|
بله، بايد مطلقاً مدرن بود
درباره كتاب «سعدي از دست خويشتن فرياد»
نويسنده: محمد صادقي
سعدي از دست خويشتن فرياد عباس كيارستمي انتشارات نيلوفر چاپ اول:1386 قيمت:550تومان به خاطر دارم هنگام نمايش فيلم سينمايي «فرش ايراني»، به دعوت يكي از دوستانم به تماشاي آن فيلم رفتم و در ميان چند اپيزود زيباي آن، نگاه عباس كيارستمي به موضوع فرش ايراني و انتخاب آگاهانه يا ناآگاهانه او كه به شعرهايي از سعدي در حاشيه يك فرش پرداخته بود مرا به فكر فرو برد. روزگار غريبي است، سال ها پيش دكتر علي شريعتي در نقدي تند و به دور از انصاف با اشاره به همان شعرها (درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند...) به سعدي تاخته بود... اما اينك چندي از انتشار كتاب «سعدي از دست خويشتن فرياد» سپري شده، كتابي كه پيش از آنكه ديده شود، احساس مي كردم كار درخشاني باشد اما اينك احساس مي كنم، تنها نام عباس كيارستمي روي جلد كتاب مي درخشد. به همين خاطر هم برخي از نويسندگان و منتقدان با وسواس فراوان درباره اين كتاب اظهار نظر مي كنند. نمي دانم، شايد فكر مي كنند نكته يي هست و آنان نديده اند اما به نظر مي رسد همه چيز روشن باشد. اتفاق تازه يي رخ نداده و يك گزينش يا چينش مبهم از كارهاي سعدي انجام گرفته، نه چيزي بيش از اين. كتاب «سعدي از دست خويشتن فرياد» را پس از هر بار ورق زدن يك بار هم به اندازه 180 درجه بايد چرخاند و براي بازگشت به وضع موجود 180 درجه ديگر، زيرا در بسياري از صفحه ها، شعرها برعكس نوشته شده است، البته مي تواند خالي از حكمت هم نباشد و چنين اقدامي در جهت ورزش دست هنگام مطالعه و به ويژه تقويت عضلات مچ دست پيش بيني شده باشد، جالب است، به تازگي استاد بهاء الدين خرمشاهي (حافظ شناس) كه ويراستاري كتاب «حافظ به روايت كيارستمي» را برعهده داشتند و يادداشتي (نامه يي) هم در ابتداي آن كتاب به يادگار گذاشته بودند، تكرار چنين كارهايي را، هرچند يادداشت خودشان در مقدمه يكي از آنها آمده بود، ناسودمند دانسته بودند، كه به اين ترتيب ديگر جاي سخني باقي نمي ماند... سعدي شاعري است كه به گيتي توجه فراواني دارد، روي زمين و در كنار ما ايستاده و با ما سخن مي گويد و واقع بيني او در ميان شاعران ايراني برجسته تر مي نمايد، زندگي را آن گونه كه هست مي بيند، كمتر ما را به دنياهاي خيالي و دوردست هاي ناممكن رهنمون مي سازد. در يكي از صفحه هاي نخستين كتاب «حافظ به روايت كيارستمي» سخني از «آرتور رمبو» آمده است: «بايد مطلقاً مدرن بود.» و با وجودي كه جست و جوي مفاهيم مدرن و تلاش جهت نمايش يا استخراج انديشه هاي نو از دنياي قديم يا در نگاه به دنياي قديم تا اندازه يي به آب در هاون كوبيدن شبيه است: اما اينكه بتوانيم زمينه ها و بسترهاي شكل گيري اين انديشه ها را در گذشته بيابيم يا برجسته كنيم، شدني تر به نظر مي رسد و اينجاست كه سخن سراي خردمند سرزمين ما، سعدي، بيش از ديگران به ما نزديك مي شود و با چنين نگرشي مي توان به سراغ او رفت. ولي اينكه چطور و چگونه به موضوع بپردازيم، خودش پرسشي است كه جاي انديشيدن بسيار دارد. سخن سعدي از آن رو كه كمتر به ابهام و ايهام آلوده است، به عبارتي روشنفكرانه به نظر مي آيد، پس مي توان همان گونه كه هست به آن پرداخت، چون چندان پيچيده نيست و اين نكته اساسي نبايد از نگاه ما دور بماند. عباس كيارستمي شايد خواسته باشد تصاويري قاب گونه از شعر سعدي به ما نشان دهد و در نگاهي ديگر ما را به تماشاي سعدي بنشاند، البته كوشش نيك و سودمندي است اما اينكه تا چه اندازه موفق بوده جاي پرسش دارد.در جامعه يي كه مردم آشنايي درستي با ميراث به جامانده از روزگاران گذشته ندارند و كتاب هاي بزرگان فرهنگ و ادب بيشتر قفسه هاي كتابخانه هايشان را پر مي كند، نگاه به ادبيات قديم از سوي نوپردازان بهتر است محققانه تر از اين دنبال شود. بله، بايد مطلقاً مدرن بود / درباره كتاب «سعدي از دست خويشتن فرياد» محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 117 بار
|