|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه آفتاب يزد87/2/17: گفتگو با ايرج زبر دست رباعي سراي معاصر من هيچ حرفي جز رباعياتم ندارم
magiran.com  > روزنامه آفتاب يزد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2931
سه شنبه هجدهم خردادماه 1389


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2816
magiran.com > روزنامه آفتاب يزد > شماره 2347 17/2/87 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


گفتگو با ايرج زبر دست رباعي سراي معاصر من هيچ حرفي جز رباعياتم ندارم



گروه فرهنگي - بهاره مهرنژاد: در زمانه اي كه نظم سرايي با گرايش هاي مدرن آميخته و در آن ميان، رباعي نيز رو به فراموشي رفته است، چارگاني هايي كه از احساسات اصيل و ناب سرچشمه مي گيرد و چنان در پس عقل هاي فرزانه شوريدگي مي آفريند كه حال و هواي بي صبرانه اي در سر مي پروراند، نوعي موسيقي كيهاني است كه شنيدنش همانند به وقوع پيوستن يك رويا شعفي وصف ناپذير در ذهن مي روياند . رباعي هاي ايرج زبردست شاعر 34 ساله از همان دست رباعي هايي است كه همان طوركه در ابتداي سطور گفته شد، شوري ديگر در سر مي آفرينند. رباعي هايي كه به لحاظ ساختاري كه تشكيل شكلي برهان گونه از سه گذاره است و هم به لحاظ نوع فضاي ذهني در زمره رباعي هاي خوب به شمار مي رود. زبردست رباعي سراست و كارديگري جز رباعي سرودن ندارد . همانطور كه مفتون اميني شاعر معاصر در كتاب حيات دوباره ديروز گفته است؛ رباعي هاي زبردست چنان اصيل ، ناب و بي بديل نوشته شده است كه ايرج زبردست با آنها مي تواند به بلنداي رباعي اين عصر بايستد و اميد بخش فردا باشد. ايرج زبردست متولد 12 دي 1353 و اهل شيراز است. تا كنون دو دفتر شعر به نام هاي "باران كه بيايد همه عاشق هستند" و "خيامي ديگر" از او به چاپ رسيده است كه اولي پنج بار و دومي دوبار تجديد چاپ شده است. مجموعه رباعيات او با عنوان "حيات دوباره ديروز" نيز به چاپ دوم رسيده است. در كتاب "حيات دوباره ديروز" كه به كوشش بهاءالدين خرمشاهي و محمد اجاقي گردآوري شده، علاوه بر ذكر اشعار ايرج زبردست، شخصيت هايي چون زنده ياد منوچهر آتشي، محمد حقوقي، فريدون مشيري، مرتضي كاخي، علي باباچاهي، پرويز خائفي، منصور اوجي، سيمين دانشور و سيمين بهبهاني درباره رباعيات وي اظهار نظر كرده اند و از وي به عنوان يكي از ميراث داران ادب پارسي نام برده اند. از اين شاعر شيرازي همچنين كتابي با عنوان "نامه يا كمتر بگويم هاي من به اوما" شامل قطعه هاي نثر عاشقانه خطاب به شخصيتي به نام اوما به چاپ رسيده است كه به زودي لوح فشرده آن با صداي يكي از هنرمندان ايران به بازار مي آيد. رباعي هاي اين هنرمند همچنين در قالب آلبومي با عنوان "پيله ازل" به چاپ رسيده است كه با صدا و موسيقي امير عباس پوستكار گردآوري شده است. 99 رباعي وي نيز توسط يك مترجم بريتانيايي به انگليسي برگردانده شده است كه قرار است سال آينده در اروپا منتشر شود. به بهانه چاپ مجدد كتاب هاي زبردست در بيست و يكمين نمايشگاه كتاب تهران گفتگويي با اين شاعر شيرازي انجام داديم كه در زير مي خوانيد:
    
    آقاي زبردست، براي شروع مي خواهم از يك سوال كليشه اي شروع كنم . از سال 76 تا كنون شما به ندرت در محافل ادبي و جشنواره ها شركت كرديد و البته چند سالي است با هيچ روزنامه و مجله اي هم گفتگو نكرده ايد، خداي ناكرده با روزنامه ها قهريد؟ دليل اين كناره گيري و دوري گزيدن از محافل و جشنواره ها را مي شود برايمان توضيح دهيد؟ حتي در جشنواره شعر فجر كه اسفند سال گذشته برگزار شد شركت نكرديد.
    
     نخير، من با هيچ روزنامه و رسانه اي قهر نيستم . كناره گيري و دوري گزيدن من از محافل ادبي و جشنواره ها فقط به خصوصيات اخلاقي من برمي گردد و هيچ دليل خاص ديگري ندارد.
    
     در جايي گفته بوديد اگر جشنواره هاي ادبي از عملكرد غير خطي دوري كنند، مي توانند موثرتر واقع شوند. اين دليل كناره گيري شما نيست؟
    
    نه، اصولامن به ندرت در جشنواره يا شب شعري شركت مي كنم؛ حتي اگرجشنواره شعر فجر باشد اگر آمادگي نداشته باشم شركت نمي كنم.
    
     در هرصورت اين گفته شما بود كه اگر از عملكرد غير خطي دوري كنند، مي توانند اثرگذارتر باشند. براي بهتر شدن عملكرد جشنواره هاي ادبي به ويژه شعر چه راهكاري را مناسب مي دانيد ؟
    
    الان هم همان حرف را تكرار مي كنم، البته حرف من تنها به جشنواره هاي ادبي برنمي گردد حرف من كلي است. شما به صداوسيما كه يك رسانه ملي است نگاه كنيد. موسيقي اش كه هيچ حرفي براي گفتن ندارد و انگار دارند روي حلبي مي كوبند، بعضي از شاعراني هم كه به اين جعبه جادو دعوت مي شوند همه چهره هاي تكراري و پيش بيني شده هستند. به عقيده من بسياري از شعراي ما سفارشي عمل مي كنند، يعني در جشنواره هايي با موضوعات سفارشي شركت كرده ، بر اساس موضوع، نظم سرايي مي كنند و سكه مي گيرند. اين هم طرف ديگر قضيه . قضاياي ديگري هم هستند كه اگر پرده برافتد نه تو ماني و نه من.
    
     برگرديم به آثارتان ، به ويژه رباعي ها كه در حال و هواي خاص سروده شدند و به قول علي باباچاهي طربناكي حزن انگيزي در آنها ديده مي شود. مي خواهم بدانم چرا فقط رباعي و نه غزل يا شعر نو يا آزاد؟ آن هم در زمانه اي كه شعر تحت تاثير مدرنيسم و البته پست مدرنيسم به سمت جلو حركت مي كند. شما كه توانايي انتقال مفاهيم گسترده دروني تان را چنين موجز و مختصر داريد فكرنمي كنيد در شعر نو هم به موفقيتي بالاتر از اين دست خواهيد يافت؟
    
    بايد برويم سراغ بزرگان ادبيات ما كه شرايط حاكم، آنها را گوشه گير كرده است فرض من راهكار هم بدهم كو گوش شنوايي كه به آن عمل كند . با اين اوضاعي كه من مي بينم در جامعه امروز شاعر و شعرش دارد در دره اي پرتاب مي شود كه تاريخ هم به خواب نديده است . آيندگان درباره ما چه خواهند گفت خدا خواهد نوشت. در شعر مدرنترين شاعران دنيا هم دو مقوله سرعت و ايجاز جريان دارد . رباعي كوتاهترين قالب شعر فارسي كه قدمتي هزار و چند ساله دارد و به شكل اتوماتيك، سرعت مجاز در آن پايكوبي و جلوه گري عجيبي دارد . من با ذهن و زبان شعر نو به سراغ اين قالب كهنه و دير سال رفتم، تا الان هم كم نياورده ام و خدا را شكر تحولاتي هم در آن داده ام . اكثر شاعراني كه با من و رباعياتم آشنا هستند چه نو گرا چه كلاسيك گرا ، متفق القول، كتبي و شفاهي نوشته اند و گفته اند ايرج زبر دست كه من باشم فقط بايد رباعي بگويد، نظري كه خودم بيشتر از همه به آن اعتقاد دارم . به سراغ قالبهاي ديگر رفتن مطمئنا مرا از هدفي كه در رباعي دارم دور مي كند.
    
     چقدر شخصيت خودتان در رباعي هايتان جريان دارد؟ آيا تضادها و درگيري هاي دروني كه در برخي رباعي هاي شما وجود دارد نظير (ما ريشه لحظه هاي بي بنياديم / ما خاك عبور ناكجاآباديم/ ما فلسفه گذشتن از خويشتنيم/ باديم و اسير هرچه بادا باديم) از نوعي دوگانگي در وجود شما سخن نمي گويد؟
    
     من هيچ حرفي جز رباعياتم ندارم. در بند بند اين رباعي ها مي توانيد اين انعكاس شخصيت مرا ببينيد . اين دو گانگي كه از آن حرف مي زنيد در تمام آدم ها حتي پيغمبران از ازل بوده و هست . در همين تضاد هاست كه انسان از نردبام انديشه بالامي رود و كم كم در آن يگانه دور نزديك ، حل مي شود.
    
     چه طور شد كه به فكر ترجمه رباعي ها به زبان انگليسي افتاديد؟ پيشنهاد اين حركت (ترجمه و انتشار 99 رباعي در انگلستان) از سوي چه كسي مطرح شد؟
    
    پيشنهاد ترجمه رباعي ها به زبان انگليسي را يكي از دوستان كه در لندن زندگي مي كند به من داد. اين پيشنهاد را با استاد بهاءالدين خرمشاهي در ميان گذاشتم و با راهنماي ايشان كار را آغاز كرده ايم تا ببينيم مترجم چقدر مي تواند از عهده ترجمه رباعي ها برآيد .
    
     در خبرها شنيديم كه گويي قراراست نامه هاي عاشقانه شما به اوما هم به صورت دكلمه در قالب آلبوم به بازار عرضه شود. ايده اين اتفاق چطور شكل گرفت و تا كجا پيش رفته؟
    
    نامه هاي عاشقانه من به اوما حكايتي دارد. اين نامه ها را عجيب دوست دارم و در تنهايي با سطر سطر آنها حرف مي زنم . فعلاً كه در ابتداي راهيم و تا سي دي شدن اين اثر خيلي راه مانده.
    
     از نامه هاي عاشقانه به اوما گفتيم، به كتاب نامه هاي عاشقانه يا به قول خودتان "كمتربگويم هاي من به اوما" بپردازيم، از چه سالي شروع به نوشتن نامه هاي عاشقانه كرديد؟
    
    اين نامه ها كه از سال 1380 شروع به كتابت آنها كردم حكايت عجيب زندگي من هستند و خيلي آنها را دوست دارم.
    
     اصلا"اوما" چه معني مي دهد؟ شما هم مثل سهراب سپهري زن اثيري داريد و اين تصويري از زن اثيري شماست كه براي او مي نويسيد؟
    
    اوما زيباترين نام دنياست . هم اوست ، هم ماست . هم هست ، هم نيست . هم نزديك است ، هم دور . نمي دانم چگونه از او بگويم كه حق مطلب و معنا ادا شود، اوما، هم زميني و هم آسماني ست.
    
     اگر اجازه بدهيد برگرديم به رباعي ها و كتاب حيات دوباره ديروز كه به قلم بهاء الدين خرمشاهي و محمد اجاقي منتشر شد و حاوي اظهارنظرهاي شخصيت هاي بزرگ ادبي كشور نظير آتشي، اوجي، مفتون اميني و خانم ها بهبهاني و دانشور است. اين اتفاق چه تاثيري در روند فعاليت هاي ادبي شما گذاشت. اينكه جماعتي از آدم هاي بزرگ ادبي كشور درمورد آدم اظهار نظر كنند و همه آنها هم گوياي موفقيت و پيروزي آدم باشد ناخودآگاه حس غروري به آدم دست مي دهد. از تاثيرات اخلاقي و حرفه اي اين موضوع برايم كمي صحبت كنيد.
    
    همين تشويقها و راهنمايي ها باعث شده بتوانم قالب رباعي را زنده نگه دارم . بد نيست همين جا يادي كنم از بزرگ دوست داشتني، زنده ياد منوچهر آتشي كه حق بزرگي به گردن من دارد و همچنين از پرويز خائفي ، بهاءالدين خرمشاهي و سيمين بهبهاني.
    
    آقاي زبردست اين روزها مشغول چه كتابي هستيد، اثري در دست چاپ داريد؟
    
    قصد دارم مجموعه رباعي ديگري را تا يكي دو سال آينده به چاپ برسانم.
    


 روزنامه آفتاب يزد، شماره 2347 به تاريخ 17/2/87، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1234 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه دنياي لاستيك و تاير
متن مطالب شماره 32، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است