|
غوغاي واژه ها
درباره كتاب « ذهن زمستاني »
نويسنده: محمد صادقي
ذهن زمستاني رامين جهانبگلو نشر ني چاپ اول-1386 قيمت:4800تومان «... چون زمستان آيد، آيا بهار چندان دور خواهد بود؟ با اين همه به گفته پلوتارك از قول نيتس تن «در سرزمين دورافتاده يي سرما چنان سخت است كه واژه ها چون از دهان برآيند منجمد گردند. بعدها يخ ها آب مي شوند و كلمات قابل شنيدن. از اين رو هر چه در زمستان ادا شود، شنيده نمي شود تا فرارسيدن تابستان بعد».» « ذهن زمستاني » عنوان كتابي تازه از رامين جهانبگلو است، كتابي كه مجموعه يي از جملات زيبا و پرمعنا را در بر دارد و تفاوت چشمگير آن با ديگر آثاري كه قصد دارند چنين مجموعه هايي را گردآوري كنند، انتخاب هدفمند و با دقت جملات است. هنگامي كه كتاب را ورق مي زدم و جملات ارزشمند آن را كه به موضوع هايي چون زندگي بر اساس خرد، حقيقت جويي، مدارا جويي، پرهيز از خشونت، عشق ورزي و... مي پرداخت مي خواندم، نيك دريافتم تا چه اندازه به خاطر سپردن و انديشيدن پيرامون آن مي تواند سودمند و كارگشا باشد.جهانبگلو از روشنفكراني به شمار مي آيد كه نسبت به توسعه فرهنگي و دگرگوني در عرصه فرهنگ هم توجه بسياري دارد و همه چيز را در دگرگوني هاي سياسي جست وجو نمي كند، در جايي مي گويد: «ببينيد، زيربناهاي فرهنگي در همه جوامع خصوصاً جوامع سنتي مثل ايران يا جوامع عربي، خيلي طول مي كشد تا تغيير كنند. در چنين جوامعي بايد هم حركت سياسي انجام داد يعني قانونگذاري كرد و هم ضمن اينكه قانونگذاري صورت مي گيرد حركت فرهنگي هم انجام داد. شما نمي توانيد در سطح يك مملكت قانون هاي مدرن و جديد بياوريد اما روحيات و نگرش ها پيش مدرن و غير مدرن باشد. ما ضمن اينكه مي خواهيم با قوانين مدرن شهروند مدرن درست كنيم بايد آموزش شهروندي هم به او بدهيم: آموزش در نحوه رانندگي، در نحوه آداب اجتماعي و تمام عرصه هاي ديگر.» اگر به جامعه روشنفكري و اهالي فرهنگ و انديشه در ايران نگاهي بيندازيم، درمي يابيم شايد روشنفكران ايراني بيش از آنكه در جامعه قدم زده باشند، قلم زده اند. اين عبارت منتقدانه يي است از پديدآورنده كتاب ذهن زمستاني در گفت وگو با يك پژوهشگر كه همچنان در ذهن من باقي مانده و نقش بسته است و چندان هم دور از واقعيت به نظر نمي رسد. روشنفكران ايراني اگر بخواهند به متن جامعه و مردم نزديك شوند و دست يابند، بايد آن را خوب بشناسند و در نخستين گام، بايد بتوانند خوب ببينند وگرنه آرام آرام وارد مسائل و موضوع هاي فرعي و نه چندان ضروري مي شوند. سرانجام چنين راهي نيز مشخص است و نياز به توضيح و تفصيل ندارد. فهم و درك ويژه يي نياز نيست تا با نگاه به پيرامون مان دريابيم ريشه بسياري از گرفتاري ها و مشكلات ما به رفتارها، نگرش ها و انديشه هاي ما برمي گردد و بنابراين تا هنگامي كه دگرگوني در درون ما و در فرهنگ مان رخ ندهد، كاري از پيش نمي بريم و در مدار صفر درجه خواهيم ماند... جريان روشنفكري در ايران به دليل نداشتن برنامه و هدف مشخص همواره مسير پرفراز و نشيبي را سپري كرده و مي كند كه ريشه بخشي از ناكامي هايش را نيز در همين نگاه ساده انگارانه به جامعه پيچيده ايران مي توان جست وجو كرد. برخي روشنفكران ما گاهي چنان وارد موضوع هاي پيچيده، آكادميك و خارج از فهم عمومي مي شوند كه گاهي احساس مي شود بيش از آنكه بخواهند دانش و آگاهي خود را به رخ يكديگر بكشند، حرف تازه يي براي گفتن ندارند و اين از آسيب هاي جدي و ناخوشايندي است كه بايد به آن توجه داشت و پرداختن به آن البته در اين مجال اندك نمي گنجد.به هر ترتيب، اين يادداشت كوتاه را با جمله يي از كتاب «ذهن زمستاني» به پايان مي رسانم:«انديشمندان دو گونه اند: آنها كه در خواب و رويا سير مي كنند و انديشه آنان را مي راند، و آنهايي كه هوشيار و بيدارند و انديشه را مي رانند.» غوغاي واژه ها / درباره كتاب « ذهن زمستاني » محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 197 بار
|