|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران87/3/6: به بهانه نمايش آثاري از منصور قندريز در گالري «نار»: نقاش قهوه خانه هاي ديروز
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7004
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3939 6/3/87 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


به بهانه نمايش آثاري از منصور قندريز در گالري «نار»: نقاش قهوه خانه هاي ديروز


نويسنده: پروانه توكلي


    گالري «نار» اين روزها ميزبان تعدادي از آثار «منصور قندريز» نقاش پيشرو (۱۳۴۴ـ۱۳۱۴) و صاحبنام ايراني است. در اين آثار كه تا به حال غالباً در ميان افراد خانواده او نگهداري مي شده و كمتر از ديگر آثارش به نمايش درآمده اند، تقريباً نمونه هايي از دوران هاي مختلف فعاليت هنري اين نقاش ديده مي شود كه با پيگيري هاي هوشمندانه او در مكتب «سقاخانه» كه پيامدي از جنبش هنر مدرن در ايران بود، خلق شده اند.
    قندريز، يكي از بنيانگذاران مكتب هنري سقاخانه به شمار مي آيد كه سعي داشته با برداشت هايي زيباشناسانه از الگوها و نشانه هاي هنر سنتي و نگارگري ايراني در اجرا و اسلوبي مدرن (بيشتر به شيوه آبستره غربي)، شاكله اي اصيل از هنر ملي و ايراني را به وجود بياورد. برپايي نمايشگاه اخير بهانه اي است براي نوشتن اين گزارش كوتاه، در خصوص آثار و فعاليت هاي هنري اين هنرمند برجسته و نقش محرز او در تاثيرگذاري بر جريان هنر تجسمي در ايران.
    با نگاهي گذرا به رخدادهاي شكل گرفته در مسير نقاشي معاصر ايران (از زمان كمال الملك به بعد) درمي يابيم كه نقاشي امروز، بدون طي كردن چنين سال هايي و بدون تنفس در مكاتب هنري كه ابداع كنندگان آن سعي داشتند براساس ضرورت هاي فرهنگي ـ اجتماعي و حتي سياسي زمانه، هنر ايراني را با تكيه بر ميراث هنر سنتي به تحولات جهاني نزديك كنند، قادر به ادامه حياتي پويا و آگاهانه نبود. روند نقاشي معاصر كه بعد از كمال الملك جهت يابي پرتلاطم تري را تجربه مي كرد در حدود سال هاي ۱۳۲۰ در فضايي آزادانه تر و ايجاد جنبش نوگراي هنري و تاسيس دانشكده هنرهاي زيباي تهران، همراه بود كه با حضور معلمان به خصوص فرانسوي و رفت و آمد دانش آموختگان اين دانشكده به خارج از كشور و كسب علوم نوين هنري دنيا، رسميت مي يافت و از آنجا كه همواره آگاهي و نحوه برخورد با حركت هاي اينچنيني در هنر، نزد هنرمندان مختلف، متفاوت است، در اين دوره ها نيز برخي به تقليد و تكرار صرف از مكاتب غربي دچار شدند و آن را ادامه دادند و گروهي به تحليل بيشتر اين مكاتب و عناصر وارداتي در نوع استفاده از دستاوردهاي آن پرداختند.
    يكي از پيامدهاي روي آوردن به هنر مدرن در ايران پيدايش مكتب سقاخانه بود كه به منظور انطباق عناصر و نمادهاي سنتي با شيوه هاي اجرايي و تكنيكي مدرن، نزد هنرمندان به وجود آمد و در دوره اي كوتاه مورد استقبال قرار گرفت و حضور قندريز، يكي از مهم ترين سردمداران اين مكتب در كنار حسين زنده رودي، مسعود عربشاهي، فرامرز پيلارام، پرويز تناولي و... بود كه كوشيدند نشانه ها و آرايه هاي فرهنگي، هنري ايراني را با قالب هاي مدرن غربي تلفيق و نقاشي ايراني را از امتيازات نگاه بين المللي برخوردار كنند كه رفته رفته شتاب زدگي در عرصه نقشمايه هاي ايراني و... در تركيب بندي هاي نوين و بي توجهي به پاره اي مباحث زيبايي شناختي هنري توسط برخي هنرمندان، سبب شد كه به زعم عده اي هنرمندان و منتقدان گروهي از آثار، خالي از جوهر رازگونگي به وجود آيد و ضمن دورافتادگي از قلمرو اصالت، از حقيقت خلاقيت نيز بي بهره باشد.
    «رويين پاكباز» در مقاله اي در كتاب ايران و مدرنيته هدايت اين مكتب را به حكومت وقت منتسب مي ديد. «اين جرياني است كه بيشتر از بالاهدايت مي شود و بخصوص در بي ينال چهارم مورد تاييد داوران خارجي و ايراني قرار مي گيرد. كار اغلب اين سنت گرايان نو، خصلت توريست پسند دارد.»
    در اين اوضاع و احوال قندريز، «رويين پاكباز» و گروهي ديگر از هنرمندان جوان آن دوره به تاسيس گالري اي با نام «ايران» كه بعدها «قندريز» نام گرفت، همت گماردند و هدفشان تا حدودي جبران وضع موجود و نوعي راهگشايي روشنگرانه در جهت حفظ ارزش هاي هنر ملي و چگونگي تاثيرپذيري اين هنر از اسلوب و شيوه هاي غرب بود كه بعدها در تكوين اين حركت، هنرمندان ديگري نيز به آن پيوستند.
    قندريز، هنرمندي كه در حدود ۳۰ سالگي بر اثر سانحه تصادف درگذشت، در هنرستان هنرهاي زيباي تهران درس خواند و سال هاي ارزشمندي را به لحاظ كسب تجربه هنري پشت سر گذاشت و در دو بي ينال تهران و چندين نمايشگاه داخل و خارج از كشور شركت كرد. او يكي از مستعدترين هنرمندان اين دوره به حساب مي آيد كه به رغم عمر كوتاهش، فعاليت هاي پيگيرانه اي را درخصوص به ثمر رساندن جريان غالب هنري روزگار خودش به انجام رساند. وي در ابتدا متاثر از هنرمنداني چون پيكاسو و ماتيس بود و با كنكاشي عميق در بهره گيري از نگارگري ايراني و عناصر و نقوش معنوي هنر ايراني و اسلامي در بياني مدرن، به سبكي شخصي و تازه دست يافت.
    در مراسم افتتاحيه نمايشگاه اخير، هنرمنداني چون «علي اسفندياري»، نقاش پيشكسوت، «واحد خاكدان»، نقاش و تصويرگر، «منصور طبيب زاده»، مجسمه ساز و نقاش و... آمده اند. اسفندياري كه استاد قندريز در هنرستان هنرهاي زيباي تهران بوده، نسبت به بقيه با اشتياق بيشتري به آثار چشم مي دوزد، انگار دلش مي خواهد از هنرجويش بيشتر تعريف كند و بگويد و البته چيزهايي بگويد كه او را از ديگران متمايز كند. او حرف هايش را درباره قندريز اين گونه آغاز مي كند: «او نازنين بود و يكي از بااستعدادترين شاگردهاي من در هنرستان بود. ما نسل جديدي را تربيت مي كرديم و بچه ها دوران بسيار تاثيرگذاري را در هنر ايران تجربه مي كردند. قندريز با پاكباز، خودش گالري داشت و نسبت به وضعيت هنري آن موقع بسيار متعصب و مسئوليت پذير بود. بسيار اهل مطالعه بود و مي خواست تحولات هنري را بسيار عميق بررسي كند و از سطحي نگري نسبت به مكاتب و جريان ها بيزاري مي جست.» اين هنرمند پيشكسوت صحبت هايش را با اشاره به شيوه و محتواي كارهاي قندريز ادامه مي دهد: «او فرم اشياي هنر ايراني را مي گرفت و در اين راه موفق بود. كارهايش اجرا و تركيب بندي قوي داشت و تكنيك هاي خارجي را خوب اجرا مي كرد.»
    در تابلويي كه پشت شيشه و ويترين گالري قرار گرفته و نيز اثر «اسب ها» كه يكي از تابلوهاي داخل گالري است، علاقه نقاش به آزمودن شيوه هاي نقاشي شرقي (به خصوص چيني) و جست وجوگري او در دريافت فصول هماهنگ نقاشي ايراني و شرقي مشهود است. در كنار اين آثار تابلوهاي ديگري نيز به سبك و سياق امپرسيونيست جاي دارند كه نشانگر سال هاي تجربه اندوزي او در مكاتب مختلف هنري مدرن است.
    همچنين بهره گيري هنرمندانه نقاش از خطوط و نقشمايه هاي قديمي، موتيف ها و علايم آشنا و غيرآشناي هنر باستاني و ايراني با تكنيك هاي مدرن، به منظور دستيابي به فرهنگ بومي و ملي در نقاشي ايراني، از تلاش هاي ديگر اوست كه در تعدادي ديگر از تابلوهاي به نمايش درآمده، به خوبي نمايان است. خاكدان، ضمن صحبت هاي كلي درباره حال و هواي هنري آن دوره، از شروع فعاليت هنري اش در گالري قندريز مي گويد: «من حدود ۳۰ سال پيش در گالري قندريز شروع به كار كردم و با نحوه كار و فعاليت هاي ايشان از نزديك در ارتباط بودم. ايشان با چند هنرمند برجسته ديگر جزو بنيانگذاران هنر مدرن در ايران بود وهنرهاي تجسمي ايران را بر مبناي هنر مدرن پايه ريزي كرد.»
    خاكدان درباره ويژگي هاي منحصر به فرد اين هنرمند و اجراي تكنيك هاي هنري معتقد است: «قندريز در مقايسه با بقيه به نوعي قاطعيت در فرم رسيده بود و فرم هايي را در كارهايي تكرار مي كرد خيلي محكم و استوار و تيپيك بود. به عنوان مثال كارهايي را كه خيلي شبيه به «اورنامنت »هاي فرم هاي سنتي ايران هستند، بيشترشان متعلق به قندريز است. مسئله دوم اين است كه موضوع هويت يابي در سبك سقاخانه كه كار هنر مدرن بود، آن موقع بدعت بزرگي به حساب مي آمد كه نقاشي ايراني را با نقاشي مدرن غربي يك مرتبه تلفيق كرد.»
    طبيب زاده نيز در تكميل گفته هاي خاكدان اضافه مي كند: «مي توان گفت كه كارهاي قندريز دوره هاي مختلفي دارد و انديشه اش سير تطوري داشت. در اين نمايشگاه تقريباً دو سه مورد از سه دوره كاري ايشان وجود دارد؛ دوره دانشجويي كه كار ناتورآليستي مي كرد يك دوره هايي كه فيگور و فيگور انسان در آثارش هست با يك بيان تغزلي... و يك دوره هم نقشمايه ها با نگاهي معاصر. به نظر من قندريز نفر اصلي هنرمنداني بود كه جرقه هاي اصلي را در اين دوره پديد آورد و به لحاظ روحي ، غريزي و درك جهان شناختي كه داشت، آن عناصر را ابتدا به ساكن به كار گرفت كه بعدها ديگران هم به اين جريان پيوستند. انگيزه پرداختن به آگاهي از زيبايي شناسي هنري و بررسي جايگاه هنر ايراني در رويارويي با هنر وارداتي و ...
    بسياري ديگر از هنرمندان و كارشناسان هنري نيز براين اعتقادندكه منصور قندريز در صورت ادامه حيات مي توانست با نگاه تامل انگيزتر به نقاشي و استمرار فعاليتهاي پررونق هنري در واكنش به جريان هاي ناكارآمد هنري آن دهه ها، نقشي به مراتب برجسته تر براي جامعه تجسمي ايفا كند. همچنان كه در همان مدت كوتاه نيز انگيزه هاي او و هم نسلانش تاثيرات بسزايي در اعتبار بخشي هنري و ارزشي به بنيان هاي هنرهاي تجسمي ايران برجاي گذاشته است.
    
    منابع:
     هنرمند ايراني و مدرنيسم ، «دكتر كامران افشار مهاجر»، فرهنگ معاصر هنر (دايرةالمعارف)، «رويين پاكباز».
    
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3939 به تاريخ 6/3/87، صفحه 17 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2286 بار
    



آثار ديگري از "پروانه توكلي"

  تصوير عدالت و اميد بر تابلوهاي رنگارنگ
پروانه توكلي، ايران 17/12/87
مشاهده متن    
  اميد فراوان به آينده / به بهانه برگزاري اولين جشنواره تجسمي فجر
پروانه توكلي، ايران 4/12/87
مشاهده متن    
  سر و سامان هنري كه به بازارش مي انديشد / برگزار ي دومين اكسپوي بزرگ تهران در تالار وحدت
پروانه توكلي، ايران 12/10/87
مشاهده متن    
  مجسمه اثري گلخانه اي نيست / چشم اندازي بر برپايي اولين اكسپوي مجسمه سازي ايران؛
پروانه توكلي، اعتماد ملي 22/8/87
مشاهده متن    
  تنديس، كتابي هميشه باز
پروانه توكلي، ايران 16/7/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه انسان و محيط زيست
متن مطالب شماره 4 (پياپي 58)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است