|
درباره «لب لباب معنوي» /هم به قدر تشنگي...
نويسنده: محمد صادقي
«...اين گزينش وقتي انجام گرفت كه از مرگ جلال الدين رومي و سرودن مثنوي دو قرن تمام مي گذشت و آوازه او ايران بزرگ را درنورديده بود. هنوز تيغ تجدد، خيمه سنت را به قساوت نشكافته بود و هنوز طراوت انديشه هاي عرفاني در خزان عقلانيت تحليلي، پژمردگي نيافته بود و هنوز گرماي كوره تجربه هاي ديني در زمستان سكولاريته نيفسرده بود. جلال الدين رومي و ملاحسين كاشفي بر خاك واحد و زير سقف واحدي مي نشستند و چشم در چشم هم مي دوختند. جلال الدين با ملاحسين همان را مي گفت كه او درمي يافت و ملاحسين از جلال الدين همان را مي شنيد كه او مي خواست. و چنين بود كه لب لباب، مشتي شد نمونه خرمن و آيينه يي كوچك و وفادار به قامت بلند مثنوي و گزارشي كوتاه از داستان درازدامن درد و ديوانگي مولانا.» 1 ملاحسين واعظ كاشفي در نيمه دوم قرن نهم هجري قمري در بيهق ديده به جهان گشود و جواني خود را در اين شهر سپري كرد و آنگاه بر اثر ديدن خوابي، راهي شهر هرات شد و به ديدار عبدالرحمان جامي عارف بلندآوازه شتافت. او نويسنده پركاري بوده و بيش از 30 اثر، در زمينه هاي مختلف مانند اخلاق، تصوف، نجوم و... داشته، جالب تر آنكه برگردان كتاب روضه الشهداء به فارسي هم از كارهاي همين نويسنده است. كاشفي نخست گزيده يي از مثنوي مولوي را با نام « لباب المعنوي » فراهم آورده و سپس آن گزيده را كوتاه تر و گزيده تر كرده و « لب لباب معنوي » ناميده. اين انتخاب در سال 875 هجري قمري پايان مي پذيرد. وجود نسخه هاي دست نويس اين كتاب در كتابخانه هاي ايران، بريتانيا، پاكستان، عراق و... نشانه اهميتي است كه نزد دوستداران مثنوي مولوي داشته است و به اين ترتيب مي تواند مورد توجه مشتاقان ادبيات عرفاني سرزمين مان قرار گيرد. اكنون كتاب « لب لباب معنوي » با تصحيح و پيشگفتاري از دكتر عبدالكريم سروش و از سوي موسسه فرهنگي صراط منتشر شده است. عبدالكريم سروش نسبت به شناخت و آگاهي از سنت دقت و توجه فراواني داشته و پژوهش در جهان سنت ويژگي آثار او به شمار رفته كه كمترين ترديدي هم در ضرورت چنين نگرشي نمي توان يافت زيرا ناديده انگاشتن گذشته راه ما را براي ورود به دنياي نو ناهموار خواهد ساخت. اما نكته برجسته يي كه در سخنان و نوشته هاي سروش به خوبي ديده مي شود، آشنايي او با زبان و ادبيات فارسي و به ويژه ادبيات عرفاني ايران است و شايد بخشي از استقبال افراد از او به همين خاطر باشد، چون مردم ايران در سراسر تاريخ دوستدار شعر و ادب فارسي بوده و هستند و سخن اديبانه و شاعرانه را مي ستايند. ( ولي اينكه آشنايي و پيوند عميق سروش با ادبيات فارسي، به ويژه ادبيات عرفاني - با وجود ابهام، ايهام و پيچيدگي هاي موجود در آن - تا چه اندازه در راه روشنگري كارگشاست و در روزگار ما به چه كار روشنفكري مي آيد، پرسشي اساسي است كه ضرورت دارد به آن در مجالي ديگر پرداخته شود.) سامان بندي منطقي موضوع هاي مثنوي از مهم ترين ويژگي هاي اين كتاب است كه هم راه را بر مخاطبان باز مي كند تا به آساني به موضوع دلخواه و مورد تحقيق خود دستيابي پيدا كنند و هم هر پژوهشگري را ياري مي رساند تا بتواند به استنتاج و استنباط عميق و دقيقي از ديدگاه مولانا درباره موضوعي خاص و مورد نظر برسد. همچنين «كاشفي» خود در كتاب «لب لباب معنوي»، اين گزيده را انباني از جواهر مثنوي مي شمارد تا ناآشنايان و شناناموختگان بحر مثنوي از ساحل اين دريا، بي بهره و تهي دست بازنگردند.اما ويژگي هاي اين كتاب تنها در گفته پديدآورنده كتاب محدود و منحصر نمي شود. كاشفي بدين وسيله هم شرح و تفسير ابيات مثنوي در يك بافت (context) صحيح را فراهم مي آورد و هم به گشودن برخي از گره هاي معرفتي و حل تناقض هاي كلامي مثنوي كمك مي كند. گاهي اوقات به نظر مي رسد يك بيت مولانا با بيت يا ابيات ديگر در تناقض و ناسازگاري مفهومي قرار دارد اما در صورتي كه بدانيم اين بيت با كدام يك از احوال و اطوار و احوال مولانا در ترابط بوده است به آساني مي توانيم به تفسير و دركي مطلوب از آن بيت برسيم. كاشفي با گزينش ارزشمند خود براي ما اين امكان را فراهم آورده است و از اين رو بايد سپاسگزار كوشش هاي سترگ وي باشيم. سخن شاعرانه مولانا به ويژه مثنوي او از زمان سرايش تا به حال تازگي خويش را حفظ كرده و همچنان آب حيات را در رگ جان آدميان جاري مي سازد، انسان هاي عاشق از اين كلام حيات بخش غذاي معنوي مي گيرند و آيينه قلب خويش را با اين آب مي شويند و از زنگ غبار مي رهانند، از اين روست كه مثنوي دست به دست مي گردد، بي شمار منتشر مي شود، بي شمار شرح و تفسير مي شود و مثنوي خواني در ميان مردمان فارسي زبان يا فارسي دان تداوم مي يابد. پيام مثنوي فريادي است براي بيداري و خروج از حصار نقش ها، و برگشت به «بحر جان» به هستي فراسوي مجازها و پندارها و نخستين و اساسي ترين گام در راه شناخت زندان «خود» و رهايي از آن اين است كه به خودمان برگرديم و مساله را به اعتبار اينكه هم اكنون در خود ما ـ يعني در من و شما ـ وجود دارد نگاه كنيم: نه در يك انسان كلي... پي نوشت: 1-كاشفي، ملاحسين، لب لباب معنوي(با تصحيح و پيشگفتار عبدالكريم سروش)، تهران، موسسه فرهنگي صراط، 1386، صفحه ت پيشگفتار. درباره «لب لباب معنوي» /هم به قدر تشنگي... محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 267 بار
|