ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه اعتماد87/3/26: هويت و خشونت از ديدگاه آمارتيا سًن
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2173
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1699 26/3/87 > صفحه 7 (انديشه) > متن
 
      


هويت و خشونت از ديدگاه آمارتيا سًن


نويسنده: فريدون مجلسي

آنچه مرا به نوشتن اين سطور واداشت گفت وگوي مفصل محمد صادقي با يوخن هپلر بود كه زير عنوان معيار دموكراسي در مقام مقاله اصلي در صفحه نخست اعتماد شماره يكشنبه 12 خرداد جاي گرفته بود. در اين گفت وگو اين استاد آلماني علوم سياسي و پژوهشگر توسعه و صلح با تعجب مي پرسد چرا اينقدر به پروفسور هانتينگتون مي پردازيد كه ديدگاهش در باره برخورد تمدن ها بيشتر سياسي است تا علمي و تحليلي، و سپس با تاكيد بر آسيايي بودن آمارتيا سًن برنده جايزه نوبل در رشته اقتصاد توصيه مي كند «كتاب او كه صد مرتبه از كتاب هانتينگتون بهتر است بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.» نكته از اين لحاظ برايم جالب بود كه هنگام خواندن آن مقاله كتاب آمارتيا سن را زير عنوان هويت و خشونت كه آن را پسرم به تازگي برايم فرستاده و آن را در دست ترجمه دارم در مقابل ديدگان خود داشتم،
    
    درست است كه او برنده جايزه نوبل سال 1998 در رشته اقتصاد شد، اما به عنوان فيلسوف و متفكري بزرگ نيز در جهان روشنفكري از منزلتي بالابرخوردار است. در روزنامه اعتماد مورخ 29 ارديبهشت 1387 (صفحه 14) نيز مقاله مفصلي به قلم دكتر حسين راغفر زير عنوان آزادي هاي سياسي و فرصت هاي مطلوب منتشر شده بود كه نشان مي دهد محافل روشنفكري و آكادميك ايران با اين شخصيت مهم روزگار ما بيگانه نيستند. اما جا دارد خوانندگان علاقه مند ايراني بيشتر با او و افكارش آشنا شوند.
    
    آمارتيا سًن كه براي نقش نظام ها در احترام به هويت هاي فردي به عنوان معياري بر آرامش و مودت يا اصرار بر تحميل هويتي يكسونگر، كه آغازگر درگيري هاي بعدي دروني و بيروني در جوامع مي شود، اهميتي بسزا قائل است، مي گويد نخستين بار در يازده سالگي با كشتار مواجه شد. رهبري آشوب هاي هندو- مسلمان را، كه ناگهان در دهه 1940 در هندً بريتانيا فوران كرد، در هر دو سو تحريك كنندگاني برعهده داشتند. يك روز صبح هنگامي كه در باغ خانه اش در داكا مشغول بازي بود، ناگهان مردي به شدت خونين وارد شد و تقاضاي كمك كرد. پدر آمارتيا او را با شتاب به بيمارستان رساند، اما آن مرد جان به در نبرد.
    
    آن قرباني كه قادر ميا نام داشت، كارگر روزمزد مسلمان فقيري بود كه همسرش از او خواسته بود طي آن آشوب ها از خانه بيرون نرود. اما خانواده اش چيزي براي خوردن نداشت، و ميا به آمارتياي نوجوان گفت براي كسب اندك درآمدي ناچار بود بيرون برود. آدمكشان فرقه گرا كه در باره او جز مذهبش هيچ شناختي نداشتند او را با چاقو زدند.
    
    در آن آشوب ها بيشتر قربانيان - چه هندوها و چه مسلمان ها- كارگران فقير و خانواد ه هايشان بودند. با اينكه آن قربانيان متعلق به جوامع متفاوت بودند، هويت طبقاتي شان بسيار شبيه بود. اما آن دنياي خونريز با آن طبقه بندي يكسونگر مجاز نبود چيزي جز هويت مذهبي را به حساب آورد. سًن در كتاب خود به اين بحث مي پردازد كه امروزه به خاطر فريب يا توهمي د رباره يگانگي هويت، حمايت از برخورد و خشونت كمتر از گذشته نيست. در واقع، جهان با ناديده انگاشتن رابطه يا ديگر راه هايي كه مردم خود را در آن درگير طبقه، جنسيت، حرفه، زبان، ادبيات، علوم، موسيقي، اخلاقيات يا سياست ها مي بينند، به طوري فزاينده به عنوان فدراسيوني فرض مي شود متشكل از مذاهب (يا «فرهنگ ها» يا «تمدن ها»). تلاش هاي جهاني براي متوقف كردن چنين خشونتي نيز در اثر اغتشاشي تصوري ناشي از پيش فرضً هويت يگانه است و ناگزير دچار اشكال است. وقتي روابط ميان انسان هاي گوناگون با معياري چون «برخورد تمدن ها» يا با بديلي چون «مودت ميان تمدن ها» سنجيده مي شود، انسان ها مينياتوريزه يا ريز نقش مي شوند و آنها را در جعبه هاي كوچكي كنار مي گذارند. سًن از طريق پژوهش عميق خود درباره موضوعات گوناگوني چون چندفرهنگي، تروريسم و جهاني شدن، نياز به تفاهم هوشيارانه يي را در باره آزادي بشر و موثر بودن نداي علني سازنده يي در جامعه مدني جهاني بازمي نماياند. سًن نشان مي دهد كه جهان را، به همان استواري كه اخيراً به سوي خشونت و جنگ تنوره كشيده است، مي توان به سوي صلح هدايت كرد. در شمار ديگر آثار آمارتيا سًن از كتاب هاي اخلاق و اقتصاد، توسعه در مقام آزادي، و هندً جدلي مي توان نام برد. همان طور كه اشاره شد در سال 1998 برنده جايزه نوبل در اقتصاد شد. سًن اكنون استاد دانشكده لامونت در دانشگاه هاروارد است: او پيشتر مدير ترينيتي كالج در كمبريج انگلستان بوده است. با اين معرفي مختصر، براي درك بهتر نقش هويت در داوري غيا در پيش داوري،ف در باره افراد جالب است اگر داستان كوتاهي را از زبان خود او تكرار كنم كه او در آغاز كتابش آورده است: «چند سال پيش هنگامي كه از سفري كوتاه به انگلستان بازمي گشتم (در آن زمان مدير ترينيتي كالج در كمبريج بودم)، مامور مهاجرت در فرودگاه هيثرو، كه گذرنامه هندي مرا تقريباً به طور كامل بررسي مي كرد، پرسش فيلسوفانه يي مطرح كرد كه نوعي پيچيدگي داشت. در حالي كه در برگه اداره مهاجرت به نشاني خانه من مي نگريست (ترينيتي كالج، كمبريج، منزل مدير)، پرسيد «آيا اين مدير، كه ظاهراً از ميهمان نوازي او برخوردار هستيد، از دوستان نزديك شما است.» اين پرسش موجب شد مكثي كنم زيرا روي هم رفته برايم روشن نبود كه آيا مي توانستم ادعا كنم از دوستان خودم باشم، با قدري فكر به اين نتيجه رسيدم كه پاسخ بايد آري باشد، زيرا غالباً نسبت به خودم رفتاري به اندازه كافي دوستانه دارم، و به علاوه وقتي حرف هاي احمقانه مي زنم، بي درنگ مي توانم دريابم با داشتن دوستاني مانند خودم، نياز به هيچ دشمني ندارم. از آنجا كه سيرً اين افكار مدتي وقت گرفت، مامور اداره مهاجرت مي خواست دقيقاً بداند چرا مردد بودم، و به ويژه اينكه آيا در باب حضورم در بريتانيا به نوعي تخلفي صورت گرفته بود، باري، آن مساله سرانجام حل شد، اما در واقع آن گفت وگو ياد آور اين بود كه هويت مي تواند موضوع پيچيده يي باشد...»
    
    پيش داوري شبيه به اين داستان را كه افسر مهاجرت انگليسي اصل را بر اين مي گذارد كه «يك هندي به هر حال نمي تواند مدير ترينيتي كالج كمبريج باشد، شايد دوست و ميهمان او باشد، ولي اصولاً بايد آدم مشكوكي باشد، » بسياري از ما ايرانيان نيز در سفرهاي خارج، هنگامي كه گذرنامه هاي خود را رو مي كنيم و با رفتاري متفاوت مواجه مي شويم تجربه كرده ايم. اين درحالي است كه حتي نمونه يي از آن بدكاري هاي انتسابي كه از شهروندان كشورهاي دوستشان ديده شده از ايرانيان نديده اند، باري، سن در ادامه مي گويد: «وقايع خشونت بار و شرارت هاي چند سال گذشته به دوراني انجاميده است آميخته از پريشاني هولناك و درگيري هاي وحشتناك. سياست مقابله جهاني غالباً به عنوان تابعي از اختلافات مذهبي و فرهنگي در جهان تلقي مي شود. در واقع، جهان به طوري فزاينده، هرچند تلويحاً، به عنوان فدراسيوني از مذاهب يا از تمدن ها به نظر مي رسد و در نتيجه همه راه هاي ديگري را كه مردم از آن طريق ناظر خود باشند ناديده مي گيرد. اين خط فكري متضمن اين فرض عجيب است كه مردم جهان را فقط بر پايه نوعي سامانه يا سيستم تفكيكي انحصاري و فراگير مي توان دسته بندي كرد. جداسازي تمدني يا مذهبي مردم جهان منجر به رويكردي «انزواگرايانه» به هويت بشر مي شود، كه انسان ها را صرفاً به عنوان اعضاي يك گروه مي نگرد (كه برخلاف گذشته كه متكي بر مليت و طبقات بود در اين مورد با تمدن يا مذهب مشخص مي شود)
    
    «... بنابراين، محور اصلي در هدايت يك زندگي انساني عبارت است از مسووليت هاي گزينش و برهان. برعكس، خشونت در اثر پروراندن احساسي از چاره ناپذيري يا بداهت هويتي انحصاري- و غالباً متخاصم - حاصل مي شود كه تصور مي رود بايد از آن برخوردار باشيم و الزاماً توقعات گسترده يي را (گاهي در انواع بسيار نا مقبول) به ما تحميل مي كند. تحميل هويتي علناً انحصاري يا تكواره غالباً مايه اصلي آن «هنر ستيزه جويي» است كه برانگيزنده اختلاف فرقه يي است.
    
    «بدبختانه، بسياري از تلاش هايي كه با حسن نيت براي بازداشتن چنين خشونتي به كار مي رود به نوبه خود با نبود محسوس گزينش درباره هويت هايمان عقيم مي ماند و اين امر مي تواند به توانمندي ما در غلبه بر خشونت جداً آسيب برساند. وقتي چشم اندازهاي روابط خوب در ميان انسان هاي متفاوت در درجه نخست به معني «دوستي ميان تمدن ها» يا «گفت وگو ميان گروه هاي مذهبي» يا «روابط دوستانه ميان جوامع متفاوت» (با ناديده گرفتن راه هاي بسيار متفاوتي كه مردم بدان طïرïق با يكديگر مربوط مي شوند) مشهود باشد (كه به طوري فزاينده چنين است)، تلاشي جدي در مينياتوريزه كردن يا ريزسازي انسان ها از تدابير و برنامه هاي تدارك شده براي صلح پيشي مي گيرد.»
    
    هويت و خشونت از ديدگاه آمارتيا سًن فريدون مجلسي
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 138 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش زنان
متن مطالب شماره 4 (پياپي 27)، زمستان 1388را در magiran بخوانيد.

- پاي پوش هاي زنان روستايي و عشاير ايران
- دختران دانشجو و خوانش رمان
- انديشه هاي پسافمينيستي و مسئله ي كليت انساني
- مطالعه تكاملي رشد بيضه بز قبل از تولد
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!