|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد86/11/18: «چگونگي» پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1356-57 /حاكميت دوگانه از آذر تا بهمن
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1610 18/11/86 > صفحه 5 (ويژه انقلاب ) > متن
 
      


«چگونگي» پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1356-57 /حاكميت دوگانه از آذر تا بهمن


نويسنده: حميدرضا جلائي پور

در اين دوران جو وحشت ناشي از حكومت نظامي با قاطعيت در رهبري امام خميني و ابتكارات مردمي در ماه محرم عملاً شكسته شد و آخرين دولت پيشنهادي شاه نيز نتوانست حمايت ارتش و مردم را با خود همراه كند. در مقابل با تقويت و فعال شدن كميته هاي انقلابي در محلات شهري، اعلام علني فعاليت شوراي انقلاب توسط امام خميني، خروج شاه از ايران و بازگشت تاريخي امام خميني، جامعه ايران داراي حاكميت دوگانه شد. در همين وضعيت حاكميت دوگانه بود كه عملاً ارتش به صف انقلابيون پيوست و انقلاب به پيروزي رسيد. دولت نظامي از ترس تظاهرات مذهبي در ماه محرم حركت دسته هاي عزاداري را ممنوع و رفت و آمد شبانه مردم را منع كرد. در مقابل امام خميني از پاريس با پيام خود ماه محرم را ماه پيروزي خون بر شمشير ناميد. (همان، 225) مردم نيز در اين ماه دست به ابتكار تعيين كننده يي زدند. آنها هر شب ساعت 9 روي بام خانه هاي خود مي رفتند و «فرياد الله اكبر، خميني رهبر، مرگ بر شاه» سر مي دادند. جوانان انقلابي در كوچه ها بدون واهمه از نيروهاي امنيتي، خطاب به مردم فرياد مي زدند: اكنون چه وقت خواب است برخيز كه انقلاب است. اين فريادها و تظاهرات شبانه از يك طرف فضاي انقلابي را گرم نگه مي داشت و از طرف ديگر صداي مذهبي انقلاب را به درون تمامي خانواده هايي (خصوصاً خانواده هاي نيروهاي نظامي و امنيتي) كه هنوز به انقلاب نپيوسته بودند، مي كشاند. در روز نهم (تاسوعا) و دهم (عاشورا) محرم با سازماندهي روحانيان مبارز خصوصاً آيت الله طالقاني كه اخيراً از زندان آزاد شده بود دو راهپيمايي بزرگ ميليوني برگزار شد كه گويي به منزله رفراندومي عليه حكومت پهلوي بود. شعارها در اين راهپيمايي ها صريح و روشن بود: «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد - حتي اگر شب و روز بر ما گلوله بارد، اي شاه خائن آواره گردي - خاك وطن را ويرانه كردي» اين است شعار ملي - خدا، قرآن، خميني، فرموده روح خدا چنين است - سكوت و سازش كار خائنين است، خميني رهبر ما است - ارتش برادر ماست، ارتش تو بي گناهي - آلت دست شاهي. در پايان اين راهپيمايي ها قطعنامه 17 ماده يي قرائت شد كه پنج بند آن كاملاً حكومت موجود را طرد و از حكومت اسلامي پشتيباني مي كرد. در بند يك قطعنامه گفته شده بود كه حضرت آيت الله العظمي امام خميني رهبر امت و خواسته هاي ايشان خواست عمومي ملت است و اين راي اعتمادي است كه از دل و جان براي چندمين بار به ايشان داده مي شود و قدرداني صميمانه يي است كه امت مسلمان و مبارز ايران از رهبري ارزشمند مراجع عاليقدر مي كند. در بند دوم بر سقوط و برچيده شدن بساط رژيم سلطنتي و استبدادي شاه و پايان يافتن همه گونه آثار استعمار خارجي كه با استبداد داخلي پيوند بنيادي دارد، تاكيد شده بود. در بند سوم بر موضوع برقراري حكومت عدل اسلامي براساس آراي مردم و حفظ و پاسداري استقلال و تماميت ارضي كشور و تامين آزادي هاي فردي و اجتماعي با معيارها و ضوابط اسلامي اصرار شده بود. در بند سيزدهم گفته شده بود كشاندن ارتش به خيابان ها و قرار دادن آن را رودرروي ملت خيانت به ارتش و ملت مي دانيم و ارتش ايران بايد بداند كه وظيفه اسلامي و انساني و ملي او موضع گيري و دشمني با دشمنان خارجي مردم است، نه با خود مردم. در بند هفدهم تصريح شده بود به منظور رسيدن به هدف هاي فوق مبارزه آگاهانه ملت ما تا سر حد پيروزي به صورت هاي گوناگون ادامه خواهد يافت و هرگونه دسيسه و دروغ پردازي و اتهام و اخلال و شورش ملت ما را از جنبش رهايي بخش بازنخواهد داشت. (خليلي: 201-181)
    
    شاه از آسمان و به وسيله هلي كوپتر به همراه ازهاري، رئيس دولت نظامي، از راهپيمايي روزهاي تاسوعا و عاشورا شخصاً ديدن كرد و از حضور توده هاي مردم در خيابان متعجب و نگران شد. او خطاب به ازهاري گفت: «همه خيابان ها مملو از جمعيت است، پس موافقان من كجا هستند؟،» ازهاري پاسخ مي دهد: «در خانه هايشان.» سپس به ازهاري مي گويد: «پس فايده ماندن من در اين مملكت چيست؟» ازهاري پاسخ مي دهد: «اين بسته به نظر خودتان است.» (فردوست، جلد اول: 590) شاه در همين روز نيز خبر تكان دهنده حمله چند سرباز و گروهبان را به ناهارخوري افسران در پادگان لويزان (مركز گارد و نزديك كاخ شاه) كه در آن چندين نفر كشته مي شوند دريافت مي كند. (خليلي: 121) ازهاري كه رئيس دولت شاه بود نيز روزهاي بعد در محل كارش به خاطر ناراحتي قلبي به زمين مي افتد و از شاه تقاضاي استعفا مي كند.(فردوست، جلد اول: 590) اين عوامل به علاوه خارج شدن اغلب نزديكان شاه به خارج كشور باعث شد كه شاه بر ترك ايران هرچه بيشتر جدي شود و عجله كند اما مشكل شاه اين بود كه او به رغم امتيازات اساسي كه خطاب به نخست وزيران پيشنهادي مطرح مي كرد، هيچ شخصيت مستقلي از ترس خشم مردم و از عدم اعتماد به شاه راضي به قبول مسووليت نمي شد. لذا وقتي شاه از شخصيت هاي جبهه ملي همچون سنجابي و صديقي تقاضا براي تصدي پست نخست وزيري مي كند، نمي پذيرند. تا اينكه شاپور بختيار يكي ديگر از اعضاي ريسك پذير جبهه ملي اين پيشنهاد را قبول كرد كه فوراً جبهه ملي با صدور اطلاعيه يي وي را از جبهه ملي اخراج كرد و خائن خواند اما شاه با انتخاب او و تشكيل شوراي سلطنت و اخذ راي اعتماد از مجلس براي دولت بختيار، تحت عنوان معالجه كشور را ترك كرد. در مقابل ضعف دولت نظامي و شخص شاه، در جبهه انقلاب كميته هاي مردمي در محله ها و پاره يي ادارات دولتي تشكيل شد و عملاً پاره يي از وظايف عمومي حكومت را به عهده گرفتند. ابتدا اين كميته ها در محلات و مساجد در مقابله با حملات چماقداران رژيم و براي برقراري امنيت محلات شكل گرفت. با شروع فصل سرما و تداوم اعتصابات وظايف ديگري چون جيره بندي نفت و بنزين، توزيع آذوقه به فقرا، تهيه پلاكارد هاي تظاهرات توسط كميته ها انجام شد. اين اقدامات كميته ها روي افكار عمومي مردم اثرات مثبتي به جاي مي گذاشت. در حالي كه چماقداران مغازه ها و بازارها را به آتش مي كشيدند و نيز مدارس و منازل معلمان را مورد حمله قرار مي دادند، مردم انقلابي به چپاول و غارت مغازه ها و منازل دست نمي زدند و تنها هنگام حملات نظاميان مشروب فروشي ها را به عنوان مظاهر فساد تخريب مي كردند. اغلب اعضاي اين كميته ها از مردم عادي و در سنين مختلف بودند و جوانان تحصيلكرده (كه روزي پيشرو حركت هاي انقلابي بودند) اينك جزيي از توده هاي مسلمان معترض بودند. انقلاب ديگر به تمامي «مردمي» شده بود.1 با معرفي دولت بختيار، فوراً امام خميني اين دولت را غيرقانوني اعلام كرد. او در تاريخ بيست و دوم دي ماه طي پيام مهمي محورهاي ذيل را به اطلاع مردم رساند: در محور اول، امام شوراي انقلاب را به موجب حق شرعي و براساس راي اعتماد اكثريت قاطع مردم ايران به مردم معرفي كرد. اين شورا عملاً از روزهاي قبل كار خود را در تهران شروع كرده بود كارهايي مانند تدوين اعلاميه ها، ارتباط با سران ارتش، حكومت و سفراي خارجي داشت. (بازرگانان: 72-71) امام خميني در اين پيام هدف اصلي شوراي انقلاب را تاسيس دولت انتقالي قلمداد كرد. اين دولت بايد سه وظيفه مهم را به انجام مي رساند: الف- تشكيل مجلس موسسان از منتخبين مردم به منظور تصويب قانون اساسي جديد جمهوري اسلامي ايران ب- انجام انتخابات براساس مصوبات مجلس موسسان و قانون اساسي جديد ج- انتقال قدرت به منتخبين مردم. در محور دوم اين پيام، امام خميني دولت بختيار و دو مجلس پهلوي را غيرقانوني خواند و همكاري با اين حكومت غاصب را به هر نحوي شرعاً حرام و قانوناً جرم مي دانست. در محور سوم امام نسبت به احتمال كودتا در ارتش هشدار داد و از مردم خواست به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شريف احترام بگذارند. «غاو تاكيد كردف بايد توجه داشته باشند كه چند نفر ارتشي خائن نمي توانند اكثريت ارتش را آلوده كنند، حساب اين چند نفر ارتشي خونخوار معلوم و از حساب ارتش ايران جدا است. ارتش از ملت است و ملت از ارتش، با رفتن شاه خللي بر آن وارد نخواهد شد.» در محور چهارم امام خميني مردم را به ادامه تظاهرات دعوت كرد. بدين سان امام خميني در اوج دوگانگي حاكميت سياسي، مسير آينده را روشن كرد. (صحيفه نور، جلد چهارم: 60-56، 60) روزهاي بعد اعضاي شوراي سلطنت و شهردار تهران نيز استعفا دادند. به رغم شرايط مساعد فوق براي انقلابيون، اگر سياست امريكا را در برخورد با ارتش و دولت بختيار نيز مورد توجه قرار دهيم وضعيت حاكميت دوگانه آن هم به نفع قدرت گرفتن نيروهاي انقلاب بهتر روشن مي شود. اگرچه استراتژي كلي امريكا در ايران (در همسايگي شوروي) معلوم بود: حفظ ايران، حكومت پهلوي و خصوصاً حفظ ارتش. اما در دوران انقلاب، اولويت سياست خارجي امريكا در منطقه خاورميانه حول طرح صلح اعراب و اسرائيل به نام كمپ ديويد دور مي زد. وقتي بحران در ايران جدي شد ارتش ايران ديگر قدرت اجراي سياست هاي امريكا را نداشت. به طوري كه در مرحله اول بسيج مردمي، امريكا بي دريغ از شاه حمايت كرد. اما با اوج گيري بسيج مردم كه در مرحله دوم بسيج مردمي ذكر كرديم سياست خارجي امريكا به دو جناح تقسيم شد: يكي سياست وزارت خارجه و ساليوان سفير امريكا در ايران بود كه به راه حل سياسي مي انديشيدند. آنها تنها راه حل بحران را كنار آمدن با امام خميني-گاندي ايران- مي دانستند و ارتش را ببر كاغذي مي ديدند و معتقد به گفت وگوي دولت كارتر با رهبران انقلاب بودند. ساليوان در تهران آنچنان تحت تاثير حركت مردمي انقلاب (و گفت وگو با نمايندگان امام) قرار گرفته بود كه وقتي كارتر در كنفرانس گوادالوپ (اجلاس سران هشت كشور صنعتي) از شاه حمايت كرد، ساليوان در نامه يي او را ديوانه خواند. جناح دوم، جناح شوراي امنيت و وزارت دفاع امريكا بود كه به دنبال قاطعيت ارتش ايران در برخورد با مخالفان بود. اما شكست دولت نظامي ازهاري در آرام سازي كشور، راه حل نظامي را از اعتبار انداخت. لذا در دوران حاكميت دوگانه عملاً سياست خارجي امريكا برآيند اين دو نظر بود: در درجه اول راه حل سياسي و حمايت از دولت بختيار و در صورت شكست بختيار انجام كودتاي نظامي. لذا پس از مشخص شدن بي فايده بودن راه هاي سياسي طبق دستور كارتر، هايزر (كه معاونت فرماندهي نيروهاي امريكا در اروپا را به عهده داشت) به ايران آمد. خاورميانه نيز زير فرمان ستاد او در اروپا بود و با فرماندهان نظامي ايران رابطه دوستي و نزديكي داشت. هايزر وقتي وارد ايران شد بدون اطلاع دفتر ويژه اطلاعات (به رياست فردوست) با ارتشيان وارد مذاكرات شد. اما هايزر به زودي فهميد كه سران ارتش فاقد انسجام عملي (خصوصاً در شرايطي كه شاه بالاي سر آنها نيست) هستند. در عوض سران ارتش از او اين درخواست ها را داشتند: جلوي سفر شاه بايد گرفته شود، اگر شاه بيرون رود آنان نيز با وي مي گريزند، امريكا بايد جلوي غامامف خميني را بگيرد، امريكا بايد جلوي بي بي سي را بگيرد، همه آشوب ها زير سر كمونيست هاست. اين توجيهات و ارزيابي هاي سران ارتش نشان مي داد فضاي روحي و رواني پرسنل ارتش به تسخير انقلاب و رهبري امام درآمده بود و سران ارتش فاقد ارزيابي صحيح و اراده معطوف به عمل هستند.(اشرف: 31-15 و فردوست: جلد دوم: 600 و برژينسكي: 82)
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1610 به تاريخ 18/11/86، صفحه 5 (ويژه انقلاب )

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 356 بار
    



آثار ديگري از "حميدرضا جلائي پور"

  چرا هنوز اميدواريم!
حميدرضا جلائي پور*، ايران 22/6/97
مشاهده متن    
  سخنان روحاني؛ محكم و روبه آينده
حميدرضا جلائي پور*، ايران 7/6/97
مشاهده متن    
  چرا پشيمان نيستيم؟
حميدرضا جلائي پور*، ايران 30/9/96
مشاهده متن    
  4ويژگي يك سخنراني
حميدرضا جلائي پور، اعتماد 3/7/92
مشاهده متن    
  «چگونگي» پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1356-57/مسالمت آميزترين انقلاب
حميدرضا جلائي پور، اعتماد 20/11/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بين المللي مهندسي حفاظت از حريق
متن مطالب شماره 43، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است