|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/12/19: گفت وگو با اكبر جباري ، پژوهشگر و استاد فلسفه: سياست در زمين فلسفه
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6999
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3880 19/12/86 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
      


گفت وگو با اكبر جباري ، پژوهشگر و استاد فلسفه: سياست در زمين فلسفه


نويسنده: مژده شرقي

جايي كه ما زندگي مي كنيم، سياست قدرت زيادي دارد، اما در عين حال مفهوم قدرت به بحران افتاده است. توجه به قدرت در هر جايي ديده مي شود و همه جا در اولويت است، ولي با اين حال اين وضع روبه وخامت است و بويژه با نحوه ظهور سياستمداران جواني كه اخيراً سكان كشتي كشور را در دست گرفته اند مفهوم سياست و قدرت بيش از پيش در معرض خطر واقع شده. اهميت سياست البته امري مختص عالم ايرانيان نيست، همه عالم امروز در سيطره سياست است و مساله «قدرت» در مركز دايره عالم مدرن واقع شده است. گويي هر چيز جايگاه و معناي خود را در نسبت با اين مركز پيدا مي كند و اين را شايد بتوان طرح عالم جديد دانست. طرحي كه به نظر مي رسد بيش از هرجا در ايران اثر خود را از دست داده است. در اين ميان بويژه براي ما كه در مرز بازتوليد هويت خود در قرن جديد هستيم (بازتوليدي كه صد و اندي سال است براي تحقق آن تلاش كرده ايم) نسبت تفكر و سياست امري اساسي است آيا مي توان تفكر جديدي را با سياستگذاري پايه ريزي كرد. به عبارت بهتر آيا سياست توان آن را دارد كه در بازسازي هويت ما همه كاره يا حتي شريك باشد اين موضوعي است كه آن را با اكبر جباري به گفت وگو نشسته ايم.
    
    براي شروع ابتدا مايلم بدانم آيا تاملات فلسفي درباب سياست نوعي فلسفه سياسي خواهد بود
    در جامعه و دوره اي كه دستگاه بافندگي متافيزيسين هاي مدرسي از يكسو، و توهمات دون كيشوت وار مدرنيستي از سوي ديگر، راه را براي يك تفكر انضمامي بسته اند، شايد پرداختن به سياست نيز تنها نوعي فلسفه سياست به يكي از آن دو معنا باشد. و از آنجايي كه تفاوت ماهوي ميان اين دو دستگاه بافندگي نمي بينم، لذا از تعبير «فلسفه سياسي» كه يادگاري از اين دو سنت مضمحل است نيز پرهيز مي كنم.
    آيا با اين حساب مي توان اميد هيچگونه تامل فلسفي پيرامون سياست داشت
    اگر خود را محصور در آن دو سنت (يعني فلسفه مدرسي و مدرنيسم) نسازيم، اتفاقاً تنها امكان تامل فلسفي براي سياست و هر امرِ ديگري فراهم مي آيد. به اعتباري ديگر نه تنها در حصار آن دو سنت نمي توان تامل فلسفي داشت بلكه براي تفكر لازم و ضروري است كه خود را در افقي بيرون از اين دو سنت پيش ببرد والّا بايد با بسياري از فيلسوفان پست مدرن درباب «پايان فلسفه» همراه و همسخن شويم.
    آيا شما با خروج از اين دو سنت به اين «پايان» مي انديشيد
    اگر فلسفه را در اين دو جريان محصور سازيم، بله من نيز به پايان فلسفه باور دارم. اما اگر تفكر را مساوي با فلسفه ندانيم و اعم از آن بدانيم، آن وقت مي توانيم به افقهاي جديدي بينديشيم.
    خوب اگر مايل باشيد از همان طريقي كه شما خود اشاره كرديد- يعني به نحو انضمامي- نگاهي به وضعيت سياست در مملكت خود بيندازيم.
    بسيار خوب. موافقم.
    چند سال پيش يكي از سفراي كشورهاي آسيايي درايران درباب وضعيت سياست در ايران گفته بود: «سياست در ايران مانند ترافيك در تهران است.» شما چگونه فكر مي كنيد
    پيش از همه بايد بگويم اين بيان تمثيلي يك سياستمدار در باب وضعيت سياست در ايران، خود نشانگر يك نحوه تامل انضمامي است، هرچند فلسفي نيست. اما در پاسخ به پرسش شما عرض مي كنم كه به نظر مي آيد ما شاهد نوعي فراروي دوره اي در عالم سياست هستيم. گويي دوران جديدي از مناسبات سياسي در تاريخ اين مملكت در حال شكل گيري است.
    اگر امكان دارد كمي درباب اين«فراروي دوره اي» توضيح بفرماييد.
    البته. ما در طول تاريخ سياسي كشورمان همواره شاهد دو نوع مناسبات سياسي، دو نوع سياستمدار و خلاصه دو نوع جريان كلي سياسي بوده ايم. نخست مناسبات سياسي يا سياستمداران و جريان هاي سياسي قبيله اي، و دو ديگر مناسبات و سياستمداران و جريان هاي مدرن. سياست در ساحت قبيله اي در قالب سياستمداراني ظهوري مي يابد كه قدرت به طور قومي و خانوادگي به آنها در اين حالت، به ارث مي رسد. مناسبات سياسي نيز از احكام قبيله اي تبعيت مي كند: ريش سفيد ها همواره مورد احترامند و علي رغم اختلافات حزبي و گروهي ميان سران ريش سفيد، گويي همواره مصالحه و سازشي نامريي ميانشان وجود دارد. اما سياست در ساحت مدرن با رجوع به قدرت ناپيدا و پنهان توده ها شكل مي گيرد. سياستمداران اين ساحت غالباً درس خوانده هاي علوم جديدي هستند كه سعي در تطبيق امور جامعه با مطالبي دارند كه در دانشگاه ها فراگرفته اند. جامعه شناسي، علوم سياسي و خلاصه مجموعه علوم انساني در خدمت اين ساحت برمي آيد تا قدرت را از طُرق دموكراتيك به دست آورند. البته نكته قابل تامل درباب اين دو ساحت، عدم تفاوت ماهوي ميان آنهاست. اشتراك ماهوي هردوساحت به مفهوم «قدرت» بازمي گردد كه در هردو به عنوان غايت تلقي مي گردد. اما امروزه ما شاهد شكل گيري ساحت ديگري از مناسبات، افراد و جريان هايي هستيم كه به طور ماهوي در تضاد با دو ساحت مذكور است. مناسبات اين ساحت گرچه در محتواي خود هنوز تعيّن تاريخي نيافته است، اما در سطح صورت براحتي مي توان حس كرد.
    آيا منظور شما اين است كه يك جريان سياسي جديد در حال شكل گيري است
    نمي دانم. اهميتي هم ندارد. منظور من شروع يك دوره جديد است كه مناسبات سياسي در آن حداقل در سطح صورت خود متفاوت باگذشته خواهد بود. شايد اين دوره جديد همراه با ظهور جريان هاي سياسي باشد، آنچه اهميت دارد، نوعي ساختارشكني «قدرت» است.
    به عنوان مثال مي توان از خانم فاطمه رجبي ياد كرد. وي به عنوان يك زن كاملاً سنتي ايراني در هيچكدام از
    دو ساحت قبيله اي و مدرن نمي گنجد. نه سياست را به طور موروثي به ارث برده است، نه در ساحت مدرن به جناح يا حزب سياسي تعلقي دارد و نه قدرت را غايت كنش سياسي خود قرار داده است.
    آيا شما قصد همسخني با ايشان را داريد
    اصلاً موضوع موافقت يا مخالفت با ايشان نيست. مساله درباب ظهور يك پديده و ساحت جديدي از سياست است. آيا شما از خود نمي پرسيد كه چرا جريان هاي قبيله اي و مدرن سياسي هردو در مخالفت با اين زن تا اين حد اشتراك داشته اند. قبيله اي ها با مفاهيم خاص خود او را از مداخله در امور سياسي منع مي كنند و مدرنيست ها نيز با مفاهيم خاص خود. شايد براي يك جامعه شناس پست مدرن بسيار جالب و در عين حال مهم باشد كه يك زن با افتخار به وظايف همسرداري و فرزندداري خود مشغول است و در عين حال قلب سياست را نشانه رفته است. شما در كدام ساحت قبيله اي يا مدرن سراغ داريد كه يك زن خانه دار كه به وظايف خانه داري شديداً معتقد و پايبند است، در عين حال در فضاي سياسي چنان تاثير گذار باشد كه هردو جريان را به شدت عصباني و پرخاشگر كند. نكته جالب تر آنكه بسياري از موافقان او كه از گروه هاي مختلف نيز هستند هيچگاه در تاييد او رسماً چيزي ننوشتند. من حتي از اهالي سياست و علم و حتي اهالي فلسفه نيز كساني را مي شناسم كه با او همسخني دارند، اما هيچگاه چيز مكتوبي نوشته نشده است. و اين خود دلالت به اين موضوع دارد كه پديده فراتر از موافق يا مخالف خود مي ايستد.
    البته مخالفين ايشان نيز براين باورند كه او پشتيباني و حمايت همسر خود و برخي محافل سياسي را دارد والّا قادر به اين تاثيرگذاري نبود.
    ببينيد، بنده در مقام بحث سياسي نيستم. اين پديده به عنوان يك واقعيت مي تواند علل و عوامل متعددي داشته باشد. گو اين كه كم نيستند زناني كه در عالم سياست، هم حمايت همسر و جريان هاي سياسي را دارند و هم خود در امور سياسي فعاليت مي كنند، ولي با اين حال چنين شرايطي هيچگاه پديد نيامده است. بنده به عنوان يك طلبه فلسفه اين پديده را نوعي تحول عميق دوره اي مي بينم. همه اين شرايط حكايت از ظهور دوره اي جديد در مناسبات سياسي جامعه دارد. دوره اي كه بسياري از اصول فعلي سياست بخار مي شود. يكي از مهمترين ويژگي هاي ساحت سياست در حال حاضر فرهنگ رياپروري و هرزه نگاري هاي آن است. اين رياپروري و هرزه نگاري هاي آن اگر در ساحت قبيله اي و مدرن سياسي قدرت به صورت لخت و عريان خودنمايي مي كند و يا بهتر است بگوييم «مي كرد»، در ساحت جديد سرّ بزرگ و راز پنهان سياستمداران قدرتمند در اين است دانسته اند كه «قدرت وجود ندارد» .
    چگونه مي توان قدرت را نفي كرد در حالي كه ما در دنياي امروز شاهد صورت هاي متفاوت و متعددي از قدرت هستيم
    در عصر جديد با موضوعيت يافتن نفس انساني خواه در حيث فردي و خواه جمعي، سعي در استيلاي بر عالم شده است. اين استيلادر صورت هاي متفاوتي ظهور كرده و منجر به ظهور پديده هاي مختلفي نيز شده است. اما تمام اين صورت ها و ظهورات از يك هسته مركزي تغذيه مي شود، كه آن بنابر گفته نيچه «مرگ خداي است». عصر جديد همه حيثيت ذاتي خود را از اين اصل دارد. داستايفسكي هم گفته بود «اگر خدا نباشد، همه چيز ممكن است» اما اكنون ما در دوره اي شاهد ظهور و تجلي ديگرباري از اسم خدا هستيم و امكان هايي كه از مرگ خدا ظهور كرده بود تمام شده. انقلاب اسلامي بذر اين آغاز را در عالم پاشيد و گرچه ما در كشور خود به واسطه حاكميت تقريباً دو دهه اي غربزدگي در عرصه اقتصاد، سياست و فرهنگ شاهد شكوفايي اين بذر نبوديم، اما انقلاب ما در سراسر عالم منجر به پديد آمدن و تسريع در ظهور دوره اي جديد و تسهيل در پايان دوره پيشين گرديده است. انقلاب اسلامي به يك معنا خودآگاهي بدين راز بود كه «قدرت وجود ندارد». به خاطر آوريد پاسخ امام خميني به آن خبرنگاري كه در بدو ورود ايشان به ايران در روز دوازده بهمن مي پرسد كه آيت الله چه حسي دارند و امام پاسخ مي دهند «هيچ». اين پاسخ براي بسياري غريب به نظر آمد و همان موقع كتابي هم نوشته شد با عنوان «انقلابي براي هيچ». اين نشانگر اين حقيقت است كه انقلاب در مقام خودآگاهي در پايان عصر جديد و طليعه دوره اي متفاوت ظهور يافته است. امام به عنوان قدرتمندترين مرد سياسي زمان خود، اين راز را دانسته بود كه عصر جديد در سراشيبي زوال و پايان است و ديگر«قدرت» كه از صورت نوعيه اين دوره محسوب مي شود، وجود ندارد. در چنين شرايطي ما در كشورمان شاهد نوع جديدي از مناسبات سياسي هستيم كه همان دون كيشوت ها از آن به «مقالات آشپزخانه اي» ياد مي كنند. مقالات آشپزخانه اي در واقع بيان ديگري از اين راز است كه «قدرت وجود ندارد»
    


 روزنامه ايران، شماره 3880 به تاريخ 19/12/86، صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1260 بار
    



آثار ديگري از "مژده شرقي"

  گپ و گفت عليرضا سجادپور مديرکل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت ارشاد: ما نقشي در اکران فيلم ها نداريم
مژده شرقي، ايران 10/8/88
مشاهده متن    
  جريان سوم / يادمان استاد شهيد مطهري
مژده شرقي، ايران 12/2/88
مشاهده متن    
  هنرمند چگونه «وجودي» است
مژده شرقي، ايران 4/7/87
مشاهده متن    
  گفت وگو با اكبر جباري پژوهشگر و استاد فلسفه : پلنگ سياست خدنگ فلسفه
مژده شرقي، ايران 21/12/86
مشاهده متن    
  گفت وگو با اكبر جباري پژوهشگر و استاد فلسفه در باب نسبت سياست و تفكر: هيچ فرزندي مادر خود را نمي زايد
مژده شرقي، ايران 21/12/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم و فنون نقشه برداري
متن مطالب شماره 2 (پياپي 802)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است