|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران86/12/26: گفت وگو بادكتر سايه ميثمي درباره ترجمه كتاب تسلاي فلسفه: آخرين گام هاي يك محكوم به مرگ
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7004
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3886 26/12/86 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
      


گفت وگو بادكتر سايه ميثمي درباره ترجمه كتاب تسلاي فلسفه: آخرين گام هاي يك محكوم به مرگ


نويسنده: عليرضا سميعي‎/ بخش دوم و پاياني

آنچه پيش روي شماست، بخش دوم و پاياني گفت وگو با دكتر سايه ميثمي مترجم كتاب «تسلاي فلسفه» است. كتابي كه بوئتيوس آن را در اوج دشواري هاي زندگي و در زندان و پيش از اعدام به نگارش درآورده است. او از آن آرامش مي خواست نه آزادي. اين گفت وگو را به شما تقديم مي نمائيم.
    
    
    
    

    * چرا از ميان كتاب هاي «آگوستين» اعترافات را ترجمه نموديد
    پيشتر هم متذكر شدم كه در بدو امر زيبايي اعترافات بود كه مرا مجذوب خود ساخت و كيفيت ادبي اين اثر را در ميان آثار ديگر آگوستين نمي توان يافت.اساساً موضع اول شخصي كه در اين كتاب دارد و بياني كه از تجربه زيسته خود به عنوان يك انسان به دست مي دهد، ارتباط شگرفي با خواننده برقرار مي كند.آثار ديگر آگوستين بيشتر نوشته هاي خشك يك متكلم متعصب است و هرگز علاقه چنداني به ترجمه آنها نداشته ام.بنابراين در اين مورد در واقع انتخابي در كار نبوده است.
    * كتاب تسلاي فلسفه اثري ميان ادبيات و فلسفه است. اين ويژگي چه تاثيري بر ترجمه شما گذاشت
    اعترافات و تسلاي فلسفه را در هر دو حوزه منتقدان بسياري مورد مطالعه قرار داده اند و انصافاً هم واجد ارزش ادبي است و هم ارزش فلسفي.
    در مورد تشبه به مسيح نبايد از ارزش فلسفي ياد كرد، چرا كه موضع آن كاملاً مخالف موضع تعقل فلسفي است و تنها با محوريت عشق به مسيح و توسل به آموزه لطف الهي سلوك اصيل يك مسيحي را بيان مي كند.با اين توضيح در مورد محتواي كتاب اگر بخواهيم از ارزش ادبي آن بگوييم مي توان آن را با كيمياي سعادت محمد غزالي مقايسه كرد.به همين دليل بود كه من در ترجمه آن نيز همواره گوشه چشمي به كتاب اخيرالذكر داشتم.
    * وقتي انسان شروع به مطالعه تسلاي فلسفه مي كند يكي از اولين سؤالات ممكن است اين باشد كه چه چيز باعث شد بوئتيوس فلسفه را در قامت جنس مؤنث ببيند. آدمي به ياد سقراط مي افتد كه در ميهماني از استاد مؤنث خود ياد مي كند
    اين كه فلسفه در قالب يك زن در اين كتاب ظاهر شده است، البته بسيار جالب به نظر مي رسد.مي دانيم كه واژه فلسفه از«سوفيا» در زبان يوناني آمده است كه مؤنث است و با توجه به تاثير فلسفه افلاطوني و سبك سقراط بر بوئتيوس چنان كه خود شما هم به ديوتيما در رساله ميهماني اشاره كرديد، بعيد نيست كه وجه انتخاب بوئتيوس همين ها بوده باشد.اما از نظر من بسياري عوامل ديگر را نيز مي توان در نظر گرفت كه حتي مي توانند بيروني هم باشند، از جمله رابطه بسيار قوي بوئتيوس با همسرش و احترام او از براي پدر همسرش كه مربي اصلي و الگوي او نيز بوده است. مهمتر از اين ها از نظر من آن است كه در اين كتاب فلسفه قرار است التيام بخش دردهاي فكري نويسنده باشد و نقش تيماربخش را معمولاً زن ها برعهده داشته اند.ولي به هر حال فكر نمي كنم كه بايد بيش از حد بر زن بودن فلسفه در اين اثر تاكيد كرد، زيرا اگرچه او به نام «بانوي فلسفه» است، براي او شخصيت سازي كامل يك زن صورت نگرفته و البته با توجه به هدف نويسنده چنين كاري لزوم نداشته است.
    * به عقيده شما چرا بايد بانوي فلسفه رنجور، با لباس هايي پاره و در حال شكايت از نحله هاي پس از ارسطو باشد. آيا اين به خاطر مخالفت بوئتيوس با نحله هاي پسا ارسطويي است
    
    
    مراد بوئتيوس از اين قول البته زوال فلسفه در دوران تاريكي نيست، بلكه آراي كساني است كه به نظر او فلسفه باستان را تحريف كرده اند و در دستان ايشان فلسفه طراوت و اصالت خود را از دست داده است.اشاره او به اپيكوريان و رواقيان نشان مي دهد كه بسياري از آموزه هاي ايشان را نمي پسندد.
    * چرا پس از بوئتيوس، تا دوره آنسلم هيچ فعاليت جدي فلسفي در روم ديده نمي شود
    آنسلم متعلق به قرن يازدهم است و نوعي اصالت منطق را در فلسفه دوران مسيحي زنده مي كند و به دوراني تعلق دارد كه در آن به تدريج با نفوذ انديشه هاي ارسطويي و شارحانش زمينه فلسفه مدرسي فراهم مي گردد.اما پيش از او نيز تعداد انگشت شماري از فيلسوفان را مي توان يافت به طور برجسته دونس اسكاتوس.البته اين درست است كه اساساً پس از سيطره اقوام شمالي و آغاز دوراني كه از آن به دوران تاريكي ياد مي شود، مجال چنداني براي فعاليت فكري و شكوفايي فلسفه وجود نداشته است و حتي خود بوئتيوس هم چنان كه در كتاب مي خوانيم، قرباني قدرت طلبي هاي همين وحشياني مي شود كه آن زمان كاملاً بر روم سيطره داشتند و البته از همكاري وطن فروشان خائن نيز بهره مي بردند.
    * اين كتاب در سال ۱۹۹۹ دوباره بررسي و ترجمه شده است. به نظر شما اين كه اروپائيان علي رغم تغييرات زيادي كه در نحوه فلسفيدن خود داشته اند، باز تا اين حد به آثار كلاسيك اهميت مي دهد، چه معنايي دارد
    اين كتاب بارها طي قرون ترجمه شده است و اين كه باز در سال ۱۹۹۹ به دست والش ترجمه مي شود، جاي تعجب ندارد.اساساً در غرب اين اتفاق تقريباً براي همه آثار كلاسيك رخ داده است.در مورد بسياري از كتاب هاي ادبي و فلسفي ما با تعداد زيادي ترجمه روبه رو مي شويم كه گهگاه سبك و سياق متفاوتي نيز دارند.خلاصه آن كه فكر نمي كنم پيام خاصي در ترجمه اين كتاب بخصوص وجود داشته باشد، هرچند كه براي ما در وضعيت فعلي ترجمه و نشر پندآموز است.براي كتاب نويسي و ترجمه و كتاب خواني هيچ حد و حدودي وجود ندارد و حتي چه خوب بود اگر براي يك اثر چندين ترجمه به بازار مي آمد، نه اين كه هر كس مي خواهد دست به ترجمه كتابي بزند بايد اول جست وجو كند تا مطمئن شود كس ديگري مشغول آن نيست! همچنين با تحول زبان در طول زمان، گريزي از اين نيست كه آنچه قبلاً ترجمه شده است، با ترجمه جوانتري ظاهر شود و اين نياز را ما در مورد بسياري از آثار مي بينيم.كارهايي هست كه سال ها پيش به دست مترجم متبحري ترجمه شده است و در زمان خود بسيار عالي بوده است، اما براي خواننده امروزي چندان روشن و خوشخوان نيست و بايد از نو ترجمه شوند.البته در وضعيت فعلي كه اكثر آثار دست اول اعم از كلاسيك و مدرن هنوز حتي يكبار هم ترجمه نشده اند، شايد اين آرزويي بيش نباشد. به خصوص آن كه با توجه به تيراژ بسيار ناچيز كتاب ها و مدت زمان درازي كه همين تيراژ اندك به پايان مي رسد، از قرار معلوم انديشه و كتاب نيست كه حرف اول را مي زند.
    


 روزنامه ايران، شماره 3886 به تاريخ 26/12/86، صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1681 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه جستارهايي در فلسفه و كلام
متن مطالب شماره 100، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است