دنيا و آخرت، ايمان و عقل، خدا و انسان و... نداشته است. پيامبر اسلام در عين حال كه داراي مقام رسالت بود، به فعاليت هاي اجتماعي و حتي تشكيل حكومت پرداخت. از نظر اسلام مسير تعالي و رستگاري انسان و سعادت و نجات اخروي جز از طريق حضور مثبت در دنيا، تعامل و مؤانست پويا با طبيعت و مشاركت فعال در اجتماع انسان ها ميسر نمي شود. (همان)
    بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه ماهيت اسلام با مسيحيت متفاوت است. اسلام ديني است اجتماعي كه به همه ابعاد انسان و زندگي او توجه داشته است و برخلاف مسيحيت به نحوي تك بعدي با جهان برخورد نمي كند.
    اسلام ظرفيت بالايي دارد تا بتواند خود را با تحولات و شرايط متفاوت وفق دهد و اين امرناشي از دستورهاي ديني، تجربه پيامبر (ص) و بزرگان آن و تجربه خود مسلمانان است.
    اسلام هرگز دنياگرايي را امري مذموم نمي داند و آن را در جهت آخرت مي شمرد. جمله معروف «دنيا مزرعه آخرت است» مي تواند دلالت خوبي بر اين امر باشد.
    قرآن كريم نيز بر امر توجه به دنيا تأكيد دارد، آنجا كه مي فرمايد:
    وَ لاتَنْسَ نَصيبَكَ مَن اَلْدُّنْيا: بهره دنيويت را فراموش مكن.
    تأكيد قرآن كريم در آيات متعدد به باور روز بازپسين به عنوان شرط قبول ايمان و تأكيد بر اهميت و اولويت آخرت نسبت به دنيا، اجازه نمي دهد كه دنياپذيري مسلمانان، آنان را به سوي يك رهيافت كاملاً عرفي سوق دهد.
    همين امر موجب شده است كه وبر مدعي شود كه اسلام كمتر از مسيحيت، رويكرد اين دنيايي دارد و هاجنس بر خلاف او معتقد است كه اسلام، يهوديت و آيين زرتشت، اين دنيايي تر از مسيحيت و مانويت است. (همان)
    نيچه نيز تحت تأثير انتظارهاي برآمده از سنت ديني حاكم بر فرهنگ غرب و روح تجزيه گرا و رويكرد آن جهاني جاري در مسيحيت، از اسلام و ظرفيت هاي عرفي و دنياپذير آن شگفت زده شده است. او مي گويد: « وجود اسلام مستلزم وجود مردان است... مسيحيت ميوه فرهنگ جهان كهن را از ما به يغما برد و بعدها ميوه فرهنگ اسلامي را نيز از دست ما ربود.» (همان)
    
    * رسانه و فضاي مجازي؛ عرفي شدن و ذات تكنيك
    از جمله عوامل مهم اثرات عميق اجتماعي، فناوري است كه از طريق آن، انسان ها قادرند كه انديشه خود را به كار گيرند و دنياي اطراف خود را منطبق با خواست هاي خود سازند. (باقي نصرآبادي، ۱۳۸۰)
    رسانه نوعي فناوري است كه در غرب تعيّن يافته است. مارتين هايدگر در رساله «پرسشي در باب تكنولوژي» معتقد است كه تكنولوژي با ماهيت آن معادل نيست.(هايدگر، ۱۸:۱۳۷۵ ) بدين معنا كه براي رسيدن به شناخت حقيقي از چيستي تكنولوژي، بايد از مرحله شناخت ابزارهاي تكنولوژيك فراتر رفت و در پي درك ماهيت تكنولوژيك بود. از ديدگاه هايدگر، تكنولوژي نوعي انكشاف است كه وجود را از خفا به ظهور مي رساند. (همان)
    او معتقد است از آن جايي كه ماهيت تكنولوژي خارج از اراده انسان است، علاوه بر محيط خارج، خود انسان نيز درمعرض سلطه تكنولوژي است و اشتغال به تكنيك، با غفلت از ماهيت تكنولوژي، انسان ها را نيز در صورت هاي مختلفي اسير اقتضائات تكنولوژيك مي كند. (همان)
    همين امر مورد تأكيد مك لوهان نيز قرار گرفته است. او با نگاهي معرفتي به رسانه، معتقد است كه: «رسانه همان پيام است».(مك لوهان، ۳۷:۱۳۷۵)
    صورت تكنيكي رسانه ها، اثرات بزرگي بر زندگي اجتماعي انسان ها، روند تاريخ و شرايط وجودي انسان، به گونه اي مستقل و ذاتي مي گذارند كه فراگيرتر از اثراتي است كه محتواي رسانه بر فرد و جامعه دارد. نظريه مك لوهان به حضور اقتضائات تكنولوژيك رسانه- وراي محتوا و پيامي كه توسط آن ها منعكس مي شود- در شرايط اجتماعي- انساني اشاره اي صريح دارد.
    پستمن و هاروود نيز بر اين مسأله تأكيد فراواني كرده اند و مي گويند: «ما چنان شيفته و دلباخته تكنولوژي شده ايم كه محتوا و مضمون آن را ناديده گرفته ايم.» (پستمن و هاروود، ۳۰:۱۳۸۳)
    داوري اردكاني نيز بر اين عقيده است كه روزگاري بود كه فلسفه، راه علم و تكنولوژي را تعيين مي كرد، اما نظم عالم كنوني به علم و تكنيك واگذار شده است كه در اين ميان تكنيك ارتباطات و اطلاعات از اهميت فزاينده اي برخوردار است. درواقع، اين تكنيك توانسته است كه جاي فلسفه را براي تعيين راه زندگي بگيرد. (داوري اردكاني، ۱۳۷۸)
    او مي نويسد: «تكنيك عين قدرت است.» تكنيك هاي ارتباطي در پاسخ به يك مسأله و يا يك مشكل به وجود نيامده اند، بلكه امكانات عالم را افزايش داده اند. درواقع، اطلاع رساني، سرگرمي و يا هر چيز ديگر در عالم قبل از به وجود آمدن رسانه ها، نياز محسوب نمي شد. بنابراين اين جمله كه «اطلاع رساني و... از ضروريات عالم كنوني است» محل اشكال است. (همان، ۳۳۲:۱۳۷۸)
    نكته اي كه در اين جا در پي آنيم، نسبت ميان سكولاريسم و تكنولوژي است. مي توان نتيجه گرفت كه مهم ترين ابزار سكولاريزاسيون، تكنولوژي، خصوصاً «تكنولوژي اطلاعاتي» است؛ زيرا سكولاريسم به معناي محدودتر شدن عالم ملكوت و عقب نشيني همه جانبه آن در برابر عالم مادي است. چرا كه بشر از طريق تكنولوژي در يك وضع جديد قرار گرفته، كه او را در برابر عالمي غيرمادي بي نياز مي كند. (كاظم زاده، ۱۳۸۴)
    از ديگر نظرياتي كه در باب ذات تكنيك اطلاعاتي در فضاي مجازي مطرح شده است، نظريات بودريار است. وي معتقد است كه: «گسترش تماس هاي ارتباطات اينترنتي، ارتباطات را در خود محو مي كند، به تحليل مي برد و محتوا را با نقصان روبه رو مي كند.» (بودريار، ۱۸:۱۳۸۳) بنابراين، انسان عصر جديد تفكر را نه در قالب واژگان، بلكه در قالب تصاوير و انگاره ها پيش مي برد. «و تنها اين توانايي را دارد كه اطلاعات الكترونيكي را پردازش كند. اين بشر فاقد بينش تحليلي، عاطفي و احساسي است.» (ريفيكين a، ۸:،۱۳۸۳ سيل، ۱۳۸۳) همان گونه كه يكي از فلاسفه (روبرت رومينشاين) نيز بيان مي كند «تكنولوژي اين امكان را فراهم مي كندكه بيش از پيش، بينشي خشك و بي تفاوت و دور از واقعيت به دنيا پيدا كنيم و جهان خارج را بدون توجه به حضور خودمان در آن ببينيم.» (تلوت، ۲۲:۱۳۸۳)
    اما راه غلبه بر «اقتضائات تكنولوژيك رسانه اي» چيست هر چه باشد انسان امروز، در زيست جهاني قرار گرفته است كه تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات در قالب فضاي مجازي او را احاطه كرده است. هايدگر راه غلبه بر اقتضائات تكنولوژيك را توجه به ماهيت اصلي تكنيك مي داند. لازمه اين آگاهي اين است كه ما با پرسشگري مداوم از تكنولوژي اطلاعات، بتوانيم به نسبت حقيقي خود با آن واقف شويم. (هايدگر، ۱۵۰:۱۳۷۵) با غلبه بر اقتضائات تكنيكي، بنيان و شالوده هاي سنخيت و ارتباط ميان رسانه و رويكردهاي غيرديني و سكولار سست خواهد شد.
    نكته ديگر براي غلبه بر سكولاريسم رسانه اي، بازگشت به وجود الهي انسان است. اين بازگشت كنارزدن حجاب هاي ظلماني و انسان گرايانه عصر جديد و نيز رويكردهاي طبيعي و سخيف درباره آمال و غايت عالم است كه به قول هايدگر موجب شده «انسان بر فراز هيچ بايستد.» (ملكيان، ۶۹:۱۳۸۱) و حقيقت را بر اين فراز استوار سازد. ريچارد استيورز در اين باره در كتاب «فرهنگ بدبيني: اخلاق آمريكايي در انحطاط» بيان مي دارد كه تكنولوژي رسانه اي بويژه رسانه هاي تصويري، حقيقت را مسخ كرده است. (روگرز، ۱۳۸۳)
    
    * نتايج عرفي سازي در فضاي مجازي؛ انسان در دام دنيا
    در اين قسمت نگاهي مقايسه اي به «فرايند سكولاريزاسيون» در فضاي مجازي و دنياي واقعي خواهيم داشت. به نظر مي رسد فرايند سكولاريزاسيون، با سرعت بيشتري نسبت به دنياي واقعي، در فضاي مجازي در حال رخ دادن است. ضمن اين كه حركت سكولاريزاسيون در فضاي مجازي، تابع اين فرايند در دنياي واقعي است و در جهت آن حركت مي كند. بنابراين، تعميم نتايج اين فرايند از دنياي واقعي به فضاي مجازي، ممكن و در عين حال قابل تأمل خواهد بود.
    شخصي شدن اخلاق و خصوصي شدن دين: فرايند سكولاريزاسيون، فرايندي است كه امور ديني را خصوصي كرده، اخلاق نيز در اين فرايند، به امري خصوصي تبديل خواهد شد. ويلسون در اين زمينه تأكيد مي كند كه دنيوي گروي يك ايدئولوژي است و معتقد است: «قائلان و مبلّغان اين ايدئولوژي آگاهانه همه اشكال اعتقاد به امور و مفاهيم ماوراي طبيعي و وسايل و كاركردهاي مختص به آن را طرد و تخطئه مي كنند و از اصول غيرديني و ضدّ ديني به عنوان مبناي اخلاق شخصي و سازمان اجتماعي حمايت مي كنند.»(الياده، ۱۲۶:۱۳۷۴) سكولاريزاسيون در فضاي مجازي بسيار آسان تر موجب خصوصي شدن دين و اخلاق خواهد شد، زيرا در فضاي مجازي فرد داراي هويت هاي مجازي، گمنام و چندگانه است. اين امر به دليل شخصي بودن مصرف كاربر صورت مي گيرد. بنابراين، حوزه اخلاق به سمت برداشت ها و هنجارهاي شخصي كاربر پيش خواهد رفت و كاربر بر اساس اين هنجارهاي شخصي به رعايت اخلاق خواهد پرداخت.
    


 روزنامه ايران، شماره 3845 به تاريخ 4/11/86، صفحه 10 (فرهنگ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 343 بار
    



آثار ديگري از "مجيد سليماني"

  رويكرد مقايسه اي در ساختار نوشتاري/ روزنامه نگاري سايبرنتيك
مجيد سليماني، ايران 16/3/86
مشاهده متن    [PDF]    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه فقه، حقوق و علوم جزا
متن مطالب شماره 9، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است