ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه رسالت87/2/5: تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهري
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6921
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6412 5/2/87 > صفحه 6 (انديشه) > متن
 
 


تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهري
علي محمدي تودشكي ـ مدرس دانشگاه


اسلام ديني است كه براي نظام زندگي و پيشرفت زندگي آ مده پس چگونه ممكن است فقيهي از نظامات و جريان طبيعي بي خبر باشد به تكامل و پيشرفت زندگي ايمان نداشته باشد و آن گاه بتواند دستورهاي علمي ومترقي اين دين حنيف را كه براي همين نظامات آمده و ضامن هدايت اين جريانات و تحولات وپيشرفت ها است كاملاو به طور صحيح استنباط كند.
    بر مبناي نگرش الهي وتوحيدي به انسان حس تعالي جويي همه جانبه و دائمي او حدي نمي شناسد و به مقتضاي روح الهي دميده شده در انسان براي تعالي وپيشرفت حقيقي بشر همواره افق هايي برتر قابل تصور است كه انسان را به سوي خود بخواند و بركشد. انبياي الهي وشرايع توحيدي آمدند تا راه پيشرفت انسان را هموار كنند واسلام اين حس متعالي ومقدس را ستوده است. مهم اين است كه مسير بروز حس تعالي جويي و پيشرفت طلبي تعريف شود و دچار انحراف و سوء استفاده نگردد. اسلام دين تعامل، رشد وتعالي انسان است و هدفي جز كمك به اين شاهكار هستي براي نيل به خليفه الهي وسوق دادن او به تعالي حقيقي و واقعي ندارد، رشد و پيشرفتي كه هيچ حد يقفي براي آن متصور نيست . “ قد تبين الرشد من الغي” نشان مي دهد كه اساسا خدا راه “رشد انسان” است. اكنون كه جهان بشريت قرن هاي پر تجربه اي را در عرصه افكار و مكاتب وانديشه ها پشت سرنهاده است بيش از هر زمان ديگري مجال جلوه گري برجستگي هاي دين حق خدا فراهم آمده است و تجربه موفق اسلام در جريان انقلاب اسلامي سال 57 در ايران ظرفيت وتوان عظيم اين دين الهي را معجزه آسا به نمايش نهاد.
    علي رغم چنين جهت گيري مثبت و متعالي كه در متن و جوهره دين حق الهي وجود دارد زمينه ها وعواملي موجب مي شده كه گرايش هاي منجمد و متحجرانه راه را بر پويندگان حقيقي راه اسلام ببندند و گاه اساسا مهر ركود وتوقف بر پيشاني دين حك نمايند . دربرابر اين گرايش ها و جريانات دين شناسان راستين، مجتهدان مجاهد، عالمان دلسوز واولياي الهي قد علم مي كرده و غبار از چهره تابناك اسلام برمي گرفته اند و به نقد و تحليل اين گرايش ها مي پرداخته اند. جريان مستمر احياي امت اسلامي و غبارروبي از چهره اسلام ناب محمدي(ص) همواره مانع از اين مي شده كه متحجران بتوانند اين گوهر ناب را دچارتحريف وانحراف نمايند.
    البته نبايد فراموش كرد كه يكي از زمينه هاي انحراف از ارزش هاي الهي و عدول از صراط مستقيم دين برداشت متحجرانه از دين بوده است زيرا انسان ها با گرايش فطري والهي خود هنگامي كه حق را بيابند غالبا آن را با جان و دل مي پذيرند. بخصوص تامل در تاريخ غم انگيز مسيحيت در جوامع غربي نقش تحجر و جمود را در فرار جامعه ازنهادها و آموزه هاي ديني و پشت كردن به آن و زمينه سازي براي انحراف از ارزش هاي الهي تبيين مي كند.
    شهيد علامه مطهري (ره) از متفكراني است كه در برابر نگرش هاي متحجرانه مواضعي روشن داشت و همزمان با مقابله با جريان هاي افراطي وانحرافي از نقد جريانات متحجر غافل نمي ماند.
    
    تحجر
    حجر، سنگ است وتحجر به معناي جمود وسنگوارگي ، ايستايي و عدم تحول.
    از اين اصطلاح البته سوء تعبيرهايي نيز شده ومي شود و از آن به عنوان برچسبي جهت تخريب جريان هاي اصولگرا نيز استفاده سوءشده است . برخي نگرش ها اساسا هر نوع گرايش الهي ومعنوي را تحجر تلقي كرده اندو برخي نظريات به ظاهر علمي - كه محصول موج علم گرايي افراطي قرون 17 و 18 ميلادي در اروپا است- هر گونه سخن ديني والهي را نوعي تحجر و جمود پنداشته و چنين القا مي كرده اند كه دوران جاهليت و بي خبري بشر به سر رسيده و با پيدايش دوران تجدد ديگر جايي براي طرح مسائل الهي وجود ندارد. اين ديدگاه - كه در واقع امروز خود به ديدگاهي متحجرانه تبديل شده - متاسفانه هنوز كم وبيش رسوبات و آثار خود را در برخي اظهار نظرها و تحليل ها به جا نهاده است. ازديدگاه متفكران روشنفكر و آگاهي همچون استاد شهيد علامه مطهري (ره) اين گونه نظريات نه تنها اعتباري ندارد كه خود يكي از موجبات ركود فلسفي ومعنوي غرب بوده و موانع جدي برسر راه تعالي و پيشرفت حقيقي بشريت ايجاد كرده است.
    فضاي پيدايش و طرح چنين ديدگاه هايي در دوران حاكميت كليسا بر جوامع غربي و ركود وجمود حاصل از آن بوده است كه از طريق تقليدهاي كوركورانه برخي روشنفكرنمايان كشورهاي اسلامي به فضاي فكري وفرهنگي ما هم منتقل شده است. به هر حال هنگامي كه سخن از تحجر در ميان است به هيچ وجه نظري به اين ديدگاه هاي مادي نداريم. برخي ديدگاه ها نيز هرگونه بازگشت به ارزش هاي گذشته و يا تمسك به سنت ها و روش هاي پيشين راتحجر تلقي مي كنند . اين ديدگاه ها نيز خود به نوعي جمود و تحجر مبتلااست!
    هرگز نمي توان هر انديشه، نظر ، ارزش، روش ويا بينشي را كه در گذشته نيز مطرح بوده است به جرم تعلق به گذشته آن را متحجرانه وجامد تلقي كرد.آيا مطالعه مثنوي و ديوان حافظ- كه متعلق به صدها سال قبل است - تحجر تلقي مي شود؟! آيا استفاده از شاهنامه فردوسي به جرم قديمي بودن و سنتي بودن تحجر است؟ تحجر ، مترادف با سنت گرايي نيست. هيچ ارزش ، دانش يا روشي به صرف تعلق به گذشته باطل و نامعتبر شمرده نمي شود همان طور كه به صرف استناد به گذشته و “ سنتي بودن” صحيح و معتبر تلقي نمي گردد. چنين برداشت هايي از تحجر خود برداشت هاي متحجرانه است كه راه را براي پيشرفت وتعالي مي بندد و ما را از انتخاب و گزينش عناصر مثبت، مترقي، مطلوب و معتبر دانش و بينش گذشته مان محروم مي سازد. بنابراين بايد دركاوش از معني صحيح و مصاديق حقيقي “ تحجر” - به عنوان يك عامل بازدارنده رشد و پيشرفت و تعالي -دقت لازم را به خرج داد تا در تبيين آن در دام افراط و تفريط گرفتار نشويم.
    
    جهالت و جمود
    استاد مطهري (ره) توضيح مي دهدكه در كنار جريان درست انديش جرياناتي فكري در عالم اسلام به وجود آمد كه “ بعضي افراطي و بعضي تفريطي بود يعني يا تندرو بي جا ويا كندروي بي جا” وي تندروي ها را “ جهالت” وكندروي ها را “ جمود” مي نامد. به نظر استادمطهري جهالت ها در برداشت ها و يا تغييرات روشنفكر مآبانه متجلي مي شود و جمود و تحجر نيز در برداشت ها و تعبيرات ظاهربينانه و بدون عمق نمودار مي گردد. استاد تصريح مي كند كه باجهالت و جمود- هر دو و همزمان- بايد مبارزه شود واين نكته مهمي به نظر مي رسد .از ديدگاه مطهري “ خطر جمود از خطر جهالت كمتر نيست” چه بسا در برخي موارد جمودها وتحجرها زمينه بروز انحراف ها و گرايش هاي جهالت آميز شود. ايشان همچنين از جريان افراطي يا جاهلانه به عنوان” تجددگرايي افراطي” نام مي برد و آن را “آفت بزرگي” براي نهضت اسلامي مي شمارد و صريحا اظهار مي دارد كه “ وظيفه رهبري نهضت است كه جلوي آن را بگيرد.”
    
    سنخ شناسي تحجرتحجر فكري
    استاد مطهري (ره) يكي ازتهديدهاي گذشته تاريخ اسلامي را در زمينه الهيات اسلامي ، جمود وقشريت اشعريان و حنبليان مي داند كه البته نتوانست در مقابل تحرك و تعالي اي كه معارف عميق اسلامي در برداشت مقاومت كند. اين جريان فكري در برخورد با الهيات اسلامي دچار تفسيرهاي ظاهربينانه قياس هاي نابجا و تاويل هاي مادي گرايانه درباره معارف عميق الهي شدو براي عقل و خردآدمي در فهم و درك مفاهيم اعتقادي، نقش و شاني قائل نبود. همين جريان فكري است كه علم كلام را به تقابل با تعقل كشاند و ركود فكري در الهيات اسلامي را در بخش گسترده اي از جهان اسلام ايجاد كرد. ايشان همچنين جريان خوارج را اولين جريان جمودآميزي مي داندكه درتاريخ اسلام پيدا شده و ضربه هايي به اسلام زده است . گرچه اين جمود و قشريت در عرصه سياسي بروز وظهور داشت ولي خلاهاي فكري و سستي وظاهربيني در درك مفاهيم قرآني علت اصلي اين جمود بود. عدم مواجهه و شناخت نيازها، شبهات، پرسش ها و ابهام هاي عصري درباره معارف ومفاهيم اعتقادي و فكري اسلام از مصاديق ونمودهاي تحجر فكري است كه استاد با اشاره به آن توقف در شبهاتي مانند شبهه” ابن قبه” در مسائل كلامي را نمونه آن مي داند در حالي كه امروزه صدها شبهه از شبهه ابن قبه مهمتر و اساسي ترو وابسته تر به زندگي عملي خود داريم و نبايد همچنان در آن ومانند آن فرو رويم و از مسائل فكري روز غافل بمانيم. او به جمود و نارسايي مفاهيم ديني كليسا و نقشي كه اين نارسايي در گريز دانشمندان و متفكران از مقوله مذهب و دين داشته است اشاره مي كند:
    اينكه فقط نام كليسا را مي بريم به اين معني نيست كه در منابر و مساجد ما هميشه افراد مطلع و باصلاحيت مفاهيم ديني را تعليم مي دهند و مي دانند چه تعليم مي دهند وبا عمق تعليمات اسلامي آشنا هستند.
    و اضافه كنيد برخي معلمان و دبيران واستادان تعليمات ديني و معارف اسلامي مدارس ودانشگاه ها ومقاله نويسان و گويندگان رسانه هاي گروهي را...!!
    
    تحجر فرهنگي
    يكي از مهمترين عرصه هاي تحجر و جمود،عرصه فرهنگي ونگرش نسبت به مسائل ديني و كيفيت ارتباط آن با مسائل عيني و واقعي زندگي انسان است. القا و ترويج اين نگرش كه دين مطلقا با لذت ها و كامجويي هاي دنيوي مخالف است ولازمه دينداري تحمل بدبختي و حرمان از نعمت هاي دنيوي است مصداق و نمودي از تحجر فرهنگي است. اينكه استفاده از ابزارهاي جديد در عرصه خبررساني ، هنر ، ارتباطات و آموزش مطلقا ممنوع است و با دينداري منافات دارد نمودي از جمود فرهنگي است واستاد مطهري(ره)در علل گرايش به مادي گري يكي از عوامل را همين القائات متحجرانه مي شمارد:
    “ بدون تريدد بايد گفت كه زاهد مآبان جاهل هر محيطي كه بدبختانه درميان خود ما هم زياد هستند از عوامل مهم گرايش مردم به مادي گري مي باشند.”
    استاد باتفكيك روشن و شفاف” رهبانيت مسيحي “ و “ زهد اسلامي” اين تصور و برداشت غلط را كه اسلام صرفا دين آخرت است وبه مسائل و نيازهاي جسمي و روحي دنيوي انسان بي اعتنا است به شدت رد مي كند و دربخش مفصلي از “سيري در نهج البلاغه” به تبيين اين مطلب مي پردازد.
    عدم شناخت نيازهاي جديد زندگي بشر و بي اعتنايي به آن و پرهيز از بهره برداري از دستاوردهاي بشري در چارچوب اصول و اهداف دين از نمودهاي تحجر است كه ايشان بدان پرداخته است.
    اصالت دادن به الفاظ وعبارات وجمود در چارچوب آن يكي ديگر ازنمودهاي تحجر فرهنگي است كه استاد از آن به “ جمود ادبي” تعبير مي كنند . ايشان از قول شيخ طوسي(ره)در مقدمه كتاب مبسوط نقل مي كنند كه شيخ الطائفه از جمود درالفاظ- به عنوان يكي از اشتباهات جامدفكران زمان خود- گلايه مي كندو آن را مطرح مي سازد . امروز هم مي توان كساني را كه از هر اصلاح و واژه جديدي در جامعه بدون هيچ دليلي وصرفا به بهانه “ نو بودن” و “جديد بودن” آن احتراز مي جويند مبتلاي به تحجر ادبي دانست .فقدان فرهنگ نقدو نقدپذيري درجامعه از ديگر مصاديق جمود فرهنگي مي تواند شمرده شود كه از ديدگاه استاد مطهري (ره ) يكي از اشكالات مهم جامعه ما- حتي در سطوح علمي آ ن - مي باشد. ايشان به صراحت ، ضرورت انتقاد صحيح را - حتي نسبت به بالاترين رده هاي علمي- نيز گوشزد مي كنند:
    “ معتقد بوده و هستم كه هر مقام غيرمعصومي كه در وضع غيرقابل انتقاد قرار گيرد هم براي خودش خطر است و هم براي اسلام.”
    ميل به انتقاد ناپذيري به قدري قوي است كه گاهي مدعيان مبارزه باتحجر و جمودو داعيه داران اصلاح طلبي نيز بي تابي و كم ظرفيتي در برابر انتقادهاي حتي ساده وكمرنگ بروز مي دهندواين خود نشان مي دهد مقابله جدي و مبارزه عميق و همه جانبه تحجر چقدر دشوار است!!
    
    تحجر فقهي
    قرن ما يعني قرن14 هجري از نظر فقه و مقررات اسلامي قرن يك فاجعه است يك فاجعه كم نظير. در اين قرن ما شاهد قرباني شدن مقررات اسلامي در مقابل مقررات اروپايي مي باشيم.سنگرها را پي درپي از دست فقه اسلامي مي گيرند... و البته كيست كه نداند در اين ميان دست هايي در كار است كه شرق را از اصولي كه به آنها مي بالد و پايه و مايه فخر او است خلع وعريان كند تا او را به صورت لقمه قابل هضمي براي غرب در آورد؟ اما يك نكته رانبايد فراموش كنيم. بدون شك ما از نظر فقه واجتهاد درعصري شبيه به عصر شيخ طوسي زندگي مي كنيم، دچار نوعي جمود واعراض از مواجهه با مسائل مورد نياز عصر خود هستيم...”
    استاد از شيخ اطائفه تجليل مي كند كه “ نه مانند جامدان و متقشران از پاسخگويي به نيازهاي عصر خود شانه خالي كرد و نه مانند متهوران و بي پروايان راي و گمان شخصي را جانشين تشريع اسلامي كرد” وسپس انتظار اسلام را از علماي واقعي امت همين مي داند كه از مشي شيخ طوسي(ره) پيروي كند.
    به نظر ايشان تحجر و تقشر فقهي از مهمترين معضلات عالم اسلام بوده است كه با قشري گري در فقه حنبلي- در قرن دوم هجري- آغاز شدو در ديگر نحله هاي فقهي نيز كم وبيش نفوذ كرد. در عالم تشيع جريان اخباري گري- كه در برابر جريان اجتهاد قدعلم كرد- مصداق بارز جمود تحجر فقهي ست . “روح اخباري گري را جمود تشكيل داده است.” و “ اخباريون مظهر جمودند” زيرا براي عقل در فهم و استنباط احكام ديني نقشي قائل نمي باشد و جز ظواهر روايات، منبع معتبر ديگري را براي استنباط احكام فقهي به رسميت نمي شناسند.
    
    تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهري / علي محمدي تودشكي ـ مدرس دانشگاه
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 185 بار
 

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
دو فصلنامه مطالعات تربيتي و روان شناسي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 22)، 1388را در magiran بخوانيد.

- بررسی رابطه میزان مشاركت فعال دانش آموزان در جریان تدریس با پیشرفت تحصیلی
- مقایسه سبك هاي دلبستگی در نوجوانان عادي و بزهكار
- تاثیر ساخت و ارائه نقشه مفهومی و سبك یادگیري بر یادداري، درك و حل مسئله در زیست شناسی
- رابطه مفهوم خود، ساختار خانواده و نگرش به عملكردهاي تربیتی والدین در نوجوان
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!