|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد87/3/11: من المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1690 11/3/87 > صفحه 7 (سياسي) > متن
 
      


من المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي
خليج فارس و نقش اعراب در آيينه تاريخ

نويسنده: شعيب بهمنہ

چندين دهه از كوشش هاي برنامه ريزي شده اعراب براي تغيير نام تاريخي خليج فارس مي گذرد. آبراهي كه ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي سازد براساس تمام اسناد تاريخي - جغرافيايي، نقشه هاي موجود از يونان باستان تا دوره معاصر و همچنين بيانيه هاي سازمان ملل متحد، «خليج فارس» نام دارد و حتي در تمام نوشته ها و نقشه هاي عربي كه پيش از دهه 1960 به چاپ رسيده اند از عنوان «الخليج الفارسي يا بحر فارس» استفاده شده است. صحت ادعاي فوق حتي در بخشي از سرود ملي قديمي مصر نيز ديده مي شود كه در آن از خليج فارس ياد شده و مرزهاي اعراب را از خليج فارس تا درياي مديترانه ترسيم كرده است: «حدود نامن الخليج الفارسي حتي بحر الابيض».
    
    موضوع تغيير نام خليج فارس از دهه سوم قرن بيستم به دنبال سياست فارسي زدايي انگليسي ها در منطقه خليج فارس مطرح شد. هدف اصلي سياست يادشده توسعه سرزميني انگلستان در منطقه خليج فارس بود كه تنها مانع اصلي آن را بايد هويت ايراني دانست كه ساليان دراز بر منطقه خليج فارس سايه افكنده بود.
    
    اصطلاح «خليج عربي» براي اولين بار از سوي يك ديپلمات بريتانيايي در منطقه خليج فارس عنوان شد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسي دولت بريتانياي كبير در خليج فارس بود، پس از مراجعت به لندن در سال 1345 هجري خورشيدي كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي نخستين بار از عنوان تازه و جعلي خليج عربي استفاده كرد. چارلز بلگريو در كتاب خود با عنوان «ساحل دزدان» - نامي كه پيشتر به سواحل جنوبي خليج فارس اطلاق مي شد - ادعا كرده بود كه اعراب علاقه مندند خليج فارس را خليج عربي بنامند.
    
    بدين ترتيب بلافاصله پس از انتشار كتاب، استفاده از اصطلاح جعلي خليج عربي در مطبوعات منطقه آغاز شد و پس از چندي در مكاتبات رسمي كشورهاي حاشيه خليج فارس، نام خليج عربي به جاي خليج فارس نشست. در اين بين به رغم آنكه دولت ايران در همان زمان در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محموله هايي كه نام «خليج عربي» را به خود داشت خودداري مي كرد، با اين حال ديپلمات بريتانيايي در راستاي سياست قديمي «تفرقه بينداز و حكومت كن»، كار خود را كرده بود و اعراب را با واژه تازه يي آشنا كرده بود كه بيش از پيش به جنگ لفظي عرب و عجم دامن مي زد. از اين رو دولت هاي حاشيه يي خليج فارس تبليغات سياسي، مكاتبات ديپلماتيك و محور برنامه هاي آموزشي خود را بر نام خليج عربي متمركز كردند. در اقدامي ديگر از سوي انگليسي ها، روزنامه تايمز لندن در سال 1962 در يكي از مقالات خود از خليج عربي به جاي خليج فارس استفاده كرد و از آن زمان به بعد برخي از دولت ها و شيخ نشينان عرب با خريدن روزنامه نگاران و خبرنگاران خارجي يا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشه هايي كه خليج فارس را خليج عربي نشان مي داد، مبادرت كردند. اين تحركات ابتدا از سوي چهره هايي چون عبدالكريم قاسم در عراق و سپس توسط جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر ادامه يافت. در سال 1958 سرهنگ عبدالكريم قاسم با كودتايي در عراق به حكومت رسيد و پس از مدتي داعيه دار رهبري جهان عرب شد. در راستاي چنين انديشه يي از تاكتيك دشمن تراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي سود جست و براي نخستين بار «خليج فارس» را به نام جعلي «خليج عربي» خواند. قاسم كه با اين عمل قصد داشت با مطرح كردن ايران به عنوان دشمن اصلي اعراب، توجه جهان عرب را از قاهره به بغداد جلب كند و به رهبري خود در جهان عرب دامن بزند، با شكست مواجه شد. به شهادت اسنادي كه در همان دوران در عراق و حتي از سوي دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد، قاسم حتي نتوانست توجه مقامات رسمي دانشگاهي عراق را نيز به خود جلب كند.
    
    سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر كه در نظريه وحدت عربي خود، دنياي عرب را از اقيانوس اطلس تا خليج فارس «من المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي» ناميده بود، ديري نپاييد كه با اوج گيري هياهو و جنجال پان عربيسم خود و براي سرپوش گذاشتن بر شكست هاي اعراب از اسرائيل از نام ساختگي خليج عربي سود جست. ناصر با طرح چنين سياستي دو هدف عمده را پيگيري مي كرد. نخست زنده كردن تعصبات نژادي اعراب و سپس رويارويي با شاه ايران كه با اسرائيل روابط خوبي برقرار كرده بود. دولت ناسيوناليست مصر كه با دامن زدن به چنين مسائلي سعي در قوام و دوام بخشيدن به اتحاديه عرب داشت، از شيخ نشين هاي بحرين، قطر، دوبي، ابوظبي، شارجه و سلطان نشين عمان نيز درخواست كرد در راه آرمان هاي مشترك ملت عرب و رفاه عمومي منطقه با جمهوري عربي متحده همكاري كنند. از اين رو در 23 مرداد 1342 كميسيون اتحاديه عرب در شيخ نشين هاي خليج فارس براي نخستين بار نام خليج فارس را در يك سند رسمي خليج عربي ذكر كرد و به دنبال آن اتحاديه عرب تصميم گرفت اين نام مجعول را در برنامه هاي درسي كليه كشورهاي عضو اتحاديه و مكاتبات رسمي به كار گيرد. با اين حال مقاصد اعراب از تغيير نام خليج فارس فراتر مي رفت و شامل استان نفت خيز خوزستان نيز مي شد كه آن را عربستان مي ناميدند. اعراب خوزستان را بخشي از سرزمين عربي مي دانستند كه رضاشاه با حمايت و پشتيباني انگلستان از چنگ اعراب خارج ساخته است.
    
    در اين راستا در 11 دسامبر 1964 كنفرانس حقوقدانان عرب، خوزستان را جزء لاينفك ميهن عربي دانست و در 10 نوامبر 1965 رژيم بعثي سوريه اين ادعا را پذيرفت و از آن پشتيباني كرد. در واقع پشت كلمه خليج عربي، جزاير عربي، خوزستان عربي (عربستان)، حكم فرمايي بر تنگه هرمز و تبديل كردن ايران به زائده جهان عرب نهفته بود. اگرچه تلاش هاي ناصر برخي از سياستمداران عرب را نيز با وي همراه كرده بود اما در نهايت نتيجه دلخواهي در پي نداشت زيرا رستاخيز عرب آن طور كه ناصر در روياي خود مجسم كرده بود، با واقعيات فاصله هاي زيادي داشت.
    
    علت اصلي آن نيز عدم انسجام و يكپارچگي دولت هاي عربي بود. در واقع ملتي كه ناصر از آن دم مي زد، چيزي جز تخيل نبود. به هر روي تلاش هاي قاسم و ناصر در جهان عرب با قدرت يافتن صدام حسين در عراق بار ديگر توسط او ادامه يافت. صدام كه در وهله نخست صدها ميليون دلار هزينه كرده بود تا با كمك گروهي روزنامه نگار، دانشگاهي، ناشر و مركز نقشه سازي، نام خليج فارس را تغيير دهد، در پي وقوع انقلاب اسلامي در ايران و سقوط قدرت نظامي ايران در منطقه، دست به تجاوز به خاك ايران زد. هشت سال جنگ تحميلي كه با ادعاهاي واهي صدام مبني بر حاكميت بر اروندرود و عربي خواندن خوزستان و شهرهاي ديگر ايران آغاز شده بود، در نهايت با شكست عراق خاتمه يافت. در واقع نتيجه عملي اين تجاوز، افزايش حساسيت ايرانيان بر نام خليج فارس بود كه در پي آن ايرانيان استفاده از نام خليج عربي را نوعي ستيز با ايرانيت و تجاوز به تاريخ ايران قلمداد كردند. پس از جنگ دوم خليج فارس و تهاجم عراق به كويت در سال 1991، نفوذ نظامي ايالات متحده بر منطقه بيشتر شد و ديري نپاييد كه امريكايي ها براي مهار جمهوري اسلامي ايران به رودررويي كشورها و شيخ نشين هاي ساحل جنوبي خليج فارس با ايران دامن زدند. از اين رو شيخ نشين هاي شارجه و ابوظبي در مقابل ايران قرار گرفتند و به طرح ادعاهاي واهي نسبت به مالكيت جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب كوچك و تنب بزرگ) پرداختند. شيخ زايد بن سلطان آل نهيان صدها ميليون دلار براي تغيير نام خليج فارس و ترديد آفريدن بر مالكيت مطلق ايران بر جزاير سه گانه هزينه كرد ولي گذشت زمان به او نشان داد كه در اين زمينه به موفقيت زيادي دست نخواهد يافت.
    
    اگرچه اعضاي «شوراي همكاري خليج فارس» در بيست و پنجمين نشست سران كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در بحرين نام شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس را به شوراي همكاري كشورهاي خليج عربي (مجلس التعاون لدول الخليج العربيه) تغيير دادند، اما به نظر مي رسد سياست ايراني زدايي و فارسي ستيزي اعراب، با توجه به تعلق بيش از نيمي از خليج فارس و حساس ترين نقاط استراتژيك و ژئواكونوميك آن به ايران راه به جايي نخواهد برد. در واقع همان گونه كه تلاش براي كنار گذاشتن يا ناديده انگاشتن ايران از ساختار امنيتي منطقه بي ثمر است، تغيير نام خليج فارس نيز ناممكن مي نمايد.
    
    با اين حال نبايد از خاطر برد كه اعراب در طول ساليان و دهه هاي اخير تبليغات گسترده يي را به منظور تغيير نام خليج فارس آغاز كرده اند. آنها در حالي نام شركت هاي هواپيمايي، روزنامه ها، مجلات، شركت ها و بسياري از چيزهاي ديگر را به نام خليج يا خليج عربي تغيير داده اند كه نام «خليج پارس» دربرگيرنده هزاران سال تاريخ است و عدم استفاده از آن، بي ارزش ساختن پيشينه و تمدن هايي است كه پيرامون آن باليده اند. به كار بردن نام جعلي «خليج عربي» براي «خليج فارس»، عنوان «شيخ شعيب» براي «جزيره لاوان»، «قيس» براي جزيره «كيش» و «شط العرب» براي «اروندرود» از جمله مواردي است كه به رغم مسلمان بودن مردم منطقه، به منازعات هويتي و قومي ميان كشورها دامن مي زند زيرا تغيير نام هاي كهن جغرافيايي، تحريف واقعيت هاي تاريخي و جعل هويت هاي موجود است
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1690 به تاريخ 11/3/87، صفحه 7 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1243 بار
    



آثار ديگري از "شعيب بهمنہ"

  ايران، چالش سياست خاورميانه يي امريكا / گزارشي از سياست هاي واشنگتن در قبال كشورهاي منطقه
شعيب بهمنہ، اعتماد 15/2/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه خيال ابريشم
متن مطالب شماره 6-7، آذر و دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است