|
درباره كتاب «ديروز،امروز،فردا» نوشته دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن به قامت دماوند
نويسنده: محمد صادقي
... زبان ديگري نمي شناسيم كه آن همه نقش چندگانه در سرنوشت ملتش ايفا كرده باشد، آن گونه كه فارسي كرده. فارسي نه تنها وسيله تفهيم و تفهم بوده است، بلكه نگهباني قوميت، استقلال، آزادگي و فرهنگ را هم بر عهده داشته و طي قرون پرحادثه و در شرايط ناآرام، مردمش را با زندگي در حال آشتي نگاه داشته. اگر اين نرم داروي شاعرانه در روح مردم ما تزريق نشده بود، كشيدن بار زندگي با آن همه ناهمواري ها مشكل مي شد. شعر فارسي علاوه بر خود شعر، بار سنگين تاريخ و حكمت و هنر را نيز بر دوش كشيده زيرا فلسفه و موسيقي و نقش به چشم مساعد نگريسته نمي شده اند.1 شناخت فرهنگ و ادب كهنسال ايران و آگاهي از گذشته اين سرزمين نخستين گام براي ساختن فردايي بهتر و آينده يي درخشان است كه از مشروطه به اين سو دغدغه اهل انديشه بوده و هست و نمي توان با ناديده انگاشتن آن راهي هموار به سوي دنياي نو برگزيد. از اين رو ضرورت دارد انديشمندان و پژوهشگران ايراني نسبت به اين موضوع دقت بيشتري داشته باشند. به تازگي كتاب «ديروز، امروز، فردا» به قلم دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن و به همت شركت سهامي انتشار راهي بازار كتاب شده كه مجموعه يي از مقاله هاي بيست سال اخير و گفت وگوهاي ايشان را در بر دارد و به موضوع هاي گوناگوني در زمينه ادبيات، فرهنگ، سياست و... مي پردازد. دكتر اسلامي ندوشن در سال هاي پربار عمر خويش فعاليت هاي درخشاني در زمينه آموزش، پژوهش، ترجمه و... داشته و جوانمردانه در مسير حقيقت گام برداشته و با نگاهي ژرف و جست وجوگرانه آثاري ارائه كرده و همواره بر غناي فرهنگ و ادب ايران زمين افزوده و اينك گذشته، حال و آينده را در دفتري گردآورده تا در روزگار مه آلود چون فانوسي در دست مشتاقان آگاهي و خرد قرار گيرد. ايشان در يكي از مقاله هاي اين كتاب با عنوان «زبان فارسي، افزون تر از يك زبان» درباره اهميت زبان فارسي در شكل گيري قلمرو فرهنگي ايران نكته هاي ظريفي را بيان كرده اند و نسبت به نتيجه آموزش زبان فارسي در مدرسه ها و بويژه همراه نبودن آموزش زبان فارسي و انديشه ورزي ابراز نگراني كرده و وضعيت آموزشي را نامطلوب و تاسف بار خوانده اند، چرا كه باور دارند درخشش زبان در گرو درخشش فكر است، در نتيجه ضعف زبان مساوي با ضعف فكر است و در همان مقاله پرسشي جدي را نيز مطرح ساخته اند كه با توجه به اينكه در كمتر زباني به اندازه زبان فارسي بر ضد عقل و استدلال حرف زده شده است، علت چيست؟ و اين پرسش جاي انديشيدن فراوان دارد و مي تواند موضوع خوبي براي پژوهشگران جوان و اهل انديشه باشد چون خردگريزي در بازماندن ما از دنياي نو تاثير بسياري داشته و ما را از تحول و ترقي جهان نو دور نگه داشته است... همچنين اگر نگاهي به آثار و نوشته هاي دكتر اسلامي ندوشن بيندازيم، حساسيت ويژه ايشان نسبت به مسائل فرهنگي، اجتماعي و سياسي ايران و جهان را درمي يابيم. در اين كتاب مقاله هايي چون سود و زيان نفت، قلمرو ريا در زمينه اجتماع و سياست، بم بزرگ بم ناپيدا، از قصر تا سياهچال، نشانه هاي شيب، از برج هاي نيويورك تا مدرسه بسلان، اگر صلح بيشتر از جنگ نيروزاي شود، هشدار ديگر، دنيا به كدام سو روي دارد؟، پايان كار يك جبار و... فراهم آمده كه شامل تحليل هاي ايشان در زمينه هاي مختلف است. توجه و انديشيدن پيرامون مسائل ايران و جهان از ويژگي هاي ممتاز كارهاي ايشان است كه نتيجه هاي خوبي را نيز در پي داشته، براي نمونه مي توان به مقاله «كدام رويارويي؟» (در كتاب ايران و تنهايي اش) كه مولف به بررسي و نقد نظريه برخورد تمدن ها پرداخته اشاره كرد و مهم تر اينكه دكتر اسلامي ندوشن را بايد از نخستين انديشمندان ايراني به شمار آورد كه به نظريه ساموئل هانتينگتون پاسخ داده و نقص هاي آن را با دقت بررسي كرده اند. اما درباره آثار ارزشمند دكتر اسلامي ندوشن اين نكته را نمي توان ناگفته گذارد، با توجه به اينكه مبهم گويي و پيچيده گويي در ميان اهل فرهنگ و انديشه گاهي عادي شمرده مي شود، و دليل علم و دانش گوينده يا نويسنده به حساب مي آيد، و البته پرداختن به اين عادت ناپسند در اين مجال نمي گنجد، بدون ترديد از ويژگي هاي آثار ايشان روشن و شفاف سخن گفتن است، مسائل مهم را با زباني ساده با مردم در ميان مي گذارند و اين از صداقت و درستي ايشان حكايت دارد چون كساني كه مبهم و پيچيده سخن مي گويند خود نيز نمي فهمند چه مي گويند و اين شايد تنها چيزي است كه نيك مي دانند،... شايد از اين رو ايشان به سخن سراي بزرگ و شاعر صميمي سرزمين مان، سعدي بي شباهت نباشند، كه خود دانش آموخته همين مكتب هستند... سال ها پيش، از عابري غريبه، اين كلام دل انگيز و پرمعنا را شنيده ام كه «شايد حقيقت، همان جست وجوي حقيقت باشد...» من نيز اين مقال را با سخني از دكتر اسلامي ندوشن كه چون دماوند زيبا و استوار در آسمان فرهنگ و ادب ايران مي درخشد به انجام مي رسانم: «اين كافي نيست كه ما بگوييم: «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» وطن خواهي بايد مبتني بر شناخت و همراه با احساس مسووليت باشد. بر حسن ها و عيب هايش وقوف حاصل شود. آنچه از وطن و هر چيز ديگر در جهان عزيزتر است، حقيقت است...» پي نوشت: -1 اسلامي ندوشن، محمدعلي، ديروز امروز فردا، تهران، شركت سهامي انتشار ،1386، ص121. درباره كتاب «ديروز،امروز،فردا» نوشته دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن به قامت دماوند محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 380 بار
|