|
1- زبان روشنفكري
نويسنده: محمد صادقي
چندي پيش دوستي درباره مقاله يي از يكي از اهالي فرهنگ و انديشه صحبت مي كرد كه به باور وي بسيار عميق و خواندني بوده، خواستم درباره آن مقاله بيشتر توضيح دهد و او فقط از نويسنده مقاله مي گفت كه چقدر خوب و سنگين نوشته اما سخني از محتواي مقاله و مقصود نويسنده به ميان نيامد، اصرار من هم سودي نداشت. دريافتم كه چندان از مطلبي كه خوانده سر در نياورده. جالب است، سرانجام خودش هم گفت كه چيزي از آن مقاله نفهميده (و آن را به طور كامل نخوانده) ولي همچنان اصرار داشت بگويد آن مقاله چنين و چنان بوده است،... اگر نيك بينديشيم خيلي هم نبايد از اين موضوع شگفت زده شويم، ذائقه ايراني ابهام پسند است و به اين خاطر در گفتار و نوشتار ما مبهم گويي و پيچيده گويي رواج دارد و گاهي نيز دليل دانش گوينده يا نويسنده شمرده مي شود، در حالي كه اين موضوع نشان دهنده آن است كه گوينده يا نويسنده خودش هم درست نمي داند چه مي گويد، ابهام و ايهام در گفتار و نوشتار، آفت بزرگي براي جريان روشنفكري در ايران است و شوربختانه نسبت به آن حساسيت چنداني ديده نمي شود و اين گونه احساس مي شود كه اگر از عبارت هاي سنگين (و گاهي مبهم)، اصطلاحات پيچيده و... بهره نگيريم، روشنفكر خوانده نمي شويم و جامعه ما را جدي نمي گيرد، روشنفكر بايد بتواند با جامعه خويش ارتباط برقرار كند و در آگاهي بخشيدن و بيدار ساختن جامعه خويش بكوشد و نه اينكه مانند يك فيلسوف تنها به تفكر بپردازد و خواه ناخواه اگر سخني گفت و بخش گسترده يي از مردم متوجه نشدند جاي اشكال نداشته باشد... پس ضرورت دارد در كنار انديشه ورزي خود را به جامعه نزديك و نزديك تر كند و سخن خويش را شفاف و روشن با مردم در ميان بگذارد (البته در اين مجال كوتاه نمي توان به سد ها و موانعي كه پيش روي روشنفكران است پرداخت) و به اين ترتيب آلودگي زبان روشنفكران ايراني به ابهام و ايهام از مشكل هاي جدي آنان است و گاهي چون سدي محكم رابطه ميان آنها را با مردم به حداقل رسانده است. شايد برخي از روشنفكران پايين بودن سطح فرهنگ جامعه و كم سوادي بخش هايي از آن را به عنوان دليل مطرح كنند ولي نگارنده بارها ديده ام كه برخي از تحصيلكردگان و دانشگاهيان هم نمي توانند از گفته ها يا نوشته هاي برخي از روشنفكران سردربياورند كه ضرورت دارد براي اين نقص چاره يي انديشيده شود... اما در پايان و با در نظر گرفتن نقص هايي كه در آثار و انديشه هاي دكتر علي شريعتي وجود دارد، مي توان او را نمونه موفقي دانست كه توانست با مردم زمان خويش پيوندي عميق برقرار سازد و اين نكته يي است كه جاي انديشيدن فراوان دارد. 1- زبان روشنفكري محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 140 بار
|