|
تقويت فرهنگ گفت وگو
نويسنده: محمد صادقي
هانس كوچلر، استاد فلسفه دانشگاه اينسبروك در اتريش، با نگاهي منتقدانه نسبت به برخورد غرب با ساير تمدن ها مي گويد: «در عصر جديد، غرب و در راس آن ايالات متحده به عنوان سخنگوي خودخوانده آن، از طريق به اصطلاح «نظم جديد جهاني» مي كوشد گفتمان جهاني درباره دموكراسي و حقوق بشر را به انحصار خود درآورد. فروپاشي نظام سياسي رقيب يعني كمونيسم شوروي به غرب اجازه داده است تا آنجا كه به مساله اساسي ارزش هاي فرهنگي و حقوق بشر - و به طور خاص دموكراسي - مربوط مي شود، خود را در موضعي ببيند كه مي تواند به خود «تبريك بگويد». گفتمان دفاعي كه با نظريه «پايان تاريخ» فرانسيس فوكوياما مدتي كوتاه پس از پايان جنگ سرد شكل گرفت، با پارادايم «ستيز تمدن ها»ي ساموئل هانتينگتون تكميل شد كه نمودي است از تمايل امريكا به ادعاي رهبري جهان غرب در حركت به سمت ايجاد تمايز ميان «خود» و «ديگري».» 1 هرچند فرهنگ و تمدن نوين غرب به پيشرفت هاي شگفت انگيزي در زمينه هاي مختلف دست يافته اما به نظر مي رسد دچار آفتي چون خودبرتربيني و خودمداري نيز شده كه موجب شده در رفتار با ديگر فرهنگ ها و تمدن ها گاهي نگاه مناسب و خردمندانه يي نداشته و ديگران را ناديده انگارد و در تحليل و بررسي جهان آشفته كنوني از واقعيت ها فاصله گرفته و به اقدامات پرسش برانگيزي روي آورد. نيك مي دانيم كه همواره نشناختن يكديگر و گام برنداشتن در جهت شناخت «ديگري» به برخورد و رويارويي مي انجامد و به اين خاطر كه «خودشيفتگي غرب» مانعي شده تا نتواند از شناخت درستي نسبت به دنياي پيرامونش برخوردار شود، موضوع حساسيت فراواني مي يابد. اگر نگاهي منصفانه به جهان امروز داشته باشيم، مي بينيم رويكرد تازه غرب و به ويژه امريكا پس از تهاجم وحشيانه يازده سپتامبر و در ادامه آن، برگزيدن پاسخ هاي خشن چندان هم سودمند و واقع بينانه نبوده است و آسيب زيادي به روابط غرب در درون آن و روابط غرب با دنياي پيراموني اش وارد آورده است، چنان كه زبيگنيو برژينسكي با انتقاد از نگاه سياه و سفيد سياستمداران به جهان كه تكرار عبارت هايي مانند «هر كه با ما نيست، بر ماست» از زبان رياست جمهوري امريكا از نمونه هاي برجسته آن به شمار مي آيد، به نكته ظريف ديگري نيز مي پردازد: «در تحليل هاي نظري جاه طلبانه تر از حوادث يازده سپتامبر اكثراً به افكار اسلامي اشاره مي شد، آن هم اشاره يي مبهم و كلي: و افكار اسلامي طوري نشان داده مي شد كه از لحاظ مذهبي و فرهنگي با مدرنيته غربي (و به خصوص امريكايي) در تضاد بود. البته دولت بوش تا حدي عاقلانه عمل كرد و در حالت كلي از مرتبط دانستن تروريسم با اسلام اجتناب ورزيد، و دقت كرده است بر اين نكته تاكيد كند كه خود اسلام از اين جريان ها مبرا است. اما برخي از حاميان دولت در مورد اين تمايز دقت كمتري به خرج داده اند. آنها فوراً تلاش هايي را به راه انداختند كه نشان دهند فرهنگ اسلامي در مجموع آن قدر در تضاد با غرب قرار دارد كه زمينه مناسبي را براي خشونت هاي تروريستي عليه امريكا به وجود آورده است.»2 اشاره برژينسكي به اين موضوع حساس نشان دهنده نگاه هاي نادرست و در نتيجه تصميم سازي بر اساس توهم از سوي غرب و به ويژه امريكا است كه شوربختانه اگر از شدت آن كاسته نشود، جهان را به سمت و سوي مسيرهاي مه آلود و ناپيدا رهنمون مي سازد... به هر ترتيب، شرايط دشوار جهاني و افزايش كشتار انسان ها در اين سو و آن سوي گيتي، به بهانه هاي مختلف مانند ستيز با غرب، مبارزه با تروريسم و... تا اندازه يي، انديشه هاي صلح جويانه را در تنگنا قرار داده است اما نبايد فراموش كنيم كه تلاش براي استقرار صلح و آرامش جهاني در چنين زمان هايي است كه معنا و ارزش دارد. از اين رو يكي از گام هايي كه مي تواند دنيا را از گرفتاري هاي موجود برهاند و زمينه صلحي پايدار را فراهم آورد، تقويت فرهنگ گفت وگو است. گفت وگو، از اين جهت كه مكالمه يي هدفمند براي حل مساله يا مشكلي است كه شركت كنندگان در آن به فهم و نقد سخن يكديگر مي پردازند (و به شناخت بهتر و عميقي از يكديگر مي رسند)، راه حل نهايي و مسالمت آميز براي رسيدن به وضعيت مطلوب در جهان امروز به شمار مي آيد. از اين رو، شايسته است اهل فرهنگ و انديشه در سراسر گيتي نسبت به پيشنهاد انسان دوستانه و مداراجويانه ايران (گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها) دقت و توجه بيشتري داشته باشند و آن را به عنوان يكي از راهكارهايي كه توانايي سامان بخشيدن به اوضاع ناآرام جهان را دارد، تقويت و پشتيباني كنند. همچنان گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها در فرآيند جهاني شدن (و هدايت درست آن با مشاركت همه ساكنان گيتي) نيز گزينه مناسب و بهتري به نظر مي آيد، چرا كه هدف از گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها، شناخت بهتر ساكنان گيتي از يكديگر است كه خود به خود راه به سمت جست وجو و كشف حقيقت را هموار مي سازد و مهم تر اينكه نسخه يي ازپيش آماده شده را به جهانيان ارائه نمي دهد و همگان را با نگاهي برابر به چاره انديشي پيرامون مسائل گيتي فرا مي خواند. پي نوشت ها: 1- دالماير، فرد و...،گفت وگوي تمدن ها: انديشه، دانش، عمل، ترجمه بهرام مستقيمي و حميرا مشيرزاده، تهران، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1384، ص46. 2- برژينسكي، زبيگنيو، انتخاب: سلطه يا رهبري، ترجمه اميرحسين نوروزي، تهران، نشر ني، 1386، صص 48-47. تقويت فرهنگ گفت وگو محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 140 بار
|