 
|
ما شاد هستيم
نويسنده: مريم خرسند
معاون سردبير امضاي نهايي صفحه ترك اعتياد زنان معتاد خانه خورشيد را با روان نويس سبزش نقش مي زند، با لحني دوستانه مي پرسد: تا كي و چه وقت قرار است گروه اجتماعي به سياهي هاي جامعه بپردازد؟، مي گويد و مي خواهد تا از شادي ها و رنگ ها و اميدها نوشته شود. دوست ديگري صفحه اجتماعي يكي از روزنامه ها را مثال مي زند كه سرشار از زندگي است و شايد هم براي همين موفق است. با خنده از معاون سردبير سوژه مي خواهيم و او با خنده باز هم بحث ازدواج و عروسي و جهيزيه را به ميان مي كشد. مي دانيم سوژه هاي پيشنهادي او فقط براي خارج شدن از موضوع است. اما حرف معاون سردبير را بايد جدي گرفت. همان روز خبرگزاري ها از افزايش ازدواج در سال گذشته خبر داده اند كه بيشترين سن ازدواج بين سنين 15 تا 19 سال بوده است. افزايش ازدواج خبر خوشي است اما باز هم صدها دختر در سن آموزش مدرسه، كودكي را به پايان نرسانده بار مسووليت را بر شانه هاي خود گذاشتند. يكي از بچه هاي گروه پاي اينترنت نشسته تا سوژه هاي اميدبخش و سفيد بيابد. سوژه ها را با صداي بلند مي خواند. خشكسالي و تابستان سياه براي كشاورزان، افزايش تعرفه هاي درماني، آلوده شدن زاينده رود و سفره هاي زيرزميني آب در اصفهان و ناپديد شدن بطري هاي آب معدني در اصفهان، اعتراض تاكسي داران به افزايش 13 درصدي كرايه ها در سال جديد و تهديد به تعيين كردن نرخ كرايه تاكسي ها توسط خود رانندگان، اقدام غيرقانوني گوگل براي جعل نام خليج فارس، افزايش نگراني معلمان از بروز شايعه يي مبني بر قطع شدن حقوق شان در فصل تابستان و تاكيد سرپرست كميته امداد براي نپذيرفتن مددجوي جديد همه اخباري بود كه در صدر قرار داشت. هنوز گروه اجتماعي تكليف سوژه هاي جديد را براي پيگيري تعيين نكرده بود كه خبر خودكشي دختري كه در يكي از مدارس تيزهوشان درس مي خواند به دليل كسب رتبه پايين در كنكور آزمايشي رسيد. گروه هنوز به دنبال سوژه سفيد مي گشت كه خبر تلخ ديگري رسيد. قرار است صفحه «خيانت در زندگي» را ببنديم و از الان خودمان را آماده كرده ايم كه اگر دوباره به زير سوال سياه نمايي براي جامعه رفتيم براي معاون سردبير چه جوابي داشته باشيم. يكي از همكاران از گروه ديگري مي آيد و درباره اجاره خانه ها صحبت مي كند. رقم هاي اعلام شده باوركردني نيستند. ماشين دزديده شده دبير سياسي روزنامه هنوز پيدا نشده، مخاطب محترم روزنامه از پاي تلفن با فرياد از ما مي پرسد: «مگر شما در اين جامعه زندگي نمي كنيد، پس چرا نمي نويسيد گوجه فرنگي شده سه هزار تومان، شير شده هزار تومان، پس ما چطوري زندگي كنيم.» گوشي را قطع نكرده يك نفر ديگر پشت خط است. گله دارد. از وضعيت معلولان و همه دردسر ها و گرفتاري ها. تلفن بعدي براي استاد دانشگاهي است كه با نگراني صحت خبر زير آب رفتن آرامگاه كوروش را جويا مي شود. مي شنود كه عكس و خبر كذب است. اما مي پرسد بالاخره كه چه، يك روزي اين اتفاق مي افتد. معاون ديگر سردبير مي پرسد: «شنيده ايد درختان انار ساوه را قطع كرده اند.» مي گوييم پس خبر نداريد كه نيمي از درختان پرتقال شمال را هم به خاطر سرما و خشك شدن قطع كرده اند. مي پرسد چقدر خسارت داده اند. مي گوييم به باغ يكي از آشنايان كه بيش از 20 درخت بزرگ و تنومند پرتقال داشت و وسيله امرار معاش اش بود وعده داده اند 40 هزار تومان. هنوز به دنبال سوژه سفيد و ناب هستيم: سوژه يي كه نشانه يي از روزگاران خوش زيستن داشته باشد. خودمان هم از اين خبر هاي تلخ خسته شده ايم. خسته و تكيده. دسته جمعي راه مي افتيم و كله صبح همان هنگام كه وقت اذان صبح است سر از بازار گل تهران درمي آوريم. بايد گزارش نوشت. همه با هم . اما كسي رغبتي نشان نمي دهد. در همان بازار صبحگاهي گل، همه كساني كه براي خريد گل مراسم عزاداري آمده بودند تعدادشان بيشتر از خريداران مراسم شادي بود. ياد سخن يكي از مسوولان عالي رتبه دولت محترم مي افتم كه فرموده بودند تازه امسال با آزاد كردن بنزين فهميديم مردم چقدر شادي كردن را دوست دارند و من از خودم پرسيدم يعني تا پيش از اين كسي نمي دانست مردم ايران تا چه اندازه شادي كردن را دوست دارند؟، كه اگر غير از اين بود از صدها سال پيش براي شكوفا شدن شكوفه ها 13 روز مقدس را جشن نمي گرفتند. مي خواهم از امروز روي وايت برد گروه بنويسم: «ما شاد هستيم.» مي دانم خنده دار است. اما حداقل هركسي كه وارد اتاق كوچك گروه اجتماعي شود با ديدن اين جمله فيلسوفانه خواهد خنديد و همين خنده هم غنيمتي است. سوژه يي سفيد و شادمان نيافتيم تا رضايت نسبي معاون سردبير را تامين كند. اما از امروز تلاش داريم در اين ستون فقط از شادي ها و خبرهاي خوش بنويسيم. از لحظه هاي خوب و شاد بودن. البته فقط تلاش داريم و هيچ قولي براي شاد نوشتن نمي دهيم. شما هم مي توانيد ديده بان اين ستون باشيد: ديده باني براي يافتن و يادآوري شادي هايي كه شايد آنها را گم كرده ايم. ما شاد هستيم مريم خرسند
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 434 بار
|