|
يكي بر سر شاخ...
نويسنده: محمد صادقي
شايد بي پروا تر از هر كسي،مورخ بود كه به سعدي تاخت و او را ياوه گو و بي آزرم خواند. كسروي در كتاب «در پيرامون ادبيات» سعدي را بي اعتنا به ظلم و جور حاكمان و مداح و ثناگوي ستم پيشگان معرفي مي كند، همين انتقاد و اعتراض را سال ها بعد دكتر علي شريعتي با اشاره به اين دو بيت شعر از شاعر مطرح مي سازد: درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند بهار آمد و شد جهان چون بهشت به خاك سيه بر، فلك لاله بكشت و بهانه به دست شريعتي مي افتد تا با لحني غيرمنتظره و ادبياتي عجيب و دور از انصاف، به سعدي بتازد و او را چنين نكوهش كند: خدا مرگت بده سعدي كه تو شاعر قرن هفتمي؟ قرني كه مغول از شرق و صليبي ها از غرب، اين سرزمين را حمام خون ساخته اند،1 و شاعر معاصر احمد شاملو در شعري با عنوان «شعري كه زندگي ست» اين گونه مي سرايد: موضوع شعر شاعر پيشين / از زندگي نبود/ در آسمان خشك خيالش، او/ جز با شراب و يار نمي كرد گفت وگو/ و در خيال بود شب و روز / در دام گيس مضحك معشوقه پاي بند/ حال آنكه ديگران /دستي به جام باده و دستي به زلف يار / مستانه در زمين خدا نعره مي زدند،...2 در زمانه يي كه ظلم و ستمگري زورمندان، زندگي، آسوده زيستن و گاه نفس كشيدن را هم دشوار ساخته، سعدي مي كوشد با تاكيد بر عشق و اخلاق، دريچه و پنجره يي از نور، اميد و شادي به آسمان غمزده و روزگار پرملال بگشايد. سعدي شاعر زندگي است و در زماني كه نشانه يي از صلح و مدارا ديده نمي شود شعر «بني آدم اعضاي يك پيكرند» را مي سرايد تا ما به خاطر داشته باشيم كه شاعران ايراني همواره خواهان همزيستي مسالمت آميز و دوستي انسان ها در گيتي بوده اند و انديشيدن پيرامون اين موضوع اهميت بسياري دارد و اهل انديشه را در نقد منصفانه ياري مي رساند. همچنين نمونه هاي برجسته يي نيز در آثار سعدي وجود دارد كه به نكوهش شاهان و ستمگران مي پردازد، در يكي از حكايت هاي شيرين گلستان مي آورد: درويشي مستجاب الدعوه در بغداد پديد آمد، حجاج يوسف را خبر كردند، بخواندش و گفت دعاي خيري بر من بكن، گفت خدايا جانش بستان، گفت از بهر خداي اين چه دعاست، گفت اين دعاي خير است تو را و جمله مسلمانان را. اي زبر دست زير دست آزار گرم تا كي بماند اين بازار به چه كار آيدت جهانداري مردنت به كه مردم آزاري پي نوشت ها: 1- شريعتي، علي، هبوط در كوير، تهران، چاپخش، 1365، صص 566-565. 2- شاملو، احمد، مجموعه آثار(دفتر يكم، شعرها)، تهران، موسسه انتشارات نگاه، 1382، صص 141-140.گرچه شاملو خود نيز بعدها از اين عقيده برگشت و عاشقانه سرايي و عشق به انسان آرماني را به جاي تعهد سياسي برگزيد. يكي بر سر شاخ... محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 273 بار
|