|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران87/3/4: نگاهي به مجموعه افسانه «چهل دروغ» عبدالصالح پاك: وجه شاعرانه كهن الگوها
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7004
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3937 4/3/87 > صفحه 22 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
      


نگاهي به مجموعه افسانه «چهل دروغ» عبدالصالح پاك: وجه شاعرانه كهن الگوها


نويسنده: يزدان سلحشور


    * يك
    «يكي بود، يكي نبود. در روزگاران قديم، پادشاهي بود كه دختري دانا و مهربان داشت. دانايي و مهرباني دختر زبانزد خاص و عام بود. به همين خاطر خواستگاران زيادي داشت. هر روز سيلي از خواستگاران مي آمدند و بدون نتيجه برمي گشتند. باز هم روز به روز به خواستگاران افزوده مي شد... پادشاه براي خواستگاران شرطي را پيشنهاد كرده بود. هركس شرط را به جا مي آورد، مي توانست داماد پادشاه شود.
    شرط شاه اين بود كه هركس بتواند، چهل دروغ مثل زنجير به هم پيوسته بگويد، دخترش را به عقد او درآورد. درغير اين صورت جانش را هم از دست مي داد. خواستگاران زيادي از راه هاي دور و نزديك آمدند و دروغ هاي زيادي سر هم كردند. حتي بعضي ها به جاي چهل دروغ، صد و چهل دروغ و بعضي ها هزار و چهل دروغ هم گفتند، ولي دروغ هاي آنها مثل زنجير به هم پيوسته و مربوط نبود. دروغ هاي آنها مثل كوزه چهل تكه شده اي بود كه هيچ تكه اش با تكه ديگرش جور در نمي آمد.»
    «چهل دروغ» مجموعه ۱۵ افسانه است از تركمن صحرا كه توسط عبدالصالح پاك، گردآوري و بازنويسي شده براي نوجوانان. بازنويسي افسانه ها، البته تاريخ طول و درازي دارد. در غرب و از «بوكاچيو» تا «داستان هاي كانتربري» تداوم دارد و به برادران گريم هم مي رسد كه ديگر رسماً براي نوجوانان نوشته اند و كتاب هايشان، دست به دست و نسل به نسل رسيده به ما. در قرن بيستم، اين شيوه نويسندگي، در گوشه و كنار دنيا، به شدت مرسوم شده و ذخاير افسانه ملل و اقوام مختلف - از خاور دور گرفته تا آفريقا و آمريكاي جنوبي - گسترش قابل توجهي پيدا كرده. در ايران، اين شيوه نوشتن - از لحاظ استمرار و امروزي شدن - سابقه اي بيش و كم نيم قرني دارد و بعضي تنها به گردآوري و ساده نويسي اين افسانه ها دل مشغول كرده اند و بعضي ديگر، دستي در آنها برده اند و بدل به داستانش كرده اند و اندك نويسندگاني هم ميانه را گرفته اند و هم راوي افسانه بوده اند و هم گاه از ابزارهاي قصه نويسي براي بهتر شدن افسانه استفاده كرده اند.
    «پاك» با اين كتاب، البته در ميان گروه سوم جاي مي گيرد و مشخص است كه جاهايي در افسانه دست برده و حال و هواي داستاني به آن داده اما اين كار را به تمامي به پايان نرسانده و فقط قصدش، شيرين تر كردن روايت بوده و لاغير!
    «روزي از روزها، دختر پادشاه براي شكار، به جنگل رفت. چوپاني هنگام شكار دختر پادشاه را ديد و از چابكي و زرنگي او در شگفت ماند... پس از روزها فكر كردن، تصميم گرفت به خواستگاري دختر پادشاه برود... پادشاه كه در اين مدت به دروغ هاي خواستگاران ديگر گوش داده بود و.... هيچ كدام را نپسنديده بود، اين بار هم طبق عادت هميشگي چوپان را با اكراه به حضور پذيرفت... چوپان نه تنها از شكوه و جلال پادشاه نترسيد، بلكه سينه اش را جلو داد و راست در برابر او ايستاد و گفت: «اي پادشاه! آمده ام، بختم را بيازمايم.»
    - از چي حرف مي زني
    - شنيده ام كه پادشاه بزرگ ما، شرط بسته كه هركس چهل دروغ سر هم كند، مي تواند از دخترش خواستگاري كند...
    پادشاه نگاهي به سرتاپاي چوپان انداخت. لباس خشن و پشمي پوشيده و كلاه پاره پوره اي به سر داشت و چوبدستي كجش هم از روي گردنش آويزان بود.»
    افسانه ها، به طور معمول حاوي نكته هاي اخلاقي هستند و ساز و كارشان، بر اين اساس گذاشته شده كه مباني اخلاقي لازم براي استوار ماندن يك جامعه و گرفتار نشدنش به انحطاط، در قالبي «گيرا» از نسلي به نسل بعد منتقل شود و يكي از اين اصول اخلاقي، دروغ نگفتن است؛ بنابراين ساختن و پرداختن افسانه اي كه برپايه «دروغ گفتن» شكل گرفته، در ابتداي امر عجيب و غيرمعمول به نظر مي رسد مگر اين كه نعل وارونه باشد و از «دروغ» براي رسيدن به راست استفاده كند و نتيجه اخلاقي موردنظر را، هم تصريح كند و هم جذاب تر.
    «چهل دروغ» نيز ظاهراً استوار بر همين اصل است و نويسنده هم، به لطاف الحيل، آن را مؤكد كرده در متن پيشنهادي خود و تنها بروجه سرگرم كننده آن اصرار و اذعان ندارد.
    چوپان گفت: «خواهش من اين است كه شاهزاده خانم هم در اين مجلس شركت كند.»
    پادشاه خيلي عصباني شد و عصايش را بر زمين كوبيد و از جايش پريد و با غضب به چوپان نگاه كرد و گفت: «دخترم را به يك نامحرم نشان بدهم! اين چه حرفي است كه مي زني مگر عقلت را از دست داده اي ! مگر مرا بچه حساب كرده اي »
    ... در همين لحظه دختر پادشاه به جمع آنها پيوست و به طرفداري از چوپان گفت: «پدر جان! شما ناراحت نشويد. حق با چوپان است. اگرچه شرط را شما بسته ايد، ولي اجازه بدهيد حرف هاي خواستگاران را من هم گوش كنم.»
    پادشاه كوتاه آمد و موافقت كرد و چوپان هم شروع كرد به دروغ گفتن:
    - قبل از اين كه پدرم با مادرم ازدواج كند و من از مادر زاده شوم، ما از پدر يتيم مانديم. ما مرديم و مرديم تا اين كه چهار نفر باقي مانديم. روزي از روزها، ما هر چهار نفرمان با هم به شكاررفتيم. ناگهان برادر كورم، در كنار بوته ياوشاني كه هنوز نروييده بود، خرگوشي را ديد كه هنوز به دنيا نيامده بود. برادر ديگرم كه هر دو دستش از مچ چلاق بود، با كمان بدون زه، تيري بدون پيكان به سويش انداخت و آن را شكار كرد. برادر ديگرم كه هيچ لباسي دربر نداشت، آن را در لباسش پيچيد...
    از حرف هاي چوپان نه تنها وزيران و بزرگان دربار به خنده افتادند، بلكه خود پادشاه هم خنده اش گرفت و شروع كرد به بلند بلند خنديدن.»
    در افسانه هاي ايراني، چوپان ها معمولاً نقش مؤثر يا اصلي را دارند؛ خيلي باهوش اند - با هوش تر از آنچه به نظر مي رسند - و هروقت به پست شاهان و حاكمان و وزيران مي خورند، مثل آب خوردن سرشان را شيره مي مالند. آنها نمايندگان مردم فرودست هستند. در تخيلات و رؤياهايي كه تحت جبر شاهان، براي پوشيده نگه داشتن آرزوهاشان ساخته شده است. چوپان ها به طور معمول، در پايان افسانه تخت پادشاهان را به چنگ مي آورند و به عدل و داد حكومت مي كنند. احتمالاً دادن اين نقش به اين گروه اجتماع روستايي ايران، هم ريشه در اعتقادات ديني دارد هم ريشه در اعتقادي كه چوپانان را هم با «زمين»، هم با «طبيعت» و هم تقدير پيوند مي زند و عموماً آنان، با هنر نيز در ارتباطي مستقيم اند و بخش قابل توجهي از ملودي هاي جامعه روستايي ايران حاصل تعامل كلام با «ني» است كه ساز انحصاري و مشهور چوپانان است.
    * دو
    كتاب «چهل دروغ» حاوي ۱۵ افسانه است كه پاك در هر پانزده تاشان، مسيري مثل افسانه نخست را رفته و به مرز ميان افسانه و داستان رسيده و البته از پايان هاي اخلاقي نيز غافل نشده. در همان افسانه نخست، چوپان پس از گفتن چهلمين دروغ، به يافتن كتابي اشاره مي كند و در سخن چهل و يكمين خود، راست را مي گويد كه همه حرف هايش دروغ بوده است. البته مي دانيم كه در اينجا «دروغ»، درواقع جايگزين كلمه «روايت» يا «قصه» شده و چوپان براي رسيدن به مقصود خود، چهل قصه مرتبط با هم را نقل مي كند. آنچه ما را جذب قصه هاي چوپان مي كند، نه تنها تداوم آنها، كه تضاد ميان عناصرشان است كه وجهي شاعرانه به روايت مي دهد چرا كه تيرانداختن با كماني كه زه ندارد و ديدن خرگوش توسط يك نابينا و از اين قبيل، وجه آشنا زدايي از «معمول»ها و «متداول»ها به نمايش مي گذارد كه شگردي شاعرانه است و براي مخاطبان، داراي وجهي آموزشي هم هست.
    به هرحال بايد گفت اين مجموعه، از مجموعه هاي موفق «افسانه گرداني» و بازنويسي هاي سال هاي اخير است كه اشارتي هم دارد به منابع غني «كهن الگو»ها در فرهنگ عامه ايراني و مي تواند براي نويسندگان حرفه اي هم، براي رجوع، بسيار مفيد باشد كه هست!
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3937 به تاريخ 4/3/87، صفحه 22 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 552 بار
    



آثار ديگري از "يزدان سلحشور"

  جايگزين تغزل در غزل انقلاب / نگاهي به تحولات ايدئولوژيك يك قالب كلاسيك در عصر انقلاب ها
يزدان سلحشور*، ايران 7/4/97
مشاهده متن    
  بالاخره حق با چه كسي بود: نيما يا توللي؟ / نگاهي به جدل تاريخي دشوارگويي و سهل گويي
يزدان سلحشور*، ايران 31/3/97
مشاهده متن    
  نه هر كه سر بتراشد قلندري داند! / زمينه هاي عدم تاثيرگذاري نقد ادبي بر شعر دو دهه اخير
يزدان سلحشور *، ايران 10/3/97
مشاهده متن    
  تنها شاعري كه در موج نو پُرمخاطب شد / نگاهي به دلايل موفقيت شعر احمدرضا احمدي
يزدان سلحشور*، ايران 27/2/97
مشاهده متن    
  اهميت قيصر بودن / درس هايي كه شعر امروز مي تواند از محبوب بودن شعر امين پور بگيرد
يزدان سلحشور*، ايران 6/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
صنايع زيرساخت هاي كشاورزي، غذايي، دام و طيور (دامپروران)
متن مطالب شماره 205، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است