|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد87/2/3: گفت وگو با بهرام عظيم پور نويسنده و كارگردان سريال «بيداري»/همه چيز به ساختار برمي گردد
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1657 3/2/87 > صفحه 10 (تلويزيون) > متن
 
      


گفت وگو با بهرام عظيم پور نويسنده و كارگردان سريال «بيداري»/همه چيز به ساختار برمي گردد


نويسنده: حسن محمودي


    همكاري با گروه تئاتر بازي و كارگرداني نمايش حشمت با بازيگري آتيلاپسياني، دستياري و انتخاب بازيگر در فيلم هاي متعدد سينمايي و سريال هاي تلويزيوني از جمله «در كوچه هاي عشق» خسرو سينايي، «سلام سينما» و «گبه» محسن مخملباف، «از كرخه تا راين»، «خاكستر سبز»، «موج مرده» و «خاك سرخ» ابراهيم حاتمي كيا، «اين زن حرف نمي زند» ،«بيگانه يي در ميان ما» و «اولين شب آرامش» احمد اميني و... به همراه ساخت چند مستند قابل تامل از جمله مولفه هاي كارنامه بهرام عظيم پور كارگردان و نويسنده سريال بيداري است كه باعث شد از همان قسمت هاي نخست توجه برخي از صاحب نظران و منتقدان را به خود جلب كند. «بيداري» كه روزهاي چهارشنبه از شبكه سوم سيما پخش مي شد، موفق به رقابتي جدي با سريال هاي «حلقه سبز» ابراهيم حاتمي كيا، «شهريار» كمال تبريزي و «روزگار قريب» كيانوش عياري در فصل دوم سال شد. اولين تجربه كارگرداني عظيم پور علاوه بر آنكه در رديف سريال هاي پرمخاطب نيمه دوم سال گذشته قرار گرفت، توجه برخي منتقدان و اهالي سينما را به خود جلب كرد. عظيم پور خود نيز تمايل به انجام گفت وگو در قسمت هاي آخر سريالش داشت و گفت وگوي او را در حالي مي خوانيد كه تنها يك قسمت از آن براي پخش باقي مانده.
    
    
    
    -اگر اشتباه نكنم چيزي به عنوان انتخاب بازيگر كه امروزه به عنوان بازيگردان نام برده مي شود، براي اولين بار در فيلم «از كرخه تا راين» با نام شما به صورت رسمي در تيتراژ يك فيلم آمد.
    
    تا قبل از «كرخه...» چنين عنواني در سينماي ايران وجود نداشت يا حداقل من به رغم جست وجويي كه كرده ام، به موردي برنخورده ام. در آن كار، علاوه بر وظيفه دستيار اولي مسووليت انتخاب و تمرينات بازيگران ايراني و خارجي را بر عهده داشتم كه در تيتراژ عنوان «انتخاب و هدايت بازيگران» را برايش در نظر گرفتيم. هنوز هم من از كلمه بازيگردان خوشم نمي آيد، به نوعي مرا به ياد عروسك گردان مي اندازد. در صورتي كه بازيگري فن و هنري خلاق و تا حدي مستقل است. فكر مي كنم مثلاً «مشاور بازيگران» عنوان دقيق تري باشد. در واقع در بهترين شرايط ما به بازيگر مشاوره مي دهيم، به او در آناليز و تحليل فيلمنامه كمك كرده و در طراحي و پرداخت شخصيت با او همراهي مي كنيم. همين طور اعتماد و رابطه متقابل بازيگر و كارگردان را به شكل لازم و مثبت جهت مي دهيم. اما كار، خلاقيت و تا حد زيادي مسووليت نهايي با بازيگر است.
    
    -در ميان كارهايي كه مشاور كارگردان در انتخاب بازيگر بودي، در كدام يك آزادي عمل بيشتري داشتي يا به عبارتي ديگر كارگردان به كار تو در مقام مشاور و انتخاب كننده بازيگر اهميت زيادتري مي داد؟
    
    از همان كار اولم: «در كوچه هاي عشق» آقاي سينايي براي اين كار اهميت قائل بودم. ظرافت هاي خود آقاي سينايي در اين راه بسيار تعيين كننده بود. شخصيت والاي فرهنگي و همه جانبه ايشان مسير سلامت اما دشوار و بي اجر فيلمسازي هنري و همين طور عشق به سينماي مستند را به من شناساند. كارگردانان ديگري هم كه بعدتر با آنها كار كردم به اهميت انتخاب درست بازيگري واقف بودند. ابراهيم حاتمي كيا از جمله كارگردان هايي است كه اهميت زيادي براي اين بخش از ماجرا يعني مشاوره گرفتن در انتخاب و هدايت بازيگر قائل است. تا آن زمان خود من نيز براي كار به عنوان دستياري كارگردان فكر مي كردم اما اين ايده ابراهيم حاتمي كيا بود كه انتخاب بازيگر و مشاور بازيگران جدي تر گرفته شود و كاركرد بيشتر و مستقلي پيدا كند. حاتمي كيا بيشتر ترجيح مي داد به عنوان كارگردان تمركز بيشتري روي مسائل ديگر مخصوصاً دكوپاژ داشته باشد. در كارهايي كه با وي داشته ام به دليل شناخت و اعتمادي كه ميان ما وجود دارد، علاوه بر آزادي عمل در انتخاب بازيگران تمام مسائل و امور آنها مثل گريم، لباس، تمرينات و ميزانسن هاي قبل از فيلمبرداري را به عهده گرفته ام. به همين دليل شايد بيشترين بهره حرفه يي ام را در همكاري با او به دست آورده باشم. حاتمي كيا در تمرينات آزادي عمل فراواني مي داد و برايش مهم اين بود كه در انتها حاصل كار به تحليل و حس و حال خودش نزديك باشد. اما مخملباف كه «سلام سينما»ي او با ايده اصلي همين انتخاب بازيگر همراه بود، برخورد و نگاه ديگري با ماجرا داشت. محسن خيلي به تفكيك دقيق وظايف اعتقاد نداشت و تيم هاي جمع و جور و فعال را كاراتر از عناوين متعدد و مشخص مي دانست. گروه كارگرداني او- حداقل در كارهايي كه من كنارش حضور داشته ام - فاقد منشي صحنه به آن معنا و حتي دستيار دوم بود. دليل اصلي آن هم شور و هيجان هميشگي و خلاقيت او بود كه اگر مي خواست در بند تعاريف از قبل تعيين شده باقي بماند، بي تاب و كلافه مي شد. كساني كه در آن سال ها با مخملباف كار كرده اند خوب مي دانند كه خود او نيز غالباً در همه كارهاي كوچك و بزرگ همراهي مي كرد و دستيار وي بايد سرعت عمل فراواني به خرج مي داد تا از محسن عقب نماند، از اين نظر شايد بتوان او را با ديگر فيلمساز مهاجرمان امير نادري مقايسه كرد كه بحث و مجال ديگري مي طلبد. «گبه» نيز فيلم شبه مستندي بود كه فاقد بازيگر حرفه يي بود و به همين سبب هدايت نقش ها در آن برايم جذابيت و اهميت خاصي داشت. گبه كاري استوار بر بداهه بود كه محسن در همه جزييات آن نقش اصلي را به عهده داشت. در مورد آقاي اميني هم بايد بگويم كه خود ايشان از كارگردان هايي است كه به خوبي بازيگري را مي شناسد و دانش و تجربه فراواني در اين زمينه دارد. همكاري من با احمد اميني فقط در حد انتخاب بازيگر بوده است.
    
    -با دو سريال «اولين شب آرامش» احمد اميني كه شما انتخاب و مشاوره بازيگران را بر عهده داشتيد و سريال «ساعت شني» كه محمدرضا شريفي نيا همين كار را انجام داد، مقوله انتخاب بازيگر و بازيگردان اهميت بيشتري در تلويزيون پيدا كرده. به گونه يي كه در هر دو سريال نام برده شده، بازيگران و كارگردان به اهميت حضور چنين چيزي تاكيد كرده اند.
    
    اين بحث مهمي است كه هيچ وقت هم به طور جدي به آن پرداخته نشد. گاهي كساني با اين عنوان در يك فيلم يا سريال وارد مي شوند كه تجربه و دانش شان از بازيگران همان كار كمتر است و چندان نه ارتباطي با بازيگران و نه دانش و خلاقيت بيشتري در تحليل يك نقش نسبت به بازيگر دارند. بايد كسي براي اين كار انتخاب شود كه علاوه بر شناخت بازيگري، داراي دانش قابل ملاحظه يي از سينما و درام باشد تا بتواند به بازيگر مشاوره بدهد و او را در تمرينات هدايت كند. به نظر مي رسد اين بحث ساده گرفته شده و هر كس سابقه اندكي در بازيگري دارد، بنا بر روابطش در اين مقام گذاشته مي شود و حاصلش انتخاب هاي خام و غيرمسوولانه است. اميدوارم زماني خود شما يا ديگر همكارانتان فضا و فرصت مناسب براي بررسي اين موضوع فراهم كنيد.
    
    -در بيداري انتخاب بازيگرها به عهده خود شما بود. فكر نمي كنيد اگر اين كار به عهده كسي ديگر بود، اتفاق بهتري مي افتاد؟ كسي كه در انتخاب بازيگرها به شما مشاوره مي داد و در طول كار نيز آنها را هدايت مي كرد.
    
    مطلقاً. اگر كارگردان مي تواند انتخاب كند و شناخت و ارتباطات لازم را دارد، بايد خودش اين كار را انجام بدهد. اعتقاد دارم انتخاب و هدايت بازيگر در حالت نهايي جزيي از وظايف كارگردان است و كارگرداني كه اين توانايي و ارتباط را دارد، بايد خودش اين كار را انجام بدهد. در غير اين صورت ضروري است از كسي ديگر كمك بگيرد. واقعيت غيرقابل انكار اين است كه در يك رابطه منطقي و سالم، تاييد نهايي و رضايت كارگردان مهم ترين اصل براي آرامش و خوشحالي بازيگر است. براي من انتخاب بازيگر مرحله يي بسيار مهم، شيرين و تعيين كننده است. انتخاب حتي از تلفني كه به بازيگر زده مي شود، شكل مي گيرد. آن كسي كه به بازيگر زنگ مي زند و نحوه دعوت بازيگر براي كار خيلي مهم است. با هر كسي بايد به نحو خاص خودش و بنا بر شان و جايگاه و حتي روحيات وي رفتار شود و همان برخوردي كه در سر صحنه انتظار دارند، بايد از همان تلفن اول شروع شود و به گونه يي باشد كه اولين بار با شوق و تمايل به ديدار كارگردان بيايند و اين شوق و انگيزه در طول كار حفظ شود.
    
    -تا اين جاي كار فكر كنم برخورد شما درست بوده و ارتباط ها به خوبي انجام گرفته. آن دسته بازيگران بيداري كه تاكنون مصاحبه كرده اند به اين بخش از كار شما اشاره كرده اند و از آن به عنوان مهم ترين مولفه براي حضور در «بيداري» به عنوان بازيگر نام برده اند.
    
    براي من خيلي مهم است كه بازيگران دانش، احساسات و روانكاوي كارگردان را جداي از شخصيت حقوقي او قبول داشته باشند و فراتر از مسائل مالي حاضر به همكاري با او باشند. اگر اين طور نباشد مشكلات زيادي پيش مي آيد. اما در مورد بيداري بايد صادقانه بگويم كه به جز انتخاب بازيگر نقش تورنگ، از بقيه انتخاب ها و بازي ها خيلي تعريف مي كنند و از آن به عنوان يكي از امتيازهاي كار حرف مي زنند. فكر مي كنم انتخاب ها درست و منطبق يا نزديك به شخصيت هاي فيلمنامه بوده، حال اينكه بازيگران «بيداري» تا چه حد در آن فضا راحت بوده اند يا احياناً مثل كارهاي ديگر از برخي مشكلات و مسائل آزرده شده اند، بحث ديگري است كه خودشان بايد درباره آن حرف بزنند كه اتفاقاً همان طور كه شما گفتيد، بيشتر آنها در مصاحبه هاي مختلف خود به قدر كافي در اين باره صحبت كرده اند.
    
    -درباره نوع و جنس بازي ها در وهله اول به نظر مي رسد اغلب بازيگراني كه براي بازي در بيداري انتخاب شده اند بازي هاي سرد دارند و در بيداري نيز به خوبي از عهده ايفاي بازي هاي سرد برآمده اند البته اين نكته درباره برخي از بازيگرها مثل آتيلاپسياني صدق نمي كند.
    
    اول از همه بگويم بازيگرها، بازيگرهايي نيستند كه هميشه بازي هاي سرد داشته اند. بازيگران «بيداري» بر مبناي توانايي و تجربه و نزديكي فيزيكي و رواني آنها با شرايط عمومي و لايه هاي پنهان نقش انتخاب شده اند نه برحسب سردي صورت. در واقع تقريباً هيچ كدام از آنها صورت سرد يا خنثي ندارند. از امير دلاوري و داوود رشيدي گرفته تا الهام پاوه نژاد و فريبا كامران. مثلاً بهناز جعفري بازيگري است كه بازي هاي هيجاني و پرانرژي زيادي داشته. اغلب نقش هايي كه ايشان بازي كرده، نقش هاي پرشور و پرحركت و پر از اشك و هيجان است و بازي اش در «بيداري» يكي از معدود بازي هايي است كه حركات سر و دست كمتري دارد و از هيجانات و احساساتش كاسته شده.
    
    -البته بازي بهناز جعفري در تئاتر اغلب پر از هيجان است و در كارهاي مهم سينمايي اش مثل باغ هاي كندلوس ايرج كريمي و خانه يي روي آب بهمن فرمان آرا، نقش هاي سردي است. امكان دارد حركاتش را كنترل و محدود كرده باشي، اما قبول كن كه جنس بازي اش يادآور همان بازي هاي قبلي است.
    
    هر دو كارگردان صاحب تفكر و باارزشي كه نام بردي طرفدار بازي دروني و كنترل شده هستند بنابراين تعارضي در گفته هايمان نمي بينم. اشاره من به كارهاي ديگر او مثلاً «خاك سرخ» است. خود بهناز جعفري بنا بر چيزي كه به او منتقل كرده اند، مي گويد يكي از بهترين نقش هايي است كه تاكنون بازي كرده و دوستان مورد اعتمادش به او گفته اند وقتي مي تواني اين طور خوب بازي كني، چرا برخي جاها بازي ات بدون طراحي و غيرمتمركز است. درباره الهام پاوه نژاد از ديگر بازيگر هاي مطرح سريال بايد گفت كه اتفاقاً بيشتر بازي هاي ايشان در جاهاي ديگر بيروني و همراه با هيجان و گرما بوده است و بازي اش در «بيداري» تفاوت اساسي با كارهاي ديگر وي دارد. پرويز پورحسيني نيز بازيگري است كه نقش هاي هيجاني و گرم زيادي را بازي كرده. ايشان در يكي از اولين پلان هايي كه قرار بود بازي كند- يعني رفتن تورنگ به تهران- آماده بود تا با بغض شديد و گريه، احساسات عموفاضل را نشان دهد، اما گفتم مي خواهم احساسات به شكل دروني و كنترل شده باشد و تورنگ اشك او را نبيند. داوود رشيدي اما به ضرورت نقش سردتر از برخي كارهايش است، اما او نيز قبلاً نقش هاي پرهيجان و گرمي را بازي كرده. لابد بازي شيرين و گرم فريبا كامران را در «فرش باد» به ياد داريد. امير دلاوري هم از بازيگراني است كه هميشه بازي هاي گرمش مورد توجه مخاطبان قرار گفته. بنابراين نمي توان گفت بازيگران بيداري از ميان بازيگراني انتخاب شده اند كه اغلب نقش هاي سرد بازي كرده اند اما تعمدي در اين شكل و جنس بازي ها و هدايت بازيگران بوده است كه به نوع كارگرداني كار برمي گردد.
    
    -اين تعمد از كجا مي آيد؟
    
    از ساختار سريال. مبناي ساختار مجموعه بر عدم درشت نمايي، عدم تاكيد روي اتفاقات و كنش هاي دراماتيك و چگونگي خاص روايت شكل گرفته و در همه اركان خود آن را رعايت مي كند. در بيداري موقعيت هاي انساني و شرايط و مفاهيم بشري تعيين كننده است، نه اتفاقات صرف يا رويدادهاي انفجاري. اينها در ميزانسن، دكوپاژ، نورپردازي، رنگ آميزي، موسيقي و در نوشتن ديالوگ ها رعايت شده. بازي نيز تابعي از ساختار كلي است. قبول كنيد براي يك بازيگر خيلي دشوارتر خواهد بود كه احساسات خود را به صورت كنترل شده، چندلايه و دروني انجام دهد، تا اينكه به صورت بيروني و با حركت و هيجان بخواهد آن را بروز بدهد يا اصطلاحاً فرياد بزند. در«بيداري» بازيگرها كمتر فرياد مي زنند و اشك مي ريزند. آنها با رفتار و لحن خود بيهوده بر معناي كلمات يا موقعيت هاي قصه تاكيد مضاعف نمي كنند. ما در تمام سريال پرخاش و درگيري به شكل معمول نداريم. نه كتك كاري و شليك وجود دارد، نه قتل و خشونت و خونريزي. تنها يك بار فاضل يك سيلي به تورنگ مي زند. اين يك روش هدفمند و بابرنامه در تمام عناصر و شناسه هاي مجموعه «بيداري» است. مي بينيد كه ما به دست خودمان بسياري از ابزارها و بهانه هاي مرعوب ساختن و احساساتي يا متاثر كردن مخاطب را كنار نهاده ايم و با اعتماد و اتكا به شعور، تفكر و فرهنگ تماشاگر، استقبال و علاقه او را انتظار مي كشيديم.
    
    -فكر مي كنيد آتيلاپسياني در بيداري در نقشي ظاهر شده كه با نقش هاي اين سال هايش در تلويزيون تفاوت دارد؟
    
    من تقريباً اين طور فكر مي كنم. به خصوص روش بياني اش تا حدي با بازي هاي ديگر تلويزيوني اش فرق مي كند. آتيلانقشي را بازي مي كند كه تمام عواطفش نسبت به تورنگ سنجيده و پنهان است و تا جايي كه مي تواند آن را بروز نمي دهد. نوع رابطه اش با خواهرش يعني خانم عارف نيز كنترل شده است. به باور من آتيلابازيگري بسيار توانا و باهوش است كه به رغم تعدد كار و تا حدي تساهل در انتخاب نقش هاي تلويزيوني اش، هميشه دوست داشتني و غافلگيركننده است.
    
    -اما فكر مي كنم در بيداري برخلاف آن چيزي كه مي گويي سردي بازي ها ديده مي شود و حتي مي شود گفت در برخي جاها به حد آزاردهنده يي مي رسد.
    
    من اين طور فكر نمي كنم و بر مبناي تجربه و شناختي كه از بازيگري دارم، نمي توانم با تو موافق باشم. خوشحال مي شوم اگر مصداق هاي خودت را بگويي تا بتوانيم در مورد آن صحبت كنيم.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1657 به تاريخ 3/2/87، صفحه 10 (تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1078 بار
    



آثار ديگري از "حسن محمودي"

  داستان نويسِ خلاقِ دشوارپسند / به انگيزه هشتادمين زادروز «بهرام صادقي»
حسن محمودي*، ايران 16/10/95
مشاهده متن    
  روايت مرد آرام
حسن محمودي، شرق 8/7/93
مشاهده متن    
  داستان هاي سرراست / نگاهي به مجموعه داستان «بزرگراه بزرگ» نوشته يوريك كريم مسيحي
حسن محمودي، اعتماد 16/10/91
مشاهده متن    
  پرسش از مهندسي فرهنگي در رسانه ملي
حسن محمودي، اعتماد 24/7/91
مشاهده متن    
  توصيه چاوز به كاخ سفيد
حسن محمودي، رسالت 19/7/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات اجتماعي گردشگري
متن مطالب شماره 2 (پياپي 12)، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است