ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه اعتماد87/2/1: در جست وجوي راهي به رهايي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2173
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1655 1/2/87 > صفحه 5 (انديشه) > متن
 
 


در جست وجوي راهي به رهايي


نويسنده: محمد صادقي

در يكي از آخرين روزهاي سال گذشته و در پايان نشستي كه استاد مصطفي ملكيان سخنراني داشتند، فرصتي پديد آمد تا پرسشي را با ايشان در ميان بگذارم. سخنراني ايشان پيرامون موضوع (توهم گرايي و تخيل گرايي) بود، و به نتايج و پيامدهاي سودمند و ناسودمند آن اشاره هايي داشتند.
    
    ايشان توهم گرايي را موجب آسيب به فرد و جامعه دانسته، آن را مايه دوري از واقعيت ها و افتادن در دام پندارهاي نادرست ارزيابي كرده كه به تقويت خودمداري مي انجامد و تصور غيرواقعي و زيان آوري از پيرامون مان در ذهن ما به وجود مي آورد و ما را در فهم ديگران به اشتباه مي اندازد. اما رشد و تقويت قوه تخيل را در جهت سامان بخشيدن به وضعيت نابسامان اخلاقي در جامعه موثر و سودمند دانستند، چرا كه به باور ايشان به اين شيوه واقع بيني در ما افزايش يافته و ما به درك و فهم بهتري از دنياي پيرامون خود و ديگران (به ويژه كه به اين وسيله مي توانيم خود را به جاي ديگران بگذاريم) رسيده و به اين ترتيب به داشتن جامعه يي سالم و اخلاقي نزديك خواهيم شد. ايشان به نقش اساسي هنر و ادبيات در رشد قوه تخيل نيز پرداخته و اظهار داشتند كه فشارها و تنگناهايي كه براي اهالي هنر و ادبيات به وجود مي آيد به خاطر نقش و سهم بزرگي است كه در رشد و تقويت قوه تخيل برعهده دارند...
    
    اما پرسش من اين بود كه با توجه به اينكه پروژه ايشان، عقلانيت و معنويت (و به عبارتي جمع اين دو) است، چگونه است كه در سخنان و نوشته هاي ايشان اين دو موضوع هم وزن و همسنگ به نظر نمي آيد؟ برجستگي موضوع «عقلانيت» و زندگي بر اساس خرد (و به قول خودشان زندگي اصيل) به خوبي در گفتار و نوشتارشان نمايان است اما بخش ديگر (معنويت) چندان روشن نيست و به گونه يي هم گام با عقلانيت ديده نمي شود. ايشان اين پرسش انتقادي را پذيرفته و پس از چند لحظه سكوت، پاسخ شان اين بود: «هنوز نتوانسته ام براي اين موضوع كاري بكنم...»
    
    در اين مجال كوتاه، مي كوشم نگاهي به انديشه هاي مصطفي ملكيان داشته باشم، روشنفكري كه كوشش دارد مهمترين مسائل بشري در دنياي امروز را با زباني شفاف و به دور از ابهام با مردم و مخاطبانش در ميان گذاشته و موضوعات اساسي را با نگاهي ژرف و محققانه ارائه مي دهد.
    
    «من نه دل نگران سنتم، نه دل نگران تجدد، نه دل نگران تمدن، نه دل نگران فرهنگ، و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي ديگري از اين قبيل. من فقط دل نگران انسان هاي گوشت و خون داري هستم كه مي آيند، رنج مي برند، و مي روند. سعي كنيم انسان ها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند و به حقايق هرچه بيشتري دسترسي پيدا كنند: علاوه بر آن هرچه كمتر درد بكشند و رنج ببرند و علاوه بر آن هرچه بيشتر به نيكي و نيكوكاري بگرايند. براي تحقق اين سه هدف، از هر چيز كه سودمند مي تواند بود بهره گيرند: از دين گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر.»1
    
    ملكيان دغدغه روشنفكر را تقرير حقيقت و تقليل مرارت مي داند. به باور وي روشنفكر مي خواهد حقايقي را كه در علوم و معارف مختلف كشف شده به آگاهي شهروندان جامعه خود يا شهروندان جامعه جهاني برساند، و به عبارتي در جهت استقرار بخشيدن به حقايق كشف شده در ذهن و ضمير شهروندان مي كوشد. ديگر اينكه تلاش مي كند از مرارت، رنج و درد زندگي شهروندان بكاهد. نكته يي مهم را هم خاطرنشان مي سازد و آن اينكه، كار روشنفكر با كار پزشك متفاوت است. هنگامي كه بيمار نزد پزشك مي رود و درباره بيماري اش مي پرسد، پزشك چند اصطلاح لاتين را به كار مي برد و سپس مي گويد داروهاي تو اينها است. خيلي وقت ها ما چيزي از آن اصطلاحات سر در نمي آوريم اما حداقل پس از مصرف داروها - هرچند نفهميم تركيبات شيميايي و... داروهايي كه مصرف مي كنيم چه بوده - بهبود مي يابيم. اما در رابطه با روشنفكري اين گونه نيست چون دارويي كه روشنفكر به ما مي دهد، همان اصطلاحات است و در اينجا فهم اصطلاحات است كه به كارايي دارو مي انجامد، نكته يي كه روشنفكران ايراني چندان به آن توجه ندارند.
    
    پس روشنفكر بايد با زباني شفاف و به دور از ابهام و پيچيده گويي با مردم سخن بگويد تا مردم متوجه شوند و البته مقصود اين نيست كه به گونه يي سخن بگويد كه مردم قبول كنند (يعني نبايد از عوام الناس پيروي كند)، هرچند اگر سخني بگويد كه مردم آن را فهم كنند، مي تواند به پذيرفتن آن از سوي مردم هم اميدوار باشد.
    
    ملكيان در تحليل هاي خويش درباره درماندگي ها و عقب ماندگي هاي جامعه نسبت به غيبت عقلانيت در جامعه همواره هشدار داده و پذيرفتن سخن بدون دليل را نشانه يي نگران كننده مي پندارد، چنان كه خود مي گويد: «ما نبايد سخن را از آن رو كه شخص خاصي گفته است، بپذيريم، بلكه بايد از آن رو بپذيريم كه مي بينيم ميان همه سخنان بديل خود، دلايل قوي تري به همراه دارد و اين به معناي استدلال گرايي است... به نظر من روشنفكر بايد چنان راه و رسم بت شكني را القا كند كه اگر روزي خود او هم خواست بت شود، مخاطبانش آن راه و روش ها را براي شكستن خود او هم به كار ببرند. اين تربيت جدي است كه از روشنفكر انتظار مي رود تا در مخاطبانش ايجاد كند.»2
    
    اگر به پيامدهاي ناگوار و تلخ غيبت عقلانيت و خردگرايي در جامعه با دقت بنگريم، درمي يابيم كه هرگونه سستي، در مسير دنياي نو و بازنگري و بازانديشي پيرامون فرهنگ و رفتار فردي و گروهي، بر دشواري هاي زندگي ما مي افزايد و از ميزان مدارا، بردباري، همزيستي مسالمت آميز، گفت وگو و... در سطح جامعه مي كاهد.
    
    ديدگاه ملكيان در اين باب چنين است: «وقتي سير آزاد عقلاني متوقف شود، آدمي با بسياري از آرا و نظرات موافقت يا مخالفت دارد، بدون اينكه براي اين موافقت يا مخالفت خود دليلي داشته باشد، و اين موافقت يا مخالفت بلادليل، در واقع، زمينه ساز دو رذيلت ذهني بزرگند: يكي تعصب، و ديگري پيشداوري... از سوي ديگر، وقتي كسي خود را مجاز ببيند كه سخناني را بدون دليل و برهان بپذيرد خود را در معرض خطر خرافاتي شدن نيز قرار مي دهد.»3
    
    او باور دارد آنچه انسان امروز به آن نياز دارد گذر از تجدد نيست، بلكه رفع نقص هاي تجدد است و باز تاكيد دارد كه اين نقص ها را مي توان و بايد رفع كرد چون برگزيدن زندگي و انديشه سنتي نه ممكن است و نه مطلوب، زيرا انسان به خاطر رها شدن از تاريكي ها و ناداني ها، از زندگي و انديشه سنتي دوري گزيد و از اين جهت بازگشت به گذشته غيرممكن به نظر مي آيد. او با چنين نگرشي تلاش دارد به نقد جهان مدرن بپردازد اما اين نقد هيچ تناسبي با انديشه سنت گرايان ندارد، چون ستيز با دنياي نو، از ويژگي هاي انديشه بسياري از سنت گرايان است كه از هيچ كوششي در جهت تخريب و كوبيدن جريان روشنفكري و بنيان هاي فكري دنياي نو دريغ نمي ورزند.
    
    همچنين به خاطر داريم در هياهوي ميان كساني كه مي پنداشتند توسعه سياسي بر توسعه اقتصادي تقدم دارد يا كساني كه مي پنداشتند توسعه اقتصادي بر توسعه سياسي تقدم دارد، ملكيان با طرح توسعه فرهنگي و تقدم آن بر توسعه سياسي و اقتصادي پاسخ شايسته يي به سخنان مطرح شده در سطح جامعه داد زيرا به باور وي، تا هنگامي كه تغيير و دگرگوني دروني در ما رخ ندهد، در بيرون تغيير و دگرگوني رخ نخواهد داد و اگر هم اتفاقي بيفتد، گذرا و ناپايدار خواهد بود. اما شوربختانه چنين موضوع مهمي كمتر مورد توجه اهل انديشه قرار گرفته و همواره راه حل مسائل در دگرگوني هاي سياسي جست وجو مي شود.
    
    اينك و در روزگار ما، كه تشخيص هاي نادرست، پرداختن به موضوع هايي كه چندان به كار نمي آيند، شتاب زدگي، خردگريزي، توجه نداشتن به خصوصيات معنوي، فكري و عاطفي مردم و برگزيدن راه هاي ميان بïر، كوتاه مدت و... بارها ما را به مسيرهاي مه آلود و مقصدهاي نامعلوم هدايت كرده است، مي توان به تلاش هاي هرچند اندك اما كيمياصفت روشنفكراني كه به كارهاي منظم، درازمدت و هدفمند باور دارند، اميدوار بود و دل بست: روشنفكراني كه حق عقلانيت را تمام و كمال ادا كنند و در عين حال، عقل گرايي آنان منجر به تباهي بنيان هاي معنوي جامعه انساني نشود.
    
    پي نوشت ها:-
    
    1- ملكيان، مصطفي، مشتاقي و مهجوري (گفت وگوهايي در باب فرهنگ و سياست)، تهران، نگاه معاصر، 1385، ص 119.
    
    2 - همان، ص 297.
    
    3- ملكيان، مصطفي، راهي به رهايي (جستاري در باب عقلانيت و معنويت)، تهران، موسسه انتشارات نگاه، 1385، ص 367.
    
    در جست وجوي راهي به رهايي محمد صادقي
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 341 بار
 

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه دارو
متن مطالب شماره 4 (پياپي 68)، winter2009را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!